بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
*"[[اعاده معدوم]]" یعنی اینکه شیء موجود، معدوم گردد و سپس عین همان شیء، نه مثل آن، اعاده و مجدداً موجود شود که بین آن شیء در دو زمان، عدم، فاصله شده باشد<ref>ر.ک: محمدی، | *"[[اعاده معدوم]]" یعنی اینکه شیء موجود، معدوم گردد و سپس عین همان شیء، نه مثل آن، اعاده و مجدداً موجود شود که بین آن شیء در دو زمان، عدم، فاصله شده باشد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۳.</ref>. | ||
*بحث اعادۀ معدوم را اولین بار [[متکلمین]] در مسئلۀ [[معاد]] مطرح کردند؛ زیرا بعضی از آنها به وجود [[روح]] قائل نبودند و [[معتقد]] بودند [[انسان]] با [[مرگ]]، واقعاً "نیست" میشود و معنای [[معاد]] این است که شیء نیست و فانیشده، بار دیگر "هست" شود. پس، ماهیتِ "[[معاد]]" اعادۀ معدوم است؛ لذا اصلاً [[معاد]] را به عنوان اعادۀ معدوم تصور کردهاند. بعضی دیگر از [[متکلمین]] به وجود [[روح]] [[معتقد]] بودند و بر این [[باور]] بودند که [[معاد]]، [[روحانی]] و جسمانی است و از منظر جسمانی بودن، اعادۀ جسمهای "نیستشده" است. از هر دو نظر، [[خداوند]] چیزی را که نیست و نابود گشته دوباره به وجود بازگرداند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۳.</ref>. | *بحث اعادۀ معدوم را اولین بار [[متکلمین]] در مسئلۀ [[معاد]] مطرح کردند؛ زیرا بعضی از آنها به وجود [[روح]] قائل نبودند و [[معتقد]] بودند [[انسان]] با [[مرگ]]، واقعاً "نیست" میشود و معنای [[معاد]] این است که شیء نیست و فانیشده، بار دیگر "هست" شود. پس، ماهیتِ "[[معاد]]" اعادۀ معدوم است؛ لذا اصلاً [[معاد]] را به عنوان اعادۀ معدوم تصور کردهاند. بعضی دیگر از [[متکلمین]] به وجود [[روح]] [[معتقد]] بودند و بر این [[باور]] بودند که [[معاد]]، [[روحانی]] و جسمانی است و از منظر جسمانی بودن، اعادۀ جسمهای "نیستشده" است. از هر دو نظر، [[خداوند]] چیزی را که نیست و نابود گشته دوباره به وجود بازگرداند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۳۳.</ref>. | ||