جاهلیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۷۷۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ فوریهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
*اما در [[قرآن کریم]] اصطلاح دیگری با عنوان "الجاهلیة الاولی" برای این دوره به‌کار برده می‌شود. در سوره احزاب می‌فرماید: و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را [[آشکار]] مکنید<ref>{{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۳</ref>. واژه "الجاهلیة الأولی" در [[آیه]] بالا یک ترکیب وصفی و به معنای [[نادانی]] نخستین است. میان [[مفسران]] در مقصود از جاهلیت اولی [[اختلاف]] است، برخی از [[مفسران]] آن دوران‌های گذشته دانسته‌اند که زنان با لباسی نامناسب در میان مردان به گردش می‌پرداختند و خود را بر آنان عرضه می‌کردند. در هر حال می‌توان از [[آیه شریفه]] فهمید که حضور تحریک کننده زنان در بین مردان که باعث [[گسترش فساد]] می‌شود، امری بسیار ناپسند است. آنچه عصر جاهلی را، گذشته از سنت‌ها و عادت‌ها غلط، به عنوان یک موضوع قابل تأمل در نزد پژوهشگران و محققان مطرح ساخته و تاکنون کتاب‌ها و تحقیقات متعددی درباره آن انجام شده، [[فنون]] و آثار ادبی فاخر و شکوهمند به‌ویژه در حوزه [[شعر]] و گفتار هنری است. از بارزترین این آثار، مجموعه‌های شعری [[اصحاب]] معلّقات سبع<ref>در دوره پیش از اسلام رسم بر این بود که بهترین اشعار را بر پرده کعبه می‌آویختند. از این مجموعه در تاریخ به عنوان "معلّقات سبع" نام برده شده است.</ref> است. [[قوم]] [[عرب]] در جاهلیت به دو گروه حَضَری (شهرنشین، متمدن) و بدوی (صحرا نشین) تقسیم می‌شدند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 239.</ref>.
*اما در [[قرآن کریم]] اصطلاح دیگری با عنوان "الجاهلیة الاولی" برای این دوره به‌کار برده می‌شود. در سوره احزاب می‌فرماید: و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را [[آشکار]] مکنید<ref>{{متن قرآن| وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۳</ref>. واژه "الجاهلیة الأولی" در [[آیه]] بالا یک ترکیب وصفی و به معنای [[نادانی]] نخستین است. میان [[مفسران]] در مقصود از جاهلیت اولی [[اختلاف]] است، برخی از [[مفسران]] آن دوران‌های گذشته دانسته‌اند که زنان با لباسی نامناسب در میان مردان به گردش می‌پرداختند و خود را بر آنان عرضه می‌کردند. در هر حال می‌توان از [[آیه شریفه]] فهمید که حضور تحریک کننده زنان در بین مردان که باعث [[گسترش فساد]] می‌شود، امری بسیار ناپسند است. آنچه عصر جاهلی را، گذشته از سنت‌ها و عادت‌ها غلط، به عنوان یک موضوع قابل تأمل در نزد پژوهشگران و محققان مطرح ساخته و تاکنون کتاب‌ها و تحقیقات متعددی درباره آن انجام شده، [[فنون]] و آثار ادبی فاخر و شکوهمند به‌ویژه در حوزه [[شعر]] و گفتار هنری است. از بارزترین این آثار، مجموعه‌های شعری [[اصحاب]] معلّقات سبع<ref>در دوره پیش از اسلام رسم بر این بود که بهترین اشعار را بر پرده کعبه می‌آویختند. از این مجموعه در تاریخ به عنوان "معلّقات سبع" نام برده شده است.</ref> است. [[قوم]] [[عرب]] در جاهلیت به دو گروه حَضَری (شهرنشین، متمدن) و بدوی (صحرا نشین) تقسیم می‌شدند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 239.</ref>.
*بدویان جاهلی به هیچ [[نظام حکومتی]] جز [[نظام]] قبیلگی گردن ننهاده بودند و حکومتی جز [[خانواده]] و [[عشیره]] نمی‌شناختند. هر [[قبیله]] رئیسی داشت که [[شیخ]] یا بزرگ [[قبیله]] به‌شمار می‌رفت و رشته [[وحدت]] بین افراد و داور دادرسی‌ها بود. افراد [[قبیله]] موظف بودند از برادر خود، چه [[ظالم]] و چه [[مظلوم]]، [[حمایت]] کنند. این احساس [[حمایت]] "عصبیت" یا "[[فرهنگ]] جاهلی" نامیده می‌شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 240.</ref>.
*بدویان جاهلی به هیچ [[نظام حکومتی]] جز [[نظام]] قبیلگی گردن ننهاده بودند و حکومتی جز [[خانواده]] و [[عشیره]] نمی‌شناختند. هر [[قبیله]] رئیسی داشت که [[شیخ]] یا بزرگ [[قبیله]] به‌شمار می‌رفت و رشته [[وحدت]] بین افراد و داور دادرسی‌ها بود. افراد [[قبیله]] موظف بودند از برادر خود، چه [[ظالم]] و چه [[مظلوم]]، [[حمایت]] کنند. این احساس [[حمایت]] "عصبیت" یا "[[فرهنگ]] جاهلی" نامیده می‌شد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 240.</ref>.
==جاهلیت در [[خطبه‌های نهج البلاغه]]==
*مفهوم جاهلیت در [[خطبه‌های نهج البلاغه]] در قالب موضوع‌های زیر بررسی شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 240.</ref>:
#بازگشت به جاهلیت در گذشته<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۵</ref>؛
#بررسی جاهلیت قبل از [[اسلام]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۶</ref>؛
#[[بدبختی]] جاهلیت [[عرب]]<ref>خطبه‌های ۳ و ۸۹</ref>؛
#[[بعثت]] [[پیامبر]] {{صل}} و سختی‌های جاهلیت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸</ref>؛
#[[تاریخ]] جاهلیت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۶</ref>؛
#[[تاریخ]] جاهلیت [[عرب]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸</ref>؛
#[[تاریخ]] [[سیاسی]] جاهلیت پس از [[رسول خدا]] {{صل}}<ref>خطبه‌های ۲، ۶، ۲۶ و ۵۶</ref>؛
#[[تاریخ]] [[سیاسی]] جاهلیت [[عرب]]<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۲ نهج البلاغه|خطبه ۲]]</ref>؛
#جاهلیت [[عرب]] در زمان [[بعثت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۶</ref>؛
#جاهلیت قبل از [[اسلام]]<ref>خطبه‌های ۱ و ۳۳</ref>؛
#جاهلیت و حق‌ناشناسی [[مردم]]<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>؛
#خطر جاهلیت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲</ref>؛
#[[دانشمندان]] و [[عصر جاهلیت]]<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۲ نهج البلاغه|خطبه ۲]]</ref>؛
#[[دوران جاهلیت]] [[انسان‌ها]]<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>؛
#[[دوران جاهلیت]] و [[نعمت]] [[بعثت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۵</ref>؛
#سیر ارتجاعی [[امت]] و جاهلیت دوباره<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰</ref>؛
#[[شناخت]] جاهلیت [[عرب]]<ref>خطبه‌های ۱، ۱۴، ۹۵، ۱۰۴ و ۱۵۱</ref>؛
#[[شناخت]] [[عصر جاهلیت]]<ref>خطبه‌های ۱، ۹۴ و ۹۵</ref>؛
#[[شناخت]] [[فرهنگ جاهلیت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۶</ref>؛
#عبرت‌آموزی از روزگار جاهلیت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۹</ref>؛
#[[عصر جاهلیت]]<ref>خطبه‌های ۱، ۲، ۴۹ و ۹۴</ref>؛
#[[نکوهش]] ارزش‌های زشت جاهلی<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸</ref>؛
#آتش عصبیت‌های جاهلی<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲</ref>.
*با نگاهی گذرا به [[سخنان امام]] [[علی]] {{ع}} درباره جاهلیت، به این نتیجه می‌رسیم که آن [[حضرت]] [[مردم]] را از بازگشت به [[کبر]] و نخوت‌های جاهلی و کینه‌هایی که از ویژگی‌های آن دوران به‌شمار می‌رود بر حذر داشته است. این امر در [[خطبه قاصعه]] به بهترین‌ وجه بیان شده است. [[حضرت]] در قسمتی از این [[خطبه]] می‌فرماید: پس [[آتش]] عصبیّت و کینه‌ها جاهلی را که در دل‌هایتان نهفته است خاموش کنید، که بی‌تردید این ننگ و عار برای [[مسلمانان]] از خطرهای [[شیطان]] و خودستایی‌ها و [[تباهی‌ها]] و وسوسه‌های اوست»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 240- 241.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش