←مقدمه
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
*از سوی دیگر، "اخلاق" به [[رفتار]] [[پسندیده]] گفته میشود و در منابع [[دینی]] از "حُسن خلق" و [[اخلاق نیکو]] بسیار [[ستایش]] شده و آنان که خوش اخلاقاند، نزد [[خدا]] مقرّبترند. [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[بعثت]] خود را برای تکمیل [[مکارم اخلاق]] معرفی کرده است {{متن حدیث|بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ}} و خودش [[بهترین]] اخلاق را داشته است. | *از سوی دیگر، "اخلاق" به [[رفتار]] [[پسندیده]] گفته میشود و در منابع [[دینی]] از "حُسن خلق" و [[اخلاق نیکو]] بسیار [[ستایش]] شده و آنان که خوش اخلاقاند، نزد [[خدا]] مقرّبترند. [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[بعثت]] خود را برای تکمیل [[مکارم اخلاق]] معرفی کرده است {{متن حدیث|بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ}} و خودش [[بهترین]] اخلاق را داشته است. | ||
*[[قرآن کریم]]، اخلاق او را ستوده و اخلاق عظیمی شمرده است {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. [[اخلاق پسندیده]] آن [[حضرت]]، یکی از عوامل [[محبوبیت]] او و موفقیت در [[دعوت]] [[مردم]] به [[دین خدا]] بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)| فرهنگنامه دینی]]، ص۲۱.</ref>. | *[[قرآن کریم]]، اخلاق او را ستوده و اخلاق عظیمی شمرده است {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. [[اخلاق پسندیده]] آن [[حضرت]]، یکی از عوامل [[محبوبیت]] او و موفقیت در [[دعوت]] [[مردم]] به [[دین خدا]] بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)| فرهنگنامه دینی]]، ص۲۱.</ref>. | ||
==معنای اخلاق== | |||
در معنی واژه [[اخلاق]] در بین [[علما]] و [[دانشمندان]] [[اسلامی]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد؛ مرحوم حاج [[شیخ عباس قمی]] و راغب اصفهانی<ref>ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص676؛ مفردات، ص۱۵۹.</ref>، دانشمند معتقدند: خُلق "به ضم" و خَلق "به [[فتح]]" در اصل یک معنا دارند؛ لیکن برحسب استعمال خَلق را در صور و اشکال ظاهری که با چشم دیده میشوند و خُلق را در صفات و سجایای [[باطنی]] که با دیده [[بصیرت]] [[درک]] میشوند، استعمال میکنند. بنابراین [[اخلاق]] یعنی: صورت درونی و چهره [[باطنی]] [[انسان]]<ref>محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطههای آغاز در اخلاق عملی، ص13.</ref>. | |||
غزالی [[اخلاق]] را حالتی [[راسخ]] و مؤثر در روان [[انسان]] میداند که در سایه آن بدون [[اندیشه]] و تأمل [[افعال]] و [[رفتار]] از [[بشر]] صادر میشود گروهی [[اخلاق]] را عبارت از ملکات و صورتهای نفسانی ثابت که از تکرار عمل حاصل میشود، میدانند. اما گروهی دیگر [[اخلاق]] را عبارت از مجموعه اصول [[حاکم]] بر [[رفتار]] انسانی و پاسداری از این روابط میدانند<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.</ref>. | |||
گاهی واژه [[اخلاق]] صرفاً در مورد صفات و [[افعال]] [[نیک]] و [[پسندیده]] بهکار میرود مثلاً ایثارگری را صفتی [[اخلاقی]] و عمل دزدی را غیر [[اخلاقی]] مینامند<ref>مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص16.</ref>. | |||
[[فخر رازی]] خُلق را عبارت از ملکهای میداند که به واسطه آن، [[افعال]] از [[نفس]] به آسانی و بدون بهکار بردن [[اندیشه]] صادر میشود<ref>فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.</ref>. | |||
[[عبدالرزاق لاهیجی]] مینویسد: | |||
"خُلق ملکهای است نفسانی که مقتضی سهولت صدور [[افعال]] از [[نفس]] بدون [[نیاز]] به [[فکر]] و تأمل میباشد"<ref>عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص485.</ref>. | |||
در غیاث اللغات، معادل خلق، [[خوی]] آمده است و در لغت [[عرب]] به معنای عادت، [[طبیعت]]، سجیت، [[دین]] و [[مروت]] ذکر شده است<ref>علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.</ref>. | |||
مرحوم [[فیض کاشانی]] [[اخلاق]] را اینگونه تعریف کرده است: | |||
[[اخلاق]] هیئتی است [[استوار]] و [[راسخ]] در [[جان]]، که [[کارها]] به آسانی و بدون [[نیاز]] به [[تفکر]] و [[اندیشه]] از آن صادر میشود. اگر این هیئت به گونهای باشد که [[افعال]] زیبا و [[پسندیده]] از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] [[نیک]] مینامند و اگر [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] بد گویند<ref>محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص14.</ref>. | |||
[[علامه مجلسی]] در تعریف [[اخلاق]] میگوید: | |||
[[اخلاق]]، ملکهای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر میشود. برخی از این ملکات [[فطری]] و ذاتیاند و پارهای از آنها نیز با [[تفکر]] و تلاش و تمرین و عادت دادن [[نفس]] به آنها، به دست میآیند... چنانچه [[بخیل]] در ابتدا با [[سختی]] و [[جان]] کندن چیزی را میبخشد اما در اثر تکرار، [[اخلاق]] [[بخشش]] به صورت [[خوی]] و عادت او در میآید<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص۳۷۲.</ref>. | |||
[[اخلاق]] عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. [[اخلاق]] در این معنا، یکی از ثمرات [[تربیت]]، بلکه مهمترین ثمره آن است<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.</ref>. | |||
[[اخلاق]] از نظر لغوی، به مجموعه [[فضائل]] و رذائلی که در [[انسان]] به صورت درآمدهاند، اطلاق میشود<ref>سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.</ref>. | |||
در این نوشتار مراد از [[اخلاق]]، صفتهای نفسانی خوب و بد، [[اعمال]] و رفتارهای اختیاری متناسب با آن صفتها که شامل پسندها و ناپسندهای [[اخلاقی]] است میباشد. در [[مکتب]] [[اسلامی]] [[اخلاق]] میبایست از ضمانت اجرایی [[ایمان]] و [[مذهب]] برخوردار باشد و [[اخلاق]]، [[اخلاق اسلامی]] نخواهد بود. | |||
مرحوم [[احمد نراقی]] در کتاب [[سیف]] الأمه و [[برهان]] المله (در رد نظریات هنری مارتین [[مسیحی]]) به مدنی بالطبع بودن [[انسان]]، متفاوت بودن [[انسانها]] با یکدیگر، و [[ضرورت]] ضابطه و [[قانون]] و [[حاکمیت خدا]] و پس از آن تعیین فردی از سوی [[خدا]] برای [[بیان]] [[احکام]] تکلیفیه [[انسان]] اشاره مینماید. | |||
نجمه کیخا در کتاب مناسبات [[اخلاق]] و [[سیاست]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]] مینویسد: | |||
"یکی از تفاوتهای [[اخلاق]] و [[حقوق]] در این است که [[اخلاق]] برخلاف مواد [[حقوقی]] ضمانت اجرایی قانونی ندارد، بلکه تنها از جنبه درونی و مذهبی ضمانت میشود"<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.</ref>. | |||
در [[اسلام]] منشأ و مبنای [[قانون الهی]]، در نظر داشتن زمینههای [[فطرت]] و [[آفرینش انسان]] است که [[عقل]] [[بشر]] به منزله [[راهنمایی]] برای وصول به آن مقصد بوده [[اخلاق]] که [[اندیشه]] و [[حقوق]] جمع، آن را غنیتر میسازد<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص26.</ref>. | |||
[[اخلاق]] از نظر [[اسلام]] بر پایههای [[توحید]]، [[معاد]]، وجود [[روح]] و بقای آن بعد از [[مرگ]] [[استوار]] است؛ [[بهترین]] ضامن اجرایی آن، [[ایمان]] است، که اگر در کالبد افراد [[جامعه]] نهادینه شود، [[نهان]] و [[آشکار]] [[جامعه]] با [[نور]] [[ایمان]] [[هدایت]] میگردد؛ که میوههای شیرین این درخت، [[اعتماد]]، [[امنیت]]، [[حیا]]، [[عفت]]، [[راستی]]، [[حقطلبی]] و... خواهد شد؛ و [[زندگی]] در چنین جامعهای مثل [[زندگی]] در گوشهای از [[بهشت]] خواهد بود<ref>اخلاق در نهجالبلاغه، ص24.</ref>. | |||
زمانی [[فضائل]] و [[کمالات]] [[اخلاقی]] از پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار میشود که بر [[ایمان به خدا]] تأکید داشته باشد<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص24.</ref>. | |||
ویکتور فرانکل روانشناس و [[صاحب]] [[مکتب]] معنادرمانی، [[ایمان]] مذهبی را یکی از عناصر مهم در حفظ [[ارزشهای اخلاقی]] افراد در اردوگاههای کار اجباری میداند<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص235.</ref>. | |||
الکسیس کارل میگوید: | |||
"... [[انسان]] در ساختن یک [[سیستم]] [[اخلاقی]] مستقل از [[مذهب]] آنچنان که سقراط میخواست موفق نشد..."<ref>کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمدتقی شریعتی، ص۲۸.</ref>. | |||
ویلیام جیمز در کتاب خود بُعد [[اخلاقی]] [[ایمان دینی]] را از قول امرسون [[تأیید]] مینماید<ref>ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.</ref>. | |||
یکی از شیوههای مطالعه در [[اخلاق]]، رویکرد [[اخلاق]] [[نقلی]] است که در آن به [[پیروی]] از آنچه در [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[اهلبیت]] گرامیاش{{عم}} [[بیان]] شد، تأکید میگردد. این شیوه تمامی مزایای شیوههای دیگر مطالعات [[اخلاقی]] را داراست<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص22-23.</ref>. | |||
==[[دانش اخلاق]]== | ==[[دانش اخلاق]]== | ||