پرش به محتوا

آفرینش انسان: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


===دو نوع [[آفرینش انسان]]===
===دو نوع آفرینش انسان===
*براساس نظر [[اسلام]] [[انسان]] دو گونۀ [[آفرینش]] داشته است: یکی [[آفرینش]] از [[گِل]] و بدون [[پدر]] و [[مادر]]؛ این گونه [[آفرینش]] ویژۀ [[آدم]]{{ع}} و [[حوا]] است که [[خداوند]] آنان را از [[گِل]] آفرید. دوم [[آفرینش]] از یک [[پدر]] و یک [[مادر]] که [[نسل]] [[انسان]] پس از [[آدم]]{{ع}} و [[حوا]] را شامل می‌شود. گونۀ نخست [[آفرینش]]، تنها یک بار رخ داده است. در [[قرآن کریم]] از عنصر نخستین [[آفرینش انسان]] با تعبیر {{متن قرآن|طین"}}  به معنای [[گِل]]، و گاه {{متن قرآن|تُرَابٍ}} به معنای [[خاک]]<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ}}«و از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی  (روی زمین) پراکنده می‌شوید» سوره روم، آیه ۲۰.</ref> و گاه {{متن قرآن|حَمَإٍ مَسْنُونٍ}} به معنای [[گِل]] بدبو و نیز {{متن قرآن|صَلْصَالٍ}} به معنای [[گِل]] خشکیده<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛» سوره حجر، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریده‌ای» سوره حجر، آیه ۳۳.</ref> یاد می‌‌شود و تناقضی میان این تعابیر نیست بدین معنا که [[خداوند]]، [[خاک]] را برای [[آفرینش انسان]] برگزید و سپس آن را به [[گِل]] مبدل ساخت و آنگاه [[گِل]] بدبو و سیاه و سپس خشک شد و از آن [[انسان]] را آفرید<ref>ر.ک: مجمع البیان‌، ج۶، ص۱۱۴. </ref>. [[خداوند]] از [[روح]] خویش در کالبدش دمید و به [[فرشتگان]] [[فرمان]] داد بر او [[سجده]] کنند<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲.</ref> اما گونۀ دوم همواره ادامه دارد و یکی از نشانه‌های [[نعمت‌های الهی]] و از پایه‌های [[تکامل]] [[بشر]] است. بنابراین، اصل [[انسان]] از [[گِل]] و [[نسل]] او از [[آب]] است.  
*براساس نظر [[اسلام]] [[انسان]] دو گونۀ [[آفرینش]] داشته است: یکی [[آفرینش]] از [[گِل]] و بدون [[پدر]] و [[مادر]]؛ این گونه [[آفرینش]] ویژۀ [[آدم]]{{ع}} و [[حوا]] است که [[خداوند]] آنان را از [[گِل]] آفرید. دوم [[آفرینش]] از یک [[پدر]] و یک [[مادر]] که [[نسل]] [[انسان]] پس از [[آدم]]{{ع}} و [[حوا]] را شامل می‌شود. گونۀ نخست [[آفرینش]]، تنها یک بار رخ داده است. در [[قرآن کریم]] از عنصر نخستین آفرینش انسان با تعبیر {{متن قرآن|طین"}}  به معنای [[گِل]]، و گاه {{متن قرآن|تُرَابٍ}} به معنای [[خاک]]<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ}}«و از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی  (روی زمین) پراکنده می‌شوید» سوره روم، آیه ۲۰.</ref> و گاه {{متن قرآن|حَمَإٍ مَسْنُونٍ}} به معنای [[گِل]] بدبو و نیز {{متن قرآن|صَلْصَالٍ}} به معنای [[گِل]] خشکیده<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛» سوره حجر، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ}}«گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریده‌ای» سوره حجر، آیه ۳۳.</ref> یاد می‌‌شود و تناقضی میان این تعابیر نیست بدین معنا که [[خداوند]]، [[خاک]] را برای آفرینش انسان برگزید و سپس آن را به [[گِل]] مبدل ساخت و آنگاه [[گِل]] بدبو و سیاه و سپس خشک شد و از آن [[انسان]] را آفرید<ref>ر.ک: مجمع البیان‌، ج۶، ص۱۱۴. </ref>. [[خداوند]] از [[روح]] خویش در کالبدش دمید و به [[فرشتگان]] [[فرمان]] داد بر او [[سجده]] کنند<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲.</ref> اما گونۀ دوم همواره ادامه دارد و یکی از نشانه‌های [[نعمت‌های الهی]] و از پایه‌های [[تکامل]] [[بشر]] است. بنابراین، اصل [[انسان]] از [[گِل]] و [[نسل]] او از [[آب]] است.  
===[[آفرینش]] [[انسان در قرآن]]===
===[[آفرینش]] [[انسان در قرآن]]===
*[[قرآن]] دربارۀ گونۀ نخست [[آفرینش]] به صراحت می‌فرماید: [[آفرینش انسان]] از [[گِل]] آغاز شده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ}}«اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷.</ref> و دربارۀ گونۀ دوم می‌فرماید: [[خداوند]] نژاد [[انسان]] را از ماء مهین یعنی قطرۀ ناچیز [[آب]] آفریده است<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ}}«سپس نسل او را از چکیده آبی خوارمایه پدید آورد» سوره سجده، آیه ۸.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۱ـ۴۲.</ref>  [[قرآن کریم]] [[آفرینش انسان]] به گونۀ دوم را دارای چند مرحله می‌داند: نطفه، عَلَقه، مُضْغه، استخوان و دمیده شدن [[روح]]<ref>ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»؛ سورۀ مؤمنون، آیات ۱۳ ـ ۱۴.</ref>.  
*[[قرآن]] دربارۀ گونۀ نخست [[آفرینش]] به صراحت می‌فرماید: آفرینش انسان از [[گِل]] آغاز شده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ}}«اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷.</ref> و دربارۀ گونۀ دوم می‌فرماید: [[خداوند]] نژاد [[انسان]] را از ماء مهین یعنی قطرۀ ناچیز [[آب]] آفریده است<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ}}«سپس نسل او را از چکیده آبی خوارمایه پدید آورد» سوره سجده، آیه ۸.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۱ـ۴۲.</ref>  [[قرآن کریم]] آفرینش انسان به گونۀ دوم را دارای چند مرحله می‌داند: نطفه، عَلَقه، مُضْغه، استخوان و دمیده شدن [[روح]]<ref>ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»؛ سورۀ مؤمنون، آیات ۱۳ ـ ۱۴.</ref>.  
*یکی از تعبیرات [[قرآن]] دربارۀ [[آفرینش انسان]] "[[آفرینش]] نو" است که مراد از آن دمیده شدن [[روح]] در کالبد جنین انسانی است که چهار [[ماه]] پس از انعقاد نطفه انجام می‌پذیرد<ref>ر.ک: الدر المنثور، ج۵، ص۷.</ref>. در [[روایات]] آمده است، نطفه [[چهل]] روز در رحم می‌ماند و آنگاه به صورت عَلَقه در می‌آید و [[چهل]] روز بعد به صورت مُضغه، پس از چهار [[ماه]]، [[خداوند]] دو [[فرشته]] را به خلق [[کودک]] [[مأمور]] می‌سازد<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی‌، ج۶، صفحات ۱۲ـ ۱۶. </ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲.</ref>
*یکی از تعبیرات [[قرآن]] دربارۀ آفرینش انسان "[[آفرینش]] نو" است که مراد از آن دمیده شدن [[روح]] در کالبد جنین انسانی است که چهار [[ماه]] پس از انعقاد نطفه انجام می‌پذیرد<ref>ر.ک: الدر المنثور، ج۵، ص۷.</ref>. در [[روایات]] آمده است، نطفه [[چهل]] روز در رحم می‌ماند و آنگاه به صورت عَلَقه در می‌آید و [[چهل]] روز بعد به صورت مُضغه، پس از چهار [[ماه]]، [[خداوند]] دو [[فرشته]] را به خلق [[کودک]] [[مأمور]] می‌سازد<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی‌، ج۶، صفحات ۱۲ـ ۱۶. </ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲.</ref>
===[[آفرینش انسان]] در [[نهج البلاغه]]===
===آفرینش انسان در [[نهج البلاغه]]===
*در فرمایشان [[امام علی]]{{ع}} [[خلقت انسان]] افزون بر [[بیان]] [[عظمت]] آفریننده، نقش تنبه و [[بیداری]] در وجود انسانی دارد که دارای قوۀ [[تعقل]] و [[تفکر]] است: «ای آفریدۀ موزون و پدیدآمده در تاریکیِ زهدان و پرده ‌های سنگین و تودرتو، تو همانی که از گِلِ فشرده پدید [[آمدی]] و در جایگاهی مطمئن تا روز معلوم و [[عمر]] معیّن نشسته‌ای تو به صورت "جنین" در شکم مادرت موج می‌زدی و شنا می‌کردی نه آوازی می‌شنیدی و نه [[توان]] پاسخ گفتن به دعوتگری داشتی آنگاه از جایگاهت به خانه‌ای که ندیده بودی و راه‌های [[منافع]] آن را نمی‌شناختی، بیرون رانده شدی. [[راستی]] چه کسی به تو آموخت که شیر از پستان [[مادر]] بنوشی و هنگام [[نیاز]]، بدانجا که باید، روی آوری»<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا الْمَخْلُوقُ السَّوِیُّ وَ الْمَنْشَأُ الْمَرْعِیُّ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ مُضَاعَفَاتِ الْأَسْتَارِ. بُدِئْتَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ وَ وُضِعْتَ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی‏ قَدَرٍ مَعْلُومٍ وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ تَمُورُ فِی بَطْنِ أُمِّکَ جَنِیناً لَا تُحِیرُ دُعَاءً وَ لَا تَسْمَعُ نِدَاءً ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلَی دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا فَمَنْ هَدَاکَ لِاجْتِرَارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْیِ أُمِّکَ وَ عَرَّفَکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِکَ وَ إِرَادَتِک}}؛ نهج البلاغه، خطبۀ۸۲.</ref>.  اشارۀ [[امام]] به [[آفرینش انسان]] از آبی بی‌ارزش، نکته‌ای است افزون بر [[بیان]] [[قدرت پروردگار]] در [[آفرینش انسان]]، به نقطۀ آغازین حضور [[انسان]] در پهنۀ هستی دارد که او را متوجه آغاز خود می‌کند و از [[غرور]] پرهیز می‌دهد؛ چنانکه فرمودند: «[[پسر آدم]] را با ناز چه کار، آغازش نطفه بوده است و پایانش مردار. آیا شما را از [[آفرینش]] [[آدمی]] [[آگاه]] سازم، آنکه خداوندش در [[ظلمت]] زهدان‌ها و درون غلاف‌ها و پرده‌ها پدید آورد، نطفه‌ای بود جهنده و خونی لخته‌شده، بی‌هیچ صورتی و جنینی و شیرخواره‌ای و از شیر بازگرفته‌ای، سپس [[جوانی]] شد بالیده و رسیده، [[خداوند]] او را دلی داده فراگیرنده و زبانی سخن‌گوی و دیده‌ای [[بینا]]»<ref>{{متن حدیث|أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً وَ بَصَراً لَاحِظاً}}؛ نهج البلاغه، خطبۀ ۸۲.</ref>. در فرازی دیگر در [[بیان]] شگفتی‌های [[آفرینش]] [[آدمی]] فرمودند: «شگفتا از این [[انسان]] که با اندکی پیه بیند و با تکّه گوشتی گوید و با قطعه استخوانی شنود و از دریچه‌ای تنفّس کند»<ref>{{متن حدیث|اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۷.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۵۴.</ref>
*در فرمایشان [[امام علی]]{{ع}} [[خلقت انسان]] افزون بر [[بیان]] [[عظمت]] آفریننده، نقش تنبه و [[بیداری]] در وجود انسانی دارد که دارای قوۀ [[تعقل]] و [[تفکر]] است: «ای آفریدۀ موزون و پدیدآمده در تاریکیِ زهدان و پرده ‌های سنگین و تودرتو، تو همانی که از گِلِ فشرده پدید [[آمدی]] و در جایگاهی مطمئن تا روز معلوم و [[عمر]] معیّن نشسته‌ای تو به صورت "جنین" در شکم مادرت موج می‌زدی و شنا می‌کردی نه آوازی می‌شنیدی و نه [[توان]] پاسخ گفتن به دعوتگری داشتی آنگاه از جایگاهت به خانه‌ای که ندیده بودی و راه‌های [[منافع]] آن را نمی‌شناختی، بیرون رانده شدی. [[راستی]] چه کسی به تو آموخت که شیر از پستان [[مادر]] بنوشی و هنگام [[نیاز]]، بدانجا که باید، روی آوری»<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا الْمَخْلُوقُ السَّوِیُّ وَ الْمَنْشَأُ الْمَرْعِیُّ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ مُضَاعَفَاتِ الْأَسْتَارِ. بُدِئْتَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ وَ وُضِعْتَ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی‏ قَدَرٍ مَعْلُومٍ وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ تَمُورُ فِی بَطْنِ أُمِّکَ جَنِیناً لَا تُحِیرُ دُعَاءً وَ لَا تَسْمَعُ نِدَاءً ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّکَ إِلَی دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا فَمَنْ هَدَاکَ لِاجْتِرَارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْیِ أُمِّکَ وَ عَرَّفَکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِکَ وَ إِرَادَتِک}}؛ نهج البلاغه، خطبۀ۸۲.</ref>.  اشارۀ [[امام]] به آفرینش انسان از آبی بی‌ارزش، نکته‌ای است افزون بر [[بیان]] [[قدرت پروردگار]] در آفرینش انسان، به نقطۀ آغازین حضور [[انسان]] در پهنۀ هستی دارد که او را متوجه آغاز خود می‌کند و از [[غرور]] پرهیز می‌دهد؛ چنانکه فرمودند: «[[پسر آدم]] را با ناز چه کار، آغازش نطفه بوده است و پایانش مردار. آیا شما را از [[آفرینش]] [[آدمی]] [[آگاه]] سازم، آنکه خداوندش در [[ظلمت]] زهدان‌ها و درون غلاف‌ها و پرده‌ها پدید آورد، نطفه‌ای بود جهنده و خونی لخته‌شده، بی‌هیچ صورتی و جنینی و شیرخواره‌ای و از شیر بازگرفته‌ای، سپس [[جوانی]] شد بالیده و رسیده، [[خداوند]] او را دلی داده فراگیرنده و زبانی سخن‌گوی و دیده‌ای [[بینا]]»<ref>{{متن حدیث|أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً وَ بَصَراً لَاحِظاً}}؛ نهج البلاغه، خطبۀ ۸۲.</ref>. در فرازی دیگر در [[بیان]] شگفتی‌های [[آفرینش]] [[آدمی]] فرمودند: «شگفتا از این [[انسان]] که با اندکی پیه بیند و با تکّه گوشتی گوید و با قطعه استخوانی شنود و از دریچه‌ای تنفّس کند»<ref>{{متن حدیث|اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۷.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۵۴.</ref>
===[[قلب روحانی]] عامل تفاوت [[انسان]] با موجودات===
===[[قلب روحانی]] عامل تفاوت [[انسان]] با موجودات===
*از ویژگی‌های [[آدمی]] و یکی از [[دلایل]] تفاوت او با دیگر موجودات، وجود [[قلب روحانی]] در [[آدمی]] است که حیات او را معنا می‌بخشد و راه [[سعادت]] و خوش‌بختی را به او می‌نمایاند. [[خداوند سبحان]] در [[قرآن کریم]] [[دلیل]] [[تدبر]] نکردن در [[آیات الهی]] را قفل بر [[دل‌ها]] ([[قلب روحانی]]) [[بیان]] می‌کند<ref>{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}«آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند  یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. [[قلب روحانی]] تعلقی به [[بدن]] مادی ندارد و حقیقتی [[معنوی]] و [[الهی]] است هر چند آثار حالات گوناگون این [[حقیقت]] [[روحانی]] بیشترین تأثیر را در همین [[قلب]] درون سینه دارد. به ‌همین [[دلیل]] [[انسان‌ها]] در [[افعال خیر]] یا [[شر]] خود در [[قلب]] مادی خویش احساس رنجش یا [[شادمانی]] می‌کنند. [[امام علی]]{{ع}} بر این عنصر تأکید کرده و آن را [[بیان]] داشته‌اند: «پاره‌گوشتی به رگ حیات [[انسان]] آویخته است که از شگفت ‌انگیزترین اعضای او، یعنی [[قلب]] است که زمینه‌هایی از [[حکمت]] و نیز ضدّ آن را در خود جا می‌‌دهد»<ref>{{متن حدیث|لَقَدْ عُلِّقَ بِنِیَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِیَ أَعْجَبُ مَا فِیهِ وَ [هُوَ] ذَلِکَ الْقَلْبُ وَ ذَلِکَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِکْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۵.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۵۴.</ref>
*از ویژگی‌های [[آدمی]] و یکی از [[دلایل]] تفاوت او با دیگر موجودات، وجود [[قلب روحانی]] در [[آدمی]] است که حیات او را معنا می‌بخشد و راه [[سعادت]] و خوش‌بختی را به او می‌نمایاند. [[خداوند سبحان]] در [[قرآن کریم]] [[دلیل]] [[تدبر]] نکردن در [[آیات الهی]] را قفل بر [[دل‌ها]] ([[قلب روحانی]]) [[بیان]] می‌کند<ref>{{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}«آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند  یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. [[قلب روحانی]] تعلقی به [[بدن]] مادی ندارد و حقیقتی [[معنوی]] و [[الهی]] است هر چند آثار حالات گوناگون این [[حقیقت]] [[روحانی]] بیشترین تأثیر را در همین [[قلب]] درون سینه دارد. به ‌همین [[دلیل]] [[انسان‌ها]] در [[افعال خیر]] یا [[شر]] خود در [[قلب]] مادی خویش احساس رنجش یا [[شادمانی]] می‌کنند. [[امام علی]]{{ع}} بر این عنصر تأکید کرده و آن را [[بیان]] داشته‌اند: «پاره‌گوشتی به رگ حیات [[انسان]] آویخته است که از شگفت ‌انگیزترین اعضای او، یعنی [[قلب]] است که زمینه‌هایی از [[حکمت]] و نیز ضدّ آن را در خود جا می‌‌دهد»<ref>{{متن حدیث|لَقَدْ عُلِّقَ بِنِیَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِیَ أَعْجَبُ مَا فِیهِ وَ [هُوَ] ذَلِکَ الْقَلْبُ وَ ذَلِکَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِکْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۵.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۵۴.</ref>
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش