مشاغل دولتی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'امانت الهی' به 'امانت الهی'
جز (جایگزینی متن - '''']]؛' به '''']]') |
جز (جایگزینی متن - 'امانت الهی' به 'امانت الهی') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*[[امام علی]] {{ع}} شغل کتابت را با اهمیت میدانست و در فرماننامه حکومتی خود شرایطی را برای [[انتخاب]] کتاب برمیشمرد که توجه به آن، اهمیت موضوع را روشن میکند: پس درباره کاتبان خود بنگر و بهترینشان را بر سرکار بیاور و نامههایی را که در آن تدبیرها و رازهایت [[نهان]] است، از میان جمع کاتبان به کسی مخصوصدار که صالحتر از دیگران است؛ کسی که مکرمت (در [[حق]] وی) او را به [[طغیان]] نکشاند و بر تو دلیر نگرداند، آنسان که در جمع حاضران مخالفتت تواند و غفلتش سبب نشود که در رساندن نامههای عاملانت به تو و [[نوشتن]] پاسخ درست آنها از تو به آنان سهلانگاری کند و در آنچه برای تو میگیرد و آنچه از جانب تو میدهد فروگذارد. و پیمانی را که به (سود) تو بسته [[سست]] نگرداند و در بههم زدن پیمانی که به زیان توست درنماند و [[قدر]] خود را در [[کارها]] بداند، چه، آنکه [[قدر]] خود را نداند، در شناختن [[قدر]] جز خود نادانتر بود و درماند. در گزیدن این کاتبان تنها به فراست و [[اطمینان]] و خوشگمانی خود [[اعتماد]] مکن که [[مردم]] برای جلب نظر [[والیان]] به آراستن ظاهر میپردازند و خوشخدمتی را پیشه میسازد، اما در پس آن، نه [[خیرخواهی]] است و نه از [[امانت]] نشان. لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای [[والیان]] [[نیکوکار]] پیش از تو عهدهدار بودهاند و بر آنکس [[اعتماد]] کن که میان همگان اثری [[نیکو]] نهاده و به [[امانت]] از همه شناختهتر است (و [[امتحان]] خود را داده) که این نشانه [[خیرخواهی]] تو برای ([[دین]]) خداست و برای کسی که کار او برعهده شماست. و بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن وی را پریشان؛ و هر [[عیب]] که در کاتبان توست و تو از آن غافل شوی بر عهده تو ماند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 697-698.</ref>. | *[[امام علی]] {{ع}} شغل کتابت را با اهمیت میدانست و در فرماننامه حکومتی خود شرایطی را برای [[انتخاب]] کتاب برمیشمرد که توجه به آن، اهمیت موضوع را روشن میکند: پس درباره کاتبان خود بنگر و بهترینشان را بر سرکار بیاور و نامههایی را که در آن تدبیرها و رازهایت [[نهان]] است، از میان جمع کاتبان به کسی مخصوصدار که صالحتر از دیگران است؛ کسی که مکرمت (در [[حق]] وی) او را به [[طغیان]] نکشاند و بر تو دلیر نگرداند، آنسان که در جمع حاضران مخالفتت تواند و غفلتش سبب نشود که در رساندن نامههای عاملانت به تو و [[نوشتن]] پاسخ درست آنها از تو به آنان سهلانگاری کند و در آنچه برای تو میگیرد و آنچه از جانب تو میدهد فروگذارد. و پیمانی را که به (سود) تو بسته [[سست]] نگرداند و در بههم زدن پیمانی که به زیان توست درنماند و [[قدر]] خود را در [[کارها]] بداند، چه، آنکه [[قدر]] خود را نداند، در شناختن [[قدر]] جز خود نادانتر بود و درماند. در گزیدن این کاتبان تنها به فراست و [[اطمینان]] و خوشگمانی خود [[اعتماد]] مکن که [[مردم]] برای جلب نظر [[والیان]] به آراستن ظاهر میپردازند و خوشخدمتی را پیشه میسازد، اما در پس آن، نه [[خیرخواهی]] است و نه از [[امانت]] نشان. لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای [[والیان]] [[نیکوکار]] پیش از تو عهدهدار بودهاند و بر آنکس [[اعتماد]] کن که میان همگان اثری [[نیکو]] نهاده و به [[امانت]] از همه شناختهتر است (و [[امتحان]] خود را داده) که این نشانه [[خیرخواهی]] تو برای ([[دین]]) خداست و برای کسی که کار او برعهده شماست. و بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن وی را پریشان؛ و هر [[عیب]] که در کاتبان توست و تو از آن غافل شوی بر عهده تو ماند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 697-698.</ref>. | ||
==[[کارگزاران دولتی]]، شامل [[استانداران]] و [[فرمانداران]]== | ==[[کارگزاران دولتی]]، شامل [[استانداران]] و [[فرمانداران]]== | ||
*تلقی [[امام]] از [[حکومت]] و [[امارت]]، تلقی مسئولانه در برابر [[امانت | *تلقی [[امام]] از [[حکومت]] و [[امارت]]، تلقی مسئولانه در برابر [[امانت الهی]] بود که در [[اختیار]] [[کارگزار]] قرار داده شده است<ref>نک: نامه ۵</ref> از اینرو [[امام]] برای [[گزینش]] [[کارگزاران حکومتی]] شرایطی را [[تبیین]] کرد. آنچه از [[نهج البلاغه]] بهویژه [[نامه]] ۵۳ بهدست میآید این است که [[امام]] شرایطی را در [[انتخاب]] خود در نظر داشت: | ||
#رعایت [[تقوای الهی]] و [[خداترسی]] [[کارگزار]]؛ | #رعایت [[تقوای الهی]] و [[خداترسی]] [[کارگزار]]؛ | ||
#[[یاری]] [[خداوند]] و [[اطاعت]] از فرامین او؛ | #[[یاری]] [[خداوند]] و [[اطاعت]] از فرامین او؛ | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
*[[امام]] {{ع}} [[کارگزاران]] خویش را به رعایت [[عدالت]] و [[تلاش]] در راه [[خدمت]] به [[مردم]] فرامیخواند: پس باید امور [[مردم]] نزد تو در [[حق]] یکسان باشد، زیرا با ستمکاری، [[عدالت]] نتوان کرد، پس، آنچه را بر خود نمیپسندی بر دیگران نیز مپسند و در راه انجام [[وظایف]] [[الهی]] بهخاطر [[پاداش]] او و [[ترس]] از کیفرش از [[جان]] خویش مایه بگذار. و بدان که [[دنیا]] خانه [[آزمایش]] است که اگر [[آدمی]] یک لحظه در آن به بطالت گذرانَد، در روز رستخیز [[حسرت]] خورَد. آری، هیچ چیز تو را از [[حق]] بینیاز نکند. از جمله [[حقوق]] [[واجب]] بر تو پاسداری از ارزشهای انسانی خویش و [[مراقبت]] از [[مردم]] و به سامان آوردن مشکلات و نابسامانیهای آنان است، زیرا آنچه از این کار نصیبت شود [[برتر]] از چیزی است که به آنان رسد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698.</ref>. | *[[امام]] {{ع}} [[کارگزاران]] خویش را به رعایت [[عدالت]] و [[تلاش]] در راه [[خدمت]] به [[مردم]] فرامیخواند: پس باید امور [[مردم]] نزد تو در [[حق]] یکسان باشد، زیرا با ستمکاری، [[عدالت]] نتوان کرد، پس، آنچه را بر خود نمیپسندی بر دیگران نیز مپسند و در راه انجام [[وظایف]] [[الهی]] بهخاطر [[پاداش]] او و [[ترس]] از کیفرش از [[جان]] خویش مایه بگذار. و بدان که [[دنیا]] خانه [[آزمایش]] است که اگر [[آدمی]] یک لحظه در آن به بطالت گذرانَد، در روز رستخیز [[حسرت]] خورَد. آری، هیچ چیز تو را از [[حق]] بینیاز نکند. از جمله [[حقوق]] [[واجب]] بر تو پاسداری از ارزشهای انسانی خویش و [[مراقبت]] از [[مردم]] و به سامان آوردن مشکلات و نابسامانیهای آنان است، زیرا آنچه از این کار نصیبت شود [[برتر]] از چیزی است که به آنان رسد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698.</ref>. | ||
==[[کارگزاران اقتصادی]]، شامل گردآورندگان [[زکات]]، [[خراج]]، [[بیت المال]] و ناظران بازار== | ==[[کارگزاران اقتصادی]]، شامل گردآورندگان [[زکات]]، [[خراج]]، [[بیت المال]] و ناظران بازار== | ||
*[[امام]] {{ع}} برای [[مسئولان]] و [[کارگزاران اقتصادی]]، با توجه به اهمیت فعالیت آنها آییننامههایی تدارک دیده و آنها را به عمل به آنها فرامیخواند. [[امام]] {{ع}} در توجه دادن به [[مسئولیت]] چنین مینویسد: بدان که برای تو در این [[اموال]] بهرهای است معین و حقی معلوم. تو با [[مسکینان]] و ناتوانان [[تهیدست]] شریکی و ما [[حق]] تو را به تمام و کمال پرداخت کنیم، پس تو هم [[حقوق]] آنان را بپرداز. در غیر این صورت [[روز رستاخیز]] دشمنانت از همه فزونترند؛ و [[بدا]] به حال آن کس که [[فقیران]] و [[مسکینان]] و [[نیازمندان]] و محرومان و بدهکاران و در راه ماندگان، در پیشگاه [[الهی]] [[دشمن]] او باشند. آن کس که به [[امانت | *[[امام]] {{ع}} برای [[مسئولان]] و [[کارگزاران اقتصادی]]، با توجه به اهمیت فعالیت آنها آییننامههایی تدارک دیده و آنها را به عمل به آنها فرامیخواند. [[امام]] {{ع}} در توجه دادن به [[مسئولیت]] چنین مینویسد: بدان که برای تو در این [[اموال]] بهرهای است معین و حقی معلوم. تو با [[مسکینان]] و ناتوانان [[تهیدست]] شریکی و ما [[حق]] تو را به تمام و کمال پرداخت کنیم، پس تو هم [[حقوق]] آنان را بپرداز. در غیر این صورت [[روز رستاخیز]] دشمنانت از همه فزونترند؛ و [[بدا]] به حال آن کس که [[فقیران]] و [[مسکینان]] و [[نیازمندان]] و محرومان و بدهکاران و در راه ماندگان، در پیشگاه [[الهی]] [[دشمن]] او باشند. آن کس که به [[امانت الهی]] بیاعتنا باشد و در کشتزار [[خیانت]] چرد و شخصیت انسانی و [[دینی]] خود را پاس ندارد، [[ذلت]] و [[خواری]] را در [[دنیا]] برای خود خریده است و در [[آخرت]] نیز ذلیلتر و بدبختتر خواهد شد. بدان که بزرگترین [[خیانت]]، [[خیانت]] به [[مردمان]] و زشتترین نابکاری، نابکاری با [[پیشوایان]] است<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۶</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698-699.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}} به [[کارگزاران]] سفارش میکند که در رعایت [[حقوق مردم]]، [[عدالت]] با آنان، [[مهربانی]] و رعایت حال آنان، اصل را بر [[اعتماد]] به [[مردم]] بدانند، چنان که فرمود: پس اینک شما را [[فرمان]] دهم که با [[مردم]] از درِ [[انصاف]] درآیید و در انجام نیازهاشان [[صبر]] و حوصله به خرج دهید، که شما خزانهدار [[مردم]] و [[نمایندگان]] آنها و سفیران [[دولت اسلامی]] هستید. زنهار که حاجتمندی را [[ناامید]] برمگردانید و خواستهاش را بایگانی مکنید و در گرفتن [[مالیات]] "مته بخ خشخاش" مگذارید و تنپوش زمستانی و تابستانی و چارپایانی را که وسیله کارند و بردگان را حراج نکنید و کسی را بهخاطر درهمی تازیانه نزنید. دست به [[مال]] کسی دراز نکنید، چه [[مسلمان]] و چه آنکه در [[پناه]] [[حکومت اسلامی]] باشد، مگر آنکه اسبی یا سلاحی را نزد آنان بیابید که بخواهند با آن به [[مسلمانان]] حمله کنند؛ که سزاوار نیست [[مسلمان]] اینگونه ابزار را در [[اختیار]] [[دشمنان اسلام]] بگذارد تا سبب فر و [[شکوه]] [[دشمن]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>. | *[[امام]] {{ع}} به [[کارگزاران]] سفارش میکند که در رعایت [[حقوق مردم]]، [[عدالت]] با آنان، [[مهربانی]] و رعایت حال آنان، اصل را بر [[اعتماد]] به [[مردم]] بدانند، چنان که فرمود: پس اینک شما را [[فرمان]] دهم که با [[مردم]] از درِ [[انصاف]] درآیید و در انجام نیازهاشان [[صبر]] و حوصله به خرج دهید، که شما خزانهدار [[مردم]] و [[نمایندگان]] آنها و سفیران [[دولت اسلامی]] هستید. زنهار که حاجتمندی را [[ناامید]] برمگردانید و خواستهاش را بایگانی مکنید و در گرفتن [[مالیات]] "مته بخ خشخاش" مگذارید و تنپوش زمستانی و تابستانی و چارپایانی را که وسیله کارند و بردگان را حراج نکنید و کسی را بهخاطر درهمی تازیانه نزنید. دست به [[مال]] کسی دراز نکنید، چه [[مسلمان]] و چه آنکه در [[پناه]] [[حکومت اسلامی]] باشد، مگر آنکه اسبی یا سلاحی را نزد آنان بیابید که بخواهند با آن به [[مسلمانان]] حمله کنند؛ که سزاوار نیست [[مسلمان]] اینگونه ابزار را در [[اختیار]] [[دشمنان اسلام]] بگذارد تا سبب فر و [[شکوه]] [[دشمن]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>. | ||
==[[قضات]]== | ==[[قضات]]== | ||