پرش به محتوا

رهبری سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص'
جز (جایگزینی متن - '''']]؛' به '''']]')
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*از جمله شئونی که از دیرباز کانون نزاع میان مسلمانان بوده، شأن رهبری اجتماعی و سیاسی است. این شأن درحقیقت متکفل اجرای دین در جامعه است. نگاهی اجمالی به دیدگاه‌های مطرح میان فرقه‌های مسلمانان نشان از این واقعیت دارد که اصل لزوم وجود یک رهبر و امام برای اداره جامعه مورد پذیرش اغلب اندیشمندان مسلمان بوده و اختلاف ایشان، بیشتر درباره ویژگی‌های امام، راه انتخاب او و نیز مصداق آن بوده است.<ref>برای نمونه به چند منبع از فرقه‌های معتزله، اشاعره و زیدیه اشاره می‌کنیم: ر.ک: عبدالجبار معتزلی، المغنی فی ابواب التوحيد والعدل، ج۲۰، ص۱۶-۵۵؛ محمد بن عمر فخر رازی، الاربعين فی اصول الدين، ج۲، ص۲۵۵؛ قاسم بن محمد بن علی زیدی، الاساس لعقائد الاكياس، ص۱۴۴.</ref> در این بخش، ابتدا دیدگاه آیات قرآن کریم و نیز سخنان پیشوایان دین درباره اصل لزوم وجود رهبر را جویا شده، آن‌گاه به اثبات این شأن برای امامان معصوم{{عم}} و جزئیات آن می‌پردازیم.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*از جمله شئونی که از دیرباز کانون نزاع میان مسلمانان بوده، شأن رهبری اجتماعی و سیاسی است. این شأن درحقیقت متکفل اجرای دین در جامعه است. نگاهی اجمالی به دیدگاه‌های مطرح میان فرقه‌های مسلمانان نشان از این واقعیت دارد که اصل لزوم وجود یک رهبر و امام برای اداره جامعه مورد پذیرش اغلب اندیشمندان مسلمان بوده و اختلاف ایشان، بیشتر درباره ویژگی‌های امام، راه انتخاب او و نیز مصداق آن بوده است.<ref>برای نمونه به چند منبع از فرقه‌های معتزله، اشاعره و زیدیه اشاره می‌کنیم: ر.ک: عبدالجبار معتزلی، المغنی فی ابواب التوحيد والعدل، ج۲۰، ص۱۶-۵۵؛ محمد بن عمر فخر رازی، الاربعين فی اصول الدين، ج۲، ص۲۵۵؛ قاسم بن محمد بن علی زیدی، الاساس لعقائد الاكياس، ص۱۴۴.</ref> در این بخش، ابتدا دیدگاه آیات قرآن کریم و نیز سخنان پیشوایان دین درباره اصل لزوم وجود رهبر را جویا شده، آن‌گاه به اثبات این شأن برای امامان معصوم{{عم}} و جزئیات آن می‌پردازیم.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>


==[[ضرورت وجود امام]] و [[رهبر سیاسی]] از دیدگاه قرآن و سنت==
==[[ضرورت وجود امام]] و [[رهبر سیاسی]] از دیدگاه قرآن و سنت==
*شاید نتوان در قرآن کریم آیه‌ای را یافت که به صراحت از ضرورت وجود رهبر سیاسی به‌طور مطلق (معصوم یا غیر معصوم) در جامعه سخن گفته باشد؛ اما این مسئله در روایات، بازتاب فراوانی یافته است؛ به‌گونه‌ای که پیشوایان راستین دین اسلام در سخنان خود بارها به ضرورت وجود امام و رهبر سیاسی در جامعه اشاره کرده‌اند.<ref>در تدوین این بخش، از بحث از کتاب رهبری در اسلام، نوشته محمد محمدی ری شهری کمک گرفته شده است.</ref> در‌این‌باره [[امام على]]{{ع}} خطاب به خوارج که منکر این حقیقت بودند، فرمودند: {{عربی|"إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ"}}.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*شاید نتوان در قرآن کریم آیه‌ای را یافت که به صراحت از ضرورت وجود رهبر سیاسی به‌طور مطلق (معصوم یا غیر معصوم) در جامعه سخن گفته باشد؛ اما این مسئله در روایات، بازتاب فراوانی یافته است؛ به‌گونه‌ای که پیشوایان راستین دین اسلام در سخنان خود بارها به ضرورت وجود امام و رهبر سیاسی در جامعه اشاره کرده‌اند.<ref>در تدوین این بخش، از بحث از کتاب رهبری در اسلام، نوشته محمد محمدی ری شهری کمک گرفته شده است.</ref> در‌این‌باره [[امام على]]{{ع}} خطاب به خوارج که منکر این حقیقت بودند، فرمودند: {{عربی|"إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ"}}.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*نقل شده است که روزی یکی از خوارج وارد مسجد شد و گفت: لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ. یکی دیگر از هم‌کیشان وی نیز همین جمله را تکرار کرد. [[امام على]]{{ع}} خطاب به مردم، با ابطال سخن خوارج تأکید کردند که اصلاح کار مردم با وجود یک امیر صالح يا فاجر است. مردم گفتند: دلیل نیاز به رهبر نیکو کار را می‌دانیم. اما نیاز به فاجر چرا؟ امام فرمودند: "[در حکومت فاجر] مؤمن فرصت عمل پیدا می‌کند و به فاجر مهلت داده می‌شود... و راه‌های شما امن می‌گردد و بازارهایتان پابرجا می‌ماند و درآمدها توزیع، و با دشمنانتان پیکار، و حق ضعیف از قوی ستانده می‌شود".<ref>عبدالله بن محمد بن ابی شیبة، مصنف ابن ابی شیبة، ج۱۵، ص۳۲۷.</ref> امیر بیان در سخنی دیگر فرمودند: "...فرمانروای ستم‌پیشه بهتر است از فتنه و آشوب دائمی".<ref>ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۱۳۵؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدين، ص۱۸۵.</ref> در نظام حکومتی اسلام، همگان به اطاعت از والی موظف شده‌اند. این آموزه‌ای است که نخستین پیشوای مسلمانان، یعنی پیامبر گرامی اسلام{{صل}} فرمودند<ref>{{عربی|"اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا لِمَنْ وَلَّاهُ اللَّهُ الْأَمْرَ فَإِنَّهُ نِظَامُ الْإِسْلَام‏"}} (شیخ مفید، الامالی، ص۱۴).</ref> و دیگر امامان نیز بر آن تأكيد،<ref>امام رضا{{ع}} فرمود: {{عربی|"الْإِمَامُ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ"}} (محمد بن علی بن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب{{عم}}، ج۱، ص۲۴۶).</ref> و تصویری رفیع از منصب امامت ارائه کردند. برای نمونه، امام علی{{ع}} فرمودند: «جایگاه رهبر چونان ریسمانی محکم است که مهره‌ها را متحد ساخته، به هم پیوند می‌دهد. اگر این رشته از هم بگسلد، مهره‌ها پراکنده شده، هرکدام به سویی خواهند افتاد و هرگز جمع‌آوری نخواهند شد».<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*نقل شده است که روزی یکی از خوارج وارد مسجد شد و گفت: لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ. یکی دیگر از هم‌کیشان وی نیز همین جمله را تکرار کرد. [[امام على]]{{ع}} خطاب به مردم، با ابطال سخن خوارج تأکید کردند که اصلاح کار مردم با وجود یک امیر صالح يا فاجر است. مردم گفتند: دلیل نیاز به رهبر نیکو کار را می‌دانیم. اما نیاز به فاجر چرا؟ امام فرمودند: "[در حکومت فاجر] مؤمن فرصت عمل پیدا می‌کند و به فاجر مهلت داده می‌شود... و راه‌های شما امن می‌گردد و بازارهایتان پابرجا می‌ماند و درآمدها توزیع، و با دشمنانتان پیکار، و حق ضعیف از قوی ستانده می‌شود".<ref>عبدالله بن محمد بن ابی شیبة، مصنف ابن ابی شیبة، ج۱۵، ص۳۲۷.</ref> امیر بیان در سخنی دیگر فرمودند: "...فرمانروای ستم‌پیشه بهتر است از فتنه و آشوب دائمی".<ref>ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۱۳۵؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، اعلام الدين، ص۱۸۵.</ref> در نظام حکومتی اسلام، همگان به اطاعت از والی موظف شده‌اند. این آموزه‌ای است که نخستین پیشوای مسلمانان، یعنی پیامبر گرامی اسلام{{صل}} فرمودند<ref>{{عربی|"اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا لِمَنْ وَلَّاهُ اللَّهُ الْأَمْرَ فَإِنَّهُ نِظَامُ الْإِسْلَام‏"}} (شیخ مفید، الامالی، ص۱۴).</ref> و دیگر امامان نیز بر آن تأكيد،<ref>امام رضا{{ع}} فرمود: {{عربی|"الْإِمَامُ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ"}} (محمد بن علی بن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب{{عم}}، ج۱، ص۲۴۶).</ref> و تصویری رفیع از منصب امامت ارائه کردند. برای نمونه، امام علی{{ع}} فرمودند: «جایگاه رهبر چونان ریسمانی محکم است که مهره‌ها را متحد ساخته، به هم پیوند می‌دهد. اگر این رشته از هم بگسلد، مهره‌ها پراکنده شده، هرکدام به سویی خواهند افتاد و هرگز جمع‌آوری نخواهند شد».<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*از جمله دلایل نیاز به وجود امام، حفظ نظام اجتماعی مسلمانان و جلوگیری از اختلاف و تفرقه است. در‌این‌باره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز در خطبه معروف فدکیه بر این آموزه تأکید کرده‌اند.<ref>{{عربی|"فَفَرَضَ... الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ...‏"}} (محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج۱، ص۲۴۸؛ همو، من لايحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۸). گفتنی است این سخن [[حضرت زهرا]]{{س}} در منابع قدیمی‌تر چنين نقل شده است: {{عربی|"طاعتنا نظاماً و إمامتنا أمناً من الفرقة"}} (ر.ک: احمد بن ابی طاهر بن طيفور، بلاغات النساء، ص۲۸). ضمن آنکه در نهج البلاغه به عنوان سخن امام على{{ع}} نقل شده است: نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در‌این‌باره به تفصیل به جزئیات فلسفه وجودی امام در جامعه اشاره کرده‌اند. ایشان بقای نوع انسانی را بر وجود یک رئیس متوقف دانسته که مردم در پرتو رهبری او به نبرد با دشمنان برمی‌خیزند. در این نظام است که نماز جمعه اقامه می‌شود؛ حق مظلوم از ظالم گرفته شده؛ شریعت حفظ می‌شود و... .<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۲.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
*از جمله دلایل نیاز به وجود امام، حفظ نظام اجتماعی مسلمانان و جلوگیری از اختلاف و تفرقه است. در‌این‌باره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز در خطبه معروف فدکیه بر این آموزه تأکید کرده‌اند.<ref>{{عربی|"فَفَرَضَ... الطَّاعَةَ نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ الْإِمَامَةَ لَمّاً مِنَ الْفُرْقَةِ...‏"}} (محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج۱، ص۲۴۸؛ همو، من لايحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۸). گفتنی است این سخن [[حضرت زهرا]]{{س}} در منابع قدیمی‌تر چنين نقل شده است: {{عربی|"طاعتنا نظاماً و إمامتنا أمناً من الفرقة"}} (ر.ک: احمد بن ابی طاهر بن طيفور، بلاغات النساء، ص۲۸). ضمن آنکه در نهج البلاغه به عنوان سخن امام على{{ع}} نقل شده است: نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در‌این‌باره به تفصیل به جزئیات فلسفه وجودی امام در جامعه اشاره کرده‌اند. ایشان بقای نوع انسانی را بر وجود یک رئیس متوقف دانسته که مردم در پرتو رهبری او به نبرد با دشمنان برمی‌خیزند. در این نظام است که نماز جمعه اقامه می‌شود؛ حق مظلوم از ظالم گرفته شده؛ شریعت حفظ می‌شود و... .<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۲.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>


==رهبری سیاسی امام معصوم در آینه قرآن==  
==رهبری سیاسی امام معصوم در آینه قرآن==  
گفته شد در قرآن کریم آیه‌ای که به صراحت از ضرورت وجود رهبر در جامعه سخن به میان آورده باشد، وجود ندارد؛ اما آیاتی وجود دارند که ناظر به مسئله رهبری سیاسی‌اند و به کمک روایات می‌توان مصادیق متعلق این آیات را همان وجود پاک امامان{{عم}} دانست. برخی از این آیات عبارت‌اند از:<ref>گفتنی است این مطلب با آنچه در صفحات پیشین اشاره شد که در قرآن کریم به صراحت از ضرورت وجود رهبر به‌طور مطلق در جامعه سخنی به میان نیامده است، منافات ندارد؛ زیرا در آیاتی که برای رهبری امام معصوم آورده‌ایم، بحث ضرورت وجود رهبر معصوم بیان نشده است. نکته دیگر آنکه به دلیل رعایت اختصار به بررسی دو آیه بسنده کرده‌ایم. آیه سی‌ام سوره بقره نیز می‌تواند بیانگر شأن رهبری سیاسی امامان{{عم}} باشد. در‌این‌باره، ر.ک: محمد حسین فاریاب، معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان مسلمان، ص۱۵۱ و ۱۵۲.</ref>(...)<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>
گفته شد در قرآن کریم آیه‌ای که به صراحت از ضرورت وجود رهبر در جامعه سخن به میان آورده باشد، وجود ندارد؛ اما آیاتی وجود دارند که ناظر به مسئله رهبری سیاسی‌اند و به کمک روایات می‌توان مصادیق متعلق این آیات را همان وجود پاک امامان{{عم}} دانست. برخی از این آیات عبارت‌اند از:<ref>گفتنی است این مطلب با آنچه در صفحات پیشین اشاره شد که در قرآن کریم به صراحت از ضرورت وجود رهبر به‌طور مطلق در جامعه سخنی به میان نیامده است، منافات ندارد؛ زیرا در آیاتی که برای رهبری امام معصوم آورده‌ایم، بحث ضرورت وجود رهبر معصوم بیان نشده است. نکته دیگر آنکه به دلیل رعایت اختصار به بررسی دو آیه بسنده کرده‌ایم. آیه سی‌ام سوره بقره نیز می‌تواند بیانگر شأن رهبری سیاسی امامان{{عم}} باشد. در‌این‌باره، ر.ک: محمد حسین فاریاب، معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان مسلمان، ص۱۵۱ و ۱۵۲.</ref>(...)<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۵۵ تا ۲۸۰.</ref>


==رهبری سیاسی در روایات==
==رهبری سیاسی در روایات==
خط ۳۱: خط ۳۱:
# برید عجلی در روایتی صحیح از [[امام باقر]]{{ع}} درباره آيه {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا}} پرسید. ایشان با گلایه از کسانی که «ملک عظیم» را برای آل‌ابراهیم{{ع}} قبول دارند، اما در حق آل‌محمد{{صل}} انکار می‌کنند، این مقام را مساوی با مقام امامت، و مقصود از آن را مفترض‌الطاعة بودن امامان{{عم}} دانستند؛<ref>{{عربی|"جَعَلَ مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ فَكَيْفَ يُقِرُّونَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} وَ يُنْكِرُونَهُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}... الْمُلْكُ الْعَظِيمُ أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ"}} (همان، ص۲۰۶؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۶).</ref>
# برید عجلی در روایتی صحیح از [[امام باقر]]{{ع}} درباره آيه {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا}} پرسید. ایشان با گلایه از کسانی که «ملک عظیم» را برای آل‌ابراهیم{{ع}} قبول دارند، اما در حق آل‌محمد{{صل}} انکار می‌کنند، این مقام را مساوی با مقام امامت، و مقصود از آن را مفترض‌الطاعة بودن امامان{{عم}} دانستند؛<ref>{{عربی|"جَعَلَ مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ فَكَيْفَ يُقِرُّونَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} وَ يُنْكِرُونَهُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}... الْمُلْكُ الْعَظِيمُ أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ"}} (همان، ص۲۰۶؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۶).</ref>
# [[امام صادق]]{{ع}} در روایت صحیح دیگری، خودشان را مصداق کسانی دانستند که باید امانات را به آنها سپرد. آن‌گاه با تلاوت آیه اولی‌الامر، وظیفه مردم مبنی بر لزوم اطاعت از ایشان را یادآور شدند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶.</ref>
# [[امام صادق]]{{ع}} در روایت صحیح دیگری، خودشان را مصداق کسانی دانستند که باید امانات را به آنها سپرد. آن‌گاه با تلاوت آیه اولی‌الامر، وظیفه مردم مبنی بر لزوم اطاعت از ایشان را یادآور شدند.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶.</ref>
افزون بر آن، دو تعبير {{عربی|قادة الامم}} و {{عربی|ساسة العباد}} نیز که در زیارت جامعه کبیره وجود دارد،<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۰. برای دیدن دیگر روایات در‌این‌باره، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۹۳ و ۹۴؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱؛ همو، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص۲۷۴-۲۷۸؛ علی بن محمد خزاز قمی، كفاية الاثر، ص۲۰-۵۰.</ref> بیانگر شأن رهبری اجتماعی برای امامان معصوم{{عم}} است؛ زیرا تعبیر اول به معنای رهبران امت‌هاست و تعبیر دوم به معنای کسانی است که امر بندگان را مدیریت می‌کنند.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه ۲۶۷ تا ۲۷۱.</ref>.
افزون بر آن، دو تعبير {{عربی|قادة الامم}} و {{عربی|ساسة العباد}} نیز که در زیارت جامعه کبیره وجود دارد،<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۰. برای دیدن دیگر روایات در‌این‌باره، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۹۳ و ۹۴؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱؛ همو، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص۲۷۴-۲۷۸؛ علی بن محمد خزاز قمی، كفاية الاثر، ص۲۰-۵۰.</ref> بیانگر شأن رهبری اجتماعی برای امامان معصوم{{عم}} است؛ زیرا تعبیر اول به معنای رهبران امت‌هاست و تعبیر دوم به معنای کسانی است که امر بندگان را مدیریت می‌کنند.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص ۲۶۷ تا ۲۷۱.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش