تعقل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ آوریل ۲۰۲۰
خط ۲۵: خط ۲۵:


==تعقل در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
==تعقل در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
*منظور از [[تعقل]] فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله می‌گویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. [[وسیله]] [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز می‌ایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف می‌کند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمی‌برند و این خود نکته‌ای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] به‌کارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] می‌کند و نمی‌خواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] می‌کند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]][[ شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان می‌دهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و [[مانع]] [[آزادی]] و [[فهم]] درست [[عقل]] گردد، و یا به جای [[تحقیق]] و [[کاوش]]، موجب [[تقلید]] بی‌جا شود، بر حذر می‌دارد. اهمیت این مدخل برای تعیین [[جایگاه]] آموزه‌های [[نبوی]] است. اگر [[پیامبر]] مخاطب خود را به [[خردورزی]] [[دعوت]] می‌کند، به این معناست که [[عقل]] اهمیت ویژه‌ای در [[دین]] دارد و [[دینی]] که [[عقل]] در آن مرتبتی ندارد، [[دین حق]] نیست.
*منظور از تعقل فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله می‌گویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. [[وسیله]] [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز می‌ایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف می‌کند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمی‌برند و این خود نکته‌ای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] به‌کارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] می‌کند و نمی‌خواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] می‌کند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]][[ شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان می‌دهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و [[مانع]] [[آزادی]] و [[فهم]] درست [[عقل]] گردد، و یا به جای [[تحقیق]] و [[کاوش]]، موجب [[تقلید]] بی‌جا شود، بر حذر می‌دارد. اهمیت این مدخل برای تعیین [[جایگاه]] آموزه‌های [[نبوی]] است. اگر [[پیامبر]] مخاطب خود را به [[خردورزی]] [[دعوت]] می‌کند، به این معناست که [[عقل]] اهمیت ویژه‌ای در [[دین]] دارد و [[دینی]] که [[عقل]] در آن مرتبتی ندارد، [[دین حق]] نیست.


#{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>
#{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>
خط ۵۲: خط ۵۲:
#{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref>
#{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref>


*نکات: در [[آیات]] فوق این محورها درمورد [[دعوت]] به [[خردورزی]] و [[تعقل]] و [[نکوهش]] [[بی‌خردی]] مطرح گردیده است
*نکات: در [[آیات]] فوق این محورها درمورد [[دعوت]] به [[خردورزی]] و تعقل و [[نکوهش]] [[بی‌خردی]] مطرح گردیده است
#[[مردم]] عامی از [[یهود]] وقتی بامؤمنین، روبرو می‌شدند، بشارت‌های [[تورات]] را در باره [[پیامبر]] و [[ایمان]] به این [[بشارت‌ها]] را مطرح می‌کردند و هنگامی که با بعضی ازعلمای [[یهود]] روبرو می‌شدندآنها را [[سرزنش]] می‌کردند که چرا این مسائل را مطرح و به آن [[اقرار]] می‌کنید که دستاویز [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] قرار گیرد و پیش [[خداوند]] به آن [[احتجاج]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند می‌گویند: ما (نیز) ایمان آورده‌ایم و چون با یکدیگر تنها شوند می‌گویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان  می‌گویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref>. چرا شماعقلتان را به کار نمی‌ورزید و [[خردورزی]] نمی‌کنید: {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>. [[علامه طباطبائی]] در ذیل این [[آیه]] می‌نویسد: «دو جریمه و [[جهالت]] [[یهودیان]]، که در [[آیه]] مورد بحث بدان اشاره شده، یکی [[نفاق]] ایشان است، که در ظاهر اظهار [[ایمان]] می‌کنند، تا خود را از اذیت و [[طعن]] و [[قتل]] حفظ کنند. دوم: می‌خواستند [[حقیقت]] و منویات درونی خود را از [[خدا]] بپوشانند، و [[خیال]] کردند اگر [[پرده‌پوشی]] کنند، می‌توانند امر را بر [[خدا]] مشتبه سازند، با اینکه [[خدا]] به‌اشکار و [[نهان]] ایشان [[آگاه]] است، هم چنان که در این [[آیه]] از سخنان محرمانه ایشان خبر داد. بنابراین، به‌طوری که از لحن [[کلام]] بر می‌آید، جریان از این قرار بوده: که عوام ایشان از [[ساده‌لوحی]]، وقتی به [[مسلمانان]] می‌رسیده‌اند، اظهار مسرت می‌کردند، و پاره‌ای از بشارت‌های [[تورات]] را به ایشان می‌گفتند، و یا اطلاعاتی در [[اختیار]] می‌گذاشتند، که [[مسلمانان]] از آنها برای [[تصدیق]] [[نبوت]] پیامبرشان، استفاده می‌کردند، و رؤسایشان از اینکار [[نهی]] می‌کردند، و می‌گفتند: این خود فتحی است که [[خدا]] برای [[مسلمانان]] قرار داده، و ما نباید آن را برای ایشان فاش سازیم، چون با همین [[بشارت‌ها]] که در کتب ما است، نزد [[پروردگار]] خود علیه ما [[احتجاج]] خواهند کرد. با این نکته اخیر، گویی خواسته‌اند بگویند: اگر ما این [[بشارت‌ها]] را در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار ندهیم، (العیاذ بالله)، خود [[خدا]] اطلاع ندارد، که [[موسی]]{{ع}} ما را به [[پیروی]] [[پیامبر اسلام]] سفارش کرده، و چون اطلاع ندارد، ما را با آن [[مؤاخذه]] نمی‌کند، و معلوم است که لازمه این حرف این است که [[خدای تعالی]] تنها آنچه [[آشکار]] است بداند، و از نهانی‌های [[جهان]] خبر نداشته باشد، و به [[باطن]] امور [[علمی]] نداشته باشد، و این نهایت درجه [[جهل]] است. لذا [[خدای سبحان]] با جمله: {{متن قرآن|أَوَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ}}<ref>«آیا نمی‌دانند که خداوند از آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌دارند آگاه است؟» سوره بقره، آیه ۷۷.</ref>:»: ([[المیزان]]، ج ۱، ص: ۳۲۳).
#[[مردم]] عامی از [[یهود]] وقتی بامؤمنین، روبرو می‌شدند، بشارت‌های [[تورات]] را در باره [[پیامبر]] و [[ایمان]] به این [[بشارت‌ها]] را مطرح می‌کردند و هنگامی که با بعضی ازعلمای [[یهود]] روبرو می‌شدندآنها را [[سرزنش]] می‌کردند که چرا این مسائل را مطرح و به آن [[اقرار]] می‌کنید که دستاویز [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] قرار گیرد و پیش [[خداوند]] به آن [[احتجاج]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند می‌گویند: ما (نیز) ایمان آورده‌ایم و چون با یکدیگر تنها شوند می‌گویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان  می‌گویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref>. چرا شماعقلتان را به کار نمی‌ورزید و [[خردورزی]] نمی‌کنید: {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>. [[علامه طباطبائی]] در ذیل این [[آیه]] می‌نویسد: «دو جریمه و [[جهالت]] [[یهودیان]]، که در [[آیه]] مورد بحث بدان اشاره شده، یکی [[نفاق]] ایشان است، که در ظاهر اظهار [[ایمان]] می‌کنند، تا خود را از اذیت و [[طعن]] و [[قتل]] حفظ کنند. دوم: می‌خواستند [[حقیقت]] و منویات درونی خود را از [[خدا]] بپوشانند، و [[خیال]] کردند اگر [[پرده‌پوشی]] کنند، می‌توانند امر را بر [[خدا]] مشتبه سازند، با اینکه [[خدا]] به‌اشکار و [[نهان]] ایشان [[آگاه]] است، هم چنان که در این [[آیه]] از سخنان محرمانه ایشان خبر داد. بنابراین، به‌طوری که از لحن [[کلام]] بر می‌آید، جریان از این قرار بوده: که عوام ایشان از [[ساده‌لوحی]]، وقتی به [[مسلمانان]] می‌رسیده‌اند، اظهار مسرت می‌کردند، و پاره‌ای از بشارت‌های [[تورات]] را به ایشان می‌گفتند، و یا اطلاعاتی در [[اختیار]] می‌گذاشتند، که [[مسلمانان]] از آنها برای [[تصدیق]] [[نبوت]] پیامبرشان، استفاده می‌کردند، و رؤسایشان از اینکار [[نهی]] می‌کردند، و می‌گفتند: این خود فتحی است که [[خدا]] برای [[مسلمانان]] قرار داده، و ما نباید آن را برای ایشان فاش سازیم، چون با همین [[بشارت‌ها]] که در کتب ما است، نزد [[پروردگار]] خود علیه ما [[احتجاج]] خواهند کرد. با این نکته اخیر، گویی خواسته‌اند بگویند: اگر ما این [[بشارت‌ها]] را در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار ندهیم، (العیاذ بالله)، خود [[خدا]] اطلاع ندارد، که [[موسی]]{{ع}} ما را به [[پیروی]] [[پیامبر اسلام]] سفارش کرده، و چون اطلاع ندارد، ما را با آن [[مؤاخذه]] نمی‌کند، و معلوم است که لازمه این حرف این است که [[خدای تعالی]] تنها آنچه [[آشکار]] است بداند، و از نهانی‌های [[جهان]] خبر نداشته باشد، و به [[باطن]] امور [[علمی]] نداشته باشد، و این نهایت درجه [[جهل]] است. لذا [[خدای سبحان]] با جمله: {{متن قرآن|أَوَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ}}<ref>«آیا نمی‌دانند که خداوند از آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌دارند آگاه است؟» سوره بقره، آیه ۷۷.</ref>:»: ([[المیزان]]، ج ۱، ص: ۳۲۳).
#[[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید: به [[اهل کتاب]] بگو چرا با [[تعصب]] و بدون [[تعقل]] و با نسبت دادن [[ابراهیم]] به خود بر علیه [[پیامبر]] و [[اسلام]] [[احتجاج]] می‌کنید: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم چون و چرا می‌کنید؟ با آنکه تورات و انجیل جز پس از وی فرو فرستاده نشده است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره آل عمران، آیه ۶۵.</ref> درحالی که [[تورات]] و [[انجیل]] همانند [[قرآن]]، در زمان‌های بعد از [[ابراهیم]] نازل شده است و چرا شما به [[عقل]] و [[خرد]] خود [[رجوع]] نمی‌کنید: {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>
#[[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید: به [[اهل کتاب]] بگو چرا با [[تعصب]] و بدون تعقل و با نسبت دادن [[ابراهیم]] به خود بر علیه [[پیامبر]] و [[اسلام]] [[احتجاج]] می‌کنید: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>«ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم چون و چرا می‌کنید؟ با آنکه تورات و انجیل جز پس از وی فرو فرستاده نشده است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره آل عمران، آیه ۶۵.</ref> درحالی که [[تورات]] و [[انجیل]] همانند [[قرآن]]، در زمان‌های بعد از [[ابراهیم]] نازل شده است و چرا شما به [[عقل]] و [[خرد]] خود [[رجوع]] نمی‌کنید: {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref>
#[[پیامبر]] مامور به [[ابلاغ]] وصیت‌های پنج‌گانه [[خداوند]] به [[مردم]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
#[[پیامبر]] مامور به [[ابلاغ]] وصیت‌های پنج‌گانه [[خداوند]] به [[مردم]] {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
##[[توحید]] و هیچ چیز را شریک [[خدا]] قرار ندادن: {{متن قرآن|أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
##[[توحید]] و هیچ چیز را شریک [[خدا]] قرار ندادن: {{متن قرآن|أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
خط ۶۰: خط ۶۰:
##[[فرزند]] کشی به [[دلیل]] [[تنگدستی]] [[ممنوع]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و نزدیک نشدن به [[فحشا]] [[آشکار]] و [[پنهان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و کشتن انسان‌های بی‌گناه [[ممنوع]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و [[انسان]] اگر دور از [[تعصب]] و [[هواهای نفسانی]] به [[عقل]] وخرد خود [[رجوع]] کند باجان [[دل]] پذیرای این [[وصیت]] هاست که مشترک میان همه [[ادیان]] است: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
##[[فرزند]] کشی به [[دلیل]] [[تنگدستی]] [[ممنوع]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و نزدیک نشدن به [[فحشا]] [[آشکار]] و [[پنهان]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و کشتن انسان‌های بی‌گناه [[ممنوع]]: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> و [[انسان]] اگر دور از [[تعصب]] و [[هواهای نفسانی]] به [[عقل]] وخرد خود [[رجوع]] کند باجان [[دل]] پذیرای این [[وصیت]] هاست که مشترک میان همه [[ادیان]] است: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشت» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>
##در مقابل [[مخالفان]] [[دعوت]] که به [[پیامبر]] می‌گفتند اگر در باره [[قرآن]] راست می‌گوئی [[قرآن]] دیگری مشابه بیاور و یا همین [[قرآن]] ر ا تبدیل به سخنان دیگر کن: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}}<ref>«و چون آیات روشن ما برای  آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافر» سوره یونس، آیه ۱۵.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌گوید: به آنها بگو اگر به [[عقل]] خود [[رجوع]] کنید در می‌یابید که سال‌ها در میان شما [[زندگی]] کردم و [[قرآنی]] برای شما نیاوردم چون من در این باره اختیاری ندارم و [[مشیت الهی]] بر [[نزول]] این [[قرآن]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|قُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو اگر خداوند می‌خواست آن را برای  شما نمی‌خواندم و او شما را از آن آگاه نمی‌کرد؛ پیش از آن (هم) من در میان شما روزگاری دراز زیسته‌ام پس آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یونس، آیه ۱۶.</ref>
##در مقابل [[مخالفان]] [[دعوت]] که به [[پیامبر]] می‌گفتند اگر در باره [[قرآن]] راست می‌گوئی [[قرآن]] دیگری مشابه بیاور و یا همین [[قرآن]] ر ا تبدیل به سخنان دیگر کن: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}}<ref>«و چون آیات روشن ما برای  آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافر» سوره یونس، آیه ۱۵.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌گوید: به آنها بگو اگر به [[عقل]] خود [[رجوع]] کنید در می‌یابید که سال‌ها در میان شما [[زندگی]] کردم و [[قرآنی]] برای شما نیاوردم چون من در این باره اختیاری ندارم و [[مشیت الهی]] بر [[نزول]] این [[قرآن]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|قُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو اگر خداوند می‌خواست آن را برای  شما نمی‌خواندم و او شما را از آن آگاه نمی‌کرد؛ پیش از آن (هم) من در میان شما روزگاری دراز زیسته‌ام پس آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یونس، آیه ۱۶.</ref>
##[[نزول قرآن]] به زبان [[عربی]] زبان [[پیامبر]] و [[مردم]] [[جزیرة العرب]] که در (۱۱) [[آیه]] [[قرآن]] مطرح گردیده است برای این است که شما به قرائت وخواندن آن اکتفا نکنید؛ بلکه در باره [[آیات]] آن [[تعقل]] کنید و با [[خردورزی]] آن را راهنمای عمل خود قرار دهید {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ما آن را قرآنی عربی  فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.</ref>... {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«به راستی ما آن را قرآنی عربی  قرار دادیم باشد که خرد ورزید» سوره زخرف، آیه ۳.</ref>
##[[نزول قرآن]] به زبان [[عربی]] زبان [[پیامبر]] و [[مردم]] [[جزیرة العرب]] که در (۱۱) [[آیه]] [[قرآن]] مطرح گردیده است برای این است که شما به قرائت وخواندن آن اکتفا نکنید؛ بلکه در باره [[آیات]] آن تعقل کنید و با [[خردورزی]] آن را راهنمای عمل خود قرار دهید {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ما آن را قرآنی عربی  فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.</ref>... {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«به راستی ما آن را قرآنی عربی  قرار دادیم باشد که خرد ورزید» سوره زخرف، آیه ۳.</ref>
##[[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید: ما قبل از تو پیامبرانی فرستادیم و [[امت]] تو باید با مطالعه[[ تاریخ]] [[اقوام]] پیشن و [[عاقبت]] کار آنان [[عقل]] خود را به کار بیاندازند و [[تقوی]] پیشه کنند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۰۴-۳۰۸.</ref>.
##[[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید: ما قبل از تو پیامبرانی فرستادیم و [[امت]] تو باید با مطالعه[[ تاریخ]] [[اقوام]] پیشن و [[عاقبت]] کار آنان [[عقل]] خود را به کار بیاندازند و [[تقوی]] پیشه کنند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۰۴-۳۰۸.</ref>.


۸۰٬۱۲۹

ویرایش