مشاغل دولتی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۷۷۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ آوریل ۲۰۲۰
خط ۳۷: خط ۳۷:
*[[امام]] {{ع}} [[کارگزاران]] خویش را به رعایت [[عدالت]] و [[تلاش]] در راه [[خدمت]] به [[مردم]] فرامی‌خواند: پس باید امور [[مردم]] نزد تو در [[حق]] یکسان باشد، زیرا با ستم‌کاری، [[عدالت]] نتوان کرد، پس، آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران نیز مپسند و در راه انجام [[وظایف]] [[الهی]] به‌خاطر [[پاداش]] او و [[ترس]] از کیفرش از [[جان]] خویش مایه بگذار. و بدان که [[دنیا]] خانه [[آزمایش]] است که اگر [[آدمی]] یک لحظه در آن به بطالت گذرانَد، در روز رستخیز [[حسرت]] خورَد. آری، هیچ چیز تو را از [[حق]] بی‌نیاز نکند. از جمله [[حقوق]] [[واجب]] بر تو پاسداری از ارزش‌های انسانی خویش و [[مراقبت]] از [[مردم]] و به سامان آوردن مشکلات و نابسامانی‌های آنان است، زیرا آنچه از این کار نصیبت شود [[برتر]] از چیزی است که به آنان رسد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} [[کارگزاران]] خویش را به رعایت [[عدالت]] و [[تلاش]] در راه [[خدمت]] به [[مردم]] فرامی‌خواند: پس باید امور [[مردم]] نزد تو در [[حق]] یکسان باشد، زیرا با ستم‌کاری، [[عدالت]] نتوان کرد، پس، آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران نیز مپسند و در راه انجام [[وظایف]] [[الهی]] به‌خاطر [[پاداش]] او و [[ترس]] از کیفرش از [[جان]] خویش مایه بگذار. و بدان که [[دنیا]] خانه [[آزمایش]] است که اگر [[آدمی]] یک لحظه در آن به بطالت گذرانَد، در روز رستخیز [[حسرت]] خورَد. آری، هیچ چیز تو را از [[حق]] بی‌نیاز نکند. از جمله [[حقوق]] [[واجب]] بر تو پاسداری از ارزش‌های انسانی خویش و [[مراقبت]] از [[مردم]] و به سامان آوردن مشکلات و نابسامانی‌های آنان است، زیرا آنچه از این کار نصیبت شود [[برتر]] از چیزی است که به آنان رسد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698.</ref>.
==[[کارگزاران اقتصادی]]، شامل گردآورندگان [[زکات]]، [[خراج]]، [[بیت المال]] و ناظران بازار==
==[[کارگزاران اقتصادی]]، شامل گردآورندگان [[زکات]]، [[خراج]]، [[بیت المال]] و ناظران بازار==
*[[امام]] {{ع}} برای [[مسئولان]] و [[کارگزاران اقتصادی]]، با توجه به اهمیت فعالیت آن‌ها آیین‌نامه‌هایی تدارک دیده و آن‌ها را به عمل به آن‌ها فرامی‌خواند. [[امام]] {{ع}} در توجه دادن به [[مسئولیت]] چنین می‌نویسد: بدان که برای تو در این [[اموال]] بهره‌ای است معین و حقی معلوم. تو با [[مسکینان]] و ناتوانان [[تهی‌دست]] شریکی و ما [[حق]] تو را به تمام و کمال پرداخت کنیم، پس تو هم [[حقوق]] آنان را بپرداز. در غیر این صورت [[روز رستاخیز]] دشمنانت از همه فزون‌ترند؛ و [[بدا]] به حال آن کس که [[فقیران]] و [[مسکینان]] و [[نیازمندان]] و محرومان و بدهکاران و در راه ماندگان، در پیشگاه [[الهی]] [[دشمن]] او باشند. آن کس که به [[امانت الهی]] بی‌اعتنا باشد و در کشتزار [[خیانت]] چرد و شخصیت انسانی و [[دینی]] خود را پاس ندارد، [[ذلت]] و [[خواری]] را در [[دنیا]] برای خود خریده است و در [[آخرت]] نیز ذلیل‌تر و بدبخت‌تر خواهد شد. بدان که بزرگ‌ترین [[خیانت]]، [[خیانت]] به [[مردمان]] و زشت‌ترین نابکاری، نابکاری با [[پیشوایان]] است<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۶</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698-699.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} برای [[مسئولان]] و [[کارگزاران اقتصادی]]، با توجه به اهمیت فعالیت آن‌ها آیین‌نامه‌هایی تدارک دیده و آن‌ها را به عمل به آن‌ها فرامی‌خواند. [[امام]] {{ع}} در توجه دادن به [[مسئولیت]] چنین می‌نویسد: بدان که برای تو در این [[اموال]] بهره‌ای است معین و حقی معلوم. تو با [[مسکینان]] و ناتوانان [[تهی‌دست]] شریکی و ما [[حق]] تو را به تمام و کمال پرداخت کنیم، پس تو هم [[حقوق]] آنان را بپرداز. در غیر این صورت [[روز رستاخیز]] دشمنانت از همه فزون‌ترند؛ و [[بدا]] به حال آن کس که [[فقیران]] و [[مسکینان]] و [[نیازمندان]] و محرومان و بدهکاران و در راه ماندگان، در پیشگاه [[الهی]] [[دشمن]] او باشند. آن کس که به [[امانت الهی]] بی‌اعتنا باشد و در کشتزار [[خیانت]] چرد و شخصیت انسانی و [[دینی]] خود را پاس ندارد، [[ذلت]] و [[خواری]] را در [[دنیا]] برای خود خریده است و در [[آخرت]] نیز ذلیل‌تر و بدبخت‌تر خواهد شد. بدان که بزرگ‌ترین [[خیانت]]، [[خیانت]] به [[مردمان]] و زشت‌ترین نابکاری، نابکاری با [[پیشوایان]] است<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّ لَكَ فِي هَذِهِ الصَّدَقَةِ نَصِيباً مَفْرُوضاً وَ حَقّاً مَعْلُوماً، شُرَكَاءَ أَهْلَ مَسْكَنَةٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِي فَاقَةٍ، وَ إِنَّا مُوَفُّوكَ حَقَّكَ؛ فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ وَ إِلَّا تَفْعَلْ فَإِنَّكَ مِنْ أَكْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَ بُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِيلِ؛ وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى؛ وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ؛ وَ السَّلَامُ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۲۶</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 698-699.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} به [[کارگزاران]] سفارش می‌کند که در رعایت [[حقوق مردم]]، [[عدالت]] با آنان، [[مهربانی]] و رعایت حال آنان، اصل را بر [[اعتماد]] به [[مردم]] بدانند، چنان که فرمود: پس اینک شما را [[فرمان]] دهم که با [[مردم]] از درِ [[انصاف]] درآیید و در انجام نیازهاشان [[صبر]] و حوصله به خرج دهید، که شما خزانه‌دار [[مردم]] و [[نمایندگان]] آن‌ها و سفیران [[دولت اسلامی]] هستید. زنهار که حاجتمندی را [[ناامید]] برمگردانید و خواسته‌اش را بایگانی مکنید و در گرفتن [[مالیات]] "مته بخ خشخاش" مگذارید و تن‌پوش زمستانی و تابستانی و چارپایانی را که وسیله کارند و بردگان را حراج نکنید و کسی را به‌خاطر درهمی تازیانه نزنید. دست به [[مال]] کسی دراز نکنید، چه [[مسلمان]] و چه آن‌که در [[پناه]] [[حکومت اسلامی]] باشد، مگر آن‌که اسبی یا سلاحی را نزد آنان بیابید که بخواهند با آن به [[مسلمانان]] حمله کنند؛ که سزاوار نیست [[مسلمان]] این‌گونه ابزار را در [[اختیار]] [[دشمنان اسلام]] بگذارد تا سبب فر و [[شکوه]] [[دشمن]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} به [[کارگزاران]] سفارش می‌کند که در رعایت [[حقوق مردم]]، [[عدالت]] با آنان، [[مهربانی]] و رعایت حال آنان، اصل را بر [[اعتماد]] به [[مردم]] بدانند، چنان که فرمود: پس اینک شما را [[فرمان]] دهم که با [[مردم]] از درِ [[انصاف]] درآیید و در انجام نیازهاشان [[صبر]] و حوصله به خرج دهید، که شما خزانه‌دار [[مردم]] و [[نمایندگان]] آن‌ها و سفیران [[دولت اسلامی]] هستید. زنهار که حاجتمندی را [[ناامید]] برمگردانید و خواسته‌اش را بایگانی مکنید و در گرفتن [[مالیات]] "مته بخ خشخاش" مگذارید و تن‌پوش زمستانی و تابستانی و چارپایانی را که وسیله کارند و بردگان را حراج نکنید و کسی را به‌خاطر درهمی تازیانه نزنید. دست به [[مال]] کسی دراز نکنید، چه [[مسلمان]] و چه آن‌که در [[پناه]] [[حکومت اسلامی]] باشد، مگر آن‌که اسبی یا سلاحی را نزد آنان بیابید که بخواهند با آن به [[مسلمانان]] حمله کنند؛ که سزاوار نیست [[مسلمان]] این‌گونه ابزار را در [[اختیار]] [[دشمنان اسلام]] بگذارد تا سبب فر و [[شکوه]] [[دشمن]] شود<ref>{{متن حدیث|فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ وَ اصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِمْ، فَإِنَّكُمْ خُزَّانُ الرَّعِيَّةِ وَ وُكَلَاءُ الْأُمَّةِ وَ سُفَرَاءُ الْأَئِمَّةِ، وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ، وَ لَا تَبِيعُنَّ [النَّاسَ] لِلنَّاسِ فِي الْخَرَاجِ كِسْوَةَ شِتَاءٍ وَ لَا صَيْفٍ وَ لَا دَابَّةً يَعْتَمِلُونَ عَلَيْهَا وَ لَا عَبْداً، وَ لَا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَكَانِ دِرْهَمٍ وَ لَا تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهَدٍ إِلَّا أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلَاحاً يُعْدَى بِهِ عَلَى أَهْلِ الْإِسْلَامِ، فَإِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَدَعَ ذَلِكَ فِي أَيْدِي أَعْدَاءِ الْإِسْلَامِ فَيَكُونَ شَوْكَةً عَلَيْهِ}}؛ نهج البلاغه نامۀ ۵۱.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>
 
==[[قضات]]==
==[[قضات]]==
*[[قضا]] به‌معنای [[فرمان]] دادن و [[حکم]] کردن است. از منظر [[امام]] {{ع}} شغل [[قضاوت]] به‌معنای [[حکم]] کردن و [[داوری]] کردن از مهم‌ترین [[مشاغل]] حکومتی به حساب می‌آید. [[امام]] {{ع}} قاضیان را یکی از طبقات و ارکان مهم اجتماع برمی‌شمارد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. ایشان درباره اهمیت شغل [[قضاوت]] می‎فرماید: (کار گروه‌های دیگر اجتماع سامان نمی‌یابد) مگر با گروه سوم یعنی قاضیان و [[کارگزاران]] و منشیان که قراردادها را [[استوار]] کنند و سود [[مردمان]] فراهم آرند و مورد [[اعتماد]] و [[امانت]] [[مردم]] در کارهای خصوصی و عمومی‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>.
*[[قضا]] به‌معنای [[فرمان]] دادن و [[حکم]] کردن است. از منظر [[امام]] {{ع}} شغل [[قضاوت]] به‌معنای [[حکم]] کردن و [[داوری]] کردن از مهم‌ترین [[مشاغل]] حکومتی به حساب می‌آید. [[امام]] {{ع}} قاضیان را یکی از طبقات و ارکان مهم اجتماع برمی‌شمارد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. ایشان درباره اهمیت شغل [[قضاوت]] می‎فرماید: (کار گروه‌های دیگر اجتماع سامان نمی‌یابد) مگر با گروه سوم یعنی قاضیان و [[کارگزاران]] و منشیان که قراردادها را [[استوار]] کنند و سود [[مردمان]] فراهم آرند و مورد [[اعتماد]] و [[امانت]] [[مردم]] در کارهای خصوصی و عمومی‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>.
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش