عقل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


===چیستی و [[ارزش]] عقل===
==چیستی و [[ارزش]] عقل==
*"عقل"، به معنای قوۀ [[درک]] کنندۀ حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]]، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در وجود [[انسان]] به [[امانت]] گذاشته شده است و اصلی‌ترین وجه تمایز [[انسان]] از سایر موجودات داشتن عقل است که از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی در [[دین]] برخوردار است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵. </ref>.[[انسان]] در صورت به‌کارگیری آن به [[شناخت]] و [[معرفت]] [[دست]] می‌یابد و در [[مسیر کمال]] قرار می‌گیرد.  
*"عقل"، به معنای قوۀ [[درک]] کنندۀ حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]]، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در وجود [[انسان]] به [[امانت]] گذاشته شده است و اصلی‌ترین وجه تمایز [[انسان]] از سایر موجودات داشتن عقل است که از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی در [[دین]] برخوردار است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵. </ref>.[[انسان]] در صورت به‌کارگیری آن به [[شناخت]] و [[معرفت]] [[دست]] می‌یابد و در [[مسیر کمال]] قرار می‌گیرد.  
*[[قرآن کریم]] در سیصد [[آیه]] بر عقل و [[تعقل]] و دوری از تقلیدهای غیر منطقی تأکید کرده است، [[امام علی]]{{ع}} [[انسانیت]] [[انسان]] را با عقلش می‌سنجد و فقدان عقل را با فقدان [[زندگی]] برابر می‌داند و با تعبیرهای چون مرکب [[علم]]، مایۀ انسانیَت، [[فرستاده خدا]]، ملاک هر چیز و [[رهبر]] [[فکر]]، از [[ضرورت]] حیاتی عقل و [[تعقل]] در [[زندگی]] آدمی‌خبر می‌‌دهد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۵۶۷- ۵۶۸؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>.
*[[قرآن کریم]] در سیصد [[آیه]] بر عقل و [[تعقل]] و دوری از تقلیدهای غیر منطقی تأکید کرده است، [[امام علی]]{{ع}} [[انسانیت]] [[انسان]] را با عقلش می‌سنجد و فقدان عقل را با فقدان [[زندگی]] برابر می‌داند و با تعبیرهای چون مرکب [[علم]]، مایۀ انسانیَت، [[فرستاده خدا]]، ملاک هر چیز و [[رهبر]] [[فکر]]، از [[ضرورت]] حیاتی عقل و [[تعقل]] در [[زندگی]] آدمی‌خبر می‌‌دهد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۵۶۷- ۵۶۸؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>.
*[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[کتاب]] [[اصول کافی]] است که از جمله [[احادیث]] آن [[حدیث قدسی]]: «[[خداوند]] [[آفریده]] ای محبوب‌تر از عقل نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref> است.  بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>، به واسطۀ آن [[خداوند]] پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref>.
*[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل [[کتاب]] [[اصول کافی]] است که از جمله [[احادیث]] آن [[حدیث قدسی]]: «[[خداوند]] [[آفریده]] ای محبوب‌تر از عقل نیافریده است»<ref>{{متن حدیث|مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْک}}؛‏ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref> است.  بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: «در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است»<ref>{{متن حدیث|یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{ع}}وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}؛ کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>، به واسطۀ آن [[خداوند]] پرستیده می‌شود و [[انسان]] را سزاوار رفتن به [[بهشت]] می‌نماید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵؛ حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref>.
===عقل، [[رسول باطنی]]===
==عقل، [[رسول باطنی]]==
*[[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی عقل را همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] می‌‌داند که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن می‌پرستند و می‌شناسند. بر این اساس، عقل، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]]  و [[رجوع]] به آن در مسائل گوناگون، امری اساسی و بنیادین است که [[مکتب اسلام]] آدمی‌را از گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر می‌دارد. لغزش‌ها و غفلت‌ها در طول [[زندگی]] [[انسان]]، از دلالت عقل می‌کاهند لذا فعال‌سازی عقل [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. از این‌رو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] می‌‌فرماید: «اگر نمی‌دانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمی‌دانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نقش [[پیامبران]] را زدودن [[غفلت]] از عقل [[آدمیان]] و استخراج گنجینه‌های [[پنهان]] برمی‌شمرد<ref>{{متن حدیث|وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول}}؛‏ نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>
*[[امام صادق]]{{ع}} در تعریفی عقل را همان [[نور]] و [[نیروی درونی]] می‌‌داند که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را به واسطه آن می‌پرستند و می‌شناسند. بر این اساس، عقل، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]]  و [[رجوع]] به آن در مسائل گوناگون، امری اساسی و بنیادین است که [[مکتب اسلام]] آدمی‌را از گوش ندادن به ندای درونی آن به شدت برحذر می‌دارد. لغزش‌ها و غفلت‌ها در طول [[زندگی]] [[انسان]]، از دلالت عقل می‌کاهند لذا فعال‌سازی عقل [[نیازمند]] [[رسول ظاهری]] ([[الهی]]) است. از این‌رو [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] می‌‌فرماید: «اگر نمی‌دانید از [[اهل ذکر]] بپرسید»<ref>{{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}«اگر نمی‌دانید از اهل دانش بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نقش [[پیامبران]] را زدودن [[غفلت]] از عقل [[آدمیان]] و استخراج گنجینه‌های [[پنهان]] برمی‌شمرد<ref>{{متن حدیث|وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول}}؛‏ نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۵۶۷- ۵۶۸.</ref>
===عقل در [[اندیشه]] [[اسلامی]]===
==عقل در [[اندیشه]] [[اسلامی]]==
*در مجموعه اندیشه‌های [[اسلامی]]، سه نوع عقل جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] می‌‌توان برشمرد:
*در مجموعه اندیشه‌های [[اسلامی]]، سه نوع عقل جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] می‌‌توان برشمرد:
# [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: جنبه ای از عقل است که به [[کشف]] واقعیت‌ها و هست و نیست‌ها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسان‌شناسی]] می‌‌پردازد. چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در این‌باره می‌‌فرماید: «[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] را می‌‌شناسند و می‌‌فهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون‏}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]] که [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار می‌‌گردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه}}؛‏ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>
# [[عقل نظری]] و [[معارف]] بنیادین: جنبه ای از عقل است که به [[کشف]] واقعیت‌ها و هست و نیست‌ها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسان‌شناسی]] می‌‌پردازد. چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} در این‌باره می‌‌فرماید: «[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] را می‌‌شناسند و می‌‌فهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون‏}}؛ کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]] که [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] پایدار می‌‌گردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه}}؛‏ تحف العقول، ص۶۲.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>
خط ۲۱: خط ۲۱:
#عقلِ ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: "عقل ابزاری"، وسیله‌ای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامه‌ریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>.
#عقلِ ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: "عقل ابزاری"، وسیله‌ای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامه‌ریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>.
*جمع میان روایاتی که به [[تبیین]] حدود و برخی ناتوانایی‌های عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در [[نگاه]] [[مفسران]] [[وحی]] است. برخلاف دو رویکرد [[عقل‌گرایی]] حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵.</ref>.
*جمع میان روایاتی که به [[تبیین]] حدود و برخی ناتوانایی‌های عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در [[نگاه]] [[مفسران]] [[وحی]] است. برخلاف دو رویکرد [[عقل‌گرایی]] حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۵.</ref>.
===عقل در [[اندیشه]] غربی===
==عقل در [[اندیشه]] غربی==
*[[عقل‌گرایی]] در دنیای [[غرب]]، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از:     
*[[عقل‌گرایی]] در دنیای [[غرب]]، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از:     
# [[عقل‌گرایی]] [[فلسفی]] که در برابر اصطلاح [[تجربه‌گرایی]] قرار دارد؛ یعنی عقل برخلاف تجربه، می‌‌تواند نظام‌های نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
# [[عقل‌گرایی]] [[فلسفی]] که در برابر اصطلاح [[تجربه‌گرایی]] قرار دارد؛ یعنی عقل برخلاف تجربه، می‌‌تواند نظام‌های نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
خط ۲۷: خط ۲۷:
# [[عقل‌گرایی]] عصر روشنگری که در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافه‌پرستی قرار می‌‌گیرد و به نحوی عقل در همۀ حوزه‌های [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، [[دین و اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیم‌گیری و جهت‌دهی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
# [[عقل‌گرایی]] عصر روشنگری که در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافه‌پرستی قرار می‌‌گیرد و به نحوی عقل در همۀ حوزه‌های [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، [[دین و اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیم‌گیری و جهت‌دهی است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
*در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان عقل و گزاره‌های [[الهی]] تعارضی به چشم نمی‌خورد. [[عقل‌گرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربه‌گرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. رویکرد [[عقل‌گرایی]] کلامی‌نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده است. اما اوج [[قدرت]] نمایی عقل و [[تقابل]] آن با [[دین]] در قرن هجدهم و نوزدهم (عصر عقل و روشنگری) است؛  که عقل در این دورۀ [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافته و "[[دین]] طبیعی" جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و عقل در [[دین]] و همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب و محور شد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۸.</ref>.
*در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان عقل و گزاره‌های [[الهی]] تعارضی به چشم نمی‌خورد. [[عقل‌گرایی]] در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر [[تجربه‌گرایی]] و مدافع جدی [[دین]] بود. رویکرد [[عقل‌گرایی]] کلامی‌نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده است. اما اوج [[قدرت]] نمایی عقل و [[تقابل]] آن با [[دین]] در قرن هجدهم و نوزدهم (عصر عقل و روشنگری) است؛  که عقل در این دورۀ [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] [[وحیانی]] رواج یافته و "[[دین]] طبیعی" جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد و عقل در [[دین]] و همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب و محور شد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۸.</ref>.
===عقل در [[عصر ظهور]]===
==عقل در [[عصر ظهور]]==
*یکی از [[نشانه‌های آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ می‌شود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] می‌روند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشه‌ای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «فتنه‌ای روی خواهد داد که در آن [[عقل‌ها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمی‌بینید»<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] می‌نهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج می‌یابد<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع می‌شود و [[خرد]] آنان کامل می‌گردد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref>
*یکی از [[نشانه‌های آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ می‌شود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] می‌روند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشه‌ای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «فتنه‌ای روی خواهد داد که در آن [[عقل‌ها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمی‌بینید»<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] می‌نهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج می‌یابد<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع می‌شود و [[خرد]] آنان کامل می‌گردد»<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶.</ref>


خط ۷۹: خط ۷۹:
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]


[[رده:مدخل]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:امام مهدی]]
[[رده:عقل]]
[[رده:عقل]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش