ادب در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ آوریل ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - '==سخنی درباره ' به '== '
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - '==سخنی درباره ' به '== ')
خط ۲۸: خط ۲۸:
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]]، [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و چون او را بِدان سان که خواست ساخت، به او فرمود: {{متن قرآن|خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ}}<ref> گذشت را در پیش گیر و به نیکی فرمان ده و از نادانان روی بگردان!؛ سوره اعراف، آیه:۱۹۹.</ref>. چون [[پیامبر]]{{صل}} چنین کرد، [[خداوند]]، او را ستود و فرمود: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>به راستی که تو دارای خویی بزرگ هستی؛ سوره قلم، آیه:۴.</ref>، و چون او را ستود، [[دین]] خود را به او واگذار کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا}}<ref> آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید؛ سوره حشر، آیه:۷.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْهُ{{ع}}: إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِيَّهُ{{صل}} حَتَّى إِذَا أَقَامَهُ عَلَى مَا أَرَادَ قَالَ لَهُ {{متن قرآن|وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ}} فَلَمَّا فَعَلَ ذَلِكَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} زَكَّاهُ اللَّهُ فَقَالَ {{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فَلَمَّا زَكَّاهُ فَوَّضَ إِلَيْهِ دِينَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} }}؛ بصائرالدرجات، ص۳۷۹، ح۵، عن إسحاق بن عمار؛ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۸، ح۱۱ و راجع، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۲۷ و شرح نهج‌البلاغه لابن الحدید، ج۲۰، ص۲۷۰، ح۱۲۲.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۲۵۲-۲۵۵.</ref>.
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]]، [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و چون او را بِدان سان که خواست ساخت، به او فرمود: {{متن قرآن|خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ}}<ref> گذشت را در پیش گیر و به نیکی فرمان ده و از نادانان روی بگردان!؛ سوره اعراف، آیه:۱۹۹.</ref>. چون [[پیامبر]]{{صل}} چنین کرد، [[خداوند]]، او را ستود و فرمود: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>به راستی که تو دارای خویی بزرگ هستی؛ سوره قلم، آیه:۴.</ref>، و چون او را ستود، [[دین]] خود را به او واگذار کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا}}<ref> آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید؛ سوره حشر، آیه:۷.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْهُ{{ع}}: إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِيَّهُ{{صل}} حَتَّى إِذَا أَقَامَهُ عَلَى مَا أَرَادَ قَالَ لَهُ {{متن قرآن|وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ}} فَلَمَّا فَعَلَ ذَلِكَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} زَكَّاهُ اللَّهُ فَقَالَ {{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} فَلَمَّا زَكَّاهُ فَوَّضَ إِلَيْهِ دِينَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} }}؛ بصائرالدرجات، ص۳۷۹، ح۵، عن إسحاق بن عمار؛ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۸، ح۱۱ و راجع، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۲۷ و شرح نهج‌البلاغه لابن الحدید، ج۲۰، ص۲۷۰، ح۱۲۲.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۲۵۲-۲۵۵.</ref>.


==سخنی درباره واگذاری کار [[دین]] و [[امّت]] به [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[ادب]] [[آموختن]] از [[خدا]]<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای عبد الهادی مسعودی.</ref>==
== واگذاری کار [[دین]] و [[امّت]] به [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[ادب]] [[آموختن]] از [[خدا]]<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای عبد الهادی مسعودی.</ref>==
*[[ادب]]، در کاربرد نخستین خود به معنای [[دعوت]] از [[مردم]] برای اجتماع بر "مأدُبه ([[خوراک]] مهمانی)" بوده است<ref>معجم تهذیب اللغه، ج۱، ص۱۳۳ف ماده «ادب»؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۷۴، مادّه «ادب».</ref> و سپس به آنچه [[مردمان]] فرا می‌گیرند، نیز [[ادب]] گفته‌اند؛ چون آنان را به [[خوبی‌ها]] فرا می‌خوانَد و از [[زشتی‌ها]] باز می‌دارد. بر پایه ریشه لغوی یاد شده، انجام دادن کار به گونه‌ای که در [[جامعه]] [[نیکو]] و [[شایسته]] شمرده شود، [[ادب]] نامیده شده است و ادیب، کسی است که کاری را زیبا و دل‌پذیر انجام می‌‌دهد. از این رو، بعدها و در آغاز درخشش تمدّن [[اسلامی]]، دانشی که موجب دور ماندن از [[خطا]] در گفتار و نوشتار بود و سخن را می‌آراست، [[علم]] [[ادب]] نامیده شد و گاه به مطلق [[علوم]] و [[معارف]] نیز [[ادب]] اطلاق می‌گردید<ref>ر.ک: المنجد، ص۵.</ref>؛ زیرا [[علم]]، مایه [[شایستگی]] و [[زیبایی]] عمل است و [[هنر]] ارائه کار خوب و [[نیکو]]، تنها از دانشمند بر می‌آید.
*[[ادب]]، در کاربرد نخستین خود به معنای [[دعوت]] از [[مردم]] برای اجتماع بر "مأدُبه ([[خوراک]] مهمانی)" بوده است<ref>معجم تهذیب اللغه، ج۱، ص۱۳۳ف ماده «ادب»؛ معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۷۴، مادّه «ادب».</ref> و سپس به آنچه [[مردمان]] فرا می‌گیرند، نیز [[ادب]] گفته‌اند؛ چون آنان را به [[خوبی‌ها]] فرا می‌خوانَد و از [[زشتی‌ها]] باز می‌دارد. بر پایه ریشه لغوی یاد شده، انجام دادن کار به گونه‌ای که در [[جامعه]] [[نیکو]] و [[شایسته]] شمرده شود، [[ادب]] نامیده شده است و ادیب، کسی است که کاری را زیبا و دل‌پذیر انجام می‌‌دهد. از این رو، بعدها و در آغاز درخشش تمدّن [[اسلامی]]، دانشی که موجب دور ماندن از [[خطا]] در گفتار و نوشتار بود و سخن را می‌آراست، [[علم]] [[ادب]] نامیده شد و گاه به مطلق [[علوم]] و [[معارف]] نیز [[ادب]] اطلاق می‌گردید<ref>ر.ک: المنجد، ص۵.</ref>؛ زیرا [[علم]]، مایه [[شایستگی]] و [[زیبایی]] عمل است و [[هنر]] ارائه کار خوب و [[نیکو]]، تنها از دانشمند بر می‌آید.
*این واژه در [[قرآن]] به کار نرفته؛ امّا مفهوم آن، مورد [[عنایت]] این [[کتاب آسمانی]] است. همچنین در [[احادیث اسلامی]]، به عنوان یک اصل مهمّ [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]]، فراوان به کار رفته است. این کاربردها را می‌توان در سه معنا دسته‌بندی کرد<ref>این دسته‌بندی به همراه و تحلیل کاربردهای آن در مدخل «أدب» از دانش‌نامه قرآن و حدیث آمده است.</ref>:
*این واژه در [[قرآن]] به کار نرفته؛ امّا مفهوم آن، مورد [[عنایت]] این [[کتاب آسمانی]] است. همچنین در [[احادیث اسلامی]]، به عنوان یک اصل مهمّ [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]]، فراوان به کار رفته است. این کاربردها را می‌توان در سه معنا دسته‌بندی کرد<ref>این دسته‌بندی به همراه و تحلیل کاربردهای آن در مدخل «أدب» از دانش‌نامه قرآن و حدیث آمده است.</ref>:
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش