←علم امام به شهادت خود
(صفحهای تازه حاوی «{{علم امام}} {{خرد}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:cente...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
*حرکت [[امام حسین]]{{ع}} به سوی [[کربلا]] نیز، اینگونه بود؛ زیرا [[انحراف]] در [[حکومت]] اسلامیبه جایی رسیده بود که اگر [[قیام]] عارفانه آن [[حضرت]] و [[یاران]] باوفایش نبود، [[اسلام]] به پایان رسیده بود. [[امام حسین]]{{ع}} میفرماید:{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>پس این [[انحراف]]، جز با [[شهادت امام حسین]]{{ع}} [[اصلاح]] شدنی نبود <ref>{{متن حدیث|وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ}}؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۳۶. بر اسلام سلام، زیرا که بر امت مسلمان کسی همچون یزید حکومت میکند.</ref><ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۴.</ref>. | *حرکت [[امام حسین]]{{ع}} به سوی [[کربلا]] نیز، اینگونه بود؛ زیرا [[انحراف]] در [[حکومت]] اسلامیبه جایی رسیده بود که اگر [[قیام]] عارفانه آن [[حضرت]] و [[یاران]] باوفایش نبود، [[اسلام]] به پایان رسیده بود. [[امام حسین]]{{ع}} میفرماید:{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>پس این [[انحراف]]، جز با [[شهادت امام حسین]]{{ع}} [[اصلاح]] شدنی نبود <ref>{{متن حدیث|وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ}}؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۳۶. بر اسلام سلام، زیرا که بر امت مسلمان کسی همچون یزید حکومت میکند.</ref><ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۴.</ref>. | ||
*سوم: [[آگاهی]] [[امامان]] از [[سرنوشت]] غیبی خودشان، تکلیفآور نبود. ازاینرو از آن [[علم]] استفاده نمیکردند، مگر در مواردی ویژه، که از سوی [[خداوند متعال]] [[مأمور]] استفاده از آن میشدند، و گرنه معیار [[تکلیف]]، [[علم]] عادّی بود، نه [[علم]] غیر عادّی، تا جائی که، اگر از راههای عادّی، به نقشه [[دشمن]] پی میبردند و شرایطشان همانند [[شرایط امام]] [[حسین]]{{ع}} نمیبود، حتماً برای خنثی کردن آن، [[اقدام]] میکردند <ref>ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. | *سوم: [[آگاهی]] [[امامان]] از [[سرنوشت]] غیبی خودشان، تکلیفآور نبود. ازاینرو از آن [[علم]] استفاده نمیکردند، مگر در مواردی ویژه، که از سوی [[خداوند متعال]] [[مأمور]] استفاده از آن میشدند، و گرنه معیار [[تکلیف]]، [[علم]] عادّی بود، نه [[علم]] غیر عادّی، تا جائی که، اگر از راههای عادّی، به نقشه [[دشمن]] پی میبردند و شرایطشان همانند [[شرایط امام]] [[حسین]]{{ع}} نمیبود، حتماً برای خنثی کردن آن، [[اقدام]] میکردند <ref>ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. | ||
*[[پیغمبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "من در میان شما با [[شهادت]] و قسم [[حکم]] میکنم، در حالی که برخی از شما در اقامه دلیلِ مَحکمهپسند، قویتر و خوشبیانتر از دیگراند. پس هر کسی که من به سود او [[حکم]] کردم، ولی [[حق]] با طرف دیگری بود، بداند که قضای من چیزی را تغییر نمیدهد، بلکه او قطعهای [[آتش]] را به [[خانه]] خود خواهد برد" | *[[پیغمبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "من در میان شما با [[شهادت]] و قسم [[حکم]] میکنم، در حالی که برخی از شما در اقامه دلیلِ مَحکمهپسند، قویتر و خوشبیانتر از دیگراند. پس هر کسی که من به سود او [[حکم]] کردم، ولی [[حق]] با طرف دیگری بود، بداند که قضای من چیزی را تغییر نمیدهد، بلکه او قطعهای [[آتش]] را به [[خانه]] خود خواهد برد"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا أَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ الْأَيْمَانِ وَ بَعْضُكُمْ أَلْحَنُ بِحجتهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَيُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِيهِ شَيْئاً فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بِهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ}}؛ کافی، ج۷، ص۴۱۴.</ref> | ||
<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا أَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ الْأَيْمَانِ وَ بَعْضُكُمْ أَلْحَنُ بِحجتهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَيُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِيهِ شَيْئاً فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بِهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ}}؛ کافی، ج۷، ص۴۱۴.</ref> | |||
*چهارم: [[امام]]{{ع}} الگوی دیگران در [[تبلیغ]] و [[ترویج]] [[دین]] است. اگر او در رویارویی با [[مشکلات]]، از [[علم]] غیرعادّی بهره برد و موانع را از سر راه بردارد، دیگر نمیتواند الگوی دیگران باشد و به دیگران بگوید: برای [[حفظ اسلام]]، از [[مرگ]]، [[تشنگی]]، [[زندان]]، [[گرسنگی]]، [[شکنجه]]، [[اسارت]] و... نترسید؛ زیرا [[امت]] خواهند گفت: چرا خودت ترسیدی و با [[علم]] غیر عادّی، این موانع را از راه خود برداشتی؟<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۳۱.</ref> | *چهارم: [[امام]]{{ع}} الگوی دیگران در [[تبلیغ]] و [[ترویج]] [[دین]] است. اگر او در رویارویی با [[مشکلات]]، از [[علم]] غیرعادّی بهره برد و موانع را از سر راه بردارد، دیگر نمیتواند الگوی دیگران باشد و به دیگران بگوید: برای [[حفظ اسلام]]، از [[مرگ]]، [[تشنگی]]، [[زندان]]، [[گرسنگی]]، [[شکنجه]]، [[اسارت]] و... نترسید؛ زیرا [[امت]] خواهند گفت: چرا خودت ترسیدی و با [[علم]] غیر عادّی، این موانع را از راه خود برداشتی؟<ref>ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۳۱.</ref> | ||
*[[دلیل]] اینکه [[اهل بیت]]{{عم}} در برخی از [[روایات]]، [[علم غیب]] را از خود نفی کردهاند به خاطر قرار گرفتن در شرایطی مانند [[تقیّه]]، کمظرفیتی مخاطب یا... است که ناچار به [[انکار]] آن میشدند و خود را افرادی عادّی جلوه میدادند؛ زیرا نه تنها، از [[دشمنان]]، بلکه از [[شیعیان]] کمظرفیت، پرهیز میکردند برخی از [[شیعیان]] که مطالب عمیق برایشان سنگین بود با [[نقل]] نابجا، برای خود یا [[ائمه]]{{عم}} مشکل میآفریدند. | *[[دلیل]] اینکه [[اهل بیت]]{{عم}} در برخی از [[روایات]]، [[علم غیب]] را از خود نفی کردهاند به خاطر قرار گرفتن در شرایطی مانند [[تقیّه]]، کمظرفیتی مخاطب یا... است که ناچار به [[انکار]] آن میشدند و خود را افرادی عادّی جلوه میدادند؛ زیرا نه تنها، از [[دشمنان]]، بلکه از [[شیعیان]] کمظرفیت، پرهیز میکردند برخی از [[شیعیان]] که مطالب عمیق برایشان سنگین بود با [[نقل]] نابجا، برای خود یا [[ائمه]]{{عم}} مشکل میآفریدند. | ||