بحث:ابوذر غفاری: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۶۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ مهٔ ۲۰۲۰
خط ۳: خط ۳:
==زندگینامۀ [[ابوذر]]==
==زندگینامۀ [[ابوذر]]==
*[[ابوذر غفاری]] از قبیلۀ [[بنی‌غفار]] و نام اصلی‌اش جُندب بن جناده و مادرش [[رمله]] است. نام دیگر [[ابوذر]]، بُرَیر است و برخی بریر را [[لقب]] وی دانسته‌اند. براساس روایتی در [[جاهلیت]] شبانی می‌کرد<ref>ر.ک: الطبقات، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref> و با شجاعتی که داشت گاه یک تنه در مقابل کاروانی می‌ایستاد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۴، ص ۳۹۶ و ۳۹۷؛ الارشاد، ج ۱، ص ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref>. او پیش از [[اسلام]]، موحد بود و از [[بت پرستی]] جدا شده بود. [[روایات]] وارد شده در منابع [[شیعی]] حاکی از آن است که [[ابوذر]] به شکلی شگفت از [[دعوت پیامبر]] [[آگاه]] شد و به [[مکه]] [[مهاجرت]] کرد و [[اسلام]] آورد و [[آیین حق]] را با همۀ وجود پذیرفت و [[آیات الهی]] را نوشید<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۲.</ref>. پس از آن، [[ابوذر]] از طرف [[پیامبر]]{{صل}} برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] به سوی قبیلۀ [[بنی‌غفار]] فرستاده شد. او از نخستین گروندگان به [[اسلام]] و جزء [[اصحاب صُفّه]] بود. برخی او را چهارمین یا پنجمین فردی می‌دانند که [[اسلام]] آورد [[یعقوبی]]، [[اسلام]] او را پس از [[علی بن ابی طالب]]، [[خدیجه]] و زیدبن حارثه دانسته گرچه قول به پذیرش [[اسلام]] او پس از [[ابوبکر]] را نیز ذکر کرده است. [[ابوذر]]، نخستین کسی بود که [[پیامبر]] را به تحیت [[اسلامی]] [[سلام]] گفت<ref>ر.ک: المغازی، ج ۳، ص ۹۴۴ ـ ۹۴۵.</ref>.  
*[[ابوذر غفاری]] از قبیلۀ [[بنی‌غفار]] و نام اصلی‌اش جُندب بن جناده و مادرش [[رمله]] است. نام دیگر [[ابوذر]]، بُرَیر است و برخی بریر را [[لقب]] وی دانسته‌اند. براساس روایتی در [[جاهلیت]] شبانی می‌کرد<ref>ر.ک: الطبقات، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref> و با شجاعتی که داشت گاه یک تنه در مقابل کاروانی می‌ایستاد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۴، ص ۳۹۶ و ۳۹۷؛ الارشاد، ج ۱، ص ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref>. او پیش از [[اسلام]]، موحد بود و از [[بت پرستی]] جدا شده بود. [[روایات]] وارد شده در منابع [[شیعی]] حاکی از آن است که [[ابوذر]] به شکلی شگفت از [[دعوت پیامبر]] [[آگاه]] شد و به [[مکه]] [[مهاجرت]] کرد و [[اسلام]] آورد و [[آیین حق]] را با همۀ وجود پذیرفت و [[آیات الهی]] را نوشید<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۲.</ref>. پس از آن، [[ابوذر]] از طرف [[پیامبر]]{{صل}} برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] به سوی قبیلۀ [[بنی‌غفار]] فرستاده شد. او از نخستین گروندگان به [[اسلام]] و جزء [[اصحاب صُفّه]] بود. برخی او را چهارمین یا پنجمین فردی می‌دانند که [[اسلام]] آورد [[یعقوبی]]، [[اسلام]] او را پس از [[علی بن ابی طالب]]، [[خدیجه]] و زیدبن حارثه دانسته گرچه قول به پذیرش [[اسلام]] او پس از [[ابوبکر]] را نیز ذکر کرده است. [[ابوذر]]، نخستین کسی بود که [[پیامبر]] را به تحیت [[اسلامی]] [[سلام]] گفت<ref>ر.ک: المغازی، ج ۳، ص ۹۴۴ ـ ۹۴۵.</ref>.  
*وی پس از پذیرش [[اسلام]] از طرف [[حضرت]] به اخفای [[دین]] و بازگشت به دیار خویش تا هنگام رسیدنِ فرمانِ [[هجرت]]، [[مأمور]] شد اما [[شوق]] او به [[اسلام]] و [[پیامبر]] وی را به اظهار [[عقیده]] در میان [[مشرکان]] و [[اعتراض]] آنان کشاند از این رو مشکلاتی را متحمل شد.  او سپس به دیار خویش رفت و پس از [[جنگ]] اُحُد (یا [[خندق]]) به [[مدینه]] آمد و تا پایان حیات [[پیامبر]]{{صل}} با [[حضرت]] بود.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>  
*وی پس از پذیرش [[اسلام]] از طرف [[حضرت]] به اخفای [[دین]] و بازگشت به دیار خویش تا هنگام رسیدنِ فرمانِ [[هجرت]]، [[مأمور]] شد اما [[شوق]] او به [[اسلام]] و [[پیامبر]] وی را به اظهار [[عقیده]] در میان [[مشرکان]] و [[اعتراض]] آنان کشاند از این رو مشکلاتی را متحمل شد.  او سپس به دیار خویش رفت و پس از [[جنگ]] اُحُد (یا [[خندق]]) به [[مدینه]] آمد و تا پایان حیات [[پیامبر]]{{صل}} با [[حضرت]] بود.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
==[[ابوذر]] در [[قرآن]]==
*[[مفسران]] در ذیل چند [[آیه]] از [[ابوذر]] سخن به میان آورده‌اند از جمله:
#{{متن قرآن|طَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ}}<ref>«بی‌گمان پروردگارت می‌داند که تو و دسته‌ای از کسانی که با تواند نزدیک به دو سوم شب و نیمه آن و یک سوم آن برمی‌خیزید» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>. [[ابن عباس]] در کنار [[حضرت علی]]{{ع}} یاد کرده که مقصود از [[آیه]] [[ابوذر]] بوده و همچون [[پیامبر]] {{صل}} نزدیک به دو سوم یا نصف یا یک سوم شب را به [[بیداری]] و [[عبادت]] می‌گذراندند<ref>ر.ک: اسدالغابه، ج ۶، ص ۱۴۸.</ref>. چنانکه [[نقل]] شده با [[نزول]] آیۀ «کَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ»<ref> «آنان اندکی از شب را می‌خفتند»؛ سورۀ ذاریات، آیۀ ۱۷.</ref> [[ابوذر]] از کسانی بود که برای [[عبادت]] [[خداوند]] بر خود سخت می‌گرفت و با تکیه بر عصا و حالِ [[ایستاده]] بیش‌تر شب را به [[عبادت]] می‌پرداخت تا آنکه [[آیه]] {{متن قرآن|قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«شب را- جز اندکی- بپای خیز» سوره مزمل، آیه ۲.</ref> نازل شد<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴۹.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ}}<ref>«و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان می‌هراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۵۱.</ref>. میبدی، این [[آیه]] را در [[شأن]] [[موالی]] و [[فقیران]] [[عرب]]، از جمله [[ابوذر]] دانسته که [[خداوند]] به [[پیامبر]] {{صل}} می‌گوید: اینان را که [[یقین]] دارند به سوی پروردگارشان محشور می‌شوند از [[وحی]] [[آگاه]] کند<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۹.</ref>
#[[آیات]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ}}<ref>«و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ}}<ref>«کسانی که گفتار را می‌شنوند آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‌شان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۸.</ref> گفته شده دربارۀ سه تن از جمله [[ابوذر]] نازل شده که در [[جاهلیت]] از [[بت‌ها]] دوری جسته، لا إله إلا [[الله]] می‌گفتند. ابن [[زید]] بر آن است که [[خداوند]] آنان را بدون کتاب و [[پیامبر]] [[هدایت]] کرد<ref>ر.ک: سیرۀ ابن هشام، ج ۱، ص ۳۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ}}<ref>«و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر آن (ایمان به قرآن) خیر می‌بود آنان در آن بر ما پیشی نمی‌گرفتند  و چون با آن (قرآن) رهیاب نشده‌اند خواهند گفت که این دروغی دیرین است» سوره احقاف، آیه ۱۱.</ref>. [[قرطبی]] در ذیل [[آیه]] با ذکر وجود [[اختلاف]] در [[سبب نزول]] آن می‌نویسد: [[ابوذر]] در [[مکه]] [[اسلام]] آورد و به دنبال او، تیرۀ بنی [[غفار]] [[مسلمان]] شدند. [[قریشیان]] با شنیدن آن گفتند: [[غفار]]، هم [[پیمان]] ما بودند اگر در آن خیری می‌بود بر ما پیشی نمی‌گرفتند و این [[آیه]] نازل شد<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۱، ص ۵۶۵.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۷۰.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند باغ‌های بهشت (سرای) پذیرایی آنهاست» سوره کهف، آیه ۱۰۷.</ref>. [[قمی]]، [[نزول]] [[آیه]] را درباره [[ابوذر]] و چند تن دیگر می‌داند که [[ایمان]] آورده و [[عمل صالح]] انجام داده‌اند و [[خداوند]] [[وعده]] داد که باغ‌های [[بهشت]] را در [[قیامت]]، منزل گاه آنان قرار دهد<ref>ر.ک: سیرۀ ابن هشام، ج ۲، ص ۴۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۷۰.</ref> و...<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۷۲.</ref>.
 
==ویژگی‌های [[ابوذر]]==
==ویژگی‌های [[ابوذر]]==
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش