بحث:ابوذر غفاری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۱۶۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ مهٔ ۲۰۲۰
خط ۱۵: خط ۱۵:


==ویژگی‌های [[ابوذر]]==
==ویژگی‌های [[ابوذر]]==
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. روز [[جنگ تبوک]] که مسیری طاقت‌فرسا داشت، شتر لاغر و ضعیف [[ابوذر]] از حرکت باز ماند و او مجبور شد پیاده بار خود را بر دوش گرفته و با فاصله‌ای از [[سپاه]]، بر روی ریگ‌های داغ حرکت کند. [[تشنگی]] او را هلاک می‌کرد. به صخره‌ای رسید که در میانش قدری [[آب]] [[باران]] جمع شده بود. [[ابوذر]] مشکش را پر کرد و با خود گفت: هرگز نمی‌آشامم تا دوستم [[رسول الله]]{{صل}} بیاشامد. او با زحمت و [[سختی]] فراوان خود را به [[پیامبر]]{{صل}} رساند. [[رسول خدا]]{{صل}} با مشاهده [[تشنگی]] و خستگی او به [[اصحاب]] [[دستور]] داد به او [[آب]] دهند، اما [[ابوذر]] پاسخ داد: [[آب]] همراه دارم، ولی دریغم آمد قبل از [[رسول الله]]{{صل}} از آن بنوشم<ref>ر.ک: مطهری مرتضی، جاذبه و دافعه علی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۲۷۱.</ref>.
*او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
*[[ابوذر]] در برخی [[غزوات]] شرکت کرده از جمله:  
*[[ابوذر]] در برخی [[غزوات]] شرکت کرده از جمله:  
#[[فتح مکه]]: [[پرچم]] بنی [[غفار]] را به دست داشت<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.
#[[فتح مکه]]: [[پرچم]] بنی [[غفار]] را به دست داشت<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش