|
|
| خط ۲۳: |
خط ۲۳: |
| *البته تفاوتی نمیکند [[خداوند]] به دست او از دشمنانش انتقام بگیرد یا اینکه خود [[حضرت]] از [[دشمنان]] خود و خاندانش انتقام بگیرد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۸۴-۸۶.</ref>. | | *البته تفاوتی نمیکند [[خداوند]] به دست او از دشمنانش انتقام بگیرد یا اینکه خود [[حضرت]] از [[دشمنان]] خود و خاندانش انتقام بگیرد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۸۴-۸۶.</ref>. |
|
| |
|
| ==انتقام در درسنامه== | | ==اقسام انتقام== |
| *یکی از ابعاد [[قیام حضرت مهدی]]{{ع}} افزون بر جنبههای [[اصلاح]] گری، [[انسان]] سازی، [[عدالت گستری]]، کمال بخشی و احیاگری [[دین]] [[خداوند]] [[خون خواهی]] از [[دشمنان]] [[خداوند]]، [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[اهل بیت]]{{ع}} و همه ستمدیدگان [[تاریخ]] است. در این میان [[خونخواهی]] از [[سید الشهدا]]{{ع}} از ویژگی خاصی برخوردار است. بنابراین با استفاده از [[روایات]] گروههایی که از آنان انتقام گرفته میشود، عبارتند از:
| |
| *[[دشمنان]] [[خداوند]]: [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} در [[حدیث معراج]]، پس از بیان دیدن [[نور]] [[پیشوایان معصوم]]{{ع}} و آخرین [[جانشین]] خود در میان آنها، فرمود: … عرض کردم: "پروردگارا! اینان چه کسانی هستند؟" [[خداوند]] فرمود: {{متن حدیث|"هَؤُلَاءِ الْأَئِمهُ وَ هَذَا الْقَائِمُ الذِی یُحِل حَلَالِی وَ یُحَرمُ حَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی …"}}<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۲، ح۲؛ نعمانی، الغیبه؛ ص۹۳.</ref>؛ ایشان پیشوایانند و این [[قائم]] است؛ همو که [[حلال]] مرا [[حلال]] میکند و [[حرام]] مرا را [[حرام]] میسازد و از [[دشمنان]] من انتقام میگیرد…. [[احمد بن اسحاق]] گوید: بر [[امام عسکری]]{{ع}} وارد شدم و خواستم از [[جانشین]] پس از وی پرسش کنم؛ او آغاز سخن کرد و فرمود:ای [[احمد بن اسحاق]]! [[خدای تعالی]] از زمان [[آدم]]{{ع}} [[زمین]] را خالی از [[حجت]] نگذاشته است و تا [[روز قیامت]] نیز خالی از [[حجت]] نخواهد گذاشت. به واسطه اوست که [[بلا]] را از اهل [[زمین]] دفع میکند و به خاطر اوست که [[باران]] میفرستد و [[برکات]] [[زمین]] را بیرون میآورد. گفتم: ای [[فرزند]] [[رسول خدا]]! [[امام]] و [[جانشین]] پس از شما کیست؟ [[حضرت]] شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت، در حالی که بر شانهاش [[کودکی]] سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید. فرمود:ای [[احمد بن اسحاق]]! اگر نزد [[خدای تعالی]] و حجتهای او گرامی نبودی، این فرزندم را به تو نمینمودم. او هم نام و هم [[کنیه]] [[رسول خدا]]{{صل}} است؛ کسی است که [[زمین]] را آکنده از [[عدل و داد]] میکند، همچنان که پر از [[ظلم و جور]] شده باشد…. [[احمد بن اسحاق]] گوید: گفتم:ای مولای من! آیا نشانهای هست که قلبم بدان مطمئن شود؟ آن [[کودک]] به زبان [[عربی]] [[فصیح]] به سخن درآمد و فرمود: {{متن حدیث|"اَنَا بقیة الله فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَیْنٍ یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ"}}<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۸۴، ح۱.</ref>؛ ای [[احمد بن اسحاق]]! منم [[بقیة الله]] در [[زمین]] [[خداوند]] و انتقام گیرنده، از [[دشمنان]] او؛ پس از مشاهده، جست و جوی نشانه مکن!
| |
| *'''[[قاتلان امام حسین]]{{ع}}''': [[امام صادق]]{{ع}} درباره انتقام از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|"لما کَانَ مِنْ أَمْرِ الْحُسَیْنِ{{ع}} مَا کَانَ ضَجتِ الْمَلَائِکَهُ إِلَی اللهِ بِالْبُکَاءِ وَ قَالَتْ یُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَیْنِ صَفِیکَ وَ ابْنِ نَبِیکَ قَالَ فَأَقَامَ اللهُ لَهُمْ ظِل الْقَائِمِ وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا"}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۵، ح۶؛ طوسی، الامالی، ج۲، ص۳۳.</ref>؛ چون کار [[حسین]]{{ع}} چنان شد که شد ([[اصحاب]] و جوانهایش کشته شدند و خودش تنها ماند)، [[فرشتگان]] به سوی [[خدا]] شیون و [[گریه]] کردند و گفتند: با [[حسین]] [[برگزیده]] و پسر پیغمبرت چنین [[رفتاری]] کنند؟ پس [[خدا]] سایه [[حضرت قائم]]{{ع}} را به آنها نمود و فرمود: با این انتقام او را میگیرم. در پارهای از [[روایات]] نیز آمده است که: آن [[حضرت]] انتقام گیرنده [[خون]] تمامی [[امامان]]{{ع}} و [[مظلومان]] [[تاریخ]] است. [[فرات]] بن أحنف از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده که به [[نقل]] از [[پدران]] خود{{ع}} فرمود: در زمان [[خلافت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[آب]] [[فرات]] بالا آمد، پس آن [[حضرت]] و دو فرزندش [[حسن]] و [[حسین]]{{ع}} سوار شدند چون گذرشان بر [[طایفه]] ثقیف افتاد، آنان گفتند: [[علی]]{{ع}} آمده است [[آب]] را به جای خود بازگرداند (فرو نشاند). پس [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|"أَمَا وَ اللهِ لَأُقْتَلَن أَنَا وَ ابْنَایَ هَذَانِ وَ لَیَبْعَثَن اللهُ رَجُلًا مِنْ وُلْدِی فِی آخِرِ الزمَانِ یُطَالِبُ بِدِمَائِنَا"}}<ref>نعمانی، الغیبه، ص۱۴۰، ح۱؛ نک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۸، ح۱.</ref>؛ بدانید به [[خدا]] قسم! من و این دو فرزندم یقیناً کشته خواهیم شد و بدون [[تردید]] [[خداوند]] مردی از [[فرزندان]] من را در [[آخرالزمان]] بر میانگیزاند که [[خونخواهی]] ما خواهد کرد. علاوه بر [[منتقم]]، یکی از [[القاب]] آن [[حضرت]] "مَوْتور" است. "مَوْتور" از نظر لغت به کسی گویند که یکی از خویشاوندانش کشته شده؛ ولی [[خون]] بهای او گرفته نشده است<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۵۰۹.</ref>. در برخی [[روایات]]، از [[حضرت مهدی]]{{ع}} با عنوان "[[موتور]] بوالده"<ref>نعمانی، الغیبه، ص۱۷۸، ح۲۲.</ref> یا "[[موتور]] [[بابیه]]"<ref>نعمانی، الغیبه، ص۱۷۹؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۲.</ref> یاد شده است؛ یعنی، کسی که پدرش کشته شده و از [[خون]] او مطالبه و [[خونخواهی]] نشده است. مراد از [[پدر]] در این [[روایت]]، ممکن است [[امام حسن عسکری]]{{ع}} یا [[امام حسین]]{{ع}} باشد یا اینکه جنس [[پدر]] است که شامل همه [[امامان معصوم]]{{ع}} باشد. در روایاتی چند این انتقام به [[اراده خداوند]] و به دست آن [[حضرت]] و در بعضی به آن [[حضرت]] نسبت داده شده است. در هر حال تفاوتی نمیکند [[خداوند]] به دست او از دشمنانش انتقام بگیرد یا اینکه خود [[حضرت]] از [[دشمنان]] خود و خاندانش انتقام بگیرد، این وعدهای است که [[خداوند]] در [[قرآن]] فرموده است. در کامل الزیارات از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده که درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ}}<ref>"و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی قدرتی دادهایم، پس [او] نباید در قتل زیاده روی کند": اسراء، آیه ۳۳.</ref>؛ فرمود: {{متن حدیث|"ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی…"}}<ref>ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۶۳.</ref>؛ او [[قائم آل محمد]] است؛ [[قیام]] میکند و به انتقام از [[خون]] [[حسین بن علی]]، دست به [[کشتار]] میزند….
| |
| *البته این انتقام به دو صورت تصور میشود:
| |
| *نخست اینکه: [[ستمگران]] یاد شده به [[دنیا]] بر میگردند؛ آن گاه [[حضرت]] از آنان انتقام میگیرد.
| |
| *دیگر اینکه: [[فرزندان]] آنان که به کارهای [[پدران]] و گذشتگان خود خشنودند، مورد انتقام قرار میگیرند. [[عبد]] [[السلام]] بن [[صالح]] هروی گوید: به [[حضرت رضا]]{{ع}} عرض کردم: نظرتان درباره این [[حدیث]] [[امام صادق]]{{ع}} چیست که [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|"إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ قَتَلَ ذَرَارِی قَتَلَهِ الْحُسَیْنِ{{ع}}بِفِعَالِ آبَائِهَا"}}؛ زمانی که [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند [[فرزندان]] [[قاتلان حسین]]{{ع}} را به خاطر [[کردار]] پدرانشان خواهد کشت؟ [[حضرت]] فرمود: همین طور است. گفتم: پس معنای این [[آیه]] چیست: {{متن قرآن|وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى}}<ref>"و هیچ باربرداری بار [گناه] دیگری را برنمی دارد": انعام، آیه۱۶۴.</ref>؟ [[امام]] در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|ا"صَدَقَ اللهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَ لَکِنْ ذَرَارِی قَتَلَهِ الْحُسَیْنِ{{ع}} یَرْضَوْنَ بِفِعَالِ آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَن رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَکَانَ الراضِی عِنْدَ اللهِ عَز وَ جَل شَرِیکَ الْقَاتِلِ وَ إِنمَا یَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ{{ع}}إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ"}}<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۷۳، ح۵.</ref>؛ [[خداوند]] در تمام گفتارهایش درست گفته است؛ لکن [[فرزندان]] [[قاتلان حسین]]{{ع}} از [[کردار]] پدرانشان [[راضی]] هستند و به آن افتخار میکنند و هر کس از کاری [[راضی]] باشد، مثل کسی است که آن را انجام داده، و اگر کسی در [[مشرق]] کشته شود و دیگری در [[مغرب]] از این [[قتل]] [[راضی]] باشد، نزد [[خدا]] با [[قاتل]] شریک خواهد بود. در اینجا مناسب است به جهت اهمیت بحث انتقام، به مفهوم و انواع آن اشارهای کنیم. "انتقام"<ref>برگرفته از: دایره المعارف قرآن کریم، مدخل انتقام، محمد ابوطالبی.</ref> گاه به [[انسان]] نسبت داده میشود و گاه به [[خداوند]]. تفاوت این دو در این است که انتقامهای بشری، بیشتر در پی زیانی است که فرد بر اثر [[ناتوانی]] از [[ناحیه]] [[دشمن]] دیده و بدین وسیله میخواهد ناکامی و [[شکست]] خود را جبران کند! ازاین رو گاه ضمن گرفتن انتقام، از [[حد ]] [[میانه روی]] بیرون رفته، مرتکب کارهای ناروا و خلاف [[حق]] میشود. اما انتقام [[الهی]] بر اثر آسیب دیدن [[خداوند]] یا برای تشفی خاطر نیست؛ زیرا [[خداوند]] آسیب پذیر نیست و تشفی خاطر در او راه ندارد، بلکه انتقام او به معنای [[کیفر]] دادن [[گناه]] کاران، براساس [[حق]] و [[عدالت]] است.
| |
| *'''اقسام انتقام'''
| |
| *"[[حس]] انتقام گیری" یک اصل حیاتی است که [[خداوند]] آن را در وجود همه [[انسانها]] حتی برخی حیوانات به [[ودیعه]] نهاده است؛ لیکن [[بهره]] وری از آن، به تناسب مورد و کیفیت [[احکام]] و وجوه گوناگونی دارد که میتوان آن را به انتقام [[پسندیده]]، [[مباح]] و [[ناپسند]] تقسیم کرد: | | *"[[حس]] انتقام گیری" یک اصل حیاتی است که [[خداوند]] آن را در وجود همه [[انسانها]] حتی برخی حیوانات به [[ودیعه]] نهاده است؛ لیکن [[بهره]] وری از آن، به تناسب مورد و کیفیت [[احکام]] و وجوه گوناگونی دارد که میتوان آن را به انتقام [[پسندیده]]، [[مباح]] و [[ناپسند]] تقسیم کرد: |
| *الف) انتقام [[پسندیده]] و لازم: [[اسلام]]، با هرگونه [[ظلم]] و [[تعدی]]، به فرد یا [[جامعه]] مخالف است؛ ازاین رو مقابله با [[ستمگران]] و گرفتن [[حق]] [[مظلومان]] را امری ممدوح و گاه [[واجب]] میشمارد. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۱۴و ۱۵ سوره "[[توبه]]"، به [[مسلمانان]] [[فرمان]] میدهد با [[کافران]] و [[مشرکان]] [[نبرد]] کنند، تا ضمن رفع [[شرک]] و [[کفر]] از روی [[زمین]]، [[خشم]] [[مؤمنان]] ستمدیده فرو نشسته و دلهای آنان تشفی یابد. شاید [[پسندیده]] بودن و [[وجوب]] انتقام در این موارد، بدان سبب باشد که اگر از [[ستمگران]] انتقام گرفته نشود، موجب گستاخی آنان و [[پایمال شدن حقوق]] دیگران گشته و [[فساد]] و [[ناامنی]] در [[جامعه]] گسترش مییابد. | | *الف) انتقام [[پسندیده]] و لازم: [[اسلام]]، با هرگونه [[ظلم]] و [[تعدی]]، به فرد یا [[جامعه]] مخالف است؛ ازاین رو مقابله با [[ستمگران]] و گرفتن [[حق]] [[مظلومان]] را امری ممدوح و گاه [[واجب]] میشمارد. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۱۴و ۱۵ سوره "[[توبه]]"، به [[مسلمانان]] [[فرمان]] میدهد با [[کافران]] و [[مشرکان]] [[نبرد]] کنند، تا ضمن رفع [[شرک]] و [[کفر]] از روی [[زمین]]، [[خشم]] [[مؤمنان]] ستمدیده فرو نشسته و دلهای آنان تشفی یابد. شاید [[پسندیده]] بودن و [[وجوب]] انتقام در این موارد، بدان سبب باشد که اگر از [[ستمگران]] انتقام گرفته نشود، موجب گستاخی آنان و [[پایمال شدن حقوق]] دیگران گشته و [[فساد]] و [[ناامنی]] در [[جامعه]] گسترش مییابد. |