←تعالیم قرآن در اخلاق
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
*از آنجا که موضوع [[علم اخلاق]]، "نفس [[انسانی]]" است و تا برای متعلّم، موضوع [[علم]] روشن نشود، نمیتواند به خوبی آن [[علم]] را بشناسد؛ و از آنجا که معرفتالنفس از پیچیدهترین مسائل [[عقلی]] است، بنابراین، در این زمینه نیز [[امّت]] از یک سو در [[فهم]] [[اخلاق]] نظری و مطالب پیچیده انسانشناختی [[قرآن]] محتاج معلّم و مبیّن است و از سوی دیگر و مهمتر، در عمل و طیّ مدارج [[سلوک]] [[اخلاقی]]، محتاج استادی [[معصوم]] و مؤیَّد از سوی [[پروردگار]] است؛ تا بتواند عقبات این راه را به [[درستی]] [[طی]] کند. | *از آنجا که موضوع [[علم اخلاق]]، "نفس [[انسانی]]" است و تا برای متعلّم، موضوع [[علم]] روشن نشود، نمیتواند به خوبی آن [[علم]] را بشناسد؛ و از آنجا که معرفتالنفس از پیچیدهترین مسائل [[عقلی]] است، بنابراین، در این زمینه نیز [[امّت]] از یک سو در [[فهم]] [[اخلاق]] نظری و مطالب پیچیده انسانشناختی [[قرآن]] محتاج معلّم و مبیّن است و از سوی دیگر و مهمتر، در عمل و طیّ مدارج [[سلوک]] [[اخلاقی]]، محتاج استادی [[معصوم]] و مؤیَّد از سوی [[پروردگار]] است؛ تا بتواند عقبات این راه را به [[درستی]] [[طی]] کند. | ||
*نتیجه آنکه: [[امّت]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} در [[درک]] و عمل به همه بخشهای [[دین]] [[نیازمند]] به [[هادی]] و مبیّنی است که [[متشابهات]] [[قرآن]] و نیز کلیّات [[آیات الهی]] را برای [[مردم]] [[تبیین]] نماید<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۳۶-۳۳۷.</ref>. | *نتیجه آنکه: [[امّت]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} در [[درک]] و عمل به همه بخشهای [[دین]] [[نیازمند]] به [[هادی]] و مبیّنی است که [[متشابهات]] [[قرآن]] و نیز کلیّات [[آیات الهی]] را برای [[مردم]] [[تبیین]] نماید<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۳۶-۳۳۷.</ref>. | ||
==[[علم]] و [[عصمت]]؛ دو [[ضرورت]] برای مفسّر [[قرآن]] پس از [[رسول خدا]]{{صل}}== | |||
*فقط کسانی میتوانند واسطه [[هدایت الهی]] در [[تبیین]] [[قرآن]] باشند که خود [[مؤیّد]] به [[علم الهی]] و [[راسخ]] در ظاهر و [[باطن قرآن]] باشند. | |||
*به تصریح [[قرآن]] و [[بداهت]] [[حکم عقل]]، در زمان [[حیات]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، واسطه میان [[مردم]] و [[حقیقت قرآن]]، آن وجود [[مبارک]] بود که در حد استعداد [[مردم]]، به ایشان [[تعلیم کتاب و حکمت]] میفرمود:{{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.</ref>. | |||
*[[خداوند]] به ضمانت خود، [[رسول اکرم]]{{صل}} را از سه جهت در [[ابلاغ]] [[پیام الهی]]، [[معصوم]] از [[خطا]] میداند؛ | |||
#در تلقّی و [[دریافت وحی]]؛ | |||
#در مرحله [[حفظ]] و ضبط [[پیام الهی]] | |||
#در بیان و [[ابلاغ]] [[کلام الهی]] به [[مردم]]؛ او میفرماید: {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی گردآوری و خواندن آن با ماست پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن سپس شرح آن (نیز) با ماست» سوره قیامه، آیه ۱۶-۱۹.</ref> | |||
*[[بدیهی]] است که بعد از [[رسول خدا]]{{صل}}، هرچند رابطه [[وحی الهی]] با [[مردم]] [[قطع]] شد، ولی مبیّن [[قرآن]] باید در دو صفت دیگر، یعنی [[آگاهی]] به [[حقیقت قرآن]] و نیز [[تبیین]] [[آیات الهی]]، مانند [[رسول خدا]]{{صل}} [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] باشد تا [[کلام]] او برای [[امّت]] [[حجّت]] محسوب گردد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۳۷-۳۳۸.</ref>. | |||
==[[اعجاز قرآن]]== | ==[[اعجاز قرآن]]== | ||