تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - ' ]]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - ' بدست ' به ' به‌دست ')
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[')
خط ۵۲: خط ۵۲:
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] به‌صورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر به‌صورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الْقُلُوبِ: " إِنَّ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ بَلْ وَ النِّيرَانِ الَّتِي تَظْهَرُ فِي الْقَبْرِ وَ الْقِيَامَةُ هِيَ بِعَيْنِهَا الْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ وَ الْأَخْلَاقِ الذَّمِيمَةُ وَ الْعَقَائِدِ الْبَاطِلَةِ الَّتِي ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ بِهَذِهِ الصُّورَةِ وَ تجلببت بِهَذِهِ الجلابيب، كَمَا أَنَّ الرُّوحُ وَ الرَّيْحَانِ وَ الْحُورِ وَ الثِّمَارِ هِيَ الاخلاق الزكية‌ وَ الاعمال الصالحة‌ وَ الِاعْتِقَادَاتِ أَلْحِقْهُ الَّتِي بَرْزَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ بِهَذِهِ الزِّيِّ وَ تُسَمِّتْ بِهَذَا الِاسْمِ، ‌إِذْ الحقيقة‌  الْوَاحِدَةُ تَخْتَلِفُ صُوَرِهَا بِاخْتِلَافِ الْأَمَاكِنِ، فتحلّي فِي كُلِّ مَوْطِنٍ بِحِلْيَةِ وَ تزيي فِي كُلِّ نَشَأَتْ بِزِيِّ؛ وَ قالُوا: إِنَّ اسْمُ الْفَاعِلِ فِي قَوْلِهِ تَعَالِي: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكافِرِينَ، لَيْسَ بِمَعْنَى مِنِ الِاسْتِقْبَالِ بِأَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: أَنَّهَا ستُحيط بِهِمْ فِي النَّشْأَةَ الْأُخْرى، كَمَا ذَكَرَهُ الظاهريون مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، بَلْ هُوَ عَلَى حَقِيقَتَهُ، أَيْ مَعْنَى الْحَالِ، فَإِنْ قبائحَهم الخلقيه وَ العمليه وَ الاعتقادية مُحِيطَةُ بِهِمْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ، وَ هِيَ بِعَيْنِهَا جَهَنَّمُ الَّتِي سَتَظْهَرُ عَلَيْهِمْ فِي النَّشْأَةَ الأخروية بِصُورَةِ النَّارِ وَ عَقَارِبَهَا وَ حَيَاتِهَا }}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] به‌صورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر به‌صورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الْقُلُوبِ: " إِنَّ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ بَلْ وَ النِّيرَانِ الَّتِي تَظْهَرُ فِي الْقَبْرِ وَ الْقِيَامَةُ هِيَ بِعَيْنِهَا الْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ وَ الْأَخْلَاقِ الذَّمِيمَةُ وَ الْعَقَائِدِ الْبَاطِلَةِ الَّتِي ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ بِهَذِهِ الصُّورَةِ وَ تجلببت بِهَذِهِ الجلابيب، كَمَا أَنَّ الرُّوحُ وَ الرَّيْحَانِ وَ الْحُورِ وَ الثِّمَارِ هِيَ الاخلاق الزكية‌ وَ الاعمال الصالحة‌ وَ الِاعْتِقَادَاتِ أَلْحِقْهُ الَّتِي بَرْزَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ بِهَذِهِ الزِّيِّ وَ تُسَمِّتْ بِهَذَا الِاسْمِ، ‌إِذْ الحقيقة‌  الْوَاحِدَةُ تَخْتَلِفُ صُوَرِهَا بِاخْتِلَافِ الْأَمَاكِنِ، فتحلّي فِي كُلِّ مَوْطِنٍ بِحِلْيَةِ وَ تزيي فِي كُلِّ نَشَأَتْ بِزِيِّ؛ وَ قالُوا: إِنَّ اسْمُ الْفَاعِلِ فِي قَوْلِهِ تَعَالِي: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكافِرِينَ، لَيْسَ بِمَعْنَى مِنِ الِاسْتِقْبَالِ بِأَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: أَنَّهَا ستُحيط بِهِمْ فِي النَّشْأَةَ الْأُخْرى، كَمَا ذَكَرَهُ الظاهريون مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، بَلْ هُوَ عَلَى حَقِيقَتَهُ، أَيْ مَعْنَى الْحَالِ، فَإِنْ قبائحَهم الخلقيه وَ العمليه وَ الاعتقادية مُحِيطَةُ بِهِمْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ، وَ هِيَ بِعَيْنِهَا جَهَنَّمُ الَّتِي سَتَظْهَرُ عَلَيْهِمْ فِي النَّشْأَةَ الأخروية بِصُورَةِ النَّارِ وَ عَقَارِبَهَا وَ حَيَاتِهَا }}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
*[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه می‌‌فرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورت‌های [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی به‌صورت حیوانات وحشی و درّنده می‌‌باشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را به‌دست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که به‌واسطه [[برهان]] نیز ثابت می‌‌شود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] می‌دهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا  الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، ‌فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛  
*[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه می‌‌فرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورت‌های [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی به‌صورت حیوانات وحشی و درّنده می‌‌باشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را به‌دست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که به‌واسطه [[برهان]] نیز ثابت می‌‌شود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] می‌دهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا  الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، ‌فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛  
*[[غزالی]] نیز می‌‌نویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهری‌ای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کرده‌اند، [[علم]] [[صفات ]][[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمی‌شود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از این‌رو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی|  فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[غزالی]] نیز می‌‌نویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهری‌ای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کرده‌اند، [[علم]] [[صفات]] [[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمی‌شود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از این‌رو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی|  فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[شهید]] ثانی نیز در منیة المُرید می‌‌فرماید: "[[تزکیه نفس]] باجماع تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] عینی بوده، بر یکایک آنان [[واجب]] است که به آن بپردازند"<ref>{{عربی|هِيَ ( تَزْكِيَةِ النَّفْسِ ) فَرَضَ عَيْنِي بِإِجْمَاعِ الْمُسْلِمِينَ }}؛ منیة المربد، ص ۵۵.</ref>؛ همو در جائی دیگر از همین کتاب می‌‌فرماید: آنچه از همه امور مهمتر و [[شناخت]] آن واجب‌تر و پرداختن به آن و رقابت بر سر آن بالاترین کار [[انسان]] است، [[تطهیر نفس]] از [[رذائل اخلاقی]] است"<ref>{{عربی| "ما هو أهمُّ و معرفتُه أوجَبُ و المطالبة به والمنافَسةُ علیه أعظم هو تطهیر الَّنفس عن الرَّذائل الخُلقیّةِ}}؛ منیة المرید، ص ۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[شهید]] ثانی نیز در منیة المُرید می‌‌فرماید: "[[تزکیه نفس]] باجماع تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] عینی بوده، بر یکایک آنان [[واجب]] است که به آن بپردازند"<ref>{{عربی|هِيَ ( تَزْكِيَةِ النَّفْسِ ) فَرَضَ عَيْنِي بِإِجْمَاعِ الْمُسْلِمِينَ }}؛ منیة المربد، ص ۵۵.</ref>؛ همو در جائی دیگر از همین کتاب می‌‌فرماید: آنچه از همه امور مهمتر و [[شناخت]] آن واجب‌تر و پرداختن به آن و رقابت بر سر آن بالاترین کار [[انسان]] است، [[تطهیر نفس]] از [[رذائل اخلاقی]] است"<ref>{{عربی| "ما هو أهمُّ و معرفتُه أوجَبُ و المطالبة به والمنافَسةُ علیه أعظم هو تطهیر الَّنفس عن الرَّذائل الخُلقیّةِ}}؛ منیة المرید، ص ۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[فیض کاشانی]] نیز می‌‌فرماید: "[[مهرورزی]] برای جذب قلب‌ها به [[علمی]] که حیاة همیشگی ابدی به دنبال می‌‌آورد، مهمتر از [[مهربانی]] برای جلب قلبها به طبّ است، که تنها [[سلامتی بدن]] را در پی خواهد داشت"<ref>{{عربی|  وَ التَّلَطُّفِ فِي اجْتِذَابِ الْقُلُوبِ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِي يُفِيدُ حَيَاةُ الْأَبَدِ أَهُمُّ مِنِ التَّلَطُّفِ فِي اجتذابها إِلَى الطِّبِّ الَّذِي لَا يُفِيدُ الَّا صِحَّةُ الْجَسَدَ }}؛ المحجَّة البیضاء، ج ۱، ص ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷-۱۶۸.</ref>.
*[[فیض کاشانی]] نیز می‌‌فرماید: "[[مهرورزی]] برای جذب قلب‌ها به [[علمی]] که حیاة همیشگی ابدی به دنبال می‌‌آورد، مهمتر از [[مهربانی]] برای جلب قلبها به طبّ است، که تنها [[سلامتی بدن]] را در پی خواهد داشت"<ref>{{عربی|  وَ التَّلَطُّفِ فِي اجْتِذَابِ الْقُلُوبِ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِي يُفِيدُ حَيَاةُ الْأَبَدِ أَهُمُّ مِنِ التَّلَطُّفِ فِي اجتذابها إِلَى الطِّبِّ الَّذِي لَا يُفِيدُ الَّا صِحَّةُ الْجَسَدَ }}؛ المحجَّة البیضاء، ج ۱، ص ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷-۱۶۸.</ref>.
خط ۶۲: خط ۶۲:


===[[دلیل عقل]]===
===[[دلیل عقل]]===
*همانگونه که پیش از این دیدیم، [[وجوب]] پالایش [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از [[امور فطری]] است؛ از این‌رو، [[عقل انسان]] مستقلانه [[وجوب]] آن را دریافته، در این امر [[نیازمند]] به [[هدایت]] [[شرع]] نیست؛ همانگونه که تمامی عقلا نیز، کسانی که به این امر نمی‌پردازند را [[شایسته]] [[مذمت]]، و اهتمام‌کنندگان به آن را [[شایسته]] [[ستایش]] می‌دانند. از این‌رو، درمی‌یابیم که همه [[روایات]] و [[آیات]] بسیاری که در این زمینه وارد شده است، از [[باب ]][[ارشاد]] به همین [[حکم عقل]] بوده هیچ‌گونه تعبدی در آن راه ندارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>.
*همانگونه که پیش از این دیدیم، [[وجوب]] پالایش [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از [[امور فطری]] است؛ از این‌رو، [[عقل انسان]] مستقلانه [[وجوب]] آن را دریافته، در این امر [[نیازمند]] به [[هدایت]] [[شرع]] نیست؛ همانگونه که تمامی عقلا نیز، کسانی که به این امر نمی‌پردازند را [[شایسته]] [[مذمت]]، و اهتمام‌کنندگان به آن را [[شایسته]] [[ستایش]] می‌دانند. از این‌رو، درمی‌یابیم که همه [[روایات]] و [[آیات]] بسیاری که در این زمینه وارد شده است، از [[باب]] [[ارشاد]] به همین [[حکم عقل]] بوده هیچ‌گونه تعبدی در آن راه ندارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>.
*توضیح آنکه؛ [[احکام شرعی]] به سه نوع تقسیم می‌شود:
*توضیح آنکه؛ [[احکام شرعی]] به سه نوع تقسیم می‌شود:
#[[احکام]] [[مولوی]]،
#[[احکام]] [[مولوی]]،
خط ۷۱: خط ۷۱:
*"[[احکام]] ارشادی" اما، احکامی است که [[عقل]] به [[استقلال]] آن را دریافته هیچ نیازی به سخن [[شرع]] در این زمینه ندارد. [[بدی]] [[ظلم]]، خوبی [[صدق]] ، [[وجوب]] شکرگذاری کسی که نعمتی به [[انسان]] بخشیده است، و ... در این شمارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۱.</ref>.
*"[[احکام]] ارشادی" اما، احکامی است که [[عقل]] به [[استقلال]] آن را دریافته هیچ نیازی به سخن [[شرع]] در این زمینه ندارد. [[بدی]] [[ظلم]]، خوبی [[صدق]] ، [[وجوب]] شکرگذاری کسی که نعمتی به [[انسان]] بخشیده است، و ... در این شمارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۱.</ref>.
*در این امور اگر دستوری از [[شرع]] رسیده باشد، تنها به همان [[حکم عقلی]] [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] می‌‌کند؛ وگرنه [[عقل]] به خودی خود آن [[حکم]] را پذیرفته [[نیازمند]] به [[شرع]] نمی‌باشد. حال از آنجا که تمامی [[فضائل]] و رذائل، و نیز آثار خارجی آنها، در شمار بدیهیّات قرار دارند. همانگونه که [[حضرت حق]] خود در این زمینه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸-۷</ref>؛ از این‌رو، [[شارع]] را در این مسأله سخن نوئی نیست، و تنها به همان [[حکم عقل]] [[راهنمائی]] فرموده است. آیاتی نظیر: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> و {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمی‌رسانند جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸ -۸۹.</ref>، نیز از همین حالت برخوردارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>.
*در این امور اگر دستوری از [[شرع]] رسیده باشد، تنها به همان [[حکم عقلی]] [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] می‌‌کند؛ وگرنه [[عقل]] به خودی خود آن [[حکم]] را پذیرفته [[نیازمند]] به [[شرع]] نمی‌باشد. حال از آنجا که تمامی [[فضائل]] و رذائل، و نیز آثار خارجی آنها، در شمار بدیهیّات قرار دارند. همانگونه که [[حضرت حق]] خود در این زمینه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸-۷</ref>؛ از این‌رو، [[شارع]] را در این مسأله سخن نوئی نیست، و تنها به همان [[حکم عقل]] [[راهنمائی]] فرموده است. آیاتی نظیر: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> و {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمی‌رسانند جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸ -۸۹.</ref>، نیز از همین حالت برخوردارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>.
*'''کوتاه سخن آنکه:''' [[دلیل]] اصلی بر [[وجوب]] تهذیب نفس از آلودگی‌ها و تخلّق آن به [[اخلاق]] [[شایسته]]، همین [[حکم عقل]] است که بدون [[نیاز]] به [[اوامر]] شرعی، آن را پذیرفته خود به حرکت به سوی آن امر می‌‌نماید. از این‌رو است که ما در این رساله، در پی بیان [[قوّت]] و یا [[ضعف روایات]] نبوده، تنها به ظاهر آنها اکتفا می‌‌نمائیم؛ چه تمامی این [[روایات]] از [[باب ]][[ارشاد]] بوده در پی تأسیس مطلب جدیدی نیست، تا [[نیازمند]] به بررسی [[سند]] و یا دلالت آنها باشیم. روش [[اخلاق]] پژوهان پیشین نیز همین بوده است. اینان با توجّه به همین مطلب تنها به [[نقل]] [[روایات]] پرداخته از بررسی [[سند]] و دلالت آنها احتراز جسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>.
*'''کوتاه سخن آنکه:''' [[دلیل]] اصلی بر [[وجوب]] تهذیب نفس از آلودگی‌ها و تخلّق آن به [[اخلاق]] [[شایسته]]، همین [[حکم عقل]] است که بدون [[نیاز]] به [[اوامر]] شرعی، آن را پذیرفته خود به حرکت به سوی آن امر می‌‌نماید. از این‌رو است که ما در این رساله، در پی بیان [[قوّت]] و یا [[ضعف روایات]] نبوده، تنها به ظاهر آنها اکتفا می‌‌نمائیم؛ چه تمامی این [[روایات]] از [[باب]] [[ارشاد]] بوده در پی تأسیس مطلب جدیدی نیست، تا [[نیازمند]] به بررسی [[سند]] و یا دلالت آنها باشیم. روش [[اخلاق]] پژوهان پیشین نیز همین بوده است. اینان با توجّه به همین مطلب تنها به [[نقل]] [[روایات]] پرداخته از بررسی [[سند]] و دلالت آنها احتراز جسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>.


==راه‌های تهذیب نفس==
==راه‌های تهذیب نفس==
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش