←وقوع مصیبت
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
*یکی از مصیبتهایی که دامن همه [[انسانها]] را میگیرد، [[مرگ]] است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمیفروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمیداریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref>. هیچ کس نمیتواند بدون [[اذن خداوند]] بمیرد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و هیچ کس جز به اذن خداوند نخواهد مرد؛ که سرنوشتی است «با هنگام» و هر کس پاداش این جهان را بخواهد به او از آن میدهیم و آنکه بهره جهان واپسین را بجوید از آن به او خواهیم داد؛ و به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهیم» سوره آل عمران، آیه ۱۴۵.</ref> از این [[آیه]] میتوان فهمید همانطور که هیچکس جز [[خداوند]]، بر [[حیات]] [[قدرت]] ندارد، بر [[مرگ]] نیز توانا نیست<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۷۷.</ref>. | *یکی از مصیبتهایی که دامن همه [[انسانها]] را میگیرد، [[مرگ]] است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمیفروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمیداریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref>. هیچ کس نمیتواند بدون [[اذن خداوند]] بمیرد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و هیچ کس جز به اذن خداوند نخواهد مرد؛ که سرنوشتی است «با هنگام» و هر کس پاداش این جهان را بخواهد به او از آن میدهیم و آنکه بهره جهان واپسین را بجوید از آن به او خواهیم داد؛ و به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهیم» سوره آل عمران، آیه ۱۴۵.</ref> از این [[آیه]] میتوان فهمید همانطور که هیچکس جز [[خداوند]]، بر [[حیات]] [[قدرت]] ندارد، بر [[مرگ]] نیز توانا نیست<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۷۷.</ref>. | ||
*[[اذن]] در این [[آیه]]، بهمعنای [[علم]]، [[امر]]<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۵۱.</ref>، مشیّت و تیسیر <ref>روح المعانی، مج۳، ج۴، ص۱۱۸.</ref> و تمام کردن مدّت [[عمر]]<ref>کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۷.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | *[[اذن]] در این [[آیه]]، بهمعنای [[علم]]، [[امر]]<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۵۱.</ref>، مشیّت و تیسیر <ref>روح المعانی، مج۳، ج۴، ص۱۱۸.</ref> و تمام کردن مدّت [[عمر]]<ref>کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۷.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | ||
===[[جاودانگی]] در [[بهشت]]=== | |||
*کسانی که [[ایمان]] آورده، [[کارهای نیک]] انجام دهند، در [[آخرت]] داخل باغهایی میشوند که زیر آنها نهرها جاری است و به [[اذن]] پروردگارشان، برای همیشه در آنجا بهسر خواهند برد: {{متن قرآن|وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ}}<ref>«و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی در آورده میشوند که از بن آنها جویباران روان است، به اذن پروردگارشان در آنها جاودانند؛ درودشان در آنجا «سلام» است» سوره ابراهیم، آیه ۲۳.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | |||
=== [[هدایت]] [[مؤمنان]]=== | |||
*[[خداوند]]، کسانی را که [[ایمان]] آوردهاند، در اختلافاتی که بین [[مردم]] درباره [[حقّ]] وجود دارد، به [[اذن]] خویش [[هدایت]] میکند: {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref> گفته شده است که اگر {{متن قرآن|بِإِذْنِهِ}} را به فعل {{متن قرآن|فَهَدَى}} متعلّق بدانیم، معنایش این میشود که [[خداوند]] آنها را به [[اذن]] خویش [[هدایت]] کرد و این درست نیست؛ زیرا محال است [[خداوند]] به خودش [[اذن]] دهد؛ بنابراین، تقدیر چنین میشود: "{{عربی|فاهتدوا بإذنه"}}، یعنی [[مؤمنان]]، به [[اذن خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>التفسیر الکبیر، ج۶، ص۱۸.</ref>. | |||
*برخی گفتهاند: مقصود از این تعبیر که [[خداوند]] به [[اذن]] خویش آنها را [[هدایت]] کرد، این است که به [[اذن]] دیگری [[نیاز]] ندارد<ref>معارف قرآن، ص۱۹۹.</ref>. برخی دیگر گفتهاند: قید «بإذنه» دلالت میکند بر اینکه [[مؤمنان]]، [[خداوند]] را به [[هدایت]] خویش مجبور نکردهاند؛ زیرا هیچ کس نمیتواند [[خدا]] را بهکاری وا دارد؛ بلکه [[خداوند]] خودش آنها را [[هدایت]] کرده است؛ بنابراین، جمله بعدی [[دلیل]] مطلب را بیان میدارد به این صورت که [[خداوند]] هر کس را بخواهد به راه راست هدایت میکند و خواسته است که [[مؤمنان]] را هدایت کند <ref>المیزان، ج۲، ص۱۲۹ـ۱۳۰.</ref>. [[اذن]] در این [[آیه]]، به معنای [[علم]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۳، ص۲۴.</ref>، [[لطف]]<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۵۴۴.</ref>، [[امر]]، [[توفیق]] و [[تیسیر]]<ref>روحالمعانی، مج۲، ج۲، ص۱۵۴; التحریر والتنویر، ج۲، ص۳۱۲.</ref> نیز دانسته شده است. | |||
*[[خداوند]] به وسیله [[قرآن]]، کسانی را که درپی [[رضای الهی]] هستند، به [[اذن]] خویش از تاریکیها خارج، و بهسوی [[نور هدایت]] میکند: {{متن قرآن|يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref>؛ چنانکه [[هدف]] از فرو فرستادن [[قرآن]] نیز این است که [[پیامبراکرم]]{{صل}} [[انسانها]] را به [[اذن]] پروردگارشان از تاریکیها بهسوی [[نور]] خارج سازد: {{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | |||
===[[دعوت]] [[خداوند]] به سوی [[بهشت]] و [[آمرزش]]=== | |||
*[[خداوند]] به [[اذن]] خویش، [[مؤمنان]] را بهسوی [[بهشت]] و [[آمرزش گناهان]] میخواند: {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا میخوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا میخواند و آیات خود را برای مردم روشن میدارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | |||
===[[سخن گفتن]] در [[قیامت]]=== | |||
*در [[روز قیامت]]، هیچکس نمیتواند بدون [[اذن خداوند]] سخنی بگوید: {{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}<ref>«روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند سخن نمیگوید؛ برخی نگونبخت و برخی نیکبختاند» سوره هود، آیه ۱۰۵.</ref>، و چون [[خداوند]]، اجازه سخن ناروا نمیدهد، گفتن آن در [[قیامت]]، غیر ممکن است؛ بلکه سخن [[پسندیده]] مانند [[شفاعت]] نیز فقط با [[اذن]] او صورت میگیرد<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۲۹۵.</ref>. | |||
*با توجّه به اینکه بر اساس برخی [[آیات]]، در [[روز قیامت]] به [[کافران]] و [[مشرکان]]، اجازه [[سخن گفتن]] داده نمیشود {{متن قرآن|الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم و از آنچه انجام میدادند دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند» سوره یس، آیه ۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|هَذَا يَوْمُ لَا يَنْطِقُونَ وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ}}<ref>«این روزی است که (ایشان) سخن سر نمیکنند و به آنان اجازه نمیدهند که پوزش بخواهند» سوره مرسلات، آیه ۳۵-۳۶.</ref>، و بر اساس برخی [[آیات]] دیگر، آنان در [[قیامت]] [[سخن]] میگویند {{متن قرآن|ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ}}<ref>«سپس بهانه آنان، جز این نیست که میگویند سوگند به خداوند- پروردگار ما- که ما از مشرکان نبودهایم» سوره انعام، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ}}<ref>«میگویند: وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاههامان برانگیخت؟ این همان است که (خداوند) بخشنده وعده کرده است و پیامبران درست گفتهاند» سوره یس، آیه ۵۲.</ref>، در جمع بین آنها، آرای گوناگونی ارائه شده است: | |||
#[[سخن گفتن]] دو گونه است: یکی [[سخن گفتن]] [[دنیایی]] که از روی [[اختیار]] و [[اراده]] است و میتواند راست یا [[دروغ]] باشد. این نوع [[سخن گفتن]] در [[قیامت]] ممکن نیست؛ زیرا در آنجا چنین [[اراده]] و اختیاری وجود ندارد. نوع دوم، [[سخن گفتن]] از روی [[اضطرار]] و [[اجبار]]، و معنای آن، [[آشکار]] شدن حالات و ملکاتی است که در [[دنیا]] در [[قلب]] [[انسانها]] [[پنهان]] بود. سخنی که [[خداوند]]، اجازه وقوع آن در [[قیامت]] را صادر کرده، همین نوع است. اینگونه سخن اگر [[دروغ]] باشد، به این [[دلیل]] است که [[مشرکان]] و [[منافقان]]، در [[دنیا]] به سخنان و پندارهای [[دروغ]] عادت کردهاند و همین عادت در [[قیامت]] [[ظهور]] مییابد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۱ـ۱۶.</ref>. | |||
#[[روز قیامت]]، طولانی و دارای موقفهای بسیار است. در بخشی از آن روز یا در بعضی مواقف، اجازه [[سخن گفتن]] داده میشود و در بخش دیگر یا بقیه مواقف اجازه داده نمیشود. | |||
#برای پاسخهای [[حقّ]]، اجازه داده میشود؛ ولی برای عذرهای [[باطل]] اجازه داده نمیشود، مگر برای اینکه [[باطل]] بودن آن [[آشکار]] شود. | |||
#به آنان اجازه [[سخن گفتن]] داده نمیشود؛ زیرا نمیتوانند سخنی را که مورد قبول واقع شده و برای آنها فایدهای داشته باشد، بگویند؛ چون در سخنانی که میگویند، حجّتی وجود ندارد تا پذیرفته، و موجب [[رهایی]] آنان شود؛ بنابراین، هیچگونه منافاتی بین [[آیات]] وجود ندارد<ref> روحالمعانی، مج۷، ج۱۲، ص۲۰۹.</ref>. | |||
*در [[قیامت]]، [[سخن گفتن]] [[فرشتگان]] و [[روح]] نیز فقط با [[اذن خداوند]] امکانپذیر است: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref> فاعل {{متن قرآن|لَا يَتَكَلَّمُونَ}} همه حاضران، اعمّ از [[روح]] و [[ملائکه]] و [[انسانها]] و جنّیانند و قول صواب، [[کلام]] حقّی است که هیچگونه باطلی در آن نباشد و مقصود از [[آیه]] این است که [[خدا]] فقط به کسی که [[کلام]] [[حقّ]] بگوید، اجازه [[سخن گفتن]] میدهد<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۷۲.</ref>. برخی، مقصود از [[آیه]] پیشین را آن دانستهاند که هیچ کس شفاعت نمیکند، مگر در [[حقّ]] کسی که [[خداوند]]، [[شفاعت]] او را اجازه داده و در [[دنیا]] قائل به [[حقّ]] و [[توحید]] باشد<ref>روحالمعانی، مج۱۶، ج۳۰، ص۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج۱۹، ص۱۲۲.</ref>. گفته شده: در [[قیامت]] هیچکس نمیتواند سخن بگوید، مگر اینکه از [[خداوند]] اجازه بگیرد و فقط کسی از [[خداوند]] اجازه میگیرد که به او [[الهام]] شود و در این صورت، [[خدا]] به او [[اذن]] خواهد داد؛ زیرا در آن [[جهان]]، ممکن نیست الهامی [[خطا]] باشد<ref>التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۵۲ـ۵۳.</ref>. | |||
*در [[قیامت]] به [[کافران]] اجازه عذر آوردن داده نمیشود: {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ}}<ref>«و (به یاد آور) روزی را که از هر امّتی گواهی برانگیزیم آنگاه به کافران نه اجازه (پوزش) داده میشود و نه پوزش آنان پذیرفته میگردد» سوره نحل، آیه ۸۴.</ref> نیز {{متن قرآن|وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ}}<ref>«و به آنان اجازه نمیدهند که پوزش بخواهند،» سوره مرسلات، آیه ۳۶.</ref>. | |||
*اجازه سخن ندادن به [[کافران]]، [[زمینهساز]] [[گواهی]] دادن [[شاهدان]] [[اعمال]] است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۱۷ـ۳۱۸.</ref>. گفته شده: معنای آیه {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ}}<ref>«و (به یاد آور) روزی را که از هر امّتی گواهی برانگیزیم آنگاه به کافران نه اجازه (پوزش) داده میشود و نه پوزش آنان پذیرفته میگردد» سوره نحل، آیه ۸۴.</ref> این است که به [[کافران]] اجازه برگشت به دنیا داده نمیشود<ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۵۸۴.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | |||