آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مستحق' به 'مستحق'
جز (جایگزینی متن - 'نادرست' به 'نادرست')
جز (جایگزینی متن - 'مستحق' به 'مستحق')
خط ۸۵: خط ۸۵:
*نیز فرمود: {{متن قرآن| قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref> بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید؛ سوره اعراف، آیه: 158.</ref>
*نیز فرمود: {{متن قرآن| قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref> بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید؛ سوره اعراف، آیه: 158.</ref>
*بر این اساس افزون بر [[حکم عقل]] به [[وجوب]] [[ایمان]] به قضایای ثابت الصحه برهانی که شامل وجود [[خدا]] و [[صدق]] [[رسول]] می‌شود، بر اساس [[دستور]] صادر از [[خداوند]] مبنی بر [[وجوب]] [[ایمان]] به او و به [[رسول]] او، بار دیگر [[عقل]] به [[وجوب اطاعت]] از این [[دستور]] [[حکم]] می‌کند و [[آدمی]] را به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] یعنی پذیرش و [[خضوع]] و [[تسلیم]] قلبی در برابر [[دستور]] آنان ملزم می‌کند، و بدین ترتیب [[آدمی]] در نظر [[عقل]] نسبت به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] او آزاد نیست که [[ایمان]] بیاورد یا نیاورد، بلکه بر اساس [[حکم عقل]] بعد التشریع ملزم به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و [[خضوع]] و [[تسلیم]] قلبی در برابر [[دستور]] و [[فرمان خدا]] و [[رسول]] است.
*بر این اساس افزون بر [[حکم عقل]] به [[وجوب]] [[ایمان]] به قضایای ثابت الصحه برهانی که شامل وجود [[خدا]] و [[صدق]] [[رسول]] می‌شود، بر اساس [[دستور]] صادر از [[خداوند]] مبنی بر [[وجوب]] [[ایمان]] به او و به [[رسول]] او، بار دیگر [[عقل]] به [[وجوب اطاعت]] از این [[دستور]] [[حکم]] می‌کند و [[آدمی]] را به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] یعنی پذیرش و [[خضوع]] و [[تسلیم]] قلبی در برابر [[دستور]] آنان ملزم می‌کند، و بدین ترتیب [[آدمی]] در نظر [[عقل]] نسبت به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] او آزاد نیست که [[ایمان]] بیاورد یا نیاورد، بلکه بر اساس [[حکم عقل]] بعد التشریع ملزم به [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و [[خضوع]] و [[تسلیم]] قلبی در برابر [[دستور]] و [[فرمان خدا]] و [[رسول]] است.
*در اینجا اشاره به این نکته لازم است که آیاتی  نظیر: {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ }}<ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست؛ سوره بقره، آیه: 256.</ref> یا {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ }}<ref> و اگر پروردگارت می‌خواست، تمام آن کسان که روی زمین‌اند همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه: 99.</ref> یا {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref> و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را فرا می‌گیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان می‌رسند که (گرمای آن) چهره‌ها را بریان می‌کند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است آن آتش؛ سوره کهف، آیه: 29.</ref> نظر به [[الزام]] [[تکوینی]] دارند، زیرا معنای اکراه [[الزام]] [[تکوینی]] یا به تعبیری دیگر "حمل الانسان و اجباره [[علی]] فعل ما یکره" است. و سخن ما در اینجا درباره [[الزام]] قانونی یعنی [[الزام]] به معنای [[وجوب]] است نه [[الزام]] به معنای اکراه. بنابراین بر اساس [[حکم عقل]] بعد التشریع [[آدمی]] باید به [[خدا]] و [[رسول]] او که [[برهان]] بر وجود و [[صدق]] آنان برپاست و به [[وجوب اطاعت]] از [[فرمان]] آنان [[ایمان]] آورد، و در صورت عدم [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و به [[وجوب اطاعت]] از [[فرمان]] آنان با وجود [[برهان]] بر وجود و بر [[صدق]] آنان [[مستحق]] ملامت و [[سرزنش]] [[وجدان]] [[عقلی]]، و [[مذمت]] [[خردمندان]] و عاقلان هوشیار و به دور از [[غفلت]] و هوس‌زدگی است.
*در اینجا اشاره به این نکته لازم است که آیاتی  نظیر: {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ }}<ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست؛ سوره بقره، آیه: 256.</ref> یا {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ }}<ref> و اگر پروردگارت می‌خواست، تمام آن کسان که روی زمین‌اند همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه: 99.</ref> یا {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref> و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را فرا می‌گیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان می‌رسند که (گرمای آن) چهره‌ها را بریان می‌کند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است آن آتش؛ سوره کهف، آیه: 29.</ref> نظر به [[الزام]] [[تکوینی]] دارند، زیرا معنای اکراه [[الزام]] [[تکوینی]] یا به تعبیری دیگر "حمل الانسان و اجباره [[علی]] فعل ما یکره" است. و سخن ما در اینجا درباره [[الزام]] قانونی یعنی [[الزام]] به معنای [[وجوب]] است نه [[الزام]] به معنای اکراه. بنابراین بر اساس [[حکم عقل]] بعد التشریع [[آدمی]] باید به [[خدا]] و [[رسول]] او که [[برهان]] بر وجود و [[صدق]] آنان برپاست و به [[وجوب اطاعت]] از [[فرمان]] آنان [[ایمان]] آورد، و در صورت عدم [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] و به [[وجوب اطاعت]] از [[فرمان]] آنان با وجود [[برهان]] بر وجود و بر [[صدق]] آنان مستحق ملامت و [[سرزنش]] [[وجدان]] [[عقلی]]، و [[مذمت]] [[خردمندان]] و عاقلان هوشیار و به دور از [[غفلت]] و هوس‌زدگی است.
*نتیجه می‌گیریم که در حوزه [[عقل]] بعد التشریع دو [[حکم عقلی]] بنیادین در رابطه با حدود [[آزادی]] [[اعتقاد]] و [[ایمان]] وجود دارد:
*نتیجه می‌گیریم که در حوزه [[عقل]] بعد التشریع دو [[حکم عقلی]] بنیادین در رابطه با حدود [[آزادی]] [[اعتقاد]] و [[ایمان]] وجود دارد:
#[[وجوب]] [[ایمان]] به [[وجوب اطاعت]] [[فرمان خدا]] و [[رسول]] به [[دلیل]] آنکه [[برهان عقلی]] [[وجوب اطاعت]] از آنان را اثبات و [[تأیید]] کرده است.
#[[وجوب]] [[ایمان]] به [[وجوب اطاعت]] [[فرمان خدا]] و [[رسول]] به [[دلیل]] آنکه [[برهان عقلی]] [[وجوب اطاعت]] از آنان را اثبات و [[تأیید]] کرده است.
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش