←پرسش مستقیم
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
#'''وقوع [[طول عمر]] در [[ادیان الهی]]''': همۀ [[ادیان]] از [[عمر طولانی]] جمعی از افراد [[بشر]]، مخصوصاً رهبرانشان خبر دادهاند، بلکه معتقدند برخی از آن افراد از جمله [[حضرت عیسی]] {{ع}} تا زمان حاضر زنده هستند<ref>امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۷۳.</ref>. | #'''وقوع [[طول عمر]] در [[ادیان الهی]]''': همۀ [[ادیان]] از [[عمر طولانی]] جمعی از افراد [[بشر]]، مخصوصاً رهبرانشان خبر دادهاند، بلکه معتقدند برخی از آن افراد از جمله [[حضرت عیسی]] {{ع}} تا زمان حاضر زنده هستند<ref>امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۷۳.</ref>. | ||
#'''وجود نمونههای [[تاریخی]]''': [[بهترین]] [[دلیل]] بر امکان [[عمر طولانی]]، وجود نمونههای [[تاریخی]] است. در این باره کتابهای فراوانی با عنوان "المعمرون" نگاشته شده که افراد دارای [[عمر طولانی]] از جمله [[عمر]] ۴۰۰۰ ساله [[لقمان حکیم]] و ۱۵۰۷ ساله بخت النصر و... را ذکر کردهاند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ۵۸ و ۵۹؛ آخرین امید، ۳۵۲- ۳۴۷؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳.</ref>. | #'''وجود نمونههای [[تاریخی]]''': [[بهترین]] [[دلیل]] بر امکان [[عمر طولانی]]، وجود نمونههای [[تاریخی]] است. در این باره کتابهای فراوانی با عنوان "المعمرون" نگاشته شده که افراد دارای [[عمر طولانی]] از جمله [[عمر]] ۴۰۰۰ ساله [[لقمان حکیم]] و ۱۵۰۷ ساله بخت النصر و... را ذکر کردهاند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ۵۸ و ۵۹؛ آخرین امید، ۳۵۲- ۳۴۷؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳.</ref>. | ||
==طول عمر حضرت در درسهایی از عقاید اسلامی== | |||
*یکی از نکاتی که درباره [[حضرت مهدی]]{{ع}} معمولاً مورد بحث قرار میگیرد، موضوع [[طول عمر]] آن [[حضرت]] است؛ چون به [[اعتقاد]] [[شیعه]] و برخی فرق دیگر آن [[حضرت]] در سال ۲۵۵ متولّد شده است و تا زمانی که [[خدا]] بخواهد [[زندگی]] خواهد کرد؛ یعنی [[عمر]] آن [[حضرت]] هم اکنون هزار و [[صد]] و شصت و چهار سال است (در سال ۱۴۱۹ه). اکنون این [[پرسش]] مطرح است که آیا ممکن است [[انسانی]] تا این حد [[عمر]] کند؟ مگر [[عمر]] متوسّط [[انسان]] هفتاد سال بیشتر است؟ آیا چنین پدیدهای محال نیست؟ آیا [[علم]] و تجربه چنین عمری را برای [[انسان]] میپذیرد؟ آیا این مطلب در [[تاریخ]] نمونه و سابقهای دارد؟ | |||
*برای پاسخگویی به پرسشهای فوق میتوان بحث را از سه جهت مطرح کرد: | |||
===از نظر [[عقل]]=== | |||
*باید یاد آوری کرد که محال به سه گونه تقسیم میشود: | |||
#محال عادّی، | |||
#محال وقوعی، | |||
#محال ذاتی. | |||
*آنچه از نظر [[عقل]] مردود است محال ذاتی و محال وقوعی است که به محال ذاتی بر میگردد؛ چون از وقوع محال ذاتی [[اجتماع]] نقیضین لازم میآید که [[بدیهی]] البطلان است؛ امّا وقوع محال عادّی از نظر [[عقل]] مردود نیست، تمام [[معجزات]] و کراماتها و سایر امور [[خارقالعاده]]، در واقع اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ ولیکن از راه [[خرق عادت]] رخ دادهاند. حال [[طول عمر]] زیاد از کدام یک از سه محال مذکور محسوب میشود؟ پاسخ این است [[طول عمر]] [[خارقالعاده]] در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید ([[اجتماع]] نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. این هر دو مطلب روشن است؛ ولی در زمره محال عادّی است؛ یعنی زنده مانده یک [[انسان]] بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر [[عقل]] مردود نیست. پس [[عمر بسیار]] طولانی خلاف [[عقل]] نیست. | |||
*یادآور میشود که هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق [[قدرت]] [[خدای تعالی]] قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد [[طول عمر]] [[انسان]] ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول [[قدرت]] [[حقّ]] تعالی واقع میشود باید توجّه کرد که اگر مصلحتی اقتضا کند [[خداوند]] بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن [[مصلحت]] حاصل گردد و مورد بحث ما از همین قرار است. | |||
===از نظر [[علوم تجربی]]=== | |||
*در [[میزان]] [[عقل]] روشن شد که [[طول عمر]] زیاد خلاف [[عقل]] نیست، حال باید دید نظر [[علم]] در این باره چیست؟ از نظر [[علوم تجربی]] [[انسان]] چه [[میزان]] [[قادر]] است [[زندگی]] کند، طوری که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا [[علم]] میتواند یک سقف قطعی و بدون استثنا برای [[عمر]] [[بشر]] [[تعیین]] کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر [[علمی]] [[طول عمر]] [[انسان]] و [[مرگ]] او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، [[محل زندگی]]، شغل، وضعیّت معیشتی، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، خورد و [[خوراک]]، در معرض حوادث بودن و.... | |||
*چرخه [[عمر]] در بسیاری از جانوران که [[مشکلات]] [[انسان]] را ندارند، بیشتر از [[انسان]] است؛ مثلاً لاکپشت دویست سال [[عمر]] میکند و سلولهای داخلی برخی جانوران تا چهارصد سال زنده میماند. امروزه ثابت شده است که بر اثر تلاشهای [[علمی]] [[طول عمر]] متوسّط [[بشر]] بالاتر از گذشته شده و این تلاشها همچنان ادامه دارد. | |||
*[[دانشمندان]] توانستهاند [[عمر]] نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر [[عمر]] طبیعی آن برسانند. در مورد [[انسان]] نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض [[حفظ]] کرد میتوان [[عمر]] او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت [[مرگ انسان]] هفتاد یا هشتاد سال [[عمر]] کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با [[حفظ]] او از این خطرات، [[پیری]] و [[مرگ]] از بین میرود. به هر حال [[عمر طولانی]] از نظر [[علم]] نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش [[دانشمندان]] نیز هست. | |||
===از نظر [[تاریخ]]=== | |||
*نه تنها [[طول عمر]] زیاد برای [[انسان]] امری ممکن است که واقع نیز شده است: در [[متون دینی]] و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال [[عمر]] کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در [[متون دینی]] [[یهود]]، [[مسیح]] و [[اسلام]] آمده است. (به عنوان مثال در [[تورات]]، [[سفر]] [[تکوین]]، اصحاح پنجم، [[آیه]] ۵ [[عمر]] [[حضرت آدم]] ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین [[عمر]] [[شیث]] ۹۱۲ سال، همان، این [[آیه]] ۸ و [[عمر]] [[نوح]] ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، [[آیه]] ۲۹ و... آمده) [[قرآن]] نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>. | |||
*و تحقیقاً [[نوح]] را به سوی قومش فرستادیم، پس ۹۵۰ سال بین آنها ماند و به جز عدّه قلیلی کسی به او [[ایمان]] نیاورد آنگاه آنان را در حالی که [[ظالم]] بودند [[طوفان]] فرا گرفت. لازم به [[یادآوری]] است که این ۹۵۰ سال دوران [[عمر]] [[حضرت نوح]]{{ع}} بعد از [[رسالت]] او و قبل از [[طوفان]] است. | |||
*از نظر [[قرآن کریم]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} ما هم اکنون زنده است و طبعاً [[عمر]] آن [[حضرت]] تاکنون دو هزار سال میشود. | |||
*در اینجا بحث را با [[نقل]] روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} خاتمه میدهیم. [[هشام بن سالم]] از [[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "نوح{{ع}} [[دو هزار و پانصد سال]] [[عمر]] کرد، از این [[عمر]] هشتصد و پنجاه سال قبل از [[بعثت]] و نهصد و پنجاه سال بین [[قوم]] خود آنها را به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد و هفتصد سال بعد از فرود آمدن از کشتی (بعد از فرو نشستن [[طوفان]])، آنگاه [[شهرها]] را آباد کرد و فرزندانش را در بلاد ساکن کرد. سپس در حالی که در [[آفتاب]] بود [[ملک الموت]] سراغ او آمد و به او [[سلام]] کرد، پاسخ [[سلام]] را داد و به او گفت: ای [[ملک الموت]]! برای چه آمدهای؟ گفت: برای [[قبض روح]] تو آمدهام. به او گفت: مرا میگذاری از [[آفتاب]] به سایه بروم؟ [[[ملک الموت]]] به او گفت: آری! آنگاه [[نوح]]{{ع}} جای خود را [[تغییر]] داد، سپس فرمود: "ای [[ملک الموت]]! گویی آنچه از [[دنیا]] بر من [[گذشت]] (مدت [[دو هزار و پانصد سال]]) مانند [[تغییر]] مکان من از [[آفتاب]] به سایه بود. [[[دنیا]] در نظر من به اندازه همین از [[آفتاب]] به سایه آمدن بیشتر نیامد، سپس به [[ملک الموت]] گفت]: [[مأموریت]] خود را انجام بده، پس [[روح]] [[حضرت]] را قبض کرد"<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۷۴، باب ۴۶، حدیث ۱.</ref>. البته نام معمّرین دیگری نیز در [[روایات]] [[یهود]]، [[مسیحیّت]] و [[اسلام]] آمده است از قبیل [[حضرت خضر]]، [[الیاس]] و...<ref>کمال الدین، باب ۳۸، ص۳۵۸ به بعد.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹.</ref>. | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||
| خط ۲۳: | خط ۴۳: | ||
{{پرسمان امکان طول عمر}} | {{پرسمان امکان طول عمر}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||