جز
جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز'
جز (جایگزینی متن - 'ماه' به 'ماه') |
جز (جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز') |
||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
*[[پادشاهان]]، دولتمردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده میکردند، گاه در کالسکه مینشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده میگرفت و گاه بر اسبهای گرانقیمت سوار میشدند، بیآن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسبهای تیزرو برای ایجاد هیمنه و کبکبه ملازم خود مینمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ [[مردم]] میکشیدند و در ایشان حسّ [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] میآفریدند. در دنیای کنونی نیز دولتمردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشینهایی گرانبها میشوند و بی آن که کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود میسازند. | *[[پادشاهان]]، دولتمردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده میکردند، گاه در کالسکه مینشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده میگرفت و گاه بر اسبهای گرانقیمت سوار میشدند، بیآن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسبهای تیزرو برای ایجاد هیمنه و کبکبه ملازم خود مینمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ [[مردم]] میکشیدند و در ایشان حسّ [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] میآفریدند. در دنیای کنونی نیز دولتمردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشینهایی گرانبها میشوند و بی آن که کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود میسازند. | ||
*امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بیآن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکبهای گرانقیمت استفاده نماید، ساده و [[بیآلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بیپالان مینشست و بی آن که به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود مینشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمیشد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز میتوان به استفاده از [[وسیله]] حمل و [[نقل]] ارزانقیمت - و نه گرانقیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشینهای دیگر آنها را [[همراهی]] نمیکنند و از سوار کردن دیگران نیز [[خودداری]] نمیورزند؛ شیوهای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز میزنند و سوار بر خودروهایی تکسرنشین، [[مغرور]] و بیاعتنا به رهگذران پیاده، به راه خود میروند. | *امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بیآن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکبهای گرانقیمت استفاده نماید، ساده و [[بیآلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بیپالان مینشست و بی آن که به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود مینشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمیشد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز میتوان به استفاده از [[وسیله]] حمل و [[نقل]] ارزانقیمت - و نه گرانقیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشینهای دیگر آنها را [[همراهی]] نمیکنند و از سوار کردن دیگران نیز [[خودداری]] نمیورزند؛ شیوهای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز میزنند و سوار بر خودروهایی تکسرنشین، [[مغرور]] و بیاعتنا به رهگذران پیاده، به راه خود میروند. | ||
*گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، [[حفظ جان]] خود و یا [[تأمین امنیت]] [[خانواده]] و همراهان، ایجاب میکند وسیلهای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی [[امتناع]] نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و | *گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، [[حفظ جان]] خود و یا [[تأمین امنیت]] [[خانواده]] و همراهان، ایجاب میکند وسیلهای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی [[امتناع]] نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و نیاز زمانه، تفاوت دو رویکرد متکبّرانه و حفاظتی را نشان میدهد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۵۸-۴۵۹.</ref>. | ||
==[[فروتنی]] در همه [[کارها]]== | ==[[فروتنی]] در همه [[کارها]]== | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
#[[امام هادی]]{{ع}} میفرماید: [[پیامبر]] ما، [[برترین]] [[پیامبران]] است... و فروتنترین [[مردم]] است<ref>{{متن حدیث|الإمام الهادی{{ع}}: نَبِيُّنَا أَفْضَلُ الْأَنْبِيَاءِ ... أَشَدَّ النَّاسِ تَوَاضُعاً}}؛ کشف الغمه، ج۴، ص۲۶، عن فتح بن یزید الجرجانی؛ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۶۷، ح۲.</ref>. | #[[امام هادی]]{{ع}} میفرماید: [[پیامبر]] ما، [[برترین]] [[پیامبران]] است... و فروتنترین [[مردم]] است<ref>{{متن حدیث|الإمام الهادی{{ع}}: نَبِيُّنَا أَفْضَلُ الْأَنْبِيَاءِ ... أَشَدَّ النَّاسِ تَوَاضُعاً}}؛ کشف الغمه، ج۴، ص۲۶، عن فتح بن یزید الجرجانی؛ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۶۷، ح۲.</ref>. | ||
#[[امام علی]]{{ع}} در یکی از سخنرانیها میفرماید: در [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای تو، الگویی کافی، و دلیلی بر نکوهیدگی و عیبناکی دنیاست... او با دست خود از پوست درخت خرما زنبیل میبافت و به یارانش میگفت: "کدامتان آنها را برای من میفروشد؟" و از بهای آنها نان جوین میخرید و میخورد... . ایشان روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد، و همچون برده مینشست، و با دست خود، کفشش را وصله میزد، و با دست خویش جامهاش را پینه میکرد، و بر الاغِ برهنه سوار میشد و یک نفر را هم پشت سر خویش مینشاند<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}} - فِي خُطبَةٍ لَهُ-: وَ لَقَدْ كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كَافٍ لَكَ فِي الْأُسْوَةِ وَ دَلِيلٌ لَكَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْيَا وَ عَيْبِهَا ... فَلَقَدْ كَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَيُّكُمْ يَكْفِينِي بَيْعَهَا وَ يَأْكُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا... وَ لَقَدْ كَانَ{{صل}} يَأْكُلُ عَلَى الْأَرْضِ وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ وَ يَرْكَبُ الْحِمَارَ الْعَارِيَ وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ ... .}}؛ نهجالبلاغه، الخطبة ۱۶۰؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۳۶، بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۸۴، ح۱۳۶.</ref>. | #[[امام علی]]{{ع}} در یکی از سخنرانیها میفرماید: در [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای تو، الگویی کافی، و دلیلی بر نکوهیدگی و عیبناکی دنیاست... او با دست خود از پوست درخت خرما زنبیل میبافت و به یارانش میگفت: "کدامتان آنها را برای من میفروشد؟" و از بهای آنها نان جوین میخرید و میخورد... . ایشان روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد، و همچون برده مینشست، و با دست خود، کفشش را وصله میزد، و با دست خویش جامهاش را پینه میکرد، و بر الاغِ برهنه سوار میشد و یک نفر را هم پشت سر خویش مینشاند<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}} - فِي خُطبَةٍ لَهُ-: وَ لَقَدْ كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كَافٍ لَكَ فِي الْأُسْوَةِ وَ دَلِيلٌ لَكَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْيَا وَ عَيْبِهَا ... فَلَقَدْ كَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَيُّكُمْ يَكْفِينِي بَيْعَهَا وَ يَأْكُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا... وَ لَقَدْ كَانَ{{صل}} يَأْكُلُ عَلَى الْأَرْضِ وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ وَ يَرْكَبُ الْحِمَارَ الْعَارِيَ وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ ... .}}؛ نهجالبلاغه، الخطبة ۱۶۰؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۳۶، بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۸۴، ح۱۳۶.</ref>. | ||
#به [[نقل]] از [[ابو سعید خُدری]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} به شتر علف میداد و [[خانه]] را جارو میکرد و [[کفش]] خود را پینه میزد و لباسش را وصله میکرد و گوسفند میدوشید و همراه خدمتکار، [[غذا]] میخورد و چون او خسته میشد، در آرد کردن همراهیاش میکرد و از این که کالا و موادّ مورد | #به [[نقل]] از [[ابو سعید خُدری]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} به شتر علف میداد و [[خانه]] را جارو میکرد و [[کفش]] خود را پینه میزد و لباسش را وصله میکرد و گوسفند میدوشید و همراه خدمتکار، [[غذا]] میخورد و چون او خسته میشد، در آرد کردن همراهیاش میکرد و از این که کالا و موادّ مورد نیاز خانوادهاش را از بازار به [[خانه]] ببرد، خجالت نمیکشید و با بینیاز و [[نیازمند]]، دست میداد و ابتدا [[سلام]] میکرد و [[دعوت]] به هر غذایی، حتّی خرمای خشکیده را کوچک نمیشمرد و رد نمیکرد، و کمهزینه، نرمخو، بزرگمنش، خوشمعاشرت و [[گشادهرو]] بود. لبخند میزد، بی آن که بخندد. اندوهناک بود، بیآن که رو ترش کند. [[فروتن]] بود، بی آنکه [[خوار]] باشد. [[بخشنده]] بود، بی آن که [[زیادهروی]] کند. دلنازک و با هر [[مسلمانی]] [[مهربان]] بود. هیچگاه از سرِ سیری، آروغ نزد و به کارهای ننگین، دست نیالود<ref>{{عربی|عن أبي سعيد الخدري أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَعْلِفُ الْبَعِيرِ وَ يُقِمِ الْبَيْتِ وَ يَخْصِفُ النَّعْلِ وَ يَرْقَعُ الثَّوْبِ وَ يَحْلُبُ الشَّاةِ وَ يَأْكُلُ مَعَ الْخَادِمِ وَ يَطْحَنُ مَعَهَا إِذَا أَعْيَتْ وَ كَانَ لَا يَمْنَعُهُ الْحَيَاءُ أَنْ يَحْمِلَ بِضَاعَتُهُ مِنَ السُّوقِ إِلَى مَنْزِلِ أَهْلِهِ وَ كَانَ يُصَافِحُ الْغَنِيَّ وَ الْفَقِيرَ وَ يُسَلِّمُ مُبْتَدِئاً وَ لَا يُحَقِّرُ مَا دُعِيَ إِلَيْهِ وَ لَوْ إِلَى حَشَفِ التَّمْرِ وَ كَانَ هَيِّنُ الْمَئُونَةِ لَيِّنُ الْخَلْقِ كَرِيمُ السَّجِيَّةِ جَمِيلَ الْمُعَاشَرَةِ طَلْقَ الْوَجْهِ بَسَّاماً مِنْ غَيْرِ ضَحِكٍ مَحْزُوناً مِنْ غَيْرِ عُبُوسٍ مُتَوَاضِعاً مِنْ غَيْرِ ذِلَّةُ جَوَاداً مِنْ غَيْرِ سَرَفٍ رَقِيقَ الْقَلْبِ رَحِيماً لِكُلِّ مُسْلِمٍ مَا تَجَشَّأَ قَطُّ مَنْ شَبِعَ وَ لَا مَدَّ يَدَهُ إِلَى طَبْعٍ }}؛ شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج۱۱، ص۱۹۶؛ إرشاد القلوب، ص۱۱۵، نحوه؛ بحارالأنوار، ج۷۳، ص۲۰۸.</ref>. | ||
#[[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: هر که پشمینه بپوشد و [[کفش]] وصلهدار به پا کند و الاغش را سوار شود و گوسفندش را بدوشد و نانخورهایش با او هم [[غذا]] شوند، هر آینه، [[خداوند]]، [[کبر]] را از او دور کرده است. من، بندهای هستم زاده بندهای دیگر، مانند [[بنده]] مینشینم و مانند [[بنده]] [[غذا]] میخورم. به من [[وحی]] شده است که: "[[فروتن]] باشید و کسی بر کسی گردنفرازی نکند". دست [[خداوند]]، میان خلقش گسترده و قدرتمند است. هر کس خود را بر کُشد، [[خدا]] او را فرود میآورد، و هر کس خود را فرود آورد، [[خدا]] او را بر میکشد، و کسی روی [[زمین]]، یک وجب به قصد گردنفرازی و خدایی کردن، راه نمیرود، جز آن که [[خداوند]]، سرنگونش میکند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}} من لبس الصوف وانتعل المخصوف وركب حماره وحلب شاته وأكل مع عياله فقد نحا الله منه الكبر أنا عبد ابن عبد أجلس جلسة العبد وآكل أكلة العبد ... إني قد أوحي إلى أن تواضعوا ولا يبغي أحد على أحد إن يد الله عز وجل مبسوطة في خلقه فمن رفع نفسه وضعه الله ومن وضع نفسه رفعه الله ولا يمشي امرؤ على الأرض شبرا يبتغي فيه سلطان الله إلا أكبه الله}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۰، ح۹۰۱، عن عبدالله بن عمر؛ کنزالعمال، ج۳، ص۵۳۸، ح۷۷۹۷.</ref>. | #[[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: هر که پشمینه بپوشد و [[کفش]] وصلهدار به پا کند و الاغش را سوار شود و گوسفندش را بدوشد و نانخورهایش با او هم [[غذا]] شوند، هر آینه، [[خداوند]]، [[کبر]] را از او دور کرده است. من، بندهای هستم زاده بندهای دیگر، مانند [[بنده]] مینشینم و مانند [[بنده]] [[غذا]] میخورم. به من [[وحی]] شده است که: "[[فروتن]] باشید و کسی بر کسی گردنفرازی نکند". دست [[خداوند]]، میان خلقش گسترده و قدرتمند است. هر کس خود را بر کُشد، [[خدا]] او را فرود میآورد، و هر کس خود را فرود آورد، [[خدا]] او را بر میکشد، و کسی روی [[زمین]]، یک وجب به قصد گردنفرازی و خدایی کردن، راه نمیرود، جز آن که [[خداوند]]، سرنگونش میکند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}} من لبس الصوف وانتعل المخصوف وركب حماره وحلب شاته وأكل مع عياله فقد نحا الله منه الكبر أنا عبد ابن عبد أجلس جلسة العبد وآكل أكلة العبد ... إني قد أوحي إلى أن تواضعوا ولا يبغي أحد على أحد إن يد الله عز وجل مبسوطة في خلقه فمن رفع نفسه وضعه الله ومن وضع نفسه رفعه الله ولا يمشي امرؤ على الأرض شبرا يبتغي فيه سلطان الله إلا أكبه الله}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۰، ح۹۰۱، عن عبدالله بن عمر؛ کنزالعمال، ج۳، ص۵۳۸، ح۷۷۹۷.</ref>. | ||
#به [[نقل]] از [[ابو موسی]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} الاغ سوار میشد و [[لباس]] پشمی میپوشید و گوسفند را نگاه میداشت تا آن را بدوشد و خود از مهمان، [[پذیرایی]] میکرد<ref>{{عربی|عن أبی موسی: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَرْكَبُ الْحِمَارَ، وَيَلْبَسُ الصُّوفَ، وَيَعْتَقِلُ الشَّاةَ، وَيَأْتِي مُرَاعَاةَ الضَّيْفِ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۱۲۹، ح۲۰۴؛ السنن الکبری، ج۲، ص۵۸۸، ح۴۱۸۸، و فی هامشه، و فی نسخة: «الضعیف» بدل «الضعیف»، الزهد لابن المبارک، ص۳۵۳، ح۹۹۵، عن الحسن نحوه.</ref>. | #به [[نقل]] از [[ابو موسی]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} الاغ سوار میشد و [[لباس]] پشمی میپوشید و گوسفند را نگاه میداشت تا آن را بدوشد و خود از مهمان، [[پذیرایی]] میکرد<ref>{{عربی|عن أبی موسی: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَرْكَبُ الْحِمَارَ، وَيَلْبَسُ الصُّوفَ، وَيَعْتَقِلُ الشَّاةَ، وَيَأْتِي مُرَاعَاةَ الضَّيْفِ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۱۲۹، ح۲۰۴؛ السنن الکبری، ج۲، ص۵۸۸، ح۴۱۸۸، و فی هامشه، و فی نسخة: «الضعیف» بدل «الضعیف»، الزهد لابن المبارک، ص۳۵۳، ح۹۹۵، عن الحسن نحوه.</ref>. | ||