تواضع در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خودداری' به 'خودداری'
جز (جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز')
جز (جایگزینی متن - 'خودداری' به 'خودداری')
خط ۸۰: خط ۸۰:
#به [[نقل]] از [[ابو أمامه]]: روزی [[پیامبر]]{{صل}} به طرف [[بقیع]] ره‌سپار شد. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} در پی ایشان به راه افتادند. [[پیامبر]]{{صل}} ایستاد و به آنها [[فرمان]] داد جلو بروند و آن گاه خود در پی آنها حرکت کرد. علّت را پرسیدند. فرمود: "من، صدای کفش‌های شما را شنیدم و ترسیدم چیزی از [[تکبّر]]، به وجودم راه یابد"<ref>{{عربی|عن أبي أمامة: أنه [أی النبي{{صل}}] خرج یمشی إلى البقيع فتبعه أصحابه، فوقف فأمرهم أن يتقدموا، و مشى خلفهم، فسئل عن ذلك؛ فقال: إني سمعت خفق نعالكم، فأشفقت أن يقع في نفسي شيء من الكبر}}؛ المغني عن حمل الأسفار، ج۲، ص۹۶۲، ح۳۵۱۱؛ کنز العمّال، ج۳، ص۸۳۰، ح۸۸۷۸ نقلاً عن الدیلمي.</ref>.
#به [[نقل]] از [[ابو أمامه]]: روزی [[پیامبر]]{{صل}} به طرف [[بقیع]] ره‌سپار شد. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} در پی ایشان به راه افتادند. [[پیامبر]]{{صل}} ایستاد و به آنها [[فرمان]] داد جلو بروند و آن گاه خود در پی آنها حرکت کرد. علّت را پرسیدند. فرمود: "من، صدای کفش‌های شما را شنیدم و ترسیدم چیزی از [[تکبّر]]، به وجودم راه یابد"<ref>{{عربی|عن أبي أمامة: أنه [أی النبي{{صل}}] خرج یمشی إلى البقيع فتبعه أصحابه، فوقف فأمرهم أن يتقدموا، و مشى خلفهم، فسئل عن ذلك؛ فقال: إني سمعت خفق نعالكم، فأشفقت أن يقع في نفسي شيء من الكبر}}؛ المغني عن حمل الأسفار، ج۲، ص۹۶۲، ح۳۵۱۱؛ کنز العمّال، ج۳، ص۸۳۰، ح۸۸۷۸ نقلاً عن الدیلمي.</ref>.
#به [[نقل]] از [[عاصم بن حدره]]: [[پیامبر]]{{صل}} هیچ‌گاه روی سینی [[غذا]] نخورد، و در [[راه رفتن]]، جمعیت فراوانی همراهی‌اش نکرد و هیچ‌گاه دربانی نداشت<ref>{{عربی|عن عاصم بن حدرة: ما أكل النبي{{صل}} على خوان قط و لا مشى معه سواد و ما كان له بواب قط}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۱؛ مسند الشامیّین، ج۴، ص۲۸، ح۲۶۷۲؛ أسد الغابة، ج،۳ ص۱۰۹، الرقم ۲۶۶۸؛ الإصابه، ج۳، ص۴۶۲، الرقم ۴۳۶۷ و فیها "معة بوسادة قطّ" بدل "معه سواد".</ref>.
#به [[نقل]] از [[عاصم بن حدره]]: [[پیامبر]]{{صل}} هیچ‌گاه روی سینی [[غذا]] نخورد، و در [[راه رفتن]]، جمعیت فراوانی همراهی‌اش نکرد و هیچ‌گاه دربانی نداشت<ref>{{عربی|عن عاصم بن حدرة: ما أكل النبي{{صل}} على خوان قط و لا مشى معه سواد و ما كان له بواب قط}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۸۱؛ مسند الشامیّین، ج۴، ص۲۸، ح۲۶۷۲؛ أسد الغابة، ج،۳ ص۱۰۹، الرقم ۲۶۶۸؛ الإصابه، ج۳، ص۴۶۲، الرقم ۴۳۶۷ و فیها "معة بوسادة قطّ" بدل "معه سواد".</ref>.
#به [[نقل]] از [[عبد الله بن ابی اوفی]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}}... از این که با بیوه‌زنان و بینوایان راه برود و نیازهایشان را برآورده کند، [[خودداری]] [و [[تکبّر]]] نمی‌ورزید<ref>{{عربی|عن عَبْدَ اللهِ بْنَ أَبِي أَوْفَى: يَقُولُ: كَانَ رَسُولُ اللهِ{{صل}}: َلَا يَأْنَفُ أَنْ يَمْشِيَ مَعَ الْأَرْمَلَةِ، وَالْمِسْكِينِ فَيَقْضِيَ لَهُ حَاجَتَهُ}}؛ سنن النسائی، ج۳، ص۱۰۹؛ صحیح ابن حبّان، ج۱۴، ص۳۳۳، ح۶۴۲۳؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۴۴؛ تاریخ بغداد، ج۸، ص۵، الرقم ۴۰۳۵؛ تاریخ دمشق، ج۴،ص ۵۷؛ کنز العمّال، ج۷، ص۶۵، ح۱۷۹۸۱.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۵۲-۴۵۵.</ref>.
#به [[نقل]] از [[عبد الله بن ابی اوفی]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}}... از این که با بیوه‌زنان و بینوایان راه برود و نیازهایشان را برآورده کند، خودداری [و [[تکبّر]]] نمی‌ورزید<ref>{{عربی|عن عَبْدَ اللهِ بْنَ أَبِي أَوْفَى: يَقُولُ: كَانَ رَسُولُ اللهِ{{صل}}: َلَا يَأْنَفُ أَنْ يَمْشِيَ مَعَ الْأَرْمَلَةِ، وَالْمِسْكِينِ فَيَقْضِيَ لَهُ حَاجَتَهُ}}؛ سنن النسائی، ج۳، ص۱۰۹؛ صحیح ابن حبّان، ج۱۴، ص۳۳۳، ح۶۴۲۳؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۴۴؛ تاریخ بغداد، ج۸، ص۵، الرقم ۴۰۳۵؛ تاریخ دمشق، ج۴،ص ۵۷؛ کنز العمّال، ج۷، ص۶۵، ح۱۷۹۸۱.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۵۲-۴۵۵.</ref>.


==[[فروتنی]] در سواری==
==[[فروتنی]] در سواری==
خط ۸۹: خط ۸۹:
==[[تبیین]] [[فروتنی]] [[پیامبر]]{{صل}} در سواری<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای [[عبدالهادی مسعودی]].</ref>==
==[[تبیین]] [[فروتنی]] [[پیامبر]]{{صل}} در سواری<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای [[عبدالهادی مسعودی]].</ref>==
*[[پادشاهان]]، دولت‌مردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده می‌کردند، گاه در کالسکه می‌نشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده می‌گرفت و گاه بر اسب‌های گران‌قیمت سوار می‌شدند، بی‌آن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسب‌های تیزرو برای ایجاد هیمنه و کبکبه ملازم خود می‌نمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ [[مردم]] می‌کشیدند و در ایشان حسّ [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] می‌آفریدند. در دنیای کنونی نیز دولت‌مردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشین‌هایی گران‌بها می‌شوند و بی آن که کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود می‌سازند.
*[[پادشاهان]]، دولت‌مردان و [[ثروتمندان]] پیشین به هنگام انتقال به این سو و آن سو، گاه از تخت روان استفاده می‌کردند، گاه در کالسکه می‌نشستند و کسی دیگر رانندگی آن را به عهده می‌گرفت و گاه بر اسب‌های گران‌قیمت سوار می‌شدند، بی‌آن که کسی از [[مردم]] معمولی یا حتّی یارانشان را در کنار خود جای دهند. آنان همچنین افرادی را جدا از خود و سوار بر اسب‌های تیزرو برای ایجاد هیمنه و کبکبه ملازم خود می‌نمودند و بدین ترتیب [[قدرت]] و [[شوکت]] خود را به رخ [[مردم]] می‌کشیدند و در ایشان حسّ [[احترام]] یا [[ترس]] و [[هراس]] می‌آفریدند. در دنیای کنونی نیز دولت‌مردان و صاحبان [[مال]] و [[مقام]]، سوار ماشین‌هایی گران‌بها می‌شوند و بی آن که کسی از دیگر مسافران و رهروان را در کنار خود بنشانند، ماشین و افرادی دیگر را ملازم رکاب خود می‌سازند.
*امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌آن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکب‌های گران‌قیمت استفاده نماید، ساده و [[بی‌آلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بی‌پالان می‌نشست و بی آن که به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود می‌نشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمی‌شد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز می‌توان به استفاده از [[وسیله]] حمل و [[نقل]] ارزان‌قیمت - و نه گران‌قیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشین‌های دیگر آنها را [[همراهی]] نمی‌کنند و از سوار کردن دیگران نیز [[خودداری]] نمی‌ورزند؛ شیوه‌ای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز می‌زنند و سوار بر خودروهایی تک‌سرنشین، [[مغرور]] و بی‌اعتنا به ره‌گذران پیاده، به راه خود می‌روند.
*امّا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بی‌آن که بر تخت روان و کالسکه بنشیند یا کسی را ملازم رکاب خود کند و یا حتّی از مرکب‌های گران‌قیمت استفاده نماید، ساده و [[بی‌آلایش]] بر استر و درازگوشِ با پالان یا بی‌پالان می‌نشست و بی آن که به تشریفات و تجمّلات بیندیشد، گاه شخصی دیگر را نیز در پشت خود می‌نشاند و هیچ اختصاصی برای خود قائل نمی‌شد. این کار فروتنانه را در دنیای امروز می‌توان به استفاده از [[وسیله]] حمل و [[نقل]] ارزان‌قیمت - و نه گران‌قیمت و اختصاصی - مانند نمود که ماشین‌های دیگر آنها را [[همراهی]] نمی‌کنند و از سوار کردن دیگران نیز خودداری نمی‌ورزند؛ شیوه‌ای فروتنانه که [[متکبّران]] از آن، سر باز می‌زنند و سوار بر خودروهایی تک‌سرنشین، [[مغرور]] و بی‌اعتنا به ره‌گذران پیاده، به راه خود می‌روند.
*گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، [[حفظ جان]] خود و یا [[تأمین امنیت]] [[خانواده]] و همراهان، ایجاب می‌کند وسیله‌ای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی [[امتناع]] نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و نیاز زمانه، تفاوت دو رویکرد متکبّرانه و حفاظتی را نشان می‌دهد<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۵۸-۴۵۹.</ref>.
*گفتنی است گاه مسائلی مانند ویژگی راه، [[حفظ جان]] خود و یا [[تأمین امنیت]] [[خانواده]] و همراهان، ایجاب می‌کند وسیله‌ای مناسب برگزید و یا به هنگام [[احساس]] خطر، از سوار کردن افرادی [[امتناع]] نمود و حتّی برای محافظت از [[مقامات]] [[قضایی]] و [[امنیتی]] و [[سیاسی]]، خودروها و محافظانی همراه کرد. [[رفتار]] فرد و نیاز زمانه، تفاوت دو رویکرد متکبّرانه و حفاظتی را نشان می‌دهد<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۵۸-۴۵۹.</ref>.


۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش