توحید عملی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد'
جز (جایگزینی متن - '{{خرد}}' به '{{ویرایش غیرنهایی}}')
جز (جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد')
خط ۱۵: خط ۱۵:
*پس از [[حضرت نوح]]{{ع}} دومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که قومش گرفتار انواع [[شرک]] در [[عبادت]] شده بودند و با [[تعصب]] بر آن [[اصرار]] می‌ورزیدند، در برابر [[بت پرستی]] [[قیام]] و [[دعوت به توحید]] را ابتدا از [[آزر]] آغاز کرد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.</ref> و از روی [[ملاطفت]] به او گفت: [[پدر]] [[جان]]! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه نیازی را از تو برمی آورد: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا}}<ref> هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.</ref> پدرم! به [[راستی]] مرا از [[دانش]]، حقایقی به دست آمده است که تو را از آن نصیبی نیست. از من [[پیروی]] کن تا تو را به راهی درست [[هدایت]] کنم: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه:۴۳.</ref> ای [[پدر]]! [[شیطان]] را مپرست که او در برابر خدای [[رحمن]] عصیانگر است: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> [[پدر]] [[جان]]! می‌ترسم از جانب [[خدای رحمان]] تو را عذابی در رسد و تو [[یار]] و [[دوست]] دار [[شیطان]] باشی: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}<ref> ا ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه: ۴۵.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دیگر بت‌پرستان گفت: آیا جز [[خدا]] چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی برایتان ندارد: {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ }}<ref> گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟؛ سوره انبیاء، آیه: ۶۶.</ref> [[خدا]] را بپرستید و تنها از او [[پروا]] کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید: {{متن قرآن|وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref> و ابراهیم را (یاد کن) هنگامی که به قوم خود گفت: خداوند را بپرستید و از او پروا کنید.این، اگر بدانید برای شما بهتر است؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۶.</ref> آنچه جز [[خدا]] می‌پرستید، معبودهایی دروغین‌اند که [[اختیار]] روزی شما را ندارند. روزی را نزد [[خدا]] بجویید و فقط او را بپرستید و سپاسگزارش باشید: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref> تنها بت‌هایی را به جای خداوند می‌پرستید و دروغی فرا می‌بافید؛ بی‌گمان کسانی که به جای خداوند می‌پرستید اختیار روزی شما را ندارند، روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس گزارید که به سوی او باز گردانده می‌شوید؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۷.</ref> آیا چیزی را که خود تراشیده‌اید می‌پرستید، در حالی که [[خداوند]] شما را و نیز از مجرای [[اراده]] شما اعمالتان را آفریده است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>: {{متن قرآن|قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref> ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است؛ سوره صافات، آیه: ۹۵- ۹۶.</ref> برخی [[مفسران]] در توضیح این [[آیه]] گفته‌اند: [[بت پرستان]] و بتان در [[مخلوق بودن]] با هم شریک‌اند. حال چگونه رواست که مخلوقی خدای مخلوقی دیگر شود و چرا آنان بتان را بپرستند و بتان آنان را نپرستند؟<ref>قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref> برخی دیگر گفته‌اند: چوب و سنگ پیش از تراشیده شدن معبود [[انسان]] نیستند و پس از تراشیده شدن نیز تنها فرقشان پدیدار شدن آثار [[انسان]] در آنهاست؛ حال چگونه آثار عمل [[انسان]]، چوب و سنگ را معبود او می‌کند؟<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*پس از [[حضرت نوح]]{{ع}} دومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که قومش گرفتار انواع [[شرک]] در [[عبادت]] شده بودند و با [[تعصب]] بر آن [[اصرار]] می‌ورزیدند، در برابر [[بت پرستی]] [[قیام]] و [[دعوت به توحید]] را ابتدا از [[آزر]] آغاز کرد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.</ref> و از روی [[ملاطفت]] به او گفت: [[پدر]] [[جان]]! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه نیازی را از تو برمی آورد: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا}}<ref> هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.</ref> پدرم! به [[راستی]] مرا از [[دانش]]، حقایقی به دست آمده است که تو را از آن نصیبی نیست. از من [[پیروی]] کن تا تو را به راهی درست [[هدایت]] کنم: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}<ref> ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه:۴۳.</ref> ای [[پدر]]! [[شیطان]] را مپرست که او در برابر خدای [[رحمن]] عصیانگر است: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> [[پدر]] [[جان]]! می‌ترسم از جانب [[خدای رحمان]] تو را عذابی در رسد و تو [[یار]] و [[دوست]] دار [[شیطان]] باشی: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}<ref> ا ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه: ۴۵.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دیگر بت‌پرستان گفت: آیا جز [[خدا]] چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی برایتان ندارد: {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ }}<ref> گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟؛ سوره انبیاء، آیه: ۶۶.</ref> [[خدا]] را بپرستید و تنها از او [[پروا]] کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید: {{متن قرآن|وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref> و ابراهیم را (یاد کن) هنگامی که به قوم خود گفت: خداوند را بپرستید و از او پروا کنید.این، اگر بدانید برای شما بهتر است؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۶.</ref> آنچه جز [[خدا]] می‌پرستید، معبودهایی دروغین‌اند که [[اختیار]] روزی شما را ندارند. روزی را نزد [[خدا]] بجویید و فقط او را بپرستید و سپاسگزارش باشید: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref> تنها بت‌هایی را به جای خداوند می‌پرستید و دروغی فرا می‌بافید؛ بی‌گمان کسانی که به جای خداوند می‌پرستید اختیار روزی شما را ندارند، روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس گزارید که به سوی او باز گردانده می‌شوید؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۷.</ref> آیا چیزی را که خود تراشیده‌اید می‌پرستید، در حالی که [[خداوند]] شما را و نیز از مجرای [[اراده]] شما اعمالتان را آفریده است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>: {{متن قرآن|قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref> ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است؛ سوره صافات، آیه: ۹۵- ۹۶.</ref> برخی [[مفسران]] در توضیح این [[آیه]] گفته‌اند: [[بت پرستان]] و بتان در [[مخلوق بودن]] با هم شریک‌اند. حال چگونه رواست که مخلوقی خدای مخلوقی دیگر شود و چرا آنان بتان را بپرستند و بتان آنان را نپرستند؟<ref>قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref> برخی دیگر گفته‌اند: چوب و سنگ پیش از تراشیده شدن معبود [[انسان]] نیستند و پس از تراشیده شدن نیز تنها فرقشان پدیدار شدن آثار [[انسان]] در آنهاست؛ حال چگونه آثار عمل [[انسان]]، چوب و سنگ را معبود او می‌کند؟<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*پس از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} سومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] [[حضرت موسی]]{{ع}} [[مأموریت]] یافت تا در برابر [[فرعون]] [[قیام]] کند که دعوی خدایی داشت{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> و [[بنی اسرائیل]] را [[بنده]] خود ساخته بود: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟؛ سوره شعراء، آیه:۲۲.</ref> و به عنوان [[رسول]] [[پروردگار]] عالمیان [[آزادی]] [[بنی اسرائیل]] را از او بخواهد: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ }}<ref> و موسی گفت: ای فرعون! بی‌گمان من پیام‌آوری از سوی پروردگار جهانیانم. در خور است که درباره خداوند جز حقّ نگویم؛ به راستی برای شما برهانی از پروردگارتان آورده‌ام، از این روی بنی اسرائیل را با من گسیل کن!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۰۴- ۱۰۵.</ref>  او همچنین هنگامی که [[بنی اسرائیل]] پس از [[نجات]] از [[فرعون]] و لشکریانش و برخورد با قومی [[بت]] پرست، از او معبودی همانند بتان آن [[قوم]] از او خواستند، آنان را [[جاهل]] خواند و گفت: آیا معبودی جز [[خدا]] برایتان بخواهم، در حالی که او شما را بر عالمیان [[برتری]] داد و از [[فرعونیان]] [[نجات]] بخشید: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ }}<ref> و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید.بی‌گمان آنچه اینان می‌کنند  از هم پاشیده است و آنچه می‌کردند باطل است. (نیز) گفت: آیا خدایی جز خداوند برایتان بجویم در حالی که او شما را بر جهانیان برتری داده است؟؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۸ - ۱۴۰.</ref>  و نیز هنگامی که [[بنی اسرائیل]] در [[غیبت]] وی با [[نیرنگ]] [[سامری]] به گوساله پرستی روی آوردند، خشمناک و [[اندوهگین]] به سوی آنها بازگشت و گفت: برایم بد [[جانشینی]] بودید! آیا بر [[فرمان]] پروردگارتان پیشی گرفتید؟ آن گاه [[الواح]] را افکند و سر برادرش "[[هارون]]" را گرفت و او را به طرف خود کشید: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و چون موسی به نزد قومش خشمگین اندوهناک بازگشت گفت: در نبودن من از من بد جانشینی کردید؛ آیا از فرمان پروردگارتان پیش افتادید؟! (این بگفت) و الواح را فرو افکند و سر برادرش را گرفت، به سوی خود می‌کشید. (برادرش) گفت: ای فرزند مادرم! این قوم مرا ناتوان شمردند و نزدیک بود مرا بکشند پس دشمنان را به سرزنش من برنیانگیز و مرا با گروه ستمبارگان مگمار!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۵۰.</ref> و سرانجام به [[سامری]] گفت: به معبودت بنگر که پیوسته ملازمش بودی. او را قطعاً می سوزانیم و خاکسترش را به دریا فرو می‌پاشیم. معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref> موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید! و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم.خدای شما تنها آن خداوند است که هیچ خدایی جز او نیست که به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد؛ سوره طه، آیه: ۹۷- ۹۸.</ref>.
*پس از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} سومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] [[حضرت موسی]]{{ع}} [[مأموریت]] یافت تا در برابر [[فرعون]] [[قیام]] کند که دعوی خدایی داشت{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> و [[بنی اسرائیل]] را [[بنده]] خود ساخته بود: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟؛ سوره شعراء، آیه:۲۲.</ref> و به عنوان [[رسول]] [[پروردگار]] عالمیان [[آزادی]] [[بنی اسرائیل]] را از او بخواهد: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ }}<ref> و موسی گفت: ای فرعون! بی‌گمان من پیام‌آوری از سوی پروردگار جهانیانم. در خور است که درباره خداوند جز حقّ نگویم؛ به راستی برای شما برهانی از پروردگارتان آورده‌ام، از این روی بنی اسرائیل را با من گسیل کن!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۰۴- ۱۰۵.</ref>  او همچنین هنگامی که [[بنی اسرائیل]] پس از [[نجات]] از [[فرعون]] و لشکریانش و برخورد با قومی [[بت]] پرست، از او معبودی همانند بتان آن [[قوم]] از او خواستند، آنان را [[جاهل]] خواند و گفت: آیا معبودی جز [[خدا]] برایتان بخواهم، در حالی که او شما را بر عالمیان [[برتری]] داد و از [[فرعونیان]] [[نجات]] بخشید: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ }}<ref> و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید.بی‌گمان آنچه اینان می‌کنند  از هم پاشیده است و آنچه می‌کردند باطل است. (نیز) گفت: آیا خدایی جز خداوند برایتان بجویم در حالی که او شما را بر جهانیان برتری داده است؟؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۸ - ۱۴۰.</ref>  و نیز هنگامی که [[بنی اسرائیل]] در [[غیبت]] وی با [[نیرنگ]] [[سامری]] به گوساله پرستی روی آوردند، خشمناک و [[اندوهگین]] به سوی آنها بازگشت و گفت: برایم بد [[جانشینی]] بودید! آیا بر [[فرمان]] پروردگارتان پیشی گرفتید؟ آن گاه [[الواح]] را افکند و سر برادرش "[[هارون]]" را گرفت و او را به طرف خود کشید: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و چون موسی به نزد قومش خشمگین اندوهناک بازگشت گفت: در نبودن من از من بد جانشینی کردید؛ آیا از فرمان پروردگارتان پیش افتادید؟! (این بگفت) و الواح را فرو افکند و سر برادرش را گرفت، به سوی خود می‌کشید. (برادرش) گفت: ای فرزند مادرم! این قوم مرا ناتوان شمردند و نزدیک بود مرا بکشند پس دشمنان را به سرزنش من برنیانگیز و مرا با گروه ستمبارگان مگمار!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۵۰.</ref> و سرانجام به [[سامری]] گفت: به معبودت بنگر که پیوسته ملازمش بودی. او را قطعاً می سوزانیم و خاکسترش را به دریا فرو می‌پاشیم. معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref> موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید! و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم.خدای شما تنها آن خداوند است که هیچ خدایی جز او نیست که به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد؛ سوره طه، آیه: ۹۷- ۹۸.</ref>.
*[[قرآن کریم]] چون از [[حضرت عیسی]]{{ع}}، چهارمین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] سخن می‌گوید، گفت و گوی او با [[خدا]] را در [[قیامت]] حکایت می‌کند که [[خداوند]]<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۱؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱۶۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۵۴۷.</ref> برای روشن شدن [[حقیقت]] برای دیگران<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ویژه کسانی که آن [[حضرت]] و مادرش را می پرستیدند<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ایشان می‌فرماید: آیا تو به [[مردم]] گفتی من و مادرم را بپرستید؟ [[حضرت عیسی]]{{ع}} [[خداوند]] را تنزیه می‌کند و بیان می‌دارد که او را نرسد چنین سخن باطلی بر زبان آورَد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.</ref>؛ آن گاه تأکید می‌کند که او همان را گفته است که [[خدا]] فرمانش داده است و آن جز [[پرستش]] [[پروردگار]] یکتا و یگانه همگان نیست: {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref> به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان به‌سر می‌بردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۷.</ref>؛ ولی با این همه، [[انحراف]] از [[توحید عبادی]] به [[نصارا]] و [[یهود]] راه یافت و [[نصارا]] [[راهبان]] و [[مسیح]] را و [[یهودیان]] أحبار را به عنوان "ارباب" برگزیدند، در حالی که همه آن ها [[مأمور]] بودند فقط خدای [[واحد]] را بپرستند: {{متن قرآن|اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref> آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند؛ سوره توبه، آیه:۳۱.</ref>. البته [[یهود]] و [[نصارا]] هیچ‌گاه به گونه رسمی أحبار و [[راهبان]] را نپرستیدند؛ ولی بی‌قید و شرط از آنان [[فرمان]] می‌بردند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۵۵.</ref> و در برابر تحریف‌ها و بدعت‌هایشان [[تسلیم]] بودند و [[قرآن کریم]] این گونه [[پیروی]] را گونه‌ای "[[پرستش]]" می‌شمارد، چنان که در [[روایات]] [[سوگند]] یاد شده که آنان "[[یهود]] و [[نصارا]]" برای [[پیشوایان]] خود [[روزه]] نگرفتند و [[نماز]] نگزاردند؛ ولی آنها حرامی را بر [[پیروان]] خود [[حلال]] کردند و حلالی را [[حرام]] و آنان نیز [[پیروی]] کردند و بدون آنکه خود متوجه باشند آنها را پرستیدند<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۰۹؛ المنار، ج ۳، ص ۳۲۷؛ ج ۵، ص ۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>.
*[[قرآن کریم]] چون از [[حضرت عیسی]]{{ع}}، چهارمین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] سخن می‌گوید، گفت و گوی او با [[خدا]] را در [[قیامت]] حکایت می‌کند که [[خداوند]]<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۱؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱۶۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۵۴۷.</ref> برای روشن شدن [[حقیقت]] برای دیگران<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ویژه کسانی که آن [[حضرت]] و مادرش را می پرستیدند<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ایشان می‌فرماید: آیا تو به [[مردم]] گفتی من و مادرم را بپرستید؟ [[حضرت عیسی]]{{ع}} [[خداوند]] را تنزیه می‌کند و بیان می‌دارد که او را نرسد چنین سخن باطلی بر زبان آورَد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.</ref>؛ آن گاه تأکید می‌کند که او همان را گفته است که [[خدا]] فرمانش داده است و آن جز [[پرستش]] [[پروردگار]] یکتا و یگانه همگان نیست: {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref> به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان به‌سر می‌بردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۷.</ref>؛ ولی با این همه، [[انحراف]] از [[توحید عبادی]] به [[نصارا]] و [[یهود]] راه یافت و [[نصارا]] [[راهبان]] و [[مسیح]] را و [[یهودیان]] أحبار را به عنوان "ارباب" برگزیدند، در حالی که همه آن ها [[مأمور]] بودند فقط خدای واحد را بپرستند: {{متن قرآن|اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref> آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند؛ سوره توبه، آیه:۳۱.</ref>. البته [[یهود]] و [[نصارا]] هیچ‌گاه به گونه رسمی أحبار و [[راهبان]] را نپرستیدند؛ ولی بی‌قید و شرط از آنان [[فرمان]] می‌بردند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۵۵.</ref> و در برابر تحریف‌ها و بدعت‌هایشان [[تسلیم]] بودند و [[قرآن کریم]] این گونه [[پیروی]] را گونه‌ای "[[پرستش]]" می‌شمارد، چنان که در [[روایات]] [[سوگند]] یاد شده که آنان "[[یهود]] و [[نصارا]]" برای [[پیشوایان]] خود [[روزه]] نگرفتند و [[نماز]] نگزاردند؛ ولی آنها حرامی را بر [[پیروان]] خود [[حلال]] کردند و حلالی را [[حرام]] و آنان نیز [[پیروی]] کردند و بدون آنکه خود متوجه باشند آنها را پرستیدند<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۰۹؛ المنار، ج ۳، ص ۳۲۷؛ ج ۵، ص ۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>.
*آخرین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} نیز [[مأموریت]] یافت تا اعلام کند که من از [[پرستش]] غیر [[خدا]] [[نهی]] شده‌ام: {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید باز داشته شده‌ام؛ بگو: از خواسته‌های (نفسانی) شما پیروی نمی‌کنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیده‌ام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۵۶.</ref> و پای بفشارد که بت‌پرستی در [[هواهای نفسانی]] ریشه دارد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۱۵.</ref> {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید باز داشته شده‌ام؛ بگو: از خواسته‌های (نفسانی) شما پیروی نمی‌کنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیده‌ام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه:۵۶.</ref> در سوره کافرون نیز [[وظیفه]] می‌یابد به [[کافران]] [[بت]] پرست، با تأکید و پیوسته بگوید نه من بتان شما را می‌پرستم و نه شما خدای یگانه مرا؛ [[دین]] شما از آنِ شما و [[دین]] من، از آن من: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> بگو: ای کافران!آنچه شما می‌پرستید، نمی‌پرستم.و شما پرستشگران پرستیده من نیستید.و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم.و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید.دین شما از شما و دین من از من.؛ سوره کافرون، آیه: ۱-۶.</ref> او [[اهل کتاب]] را به [[دستور]] [[خدا]] فرا خوانده تا به اصلی گردن نهند که میان وی و آنان مشترک است: جز [[خدای یکتا]] را نپرستند و چیزی را با او شریک نسازند{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ }}<ref> بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۴.</ref> این [[آیه]] مانند دیگر [[آیات]] مربوط [[گواه]] است بر اینکه [[توحید در عبادت]] مانند [[توحید]] ربوبی، اصلی است مقبول همه [[پیامبران]] و مکتب‌های [[الهی]]<ref>المنار، ج ۳، ص ۳۲۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*آخرین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} نیز [[مأموریت]] یافت تا اعلام کند که من از [[پرستش]] غیر [[خدا]] [[نهی]] شده‌ام: {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید باز داشته شده‌ام؛ بگو: از خواسته‌های (نفسانی) شما پیروی نمی‌کنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیده‌ام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۵۶.</ref> و پای بفشارد که بت‌پرستی در [[هواهای نفسانی]] ریشه دارد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۱۵.</ref> {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید باز داشته شده‌ام؛ بگو: از خواسته‌های (نفسانی) شما پیروی نمی‌کنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیده‌ام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه:۵۶.</ref> در سوره کافرون نیز [[وظیفه]] می‌یابد به [[کافران]] [[بت]] پرست، با تأکید و پیوسته بگوید نه من بتان شما را می‌پرستم و نه شما خدای یگانه مرا؛ [[دین]] شما از آنِ شما و [[دین]] من، از آن من: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}<ref> بگو: ای کافران!آنچه شما می‌پرستید، نمی‌پرستم.و شما پرستشگران پرستیده من نیستید.و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم.و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید.دین شما از شما و دین من از من.؛ سوره کافرون، آیه: ۱-۶.</ref> او [[اهل کتاب]] را به [[دستور]] [[خدا]] فرا خوانده تا به اصلی گردن نهند که میان وی و آنان مشترک است: جز [[خدای یکتا]] را نپرستند و چیزی را با او شریک نسازند{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ }}<ref> بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۴.</ref> این [[آیه]] مانند دیگر [[آیات]] مربوط [[گواه]] است بر اینکه [[توحید در عبادت]] مانند [[توحید]] ربوبی، اصلی است مقبول همه [[پیامبران]] و مکتب‌های [[الهی]]<ref>المنار، ج ۳، ص ۳۲۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*چنان که از [[آیه]] ۴۵ سوره زخرف برمی‌آید، [[خداوند]] [[عبودیت]] و [[پرستش]] غیر خود را هرگز در هیچ [[امّت]] و [[دینی]] روا نشمرده است، زیرا [[آیه]] [[فرمان]] می‌دهد تا [[پیامبر]]{{صل}} برای [[اطمینان]] خاطر [[کفار]]<ref>حجة التفاسیر، ج ۶، ص ۱۰۹.</ref> [[اخبار]] و احوال [[پیامبران پیشین]] را پی‌گیرد و بجوید که آیا در [[تعالیم]] آنها شاهدی هست بر اینکه [[خداوند]] [[پرستش]] غیر را روا دانسته است: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ }}<ref> و از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس، آیا به جای (خداوند) بخشنده خدایانی را قرار داده‌ایم که پرستیده شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۴۵.</ref>. استفهام در این [[آیه]]، انکاری است؛ با این مفاد که همه [[انبیای الهی]] [[پرستش]] غیر [[خدا]] را قاطعانه محکوم کرده اند، چنان که [[آیه]] ای دیگر به صراحت [[حکم]] کرده است که کسی جز او مورد [[پرستش]] قرار نگیرد: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا}}<ref> و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!؛ سوره اسراء، آیه: ۲۳.</ref>
*چنان که از [[آیه]] ۴۵ سوره زخرف برمی‌آید، [[خداوند]] [[عبودیت]] و [[پرستش]] غیر خود را هرگز در هیچ [[امّت]] و [[دینی]] روا نشمرده است، زیرا [[آیه]] [[فرمان]] می‌دهد تا [[پیامبر]]{{صل}} برای [[اطمینان]] خاطر [[کفار]]<ref>حجة التفاسیر، ج ۶، ص ۱۰۹.</ref> [[اخبار]] و احوال [[پیامبران پیشین]] را پی‌گیرد و بجوید که آیا در [[تعالیم]] آنها شاهدی هست بر اینکه [[خداوند]] [[پرستش]] غیر را روا دانسته است: {{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ }}<ref> و از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس، آیا به جای (خداوند) بخشنده خدایانی را قرار داده‌ایم که پرستیده شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۴۵.</ref>. استفهام در این [[آیه]]، انکاری است؛ با این مفاد که همه [[انبیای الهی]] [[پرستش]] غیر [[خدا]] را قاطعانه محکوم کرده اند، چنان که [[آیه]] ای دیگر به صراحت [[حکم]] کرده است که کسی جز او مورد [[پرستش]] قرار نگیرد: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا}}<ref> و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!؛ سوره اسراء، آیه: ۲۳.</ref>
۲۲۴٬۹۴۸

ویرایش