برهان تمانع: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد'
جز (جایگزینی متن - '{{خرد}}' به '{{ویرایش غیرنهایی}}')
جز (جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد')
خط ۱۷: خط ۱۷:
#حیثیت وجود معلول و حیثیت انتسابش به [[علت]] ایجادی‌اش یکی است؛
#حیثیت وجود معلول و حیثیت انتسابش به [[علت]] ایجادی‌اش یکی است؛
#ترجیح [[بلا]] مرجح محال است؛ یعنی محال است که فاعلی نسبت به دو اثر مختلف، نسبت متساوی داشته باشد؛ اما او یکی را به وجود آورد. ترجیح [[بلا]] مرجح مستلزم ترجح [[بلا]] مرجح است؛ زیرا فاعل که بالفرض با دو فعل نسبت متساوی دارد و فاعلیت هر دو را در حد [[قوه]] دارد، اگر بخواهد با یکی از دو فعل‌ها نسبت بیشتری پیدا کند، مستلزم این است که خودش خودبه‌خود از [[قوه]] به فعلیت برسد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۶۳.</ref>.
#ترجیح [[بلا]] مرجح محال است؛ یعنی محال است که فاعلی نسبت به دو اثر مختلف، نسبت متساوی داشته باشد؛ اما او یکی را به وجود آورد. ترجیح [[بلا]] مرجح مستلزم ترجح [[بلا]] مرجح است؛ زیرا فاعل که بالفرض با دو فعل نسبت متساوی دارد و فاعلیت هر دو را در حد [[قوه]] دارد، اگر بخواهد با یکی از دو فعل‌ها نسبت بیشتری پیدا کند، مستلزم این است که خودش خودبه‌خود از [[قوه]] به فعلیت برسد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۶۳.</ref>.
*پس از این سه مقدمه، می‌‌گوییم: اگر دو واجب‌الوجود یا بیشتر وجود داشته باشند، به [[حکم]] مقدمه اول باید به این موجود [[افاضه]] وجود شود. پس، از طرف همه واجب‌ها باید به او [[افاضه]] وجود شود و به [[حکم]] مقدمه دوم و سوم، وجود هر معلول و انتساب آن معلول به علتش یکی است. پس در ایجاد، مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر، امکان وجود [[واحد]] بیش ندارد، بنابراین امکان انتساب به [[واحد]] ندارد. در این صورت، انتساب معلول به یکی از واجب‌ها، نه [[واجب]] دیگر، با اینکه هیچ امتیاز و رجحانی علی‌الفرض میان آنها نیست، ترجح [[بلا]] مرجح است. این نیز محال است؛ زیرا فرض این است که چیزی که امکان وجود یافته و شرایط وجودش محقق شده است، یکی بیش نیست و اگر فرض کنیم امکان وجودهای متعدد در کار است، درباره هر یک از آنها این اشکال وجود دارد؛ یعنی هر [[واحد]] از آن متعددها باید متعدد شود و هر یک از این متعددها نیز باید متعدد شود، تا بی‌نهایت و هرگز به واحدهایی که متعدد نشوند، منتهی نگردد. نتیجه اینکه هیچ چیز وجود پیدا نکند، و [[جهان]] نیست و نابود شود<ref>مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۵۵ - ۱۵۳؛ صدرالمتألهین شیرازی، فی المبدأ و المعاد، ص۱۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۶۳-۶۴.</ref>.
*پس از این سه مقدمه، می‌‌گوییم: اگر دو واجب‌الوجود یا بیشتر وجود داشته باشند، به [[حکم]] مقدمه اول باید به این موجود [[افاضه]] وجود شود. پس، از طرف همه واجب‌ها باید به او [[افاضه]] وجود شود و به [[حکم]] مقدمه دوم و سوم، وجود هر معلول و انتساب آن معلول به علتش یکی است. پس در ایجاد، مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر، امکان وجود واحد بیش ندارد، بنابراین امکان انتساب به واحد ندارد. در این صورت، انتساب معلول به یکی از واجب‌ها، نه [[واجب]] دیگر، با اینکه هیچ امتیاز و رجحانی علی‌الفرض میان آنها نیست، ترجح [[بلا]] مرجح است. این نیز محال است؛ زیرا فرض این است که چیزی که امکان وجود یافته و شرایط وجودش محقق شده است، یکی بیش نیست و اگر فرض کنیم امکان وجودهای متعدد در کار است، درباره هر یک از آنها این اشکال وجود دارد؛ یعنی هر واحد از آن متعددها باید متعدد شود و هر یک از این متعددها نیز باید متعدد شود، تا بی‌نهایت و هرگز به واحدهایی که متعدد نشوند، منتهی نگردد. نتیجه اینکه هیچ چیز وجود پیدا نکند، و [[جهان]] نیست و نابود شود<ref>مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۱۵۵ - ۱۵۳؛ صدرالمتألهین شیرازی، فی المبدأ و المعاد، ص۱۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۶۳-۶۴.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش