←معنای ولایت از دیدگاه علامه
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
* [[رسول خدا]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "هر که خوشحال میشود ([[دوست]] دارد) که [[خدا]] را در حال [[ایمان]] و [[پاک]] [[دیدار]] کند و [[وحشت]] بسیار بزرگ [[قیامت]] او را [[اندوهگین]] نسازد، باید [[رهبری]] و ولایت و مقتدایی تو و دو فرزندت [[حسن]] و [[حسین]] و [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی]] و [[جعفر بن محمد]] و [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و [[محمد]] و [[علی]] و [[حسن]] و نهایتاً [[مهدی]] را که خاتم آنان است از [[جان]] و [[دل]] بپذیرد"<ref>شیخ طوسی، الغیبة، ص۱۳۶؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۱، ص۲۹۳.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۰- ۱۶۳.</ref>. | * [[رسول خدا]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: "هر که خوشحال میشود ([[دوست]] دارد) که [[خدا]] را در حال [[ایمان]] و [[پاک]] [[دیدار]] کند و [[وحشت]] بسیار بزرگ [[قیامت]] او را [[اندوهگین]] نسازد، باید [[رهبری]] و ولایت و مقتدایی تو و دو فرزندت [[حسن]] و [[حسین]] و [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی]] و [[جعفر بن محمد]] و [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و [[محمد]] و [[علی]] و [[حسن]] و نهایتاً [[مهدی]] را که خاتم آنان است از [[جان]] و [[دل]] بپذیرد"<ref>شیخ طوسی، الغیبة، ص۱۳۶؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۱، ص۲۹۳.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۰- ۱۶۳.</ref>. | ||
==معنای [[ولایت]] از دیدگاه [[علامه]]== | ==معنای [[ولایت]] از دیدگاه [[علامه طباطبائی]]== | ||
*[[ولایت]] در لغت یعنی بینِ دو چیز چنان قُرب و مؤالفت صورت پذیرد که چیزی خارج از وجود آنان در میان نباشد <ref>راغب اصفهانی، المفردات، ج۳، ص۴۸۹.</ref>. از این رو، این واژه با هیئتهای مختلف (به [[فتح]] و کسر) در معانی "[[حب]] و [[دوستی]]"، "[[نصرت]] و [[یاری]]"، "[[متابعت]] و [[پیروی]]" و "[[سرپرستی]]" به کار رفته است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، المجلّد الخامس عشر، ص۲۸۱.</ref>. "[[ولیّ]]" به معنای واقع شدن چیزی پشت سر چیز دیگر میآید؛ به گونهای که [[بیگانه]] بین آن دو، واسطه و فاصله نباشد و نوعی رابطه نیز بین آن دو برقرار باشد که بر دو قسم است: | *[[ولایت]] در لغت یعنی بینِ دو چیز چنان قُرب و مؤالفت صورت پذیرد که چیزی خارج از وجود آنان در میان نباشد <ref>راغب اصفهانی، المفردات، ج۳، ص۴۸۹.</ref>. از این رو، این واژه با هیئتهای مختلف (به [[فتح]] و کسر) در معانی "[[حب]] و [[دوستی]]"، "[[نصرت]] و [[یاری]]"، "[[متابعت]] و [[پیروی]]" و "[[سرپرستی]]" به کار رفته است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، المجلّد الخامس عشر، ص۲۸۱.</ref>. "[[ولیّ]]" به معنای واقع شدن چیزی پشت سر چیز دیگر میآید؛ به گونهای که [[بیگانه]] بین آن دو، واسطه و فاصله نباشد و نوعی رابطه نیز بین آن دو برقرار باشد که بر دو قسم است: | ||
*گاهی رابطهای دو سویه است که یک چیز با دیگری همان رابطه را دارد که دیگری با او دارد؛ همانند رابطه [[اخوت]] که اگر "[[زید]]" برادرِ "بکر" است، "بکر" نیز [[برادر]] "[[زید]]" است. (رابطه اضافه متوافقة الطّرفین، زیرا دوطرف این رابطه همسانند) و گاهی این رابطه یکطرفه است و رابطهای که یک طرف با دیگری دارد، غیر ار رابطه طرف مقابل با اوست. (رابطه اضافه مختلفالطّرفین، زیرا طرفین آن مختلفند) به رابطهای که تأثیر و تأثر در آن یکجانبه است، رابطه "[[سرپرستی]] و [[رهبری]]" میگویند. "[[وَلایت]]" (به فتِح واو) به همین معنا میآید. [[وِلایت]] (به کسر واو) که به معنای رابطه "[[دوستی]] و [[محبت]]" است نوع اوّل رابطه را شامل میشود<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۳۶-۳۷؛ عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۱، ص۲۲۴.</ref>. | *گاهی رابطهای دو سویه است که یک چیز با دیگری همان رابطه را دارد که دیگری با او دارد؛ همانند رابطه [[اخوت]] که اگر "[[زید]]" برادرِ "بکر" است، "بکر" نیز [[برادر]] "[[زید]]" است. (رابطه اضافه متوافقة الطّرفین، زیرا دوطرف این رابطه همسانند) و گاهی این رابطه یکطرفه است و رابطهای که یک طرف با دیگری دارد، غیر ار رابطه طرف مقابل با اوست. (رابطه اضافه مختلفالطّرفین، زیرا طرفین آن مختلفند) به رابطهای که تأثیر و تأثر در آن یکجانبه است، رابطه "[[سرپرستی]] و [[رهبری]]" میگویند. "[[وَلایت]]" (به فتِح واو) به همین معنا میآید. [[وِلایت]] (به کسر واو) که به معنای رابطه "[[دوستی]] و [[محبت]]" است نوع اوّل رابطه را شامل میشود<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۳۶-۳۷؛ عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۱، ص۲۲۴.</ref>. | ||