←معنای ولایت از دیدگاه علامه طباطبائی
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
*همچنین [[علامه طباطبائی]] کلمۀ [[ولایت]] را در رسالة الولایة و در [[المیزان]] به معنای قُرب [[انسان]] سالِک به وجود [[مقدس]] [[خداوند سبحان]] [[تفسیر]] کرده و گفتهاند: {{عربی|الولاية هي الكمال الأخير الحقيقی للإنسان؛ و إنها الغرض الاخير من تشريع الشريعة الحقة الإلهية}}<ref>محمدحسین طباطبائی، مجموعه رسائل (رسالة الولایه)، ص۴۸ به بعد.</ref>. | *همچنین [[علامه طباطبائی]] کلمۀ [[ولایت]] را در رسالة الولایة و در [[المیزان]] به معنای قُرب [[انسان]] سالِک به وجود [[مقدس]] [[خداوند سبحان]] [[تفسیر]] کرده و گفتهاند: {{عربی|الولاية هي الكمال الأخير الحقيقی للإنسان؛ و إنها الغرض الاخير من تشريع الشريعة الحقة الإلهية}}<ref>محمدحسین طباطبائی، مجموعه رسائل (رسالة الولایه)، ص۴۸ به بعد.</ref>. | ||
*با توجه به بیانات ایشان، اگر [[انسان]]، راههایی را که [[خداوند متعال]] برای [[هدایت]] بشری توسط [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} معیّن کرده خود است، [[طی]] نماید، میتواند به [[خدا]] نزدیک شده و بر اثر این قُرب هم خود "ولیّالله" گردد و هم [[خداوند]] "ولیِّ" او گردد که همان [[ولایت تکوینی]] است و مفصّل بحث خواهد شد. | *با توجه به بیانات ایشان، اگر [[انسان]]، راههایی را که [[خداوند متعال]] برای [[هدایت]] بشری توسط [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} معیّن کرده خود است، [[طی]] نماید، میتواند به [[خدا]] نزدیک شده و بر اثر این قُرب هم خود "ولیّالله" گردد و هم [[خداوند]] "ولیِّ" او گردد که همان [[ولایت تکوینی]] است و مفصّل بحث خواهد شد. | ||
*از آنجایی که مشتقات واژه [[ولایت]] در [[قرآن کریم]] ۲۳۳ بار آمده است<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاءالدّین خرّمشاهی، ج۲، ص۲۳۲۲.</ref> و مهمترین اثر [[علامه]] نیز | *از آنجایی که مشتقات واژه [[ولایت]] در [[قرآن کریم]] ۲۳۳ بار آمده است<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاءالدّین خرّمشاهی، ج۲، ص۲۳۲۲.</ref> و مهمترین اثر [[علامه]] نیز کتاب [[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|المیزان فی تفسیر القرآن]] است، لذا دیدگاه ایشان درباره معنای [[ولایت]] را در خلال [[تفسیر آیات قرآن]] [[کریم]] بررسی میکنیم. | ||
*نکته قابل [[تذکر]] این است که بنا بر معنای لغوی [[ولایت]]، اگر [[انسان]] "ولیِّ" [[خدا]] شد، [[خدا]] نیز باید "ولیِّ" او باشد، چنانکه اگر [[خدا]] "ولیِّ" کسی بود، او هم "ولیِّ" [[خدا]] خواهد بود، چون اضافۀ متوافقةالطرفین چنین اقتضا دارد. در حالی که چنین نیست، زیرا قربِ مطرح در [[قرآن]]، [[قربی]] خاص است که شاید از یک طرف باشد، ولی از طرف دیگر حاصل نباشد، به این بیان که هرچند [[خداوند]] بنا بر سیطرۀ ولایی مطلقهاش بر [[آدم]] و عالَم، به [[کافر]] و [[مؤمن]] بهطور یکسان نزدیک است{{متن قرآن|وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref> «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref> و نزدیک بودنش به [[بندگان]]، مقتضای [[مالکیت]] مطلقه [[الهی]] و [[عبودیت]] عباد است<ref>المیزان، ج۲، ص۳۲.</ref>، قُرب در صورتی حاصل خواهد شد که [[انسان]] به [[دین راستین الهی]] [[ایمان]] بیاورد و [[اعمال زشت]] را ترک کرده و کردارهای [[شایسته]] را انجام دهد، تا در اثر [[عبادت]] و [[تقوا]] به [[قرب الهی]] برسد و [[شایسته]] [[تولّی]] [[ربوبی]] شود. در غیر این صورت انسانهای [[کافر]] نه تنها به [[خدا]] نزدیک نیستند، بلکه از او بسیار دورند. | *نکته قابل [[تذکر]] این است که بنا بر معنای لغوی [[ولایت]]، اگر [[انسان]] "ولیِّ" [[خدا]] شد، [[خدا]] نیز باید "ولیِّ" او باشد، چنانکه اگر [[خدا]] "ولیِّ" کسی بود، او هم "ولیِّ" [[خدا]] خواهد بود، چون اضافۀ متوافقةالطرفین چنین اقتضا دارد. در حالی که چنین نیست، زیرا قربِ مطرح در [[قرآن]]، [[قربی]] خاص است که شاید از یک طرف باشد، ولی از طرف دیگر حاصل نباشد، به این بیان که هرچند [[خداوند]] بنا بر سیطرۀ ولایی مطلقهاش بر [[آدم]] و عالَم، به [[کافر]] و [[مؤمن]] بهطور یکسان نزدیک است{{متن قرآن|وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref> «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref> و نزدیک بودنش به [[بندگان]]، مقتضای [[مالکیت]] مطلقه [[الهی]] و [[عبودیت]] عباد است<ref>المیزان، ج۲، ص۳۲.</ref>، قُرب در صورتی حاصل خواهد شد که [[انسان]] به [[دین راستین الهی]] [[ایمان]] بیاورد و [[اعمال زشت]] را ترک کرده و کردارهای [[شایسته]] را انجام دهد، تا در اثر [[عبادت]] و [[تقوا]] به [[قرب الهی]] برسد و [[شایسته]] [[تولّی]] [[ربوبی]] شود. در غیر این صورت انسانهای [[کافر]] نه تنها به [[خدا]] نزدیک نیستند، بلکه از او بسیار دورند. | ||
*[[ولایت]] را میتوان از جهات گوناگون به انواع و اقسامی تقسیم کرد؛ مثلاً [[ولایت]] از جهتی به [[ولایت]] [[ارث]] و [[نصرت]] و [[أمن]]، و از جهتی به [[ولایت]] رحمانی و [[شیطانی]] و از جهتی دیگر به ذاتی و جعلی منقسم میگردد <ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۳۱-۱۳۵.</ref>. | *[[ولایت]] را میتوان از جهات گوناگون به انواع و اقسامی تقسیم کرد؛ مثلاً [[ولایت]] از جهتی به [[ولایت]] [[ارث]] و [[نصرت]] و [[أمن]]، و از جهتی به [[ولایت]] رحمانی و [[شیطانی]] و از جهتی دیگر به ذاتی و جعلی منقسم میگردد <ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۳۱-۱۳۵.</ref>. | ||