←رابطه توحید با حکومت دینی
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==رابطه [[توحید]] با حکومت دینی== | ==رابطه [[توحید]] با [[حکومت دینی]]== | ||
* | * [[توحید]]، به معنای یگانه دانستن [[خداوند]]، دارای مراتبی است که مهمترین مراتب آن شامل [[توحید ذاتی]]، صفاتی و افعالی است. آنچه که در این [[تحقیق]] به مناسبت موضوع آن مورد توجه قرار گرفته است، [[توحید افعالی]] میباشد که به معنای فاعلیت تام و مستقل [[خداوند]] در اثر گذاری بر عالم است. | ||
*توحید | * [[توحید افعالی]]، با توجه به اقسام کلی [[افعال خداوند]]، به شاخههای مختلف تقسیم میگردد که مهمترین آن، [[توحید در ربوبیت]] است. [[ربوبیت]] نیز دارای [[شؤون]] و مراتب مختلفی است که مهمترین آن، [[توحید در تشریع]] و [[توحید در ولایت]] و [[حاکمیت]] و [[توحید در اطاعت]] است. | ||
*ربوبیت تشریعی که همان توحید در تشریع است، مربوط به افعال اختیاری و اراده انسان | * [[ربوبیت تشریعی]] که همان [[توحید در تشریع]] است، مربوط به [[افعال]] اختیاری و [[اراده انسان]] میشود به این معنا که تنها [[خداوند]] است که [[حق]] قانونگذاری برای [[انسانها]] را دارد؛ چون تنها اوست که به [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی [[انسانها]] احاطه و [[آگاهی]] کامل دارد. | ||
*قسم دیگر توحید | *قسم دیگر [[توحید افعالی]]، [[توحید در ولایت]] و [[حاکمیت]] است که به دو بخش [[تکوینی]] و [[تشریعی]] تقسیم میگردد. با توجه به معنای [[ولایت]]، که [[سرپرستی]] و [[حق سرپرستی]] است. [[توحید در ولایت]]؛ یعنی [[خداوند]] [[حق سرپرستی]] بر تمام موجودات و مخلوقات خود را دارد و اگر این [[سرپرستی]] که با [[تصرف]] او همراه است در [[طبیعت]] و با اسباب غیر عادی باشد [[ولایت تکوینی]] است که به [[ربوبیت تکوینی]] باز میگردد و اگر [[تصرف]] و تأثیرگذاری [[خداوند]] بر [[افعال]] و [[رفتار]] [[انسانها]] باشد [[ولایت تشریعی]] است. بنابراین [[ولایت تشریعی]] [[خداوند]]؛ یعنی [[تصرف]] در [[افعال]] [[انسانها]] توسط کسی است که [[حق]] این [[تصرف]] را داراست که البته تحقق این [[حق]] با [[پذیرش ولایت]] او توسط [[مردم]] و [[متابعت]] از [[خداوند]] امکانپذیر است که با [[توحید در اطاعت]] قابل [[اثبات]] است. بعد از [[تبیین]] [[ربوبیت]] [[تشریع]] و [[ولایت تشریعی]] و [[توحید در اطاعت]]، نوبت به [[ارتباط]] آنها با [[حکومت دینی]] میرسد که روشن گردید بین [[توحید در ربوبیت]] و [[حکومت دینی]] ملازمه است. | ||
*زیرا ربوبیت تشریع همان جعل و وضع قانون است و ولایت تشریعی همان اجرای قانون الهی در زندگی | *زیرا [[ربوبیت]] [[تشریع]] همان [[جعل]] و وضع [[قانون]] است و [[ولایت تشریعی]] همان [[اجرای قانون]] [[الهی]] در [[زندگی]] انسانهاست و [[بهترین]] [[قانون]] بدون مجری [[شایسته]] و [[برترین]] مجری بدون [[قانون]] خوب، کار آمد نخواهد بود. | ||
*خداوند برای تحقق عینی ولایتخود، باید تشریع خود را به آگاهی مردم برساند و سپس در جامعه اجرا نماید. این کار باید توسط | * [[خداوند]] برای تحقق [[عینی]] ولایتخود، باید [[تشریع]] خود را به [[آگاهی]] [[مردم]] برساند و سپس در [[جامعه]] [[اجرا]] نماید. این کار باید توسط واسطهای میان [[خدا]] و [[مردم]] انجام شود، حال این واسطه چه کسی است، باید با [[اذن]] و معرفی خود [[خداوند]] باشد و [[خداوند]] این [[مسؤولیت]] را به عهده [[خلیفه]] خود قرار داده است. [[خلیفه الهی]] در [[درجه]] اول [[پیامبران]] هستند و در مرتبه بعد [[ائمه]] و سپس در [[زمان غیبت]] [[معصوم]] به عهده فقهای واجد شرایط میباشد؛ یعنی [[پیامبر]] از [[خداوند]] ماذون است تا [[تشریع الهی]] را برای [[مردم]] بیان کند و نیز اجازه دارد از طرف [[خداوند]] این [[قوانین]] را در [[جامعه]] پیاده کند و چون پیاده کردن [[قوانین]] [[خداوند]]، [[نیازمند]] ابزار مناسب آن است، [[خداوند]] شان [[حکومت]] و [[ولایت]] را به او داده تا با [[تشکیل حکومت]] و به دست گرفتن ابزار لازم، نسبت به [[اجرای قوانین]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[خداوند]] [[اقدام]] کند و چون [[اجرای تشریع الهی]] مربوط به تمام زمانهاست، بعد از او هم به مجری [[قانون]] که ماذون باشد نیاز است که این [[اذن]] با استفاده از [[آیات]] و [[روایات]] مستفیضه و متواتره، به [[ائمه]] منتقل شده و آنان نیز دارای شان [[مرجعیت دینی]] و [[زعامت]] سیاسی هستند و در [[زمان غیبت]] نیز این [[مناصب]] با استفاده از [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] به [[فقیه]] واجد شرایط انتقال مییابد. | ||
*سیره عملی پیامبران و [[ائمه]] نیز مؤید همین ادعاست؛ زیرا اکثر جهادها و مبارزات آنان برای تحقق همین معنا از توحید بوده است . | * [[سیره عملی]] [[پیامبران]] و [[ائمه]] نیز مؤید همین ادعاست؛ زیرا اکثر جهادها و [[مبارزات]] آنان برای تحقق همین معنا از [[توحید]] بوده است. | ||
*بنابراین، اعتقاد به تمام مراتب | *بنابراین، [[اعتقاد]] به تمام [[مراتب توحید]]، به خصوص [[ربوبیت]] و [[ولایت تشریعی]]، بدون [[اعتقاد]] به [[حکومت دینی]] امکانپذیر نیست و [[حکومت دینی]] هم یعنی اجرای [[تشریع]] [[خداوند]] در [[جامعه]] توسط کسی که ماذون از طرف خداست. | ||
*بنابراین، دیدگاههای دیگر که این معنا را بر نمیتابند و دین را از سیاست جدا میدانند و اینکه حاکم چه کسی باشد یا چه قوانینی را اجرا کند را به رای و قرار داد مردم میدانند، مردود است<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref> | *بنابراین، دیدگاههای دیگر که این معنا را بر نمیتابند و [[دین]] را از [[سیاست]] جدا میدانند و اینکه [[حاکم]] چه کسی باشد یا چه قوانینی را [[اجرا]] کند را به رای و قرار داد [[مردم]] میدانند، مردود است<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref> | ||
==ملازمه میان [[توحید در ربوبیت]] و حکومت دینی == | ==ملازمه میان [[توحید در ربوبیت]] و حکومت دینی == | ||