غلو در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگ‌نامه' به 'سعیدیان‌فر و ایازی، [[فرهنگ‌نامه'
جز (جایگزینی متن - 'میفرماید' به 'می‌فرماید')
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگ‌نامه' به 'سعیدیان‌فر و ایازی، [[فرهنگ‌نامه')
خط ۲۶: خط ۲۶:
#[[خداوند]] این مسئله را مورد تأکید قرار می‌دهد که برای [[پیامبر]] سزاوار نیست که به شما [[دستور]] دهد که [[فرشتگان]] و [[پیامبران]] را، پروردگارِ خود [[انتخاب]] کنید {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} آیا پس از آن‌که شما [[مسلمان]] شدید، به شما [[دستور]] [[کفر]] ورزیدن می‌دهد {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} غیرخدا را [[پروردگار]] خویش قرار ندهید که [[کفر]] است. و از این [[آیه]] میآموزیم که [[رهبران]] [[دینی]]، [[مسلمانان]] را با [[غلو]] به غیرخدا و [[کفر]] نباید [[دعوت]] کنند بلکه به [[توحید]] فراخوانند فرشته‌پرستی و پیامبرپرستی [[ممنوع]] است {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} این جمله از یک‌سو پاسخی است به [[مشرکان]] [[عرب]] که [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند و نوعی [[ربوبیت]] برای آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] معرفی می‌کردند و از سوی دیگر پاسخی است به صابئان که خود را پیرو [[یحیی]]{{ع}} می‌دانستند ولی [[مقام فرشتگان]] را تا سر حد [[پرستش]] بالا می‌بردند. و نیز پاسخی است به [[یهود]] و [[نصارا]] که [[عزیز]] یا [[مسیح]]{{ع}} را [[فرزند خدا]] معرفی می‌کردند. و در پایان [[آیه]] برای تأکید بیشتر می‌افزاید: “آیا شما را به [[کفر]] [[دعوت]] می‌کند پس از آن‌که ([[تسلیم]] [[فرمان]] [[حق]] گشته و) [[مسلمان]] شدید” {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}. یعنی، چگونه ممکن است [[پیامبری]] پیدا شود و نخست [[مردم]] را به [[ایمان]] و [[توحید]] [[دعوت]] کند سپس راه [[شرک]] را به آنها نشان دهد! [[آیه]] ضمناً اشاره سر بسته‌ای به [[معصوم]] بودن [[پیامبران]] و عدم [[انحراف]] آنها از مسیر [[فرمان خدا]] می‌کند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>.
#[[خداوند]] این مسئله را مورد تأکید قرار می‌دهد که برای [[پیامبر]] سزاوار نیست که به شما [[دستور]] دهد که [[فرشتگان]] و [[پیامبران]] را، پروردگارِ خود [[انتخاب]] کنید {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} آیا پس از آن‌که شما [[مسلمان]] شدید، به شما [[دستور]] [[کفر]] ورزیدن می‌دهد {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} غیرخدا را [[پروردگار]] خویش قرار ندهید که [[کفر]] است. و از این [[آیه]] میآموزیم که [[رهبران]] [[دینی]]، [[مسلمانان]] را با [[غلو]] به غیرخدا و [[کفر]] نباید [[دعوت]] کنند بلکه به [[توحید]] فراخوانند فرشته‌پرستی و پیامبرپرستی [[ممنوع]] است {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} این جمله از یک‌سو پاسخی است به [[مشرکان]] [[عرب]] که [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند و نوعی [[ربوبیت]] برای آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] معرفی می‌کردند و از سوی دیگر پاسخی است به صابئان که خود را پیرو [[یحیی]]{{ع}} می‌دانستند ولی [[مقام فرشتگان]] را تا سر حد [[پرستش]] بالا می‌بردند. و نیز پاسخی است به [[یهود]] و [[نصارا]] که [[عزیز]] یا [[مسیح]]{{ع}} را [[فرزند خدا]] معرفی می‌کردند. و در پایان [[آیه]] برای تأکید بیشتر می‌افزاید: “آیا شما را به [[کفر]] [[دعوت]] می‌کند پس از آن‌که ([[تسلیم]] [[فرمان]] [[حق]] گشته و) [[مسلمان]] شدید” {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}. یعنی، چگونه ممکن است [[پیامبری]] پیدا شود و نخست [[مردم]] را به [[ایمان]] و [[توحید]] [[دعوت]] کند سپس راه [[شرک]] را به آنها نشان دهد! [[آیه]] ضمناً اشاره سر بسته‌ای به [[معصوم]] بودن [[پیامبران]] و عدم [[انحراف]] آنها از مسیر [[فرمان خدا]] می‌کند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>.
#[[خداوند]] در برابر [[غالیان]] مطرح می‌کند که شما چگونه [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[عیسی]] از طریق [[فرزند خدا]] بودن [[معتقد]] هستید در حالی که “نه [[مسیح]] استنکاف از [[عبودیت]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] داشت {{متن قرآن|لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ}} و نه [[فرشتگان مقرب]] [[پروردگار]] استنکاف دارند {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد: این جمله احتجاجی دیگر بر [[فرزند]] نداشتن [[خدای تعالی]] و در نتیجه بر [[معبود]] نبودن [[مسیح]]{{ع}} به قول مطلق است، چه اینکه آن جناب برای [[خدا]] [[فرزندی]] فرض بشود و چه اینکه سومی از سه [[خدا]] دانسته شود، زیرا [[مسیح]] [[بنده]] [[خدا]] بود و ابداً از [[بندگی خدا]] عار و استنکاف نداشت و این مطلبی است که [[مسیحیان]] نیز آن را منکر نیستند، انجیل‌هایی هم که به عنوان [[کتاب مقدس]] در دست ایشان است آن را [[انکار]] ندارد، بلکه صریح است در اینکه [[عیسی]] [[خدا]] را [[بندگی]] می‌کرد و برای [[خدا]] [[نماز]] می‌خواند و اگر خود او [[خدا]] بود دیگر معنا نداشت که خدای کوچک یا به عبارت دیگر خدای پسر برای کسی [[عبادت]] کند، چون در این صورت او نیز از سنخ [[خدا]] و [[معبود]] [[خلق]] بود و معنا ندارد کسی خودش را بپرستد و [[عبادت]] کند و یا یکی از دو خدای دیگر را بپرستد، چون بنا بر اقنوم‌های سه‌گانه وجود [[عیسی]] منطبق بر آن [[خدایان]] دیگر هست {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} این جمله گفتار را تعمیم داده، شامل [[ملائکه]] نیز می‌کند، چون [[حجت]] مذکور عیناً در [[ملائکه]] نیز جریان دارد، در نتیجه برهانی می‌شود علیه کسانی چون [[مشرکین]] [[عرب]] که می‌گفتند: [[ملائکه]] [[دختران]] خدایند {{متن قرآن|وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا...}} این جمله حال است از [[مسیح]] و [[ملائکه]] و در عین حال کار تعلیل را هم می‌کند و چنین معنایی به [[کلام]] می‌دهد که: چگونه ممکن است [[مسیح]] و [[ملائکه]] [[مقرب]] [[خدا]] از [[عبادت خدا]] استنکاف کنند در حالی که کسانی که از [[عبادت]] او استنکاف و [[استکبار]] می‌کنند، همه به زودی در پیشگاه او [[محشور]] می‌شوند و او طبق اعمالی که کرده‌اند جزایشان می‌دهد و [[مسیح]] و [[ملائکه]] این معنا را می‌دانند و به آن [[ایمان]] دارند و از [[خدای تعالی]] و از چنان روزی پروا می‌کنند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۴۷.</ref>.
#[[خداوند]] در برابر [[غالیان]] مطرح می‌کند که شما چگونه [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[عیسی]] از طریق [[فرزند خدا]] بودن [[معتقد]] هستید در حالی که “نه [[مسیح]] استنکاف از [[عبودیت]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] داشت {{متن قرآن|لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ}} و نه [[فرشتگان مقرب]] [[پروردگار]] استنکاف دارند {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد: این جمله احتجاجی دیگر بر [[فرزند]] نداشتن [[خدای تعالی]] و در نتیجه بر [[معبود]] نبودن [[مسیح]]{{ع}} به قول مطلق است، چه اینکه آن جناب برای [[خدا]] [[فرزندی]] فرض بشود و چه اینکه سومی از سه [[خدا]] دانسته شود، زیرا [[مسیح]] [[بنده]] [[خدا]] بود و ابداً از [[بندگی خدا]] عار و استنکاف نداشت و این مطلبی است که [[مسیحیان]] نیز آن را منکر نیستند، انجیل‌هایی هم که به عنوان [[کتاب مقدس]] در دست ایشان است آن را [[انکار]] ندارد، بلکه صریح است در اینکه [[عیسی]] [[خدا]] را [[بندگی]] می‌کرد و برای [[خدا]] [[نماز]] می‌خواند و اگر خود او [[خدا]] بود دیگر معنا نداشت که خدای کوچک یا به عبارت دیگر خدای پسر برای کسی [[عبادت]] کند، چون در این صورت او نیز از سنخ [[خدا]] و [[معبود]] [[خلق]] بود و معنا ندارد کسی خودش را بپرستد و [[عبادت]] کند و یا یکی از دو خدای دیگر را بپرستد، چون بنا بر اقنوم‌های سه‌گانه وجود [[عیسی]] منطبق بر آن [[خدایان]] دیگر هست {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} این جمله گفتار را تعمیم داده، شامل [[ملائکه]] نیز می‌کند، چون [[حجت]] مذکور عیناً در [[ملائکه]] نیز جریان دارد، در نتیجه برهانی می‌شود علیه کسانی چون [[مشرکین]] [[عرب]] که می‌گفتند: [[ملائکه]] [[دختران]] خدایند {{متن قرآن|وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا...}} این جمله حال است از [[مسیح]] و [[ملائکه]] و در عین حال کار تعلیل را هم می‌کند و چنین معنایی به [[کلام]] می‌دهد که: چگونه ممکن است [[مسیح]] و [[ملائکه]] [[مقرب]] [[خدا]] از [[عبادت خدا]] استنکاف کنند در حالی که کسانی که از [[عبادت]] او استنکاف و [[استکبار]] می‌کنند، همه به زودی در پیشگاه او [[محشور]] می‌شوند و او طبق اعمالی که کرده‌اند جزایشان می‌دهد و [[مسیح]] و [[ملائکه]] این معنا را می‌دانند و به آن [[ایمان]] دارند و از [[خدای تعالی]] و از چنان روزی پروا می‌کنند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۴۷.</ref>.
#[[کفر]] [[غالیان]] که [[الوهیت]] [[عیسی]] را مطرح میکنند {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}} و گفتار [[یهودیان]] که اعلام کردند عُزیر پسر خدااست {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ}} و [[مسیحیان]] که گفتند [[مسیح]] پسرخدا است {{متن قرآن|وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ}} شبیه سخن و [[اعتقاد]] [[کافران]] قبل از خودشان است {{متن قرآن|ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۳۹.</ref>.
#[[کفر]] [[غالیان]] که [[الوهیت]] [[عیسی]] را مطرح میکنند {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}} و گفتار [[یهودیان]] که اعلام کردند عُزیر پسر خدااست {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ}} و [[مسیحیان]] که گفتند [[مسیح]] پسرخدا است {{متن قرآن|وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ}} شبیه سخن و [[اعتقاد]] [[کافران]] قبل از خودشان است {{متن قرآن|ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۳۹.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==


==منابع==
==منابع==
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{یادآوری پانویس}}
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش