دین الهی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگ‌نامه' به 'سعیدیان‌فر و ایازی، [[فرهنگ‌نامه')
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
در باره [[جایگاه]] دین از سه منظر مختلف می‌توان سخن گفت:
در باره [[جایگاه]] دین از سه منظر مختلف می‌توان سخن گفت:
#کسانی که با دین از این جهت که [[محدودیت]] آور و [[مانع]] لابالی گری آنها می‌شود، مخالف هستند و دین را به عنوان مزاحم [[حیات]] حیوانی و [[شیطانی]] خود [[تفسیر]] کرده‌اند.
#کسانی که با دین از این جهت که [[محدودیت]] آور و [[مانع]] لابالی گری آنها می‌شود، مخالف هستند و دین را به عنوان مزاحم [[حیات]] حیوانی و [[شیطانی]] خود [[تفسیر]] کرده‌اند.
#کسانی به این [[دلیل]] که دین [[وسیله]] و ابزار [[قدرت]] شده و از آن سوء استفاده‌های بسیار می‌شود، ترجیح می‌دهند که سخن از دین و [[ایمان]] را به کنار نهند.
#کسانی به این [[دلیل]] که دین وسیله و ابزار [[قدرت]] شده و از آن سوء استفاده‌های بسیار می‌شود، ترجیح می‌دهند که سخن از دین و [[ایمان]] را به کنار نهند.
#کسانی سخن از [[بی‌نیازی]] دین و [[ایمان]] کردند. می‌گفتند، با وجود [[عقل]] و [[علم]]، دیگر چه نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] است. [[بشریت]] با تجربه‌ای که کسب کرده، بدون دین هم می‌تواند [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[عدالت]] خود را به دست آورد. آنچه مایه [[سعادت]] و [[خوشبختی]] است، [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] آن است.[[ایمان]] در [[بهترین]] حالت، به نادیده گرفتن [[رنج‌ها]] و [[سختی‌ها]] مبدل شده است، نه تحرک بخشیدن و برانگیختن برای فائق آمدن بر [[مشکلات]] و کسب [[زندگی]] دیگر. در صورتی که [[قرآن]] به هر سه سئوال پاسخ می‌دهد: هم از دین صحیح سخن می‌گوید و هم از [[دینی]] که ابزار دست [[قدرت]] و [[ثروت]] که بتوانند [[قدرت]] و [[ثروت]] خود را [[حفظ]] کنند. [[قرآن کریم]] این [[نگرانی]] سوء استفاده از دین را نشان داده، هشدار می‌دهد و از اینکه کسانی مانند فرعون‌ها در [[مبارزه]] با [[پیامبران]] از خطر [[بی‌دینی]] [[سخن]] می‌گویند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> چون [[فرعون]] کسی است که ادعای خدایی می‌کند، [[مردم]] را زیر [[تسلط]] خود کشانده، و [[ستم‌ها]] به آنها روا داشته، باز ادعای [[حمایت]] از دین می‌کند. بی‌گمان [[شریعت]] در هر زمانی از سوی [[صاحبان قدرت]]، وسیله‌ای برای سختگیری، برخورد و [[تکفیر]] و توجیه و پوشش دادن برای بسیاری از [[گناهان]] بزرگ و سنگین، همچون [[بی‌عدالتی]]، تحکیم [[قدرت]]، ضایع کردن [[حقوق]]، [[افشاگری]] و غوغاگری و توجیه [[استبداد]] و رانت‌خواری می‌شود. البته [[مردم]] دین می‌خواهند؛ اما دین باید دلپسند و دلربا باشد. [[دینی]] که نیازهای [[معنوی]] و [[اخلاقی]] آنان را پاسخگو باشد. [[نیاز]] [[مردم]] به دین برای این است که از بدی‌های آنان بکاهد و [[خوبی‌ها]] را رواج دهد. به [[مردم]] [[امنیت]]، [[عدالت]] و [[معنویت]] بدهد، در هر کاری [[بیهوده]] دخالت نکند و [[زندگی]] خصوصی آنان را برملا نکند. اگر ببینند دین به جای این فواید، به صورت و کارهای ظاهری بها می‌دهد، [[غلو]] و [[خرافات]] را [[ترویج]] می‌کند، از چنین [[دینی]] [[تبری]] می‌جویند. در یک جمله می‌توان گفت [[قرآن]] در معرفی دین، هم [[معرفت]] زا و هم کارکردگرا است. لذا در این مدخل مباحث گوناگونی در [[ارتباط]] میان دین با [[پیامبر]] مطرح است، مانند چیستی دین، [[فلسفه]] و کارکرد دین، روش ارجاع به دین، معیارهای دین و اصول و مبانی دین و [[دلایل]] تأکید بر [[خلوص]] دین [[نبوی]].
#کسانی سخن از [[بی‌نیازی]] دین و [[ایمان]] کردند. می‌گفتند، با وجود [[عقل]] و [[علم]]، دیگر چه نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] است. [[بشریت]] با تجربه‌ای که کسب کرده، بدون دین هم می‌تواند [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[عدالت]] خود را به دست آورد. آنچه مایه [[سعادت]] و [[خوشبختی]] است، [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] آن است.[[ایمان]] در [[بهترین]] حالت، به نادیده گرفتن [[رنج‌ها]] و [[سختی‌ها]] مبدل شده است، نه تحرک بخشیدن و برانگیختن برای فائق آمدن بر [[مشکلات]] و کسب [[زندگی]] دیگر. در صورتی که [[قرآن]] به هر سه سئوال پاسخ می‌دهد: هم از دین صحیح سخن می‌گوید و هم از [[دینی]] که ابزار دست [[قدرت]] و [[ثروت]] که بتوانند [[قدرت]] و [[ثروت]] خود را [[حفظ]] کنند. [[قرآن کریم]] این [[نگرانی]] سوء استفاده از دین را نشان داده، هشدار می‌دهد و از اینکه کسانی مانند فرعون‌ها در [[مبارزه]] با [[پیامبران]] از خطر [[بی‌دینی]] [[سخن]] می‌گویند، هشدار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> چون [[فرعون]] کسی است که ادعای خدایی می‌کند، [[مردم]] را زیر [[تسلط]] خود کشانده، و [[ستم‌ها]] به آنها روا داشته، باز ادعای [[حمایت]] از دین می‌کند. بی‌گمان [[شریعت]] در هر زمانی از سوی [[صاحبان قدرت]]، وسیله‌ای برای سختگیری، برخورد و [[تکفیر]] و توجیه و پوشش دادن برای بسیاری از [[گناهان]] بزرگ و سنگین، همچون [[بی‌عدالتی]]، تحکیم [[قدرت]]، ضایع کردن [[حقوق]]، [[افشاگری]] و غوغاگری و توجیه [[استبداد]] و رانت‌خواری می‌شود. البته [[مردم]] دین می‌خواهند؛ اما دین باید دلپسند و دلربا باشد. [[دینی]] که نیازهای [[معنوی]] و [[اخلاقی]] آنان را پاسخگو باشد. [[نیاز]] [[مردم]] به دین برای این است که از بدی‌های آنان بکاهد و [[خوبی‌ها]] را رواج دهد. به [[مردم]] [[امنیت]]، [[عدالت]] و [[معنویت]] بدهد، در هر کاری [[بیهوده]] دخالت نکند و [[زندگی]] خصوصی آنان را برملا نکند. اگر ببینند دین به جای این فواید، به صورت و کارهای ظاهری بها می‌دهد، [[غلو]] و [[خرافات]] را [[ترویج]] می‌کند، از چنین [[دینی]] [[تبری]] می‌جویند. در یک جمله می‌توان گفت [[قرآن]] در معرفی دین، هم [[معرفت]] زا و هم کارکردگرا است. لذا در این مدخل مباحث گوناگونی در [[ارتباط]] میان دین با [[پیامبر]] مطرح است، مانند چیستی دین، [[فلسفه]] و کارکرد دین، روش ارجاع به دین، معیارهای دین و اصول و مبانی دین و [[دلایل]] تأکید بر [[خلوص]] دین [[نبوی]].


خط ۱۷۴: خط ۱۷۴:


'''نکات''': یکی از خطرناکترین برخوردها با دین، این است که دین را برای مقاصد دیگر به جز [[معنویت]] و [[اخلاق]] بخواهیم؛ زیرا از نظر [[قرآن]] هم بازی با دین ممنوع است و هم سوء استفاده از دین، و هم استفاده ابزاری از دین خطرناک. [[قرآن کریم]] از همه این جهات سخن می‌گوید:
'''نکات''': یکی از خطرناکترین برخوردها با دین، این است که دین را برای مقاصد دیگر به جز [[معنویت]] و [[اخلاق]] بخواهیم؛ زیرا از نظر [[قرآن]] هم بازی با دین ممنوع است و هم سوء استفاده از دین، و هم استفاده ابزاری از دین خطرناک. [[قرآن کریم]] از همه این جهات سخن می‌گوید:
# دین [[وسیله]] بازی و سرگرمی [[دنیایی]] شود {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>.
# دین وسیله بازی و سرگرمی [[دنیایی]] شود {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>.
# دین ابزار مقاصد مادی چون [[قدرت]] و [[ثروت]] شود: {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«(همان) کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد می‌بریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار می‌ورزیدند» سوره اعراف، آیه ۵۱.</ref>.
# دین ابزار مقاصد مادی چون [[قدرت]] و [[ثروت]] شود: {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«(همان) کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد می‌بریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار می‌ورزیدند» سوره اعراف، آیه ۵۱.</ref>.
# دین [[وسیله]] [[سرکوب]] [[مخالفان]] و استفاده ابزاری شود: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>. [[فرعون]] برای [[مبارزه]] با [[موسی]] می‌گوید: من می‌ترسم که او دین شما را از شما بگیرد.
# دین وسیله [[سرکوب]] [[مخالفان]] و استفاده ابزاری شود: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>. [[فرعون]] برای [[مبارزه]] با [[موسی]] می‌گوید: من می‌ترسم که او دین شما را از شما بگیرد.


===معیارهای [[دینی]]===
===معیارهای [[دینی]]===
خط ۲۰۸: خط ۲۰۸:


===فایده دین===
===فایده دین===
هرچند دین کارکردهای بسیاری دارد. اما فایده مهم دین، معنا بخشیدن به [[زندگی]] و جهت [[زندگی]] را مشخص کردن است. البته دین تا دین داریم، منظور از دین آن [[دینی]] است که [[معرفت]] بخش و جهت دهنده به [[زندگی]] و خردگرا است و نه [[خرد]] [[ستیز]] است»..دین منطقی، با دوام و قابل [[دفاع]] است که [[حق]] و معقول و مستدل و براساس [[برهان]] باشد. البته [[فیلسوفان]] دین، فایده معنا بخشیدن به [[زندگی]] را به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که با هر [[دینی]] تطابق می‌کند. چرا که بحث آنها ناظر به [[حقانیت]] و مطابقت با آن [[حقیقت]] اصلی نیست، درحالی که از نظر [[قرآن]] در آن [[تسلیم]] [[حق]] شدن باشد: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، به تعبیر دیگر دین [[قیم]] باشد و شخص دین برای خود دین بخواهد و نه دین را [[وسیله]] و ابزار برای مقاصد مادی و [[اقتدار]] بخواهد و به تعبیر دیگر [[اخلاص در دین]] باشد، در این صورت است که به [[پیامبر]] خود خطاب می‌کند: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید  بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. در این صورت از فواید مهم دین، این است که به [[زندگی]] [[انسان]] معنا و مفهوم می‌بخشد، [[زندگی]] [[آینده]] را از ابهام و سر در گمی بیرون می‌آورد؛ وعده‌های [[دینی]] [[زندگی]] را برای [[آدمی]] بهتر و امیدوارتر می‌کند. ممکن است شخصی [[احساس]] [[پوچی]]، بی‌هدفی و یا بی‌آرمانی بکند، ولی این دین است که به [[انسان‌ها]] [[هدف]] می‌دهد و مسیر [[زندگی]] آنها را مشخص می‌نماید. از آفات آن جلوگیری می‌کند تا به منجلاب نیافتد.
هرچند دین کارکردهای بسیاری دارد. اما فایده مهم دین، معنا بخشیدن به [[زندگی]] و جهت [[زندگی]] را مشخص کردن است. البته دین تا دین داریم، منظور از دین آن [[دینی]] است که [[معرفت]] بخش و جهت دهنده به [[زندگی]] و خردگرا است و نه [[خرد]] [[ستیز]] است»..دین منطقی، با دوام و قابل [[دفاع]] است که [[حق]] و معقول و مستدل و براساس [[برهان]] باشد. البته [[فیلسوفان]] دین، فایده معنا بخشیدن به [[زندگی]] را به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که با هر [[دینی]] تطابق می‌کند. چرا که بحث آنها ناظر به [[حقانیت]] و مطابقت با آن [[حقیقت]] اصلی نیست، درحالی که از نظر [[قرآن]] در آن [[تسلیم]] [[حق]] شدن باشد: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، به تعبیر دیگر دین [[قیم]] باشد و شخص دین برای خود دین بخواهد و نه دین را وسیله و ابزار برای مقاصد مادی و [[اقتدار]] بخواهد و به تعبیر دیگر [[اخلاص در دین]] باشد، در این صورت است که به [[پیامبر]] خود خطاب می‌کند: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید  بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. در این صورت از فواید مهم دین، این است که به [[زندگی]] [[انسان]] معنا و مفهوم می‌بخشد، [[زندگی]] [[آینده]] را از ابهام و سر در گمی بیرون می‌آورد؛ وعده‌های [[دینی]] [[زندگی]] را برای [[آدمی]] بهتر و امیدوارتر می‌کند. ممکن است شخصی [[احساس]] [[پوچی]]، بی‌هدفی و یا بی‌آرمانی بکند، ولی این دین است که به [[انسان‌ها]] [[هدف]] می‌دهد و مسیر [[زندگی]] آنها را مشخص می‌نماید. از آفات آن جلوگیری می‌کند تا به منجلاب نیافتد.
#{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید  بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>
#{{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید  بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش