امداد غیبی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
خط ۵۰: خط ۵۰:
===یاری با [[فرشتگان]]===
===یاری با [[فرشتگان]]===
*روشن‌ترین و مهم‌ترین مصداق کمک‌های ویژه [[الهی]] آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به [[یاری پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگ‌های صدر اسلام]] است. گرچه [[خدا]] در جنگ‌های فراوانی [[مسلمانان]] را [[یاری]] کرد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}<ref>  بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}} جای [[تفسیر]] آن به همه نیروهای [[پنهان]] هستی باشد؛ لکن مراد از {{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}} بی‌تردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر [[مفسران]]، [[یاری]] [[فرشتگان]] که در [[آیات]] آمده، مربوط به [[بدر]] و [[اُحُد]] است؛ لکن اگر [[آیات]] مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای [[احزاب]]، [[حنین]] و [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] را نیز در برمی‌گیرد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*روشن‌ترین و مهم‌ترین مصداق کمک‌های ویژه [[الهی]] آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به [[یاری پیامبر]] و [[مسلمانان]] در [[جنگ‌های صدر اسلام]] است. گرچه [[خدا]] در جنگ‌های فراوانی [[مسلمانان]] را [[یاری]] کرد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}<ref>  بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}} جای [[تفسیر]] آن به همه نیروهای [[پنهان]] هستی باشد؛ لکن مراد از {{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}} بی‌تردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر [[مفسران]]، [[یاری]] [[فرشتگان]] که در [[آیات]] آمده، مربوط به [[بدر]] و [[اُحُد]] است؛ لکن اگر [[آیات]] مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای [[احزاب]]، [[حنین]] و [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] را نیز در برمی‌گیرد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
* [[آیات]] ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آل‌عمران به [[نصرت]] [[سپاهیان]] [[اسلام]] در [[نبرد]] [[بدر]] به [[وسیله]] [[فرشتگان]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ  إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref>و بی‌گمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این [[آیات]] پس از شکستِ [[مسلمانان]] در [[اُحُد]] نازل شد. آنجا که [[دشمن]] [[مشرک]] خواست با تهاجمی دوباره اساس [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با [[نزول]] [[آیات]] فوق و ابتکار بی‌نظیر [[رسول اکرم]]{{صل}}«[[فرمان]] عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای [[پیکار]] با [[دشمن]] و حرکت از [[مدینه]]» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> [[مسلمانان]] [[روحیه]] و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده [[پیکار]] با [[مشرکان]] شدند. [[دشمنان]] نیز با [[مشاهده]] این حرکت به [[وحشت]] افتاده و به [[تصور]] اینکه لشکری تازه‌نفس از [[مدینه]] عازم [[جنگ]] شده وادار به عقب‌نشینی و بازگشت به [[شهر]] خود شدند<ref> نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. [[آیات]] [[سوره آل‌عمران]] اصل ماجرا را بیان کرده؛ لکن چگونگی و شرح فرود آمدن [[فرشتگان]] یاری‌بخش را [[آیات]] ۷ ـ ۱۵ [[سوره انفال]] عهده‌دار است. [[آیه]] نهم این [[سوره]] [[استغاثه]] به [[خداوند]] و [[اجابت]] آن را از سوی [[خدا]] به صورت [[امداد]] [[فرشتگان]] در [[جنگ بدر]] یادآور شده است: {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> این درگیری، اولین درگیری [[مسلمانان]] با [[کافران]] بود و به سبب عواملی مانند عدم [[توازن]] نیروها و چند برابر بودن [[دشمن]]، [[اصرار]] آنان بر [[نجات]]، اموالی که در کاروان [[ابوسفیان]] داشتند و کینه‌های عمیق آنان نسبت به [[پیامبر]] و [[اسلام]]، مرحله [[سختی]] پیش آمده بود، ازاین‌رو در [[آیه]] بالا لفظ «[[استغاثه]]» به‌کار رفته است. این واژه معمولا در جایی به‌کار می‌رود که خطرِ گرفتار شدن در چنگ [[دشمن]] [[احساس]] شود. [[پیامبر]] [[دست]] به [[دعا]] برداشت و گفت: خدایا اگر [[مسلمانان]] کشته شوند کسی که در [[زمین]] تو را [[بندگی]] کند نخواهد ماند <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.</ref>.
* [[آیات]] ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آل‌عمران به [[نصرت]] [[سپاهیان]] [[اسلام]] در [[نبرد]] [[بدر]] به وسیله [[فرشتگان]] تصریح کرده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ  إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref>و بی‌گمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این [[آیات]] پس از شکستِ [[مسلمانان]] در [[اُحُد]] نازل شد. آنجا که [[دشمن]] [[مشرک]] خواست با تهاجمی دوباره اساس [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با [[نزول]] [[آیات]] فوق و ابتکار بی‌نظیر [[رسول اکرم]]{{صل}}«[[فرمان]] عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای [[پیکار]] با [[دشمن]] و حرکت از [[مدینه]]» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> [[مسلمانان]] [[روحیه]] و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده [[پیکار]] با [[مشرکان]] شدند. [[دشمنان]] نیز با [[مشاهده]] این حرکت به [[وحشت]] افتاده و به [[تصور]] اینکه لشکری تازه‌نفس از [[مدینه]] عازم [[جنگ]] شده وادار به عقب‌نشینی و بازگشت به [[شهر]] خود شدند<ref> نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. [[آیات]] [[سوره آل‌عمران]] اصل ماجرا را بیان کرده؛ لکن چگونگی و شرح فرود آمدن [[فرشتگان]] یاری‌بخش را [[آیات]] ۷ ـ ۱۵ [[سوره انفال]] عهده‌دار است. [[آیه]] نهم این [[سوره]] [[استغاثه]] به [[خداوند]] و [[اجابت]] آن را از سوی [[خدا]] به صورت [[امداد]] [[فرشتگان]] در [[جنگ بدر]] یادآور شده است: {{متن قرآن|إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> این درگیری، اولین درگیری [[مسلمانان]] با [[کافران]] بود و به سبب عواملی مانند عدم [[توازن]] نیروها و چند برابر بودن [[دشمن]]، [[اصرار]] آنان بر [[نجات]]، اموالی که در کاروان [[ابوسفیان]] داشتند و کینه‌های عمیق آنان نسبت به [[پیامبر]] و [[اسلام]]، مرحله [[سختی]] پیش آمده بود، ازاین‌رو در [[آیه]] بالا لفظ «[[استغاثه]]» به‌کار رفته است. این واژه معمولا در جایی به‌کار می‌رود که خطرِ گرفتار شدن در چنگ [[دشمن]] [[احساس]] شود. [[پیامبر]] [[دست]] به [[دعا]] برداشت و گفت: خدایا اگر [[مسلمانان]] کشته شوند کسی که در [[زمین]] تو را [[بندگی]] کند نخواهد ماند <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.</ref>.
*در این هنگام [[خداوند]] دعای آن [[حضرت]] را [[مستجاب]] کرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ [[فرشته]] [[یاری]] می‌کنم؛ فرشتگانی که به [[وصف]] "مُرْدِف" از آنها یاد می‌کند. آنها فرشتگانی بودند که [[فرشتگان]] دیگر را در ردیف خویش سوار کرده بودند <ref>روح المعانی، مج‌۶، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref>. برای این [[وصف]] معانی دیگری نیز در [[تفاسیر]] آمده است: فرشته‌هایی که پی در پی به [[یاری]] [[مسلمانان]] شتافتند <ref>المیزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.</ref> یا فرشتگانی که [[فرمانده]] و فرمانبر بودند که [[فرماندهان]] را "مُرْدِف" و [[فرمانبرداران]] را "مُرْدَف" گویند. البته ظاهر لفظ "مردف" همان معنای نخست است که بسیاری از [[مفسران]]<ref> جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶، ص ۴۲۸.</ref> و نیز [[اهل]] لغت آورده‌اند <ref>مفردات، ص ۳۴۹، "ردف".</ref> و براساس آن، به این [[پرسش]] نیز پاسخ داده می‌شود که چرا در [[سوره آل‌عمران]] شمار [[فرشتگان]] امدادگر ۳۰۰۰ ولی در این [[آیات]] ۱۰۰۰ نفر آمده است، زیرا مردِفین ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ [[فرشته]] دیگر پشت سر آنان قرار داشتند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴. - ۳۰۵.</ref>.
*در این هنگام [[خداوند]] دعای آن [[حضرت]] را [[مستجاب]] کرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ [[فرشته]] [[یاری]] می‌کنم؛ فرشتگانی که به [[وصف]] "مُرْدِف" از آنها یاد می‌کند. آنها فرشتگانی بودند که [[فرشتگان]] دیگر را در ردیف خویش سوار کرده بودند <ref>روح المعانی، مج‌۶، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref>. برای این [[وصف]] معانی دیگری نیز در [[تفاسیر]] آمده است: فرشته‌هایی که پی در پی به [[یاری]] [[مسلمانان]] شتافتند <ref>المیزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.</ref> یا فرشتگانی که [[فرمانده]] و فرمانبر بودند که [[فرماندهان]] را "مُرْدِف" و [[فرمانبرداران]] را "مُرْدَف" گویند. البته ظاهر لفظ "مردف" همان معنای نخست است که بسیاری از [[مفسران]]<ref> جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶، ص ۴۲۸.</ref> و نیز [[اهل]] لغت آورده‌اند <ref>مفردات، ص ۳۴۹، "ردف".</ref> و براساس آن، به این [[پرسش]] نیز پاسخ داده می‌شود که چرا در [[سوره آل‌عمران]] شمار [[فرشتگان]] امدادگر ۳۰۰۰ ولی در این [[آیات]] ۱۰۰۰ نفر آمده است، زیرا مردِفین ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ [[فرشته]] دیگر پشت سر آنان قرار داشتند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴. - ۳۰۵.</ref>.
*برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه [[پیامبر]] در [[جنگ]] شرکت داشته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر می‌رسد که آنان فقط برای تقویت [[روحی]] [[مسلمانان]] و [[تضعیف]] [[مشرکان]] آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰.</ref>، زیرا اولا از [[آیات قرآن]] نیز همین نظر استفاده می‌شود: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}<ref> و خداوند آن را جز مژده‌ای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دل‌هاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران [[دشمن]] را کشته باشند فضیلتی برای [[لشکر]] [[اسلام]] در این باره نمی‌ماند. ثالثاً کتب [[تاریخی]] شمار کشته‌های [[بدر]] و کشندگان آنها را [[ثبت]] کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناخته‌ای نیامده است. این [[حقیقت]] وقتی آشکارتر می‌گردد که به [[قدرت]] فرشته‌ها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن [[دنیا]] [[کفایت]] می‌کند، چنان‌که [[جبرئیل]]{{ع}} با [[پری]] از بالهای خویش شهرهای [[قوم لوط]] را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه [[پیامبر]] در [[جنگ]] شرکت داشته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر می‌رسد که آنان فقط برای تقویت [[روحی]] [[مسلمانان]] و [[تضعیف]] [[مشرکان]] آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰.</ref>، زیرا اولا از [[آیات قرآن]] نیز همین نظر استفاده می‌شود: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}<ref> و خداوند آن را جز مژده‌ای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دل‌هاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران [[دشمن]] را کشته باشند فضیلتی برای [[لشکر]] [[اسلام]] در این باره نمی‌ماند. ثالثاً کتب [[تاریخی]] شمار کشته‌های [[بدر]] و کشندگان آنها را [[ثبت]] کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناخته‌ای نیامده است. این [[حقیقت]] وقتی آشکارتر می‌گردد که به [[قدرت]] فرشته‌ها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن [[دنیا]] [[کفایت]] می‌کند، چنان‌که [[جبرئیل]]{{ع}} با [[پری]] از بالهای خویش شهرهای [[قوم لوط]] را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
خط ۵۶: خط ۵۶:
===آرام کردن دلهای [[مؤمنان]]===
===آرام کردن دلهای [[مؤمنان]]===
*واژه "سکینه" در [[آرامش]] [[قلب]] به‌کار می‌‌رود و بر عدم [[اضطراب]] و تشویشِ [[انسان]] در [[کارها]] و [[ایستادگی]] در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده [[روحی]] و موهبتی [[الهی]] است، که [[انسان]] در پرتو آن مشکل‌ترین حوادث را هضم، و با وجود [[مشکلات]]، در خود [[احساس]] [[آرامش]] می‌کند. این [[آرامش]] ممکن است جنبه [[عقیدتی]] داشته و [[تزلزل]] [[اعتقاد]] را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به [[انسان]] [[شکیبایی]] و [[ثبات]] قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. [[خداوند]] در لحظات حساس [[جنگ]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} در [[غار]] و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز [[دستگیری]] او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار [[هراس]] شده بودند، با ایجاد [[آرامش]] کامل در [[قلب]] آن [[حضرت]]، او را [[یاری]] کرد. نه تنها [[پیامبر اسلام]]، بلکه همه [[پیغمبران]] [[خدا]] از این [[موهبت الهی]] برخوردار بوده‌اند <ref>البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*واژه "سکینه" در [[آرامش]] [[قلب]] به‌کار می‌‌رود و بر عدم [[اضطراب]] و تشویشِ [[انسان]] در [[کارها]] و [[ایستادگی]] در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده [[روحی]] و موهبتی [[الهی]] است، که [[انسان]] در پرتو آن مشکل‌ترین حوادث را هضم، و با وجود [[مشکلات]]، در خود [[احساس]] [[آرامش]] می‌کند. این [[آرامش]] ممکن است جنبه [[عقیدتی]] داشته و [[تزلزل]] [[اعتقاد]] را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به [[انسان]] [[شکیبایی]] و [[ثبات]] قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. [[خداوند]] در لحظات حساس [[جنگ]] {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} در [[غار]] و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز [[دستگیری]] او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار [[هراس]] شده بودند، با ایجاد [[آرامش]] کامل در [[قلب]] آن [[حضرت]]، او را [[یاری]] کرد. نه تنها [[پیامبر اسلام]]، بلکه همه [[پیغمبران]] [[خدا]] از این [[موهبت الهی]] برخوردار بوده‌اند <ref>البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
* [[مؤمنان]] نیز، به لحاظ بهره‌مندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنه‌های [[کارزار]] بدان [[یاری]] می‌شدند {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>  یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند  و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه [[قرآن]] سبب [[پیروزی]] [[اهل]] [[ایمان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] را فرستادن [[آرامش]] بر [[قلب]] آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنان‌که در [[بنی‌اسرائیل]] [[تابوت]] را [[وسیله]] سکینه و [[آرامش]] آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در [[جنگ‌ها]] سبب [[غلبه]] آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref>  نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
* [[مؤمنان]] نیز، به لحاظ بهره‌مندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنه‌های [[کارزار]] بدان [[یاری]] می‌شدند {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>  یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند  و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه [[قرآن]] سبب [[پیروزی]] [[اهل]] [[ایمان]] و [[شکست]] [[دشمنان]] را فرستادن [[آرامش]] بر [[قلب]] آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنان‌که در [[بنی‌اسرائیل]] [[تابوت]] را وسیله سکینه و [[آرامش]] آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در [[جنگ‌ها]] سبب [[غلبه]] آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref>  نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از مهم‌ترین میدانهای [[کارزار]] که [[مسلمانان]] در آن تا آستانه [[شکست]] پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، [[جنگ حنین]] بود که جز اندکی سایر [[مجاهدان]] از گِرد آن [[حضرت]] پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که [[خداوند]] با ایجاد [[آرامش]] در [[قلب]] [[پیامبر]] و [[مؤمنان]]، بدانان روحیه‌ای دوباره بخشید و آنان را [[نجات]] داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از مهم‌ترین میدانهای [[کارزار]] که [[مسلمانان]] در آن تا آستانه [[شکست]] پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، [[جنگ حنین]] بود که جز اندکی سایر [[مجاهدان]] از گِرد آن [[حضرت]] پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که [[خداوند]] با ایجاد [[آرامش]] در [[قلب]] [[پیامبر]] و [[مؤمنان]]، بدانان روحیه‌ای دوباره بخشید و آنان را [[نجات]] داد: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


خط ۶۸: خط ۶۸:
*ایجاد [[هراس]] و [[رعب]] در [[دل]] [[دشمنان]] از کمکهای ویژه خداست که ۴ بار در [[قرآن]] از آن یاد شده است و همه آنها درباره شرایط دشوار [[جنگ]] و [[جهاد]] است. منظور از [[رعب]] این است که بر اثر شدت [[ترس]]، [[انسان]] [[ناامید]] شود و [[احساس]] کند که راه [[رهایی]] از [[گرفتاری]] که به آن دچار گشته وجود ندارد <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رعب»؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۰۵.</ref>. برخی نیز [[رعب]] را حالتی دانسته‌اند که بر اثر آن [[آرامش]] به طور کلّی از [[انسان]] گرفته می‌شود <ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۸، «رعب».</ref> [[قرآن]] در بیان [[نجات]] معجزه‌گونه [[مسلمانان]] پس از [[شکست]] آنها در [[احد]] از افکندن [[رعب]] در [[دل]] [[کافران]] خبر داده است: {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}<ref> به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار می‌دهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.</ref> اگر در آن شرایط دشوار این [[هراس]] بر [[دل]] [[دشمنان]] افکنده نمی‌شد، آنها به [[مدینه]] [[هجوم]] آورده، [[نظام اسلامی]] را با خطری جدّی روبه‌رو می‌کردند؛ لکن در حالی که چنین تصمیمی داشتند، ناگهان [[هراس]] عجیبی در دلهایشان افتاد که باعث شد به صورت لشکری [[شکست]] خورده به [[مکه]] باز گردند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۱۲۵.</ref>. به [[عقیده]] برخی مفاد این [[آیه]] وعده‌ای [[نیکو]] از جانب خداست به اینکه [[مسلمانان]] را با [[لشکر]] [[ترس]] [[یاری]] می‌کند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۴۳.</ref> و [[خدا]] این [[وعده]] را قطعی ساخته، بدان [[جامه]] عمل پوشانید <ref>تفسیر المنار، ج ۴، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*ایجاد [[هراس]] و [[رعب]] در [[دل]] [[دشمنان]] از کمکهای ویژه خداست که ۴ بار در [[قرآن]] از آن یاد شده است و همه آنها درباره شرایط دشوار [[جنگ]] و [[جهاد]] است. منظور از [[رعب]] این است که بر اثر شدت [[ترس]]، [[انسان]] [[ناامید]] شود و [[احساس]] کند که راه [[رهایی]] از [[گرفتاری]] که به آن دچار گشته وجود ندارد <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رعب»؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۰۵.</ref>. برخی نیز [[رعب]] را حالتی دانسته‌اند که بر اثر آن [[آرامش]] به طور کلّی از [[انسان]] گرفته می‌شود <ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۸، «رعب».</ref> [[قرآن]] در بیان [[نجات]] معجزه‌گونه [[مسلمانان]] پس از [[شکست]] آنها در [[احد]] از افکندن [[رعب]] در [[دل]] [[کافران]] خبر داده است: {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}<ref> به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار می‌دهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.</ref> اگر در آن شرایط دشوار این [[هراس]] بر [[دل]] [[دشمنان]] افکنده نمی‌شد، آنها به [[مدینه]] [[هجوم]] آورده، [[نظام اسلامی]] را با خطری جدّی روبه‌رو می‌کردند؛ لکن در حالی که چنین تصمیمی داشتند، ناگهان [[هراس]] عجیبی در دلهایشان افتاد که باعث شد به صورت لشکری [[شکست]] خورده به [[مکه]] باز گردند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۱۲۵.</ref>. به [[عقیده]] برخی مفاد این [[آیه]] وعده‌ای [[نیکو]] از جانب خداست به اینکه [[مسلمانان]] را با [[لشکر]] [[ترس]] [[یاری]] می‌کند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۴۳.</ref> و [[خدا]] این [[وعده]] را قطعی ساخته، بدان [[جامه]] عمل پوشانید <ref>تفسیر المنار، ج ۴، ص ۱۷۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در [[جنگ بدر]] نیز [[خداوند]] براساس [[وعده]] خویش [[سپاه]] [[ترس]] را یک باره و ناگهانی بر [[قلب]] [[دشمن]] چیره ساخت <ref>تفسیر المنار،، ج ۹، ص ۶۱۲.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، با شمشیر بر فراز گردن‌هاشان بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>، به‌گونه‌ای که [[ارتش]] انبوه و نیرومند [[قریش]] [[روحیه]] خویش را باخته و گروهی از آنان از درگیری با [[مسلمانان]] [[وحشت]] داشتند. بی‌تردید این هراس‌افکنی در [[دل]] [[دشمن]] از اسباب مهم [[پیروزی]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۰۷. </ref>. همین امر در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] نیز باعث [[تسلیم]] و [[شکست]] آنها شد: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ }}<ref> و در دل‌هاشان هراس افکند؛ سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> <ref>البصائر، ج ۳۲، ص ۲۸۴.</ref> در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌نضیر]] نیز [[خداوند]] چنان ترسی بر قلبهای [[دشمنان]] افکند که [[فرصت]] هرگونه حرکت را از آنان گرفت و خانه‌های خود را با دست خود ویران می‌کردند <ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۰.</ref>: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ}}<ref> و در دل‌هایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه ۲.</ref> آنان از [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌خواستند که به دور ساختن آنها از [[وطن]] اکتفا کند و آنان را نکشد. بدون [[شک]] این، امدادی [[الهی]] برای [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] [[رزمنده]] بود <ref>الفرقان، ج ۲۷، ص ۲۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در [[جنگ بدر]] نیز [[خداوند]] براساس [[وعده]] خویش [[سپاه]] [[ترس]] را یک باره و ناگهانی بر [[قلب]] [[دشمن]] چیره ساخت <ref>تفسیر المنار،، ج ۹، ص ۶۱۲.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، با شمشیر بر فراز گردن‌هاشان بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>، به‌گونه‌ای که [[ارتش]] انبوه و نیرومند [[قریش]] [[روحیه]] خویش را باخته و گروهی از آنان از درگیری با [[مسلمانان]] [[وحشت]] داشتند. بی‌تردید این هراس‌افکنی در [[دل]] [[دشمن]] از اسباب مهم [[پیروزی]] [[سپاه اسلام]] بود<ref>نمونه، ج ۷، ص ۱۰۷. </ref>. همین امر در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] نیز باعث [[تسلیم]] و [[شکست]] آنها شد: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ }}<ref> و در دل‌هاشان هراس افکند؛ سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> <ref>البصائر، ج ۳۲، ص ۲۸۴.</ref> در [[جنگ]] با [[یهود]] [[بنی‌نضیر]] نیز [[خداوند]] چنان ترسی بر قلبهای [[دشمنان]] افکند که [[فرصت]] هرگونه حرکت را از آنان گرفت و خانه‌های خود را با دست خود ویران می‌کردند <ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۰.</ref>: {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ}}<ref> و در دل‌هایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه ۲.</ref> آنان از [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌خواستند که به دور ساختن آنها از [[وطن]] اکتفا کند و آنان را نکشد. بدون [[شک]] این، امدادی [[الهی]] برای [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] [[رزمنده]] بود <ref>الفرقان، ج ۲۷، ص ۲۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در روایاتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} برای خود چند ویژگی برشمرده که از جمله آنها [[یاری]] شدن به [[وسیله]] هراس‌افکنی [[خدا]] در [[دل]] [[دشمنان]] است <ref>الامالی، ص ۲۸۵؛ بحار الانوار، ج ۸، ص ۳۸؛ ج ۱۶، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در روایاتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} برای خود چند ویژگی برشمرده که از جمله آنها [[یاری]] شدن به وسیله هراس‌افکنی [[خدا]] در [[دل]] [[دشمنان]] است <ref>الامالی، ص ۲۸۵؛ بحار الانوار، ج ۸، ص ۳۸؛ ج ۱۶، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===فرستادن بادهای ویرانگر===
===فرستادن بادهای ویرانگر===
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:


===[[تأیید]] به [[روح القدس]]===
===[[تأیید]] به [[روح القدس]]===
*برخی از [[پیامبران]]، به [[وسیله]] [[روح القدس]] [[تأیید]] و [[یاری]] شده و کارهایی بزرگ و گاه [[خارق عادت]] از آنها سر می‌زده است، چنان که عیسی‌ابن [[مریم]]{{ع}} با [[تأیید]] [[روح‌القدس]] در گهواره با [[مردم]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی از [[پیامبران]]، به وسیله [[روح القدس]] [[تأیید]] و [[یاری]] شده و کارهایی بزرگ و گاه [[خارق عادت]] از آنها سر می‌زده است، چنان که عیسی‌ابن [[مریم]]{{ع}} با [[تأیید]] [[روح‌القدس]] در گهواره با [[مردم]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===[[رهایی]] بخشیدن از [[گرفتاری]] و [[عذاب]]===
===[[رهایی]] بخشیدن از [[گرفتاری]] و [[عذاب]]===
خط ۱۳۷: خط ۱۳۷:
=== فرزنددار شدن===
=== فرزنددار شدن===
*فرزنددار شدن زکریای [[پیامبر]] در دوران کهولت در حالی که [[همسر]] وی نیز در [[دوران پیری]] به سر می‌برد و در [[جوانی]] نیز نازا بود، از [[امدادهای غیبی]] است، ازاین‌رو هنگامی که به [[زکریا]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]] داده شد، با شگفتی گفت: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که [[پیری]] به سراغ من آمده و همسرم نازاست: {{متن قرآن|أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ}}<ref> چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و پاسخ شنید که بدین‌گونه [[خداوند]] هر کاری بخواهد می‌کند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء }}<ref> چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و بدین‌سان [[زکریا]]{{ع}} که اسباب عادی را برای رسیدن به [[فرزند]] مساعد نمی‌دید با [[لطف خدا]] و کمک ویژه او به آن دست یافت. درباره [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} نیز آمده است که [[فرشتگان]] به [[مریم]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[عیسی]]{{ع}} دادند. وی شگفت زده پرسید: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که بشری با من تماس نداشته است: {{متن قرآن|رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ }}<ref> پروردگارا! چگونه مرا فرزندی تواند بود که بشری به من دست نزده است؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref> آنها پاسخ دادند: [[خداوند]] این‌گونه هرچه را بخواهد می‌آفریند؛ هنگامی که چیزی را مقرر بدارد فقط به آن می‌گوید: باش، آن نیز فوراً موجود می‌شود: {{متن قرآن|كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}<ref> چنین است، خداوند هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ چون کاری را اراده کند تنها بدان می‌فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*فرزنددار شدن زکریای [[پیامبر]] در دوران کهولت در حالی که [[همسر]] وی نیز در [[دوران پیری]] به سر می‌برد و در [[جوانی]] نیز نازا بود، از [[امدادهای غیبی]] است، ازاین‌رو هنگامی که به [[زکریا]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[یحیی]] داده شد، با شگفتی گفت: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که [[پیری]] به سراغ من آمده و همسرم نازاست: {{متن قرآن|أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ}}<ref> چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و پاسخ شنید که بدین‌گونه [[خداوند]] هر کاری بخواهد می‌کند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء }}<ref> چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref> و بدین‌سان [[زکریا]]{{ع}} که اسباب عادی را برای رسیدن به [[فرزند]] مساعد نمی‌دید با [[لطف خدا]] و کمک ویژه او به آن دست یافت. درباره [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} نیز آمده است که [[فرشتگان]] به [[مریم]]{{ع}} [[بشارت]] [[فرزندی]] به نام [[عیسی]]{{ع}} دادند. وی شگفت زده پرسید: من چگونه صاحب [[فرزند]] خواهم شد، در حالی که بشری با من تماس نداشته است: {{متن قرآن|رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ }}<ref> پروردگارا! چگونه مرا فرزندی تواند بود که بشری به من دست نزده است؟؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref> آنها پاسخ دادند: [[خداوند]] این‌گونه هرچه را بخواهد می‌آفریند؛ هنگامی که چیزی را مقرر بدارد فقط به آن می‌گوید: باش، آن نیز فوراً موجود می‌شود: {{متن قرآن|كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}<ref> چنین است، خداوند هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ چون کاری را اراده کند تنها بدان می‌فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه ۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با [[علل]] و اسباب عادی خود، پا به عرصه وجود می‌گذارد؛ لکن [[خداوند]] با بیان اینکه، "کار [[پروردگار]] چنین است، او هرچه بخواهد می‌آفریند. چون به‌کاری [[فرمان]] دهد فقط می‌گوید: باش، پس می‌شود" به شگفتی [[مریم]]{{ع}} پایان داد<ref>الفرقان، ج ۳، ص ۱۴۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۵۱.</ref> زیرا [[نظام]] [[جهان]] را خود پدید آورده و محکوم [[فرمان]] اوست و هرگاه بخواهد می‌تواند آن را دگرگون ساخته و به [[وسیله]] اسباب غیر عادی موجودی بیافریند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با [[علل]] و اسباب عادی خود، پا به عرصه وجود می‌گذارد؛ لکن [[خداوند]] با بیان اینکه، "کار [[پروردگار]] چنین است، او هرچه بخواهد می‌آفریند. چون به‌کاری [[فرمان]] دهد فقط می‌گوید: باش، پس می‌شود" به شگفتی [[مریم]]{{ع}} پایان داد<ref>الفرقان، ج ۳، ص ۱۴۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۵۱.</ref> زیرا [[نظام]] [[جهان]] را خود پدید آورده و محکوم [[فرمان]] اوست و هرگاه بخواهد می‌تواند آن را دگرگون ساخته و به وسیله اسباب غیر عادی موجودی بیافریند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در [[قصه]] [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشته‌ها وی و [[همسر]] پیر او را به آمدن [[فرزندی]] به نام «[[اسحاق]]» [[بشارت]] دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد [[نومید]] بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای [[فرزند]] می‌شوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}<ref> وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در [[قصه]] [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشته‌ها وی و [[همسر]] پیر او را به آمدن [[فرزندی]] به نام «[[اسحاق]]» [[بشارت]] دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد [[نومید]] بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای [[فرزند]] می‌شوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}<ref> وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*موارد یاد شده گزارشی [[قرآنی]] از پاره‌ای از [[امدادهای غیبی]] بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی [[آیات]] که متضمن [[وعده]] مشروط [[خدا]] نسبت به امدادهای خاص اوست می‌توان وقوع [[امدادهای غیبی]] را در شرایط ویژه‌ای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد [[مؤمنان]] و [[صالحان]] [[وعده]] داده شده است که [[خداوند]] [[محبت]] آنها را در [[دل]] دیگران قرار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در دل‌ها مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>[[آیه]] ۳۹ [[سوره طه]] همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیله‌ای برای [[حفاظت]] [[موسی]] [[پارسایی]]{{ع}}معرفی می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*موارد یاد شده گزارشی [[قرآنی]] از پاره‌ای از [[امدادهای غیبی]] بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی [[آیات]] که متضمن [[وعده]] مشروط [[خدا]] نسبت به امدادهای خاص اوست می‌توان وقوع [[امدادهای غیبی]] را در شرایط ویژه‌ای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد [[مؤمنان]] و [[صالحان]] [[وعده]] داده شده است که [[خداوند]] [[محبت]] آنها را در [[دل]] دیگران قرار می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در دل‌ها مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>[[آیه]] ۳۹ [[سوره طه]] همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیله‌ای برای [[حفاظت]] [[موسی]] [[پارسایی]]{{ع}}معرفی می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر [[تأیید]] [[مؤمنان]] به [[وسیله]] [[روحی]] از جانب خداست <ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۶.</ref>: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ }}<ref> آنانند که خداوند [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است. به نظر برخی از [[مفسران]]، [[مؤمنان]] [[روحی]] دیگر افزون بر [[روح]] [[بشر]] دارند که [[زندگی]] دیگری از آن حاصل می‌شود و [[قدرت]] و شعوری جدید می‌آورد. این نوع [[زندگی]] خاص که آثار ویژه‌ای دارد ملازم با [[خوشبختی]] [[ابدی]] [[انسان]]، و منشأ آن هم ویژه و آن [[روح]] [[ایمان]] است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref>. در روایاتی نیز این معنا [[تأیید]] شده است <ref>البصائر، ج ۷، ص ۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر [[تأیید]] [[مؤمنان]] به وسیله [[روحی]] از جانب خداست <ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۶.</ref>: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ }}<ref> آنانند که خداوند [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است. به نظر برخی از [[مفسران]]، [[مؤمنان]] [[روحی]] دیگر افزون بر [[روح]] [[بشر]] دارند که [[زندگی]] دیگری از آن حاصل می‌شود و [[قدرت]] و شعوری جدید می‌آورد. این نوع [[زندگی]] خاص که آثار ویژه‌ای دارد ملازم با [[خوشبختی]] [[ابدی]] [[انسان]]، و منشأ آن هم ویژه و آن [[روح]] [[ایمان]] است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref>. در روایاتی نیز این معنا [[تأیید]] شده است <ref>البصائر، ج ۷، ص ۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
* [[استوار]] کردن گامهای [[اهل]] [[جهاد]] از آشکارترین مصادیق [[امدادهای غیبی]] و از ابزارهای مهم پیروزی‌بخش است <ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲۶.</ref>: {{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}}<ref> او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد؛ سوره محمد، آیه ۷.</ref> این تثبیت، کنایه از دمیده شدن [[روح]] [[شجاعت]] و تقویت قلبهای [[اهل]] [[جهاد]] است  <ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۹.</ref> بر این اساس است که [[یاران]] اندک [[طالوت]] در برابر انبوه بی‌شمار [[دشمن]] این‌گونه [[دعا]] کردند: پروردگارا، [[شکیبایی]] را بر ما فرو ریز و قدمهای ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت [[کافران]] [[پیروز]] گردان: {{متن قرآن|رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref> پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> گاهی [[دستگیری]] و کمک [[خداوند]] این‌گونه شامل حال [[انسان]] می‌شود که راههای [[نیک‌بختی]] و خیر در [[دنیا]] و [[آخرت]] <ref>المنیر، ج‌۲۱، ص‌۳۶ ـ‌ ۳۷.</ref>و راه رسیدن به [[خشنودی]] خود <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref> را به او نشان می‌دهد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> بیشتر [[مفسران]] [[جهاد]] در این [[آیه]] را عام و شامل [[کارزار]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه با شیطان]] و [[هوای نفس]] دانسته‌اند <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
* [[استوار]] کردن گامهای [[اهل]] [[جهاد]] از آشکارترین مصادیق [[امدادهای غیبی]] و از ابزارهای مهم پیروزی‌بخش است <ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲۶.</ref>: {{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}}<ref> او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد؛ سوره محمد، آیه ۷.</ref> این تثبیت، کنایه از دمیده شدن [[روح]] [[شجاعت]] و تقویت قلبهای [[اهل]] [[جهاد]] است  <ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۹.</ref> بر این اساس است که [[یاران]] اندک [[طالوت]] در برابر انبوه بی‌شمار [[دشمن]] این‌گونه [[دعا]] کردند: پروردگارا، [[شکیبایی]] را بر ما فرو ریز و قدمهای ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت [[کافران]] [[پیروز]] گردان: {{متن قرآن|رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref> پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> گاهی [[دستگیری]] و کمک [[خداوند]] این‌گونه شامل حال [[انسان]] می‌شود که راههای [[نیک‌بختی]] و خیر در [[دنیا]] و [[آخرت]] <ref>المنیر، ج‌۲۱، ص‌۳۶ ـ‌ ۳۷.</ref>و راه رسیدن به [[خشنودی]] خود <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref> را به او نشان می‌دهد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> بیشتر [[مفسران]] [[جهاد]] در این [[آیه]] را عام و شامل [[کارزار]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه با شیطان]] و [[هوای نفس]] دانسته‌اند <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر، بشارتهای ویژه [[فرشتگان]] به [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref> در آیه‌ای ضمن [[وصف]] کردن [[اولیای خدا]] می‌فرماید: برای آنان در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[بشارت]] است: {{متن قرآن|لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref> به من بگو آن کس که،  بنده‌ای را چون به نماز ایستد باز می‌دارد،؛ سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> ظاهر دو [[آیه]] فوق این است که ظرف این خبرهای خوش، [[زندگی دنیا]] و نیز [[جهان آخرت]] است <ref>روح المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۲.</ref>؛ اما برخی [[مفسران]] براساس برخی [[روایات]] این امر را به وقت مردن اختصاص داده‌اند <ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۷۳ ـ ۲۷۴.</ref> {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر، بشارتهای ویژه [[فرشتگان]] به [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref> در آیه‌ای ضمن [[وصف]] کردن [[اولیای خدا]] می‌فرماید: برای آنان در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[بشارت]] است: {{متن قرآن|لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref> به من بگو آن کس که،  بنده‌ای را چون به نماز ایستد باز می‌دارد،؛ سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> ظاهر دو [[آیه]] فوق این است که ظرف این خبرهای خوش، [[زندگی دنیا]] و نیز [[جهان آخرت]] است <ref>روح المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۲.</ref>؛ اما برخی [[مفسران]] براساس برخی [[روایات]] این امر را به وقت مردن اختصاص داده‌اند <ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۷۳ ـ ۲۷۴.</ref> {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
===[[ایمان]]===
===[[ایمان]]===
*نخستین شرط برخورداری از [[امدادهای الهی]] [[ایمان]] است. بدین لحاظ در چند جای [[قرآن]] وقتی از [[یاری]] و [[دستگیری]] [[خدا]] و نجات‌بخشی او سخن رفته [[مؤمنان]] را مشمول این [[لطف]] خاص دانسته است: {{متن قرآن|وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست  مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا}}<ref>ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> این وعده‌ای به نوع [[مؤمنان]] است <ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۳۷.</ref>. آنجا هم که سخن از [[تهدید]] و [[مجازات]] است، برای اینکه چنین توهم نشود که خشک و‌تر با هم می‌سوزند، به [[نجات]] دادن [[مؤمنان]] تصریح شده است: {{متن قرآن|فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>پس آیا چشم به راه روزگاری جز همانند روزگاران کسانی هستند که پیش از آنان، در گذشته‌اند؟ بگو: چشم به راه دارید که من (نیز) با شما از چشم به راه دارندگانم سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref><ref>نمونه، ج ۸، ص ۳۹۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نخستین شرط برخورداری از [[امدادهای الهی]] [[ایمان]] است. بدین لحاظ در چند جای [[قرآن]] وقتی از [[یاری]] و [[دستگیری]] [[خدا]] و نجات‌بخشی او سخن رفته [[مؤمنان]] را مشمول این [[لطف]] خاص دانسته است: {{متن قرآن|وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست  مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا}}<ref>ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> این وعده‌ای به نوع [[مؤمنان]] است <ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۳۷.</ref>. آنجا هم که سخن از [[تهدید]] و [[مجازات]] است، برای اینکه چنین توهم نشود که خشک و‌تر با هم می‌سوزند، به [[نجات]] دادن [[مؤمنان]] تصریح شده است: {{متن قرآن|فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>پس آیا چشم به راه روزگاری جز همانند روزگاران کسانی هستند که پیش از آنان، در گذشته‌اند؟ بگو: چشم به راه دارید که من (نیز) با شما از چشم به راه دارندگانم سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref><ref>نمونه، ج ۸، ص ۳۹۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره [[امداد غیبی]] در قالب [[آرامش]] بخشی نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد؛ سوره فتح، آیه ۴.</ref> و نیز شرط [[گشایش]] رحمتها و [[برکات الهی]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ }}<ref> و اگر مردم آن شهرها [[ایمان]] می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم؛ سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، تقویت و تأیيد با [[روحی]] از جانب [[خدا]] {{متن قرآن|لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }}<ref> گروهی را نمی‌یابی که با [[ایمان]] به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و القای [[محبت]] شخص در [[دل]] دیگران {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی (خداوند) بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، (در دل‌ها) مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref> را [[ایمان]] قرار می‌دهد، همان‌طور که در کمک دادن به [[وسیله]] [[سپاه]] نامرئی {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ }}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> و [[دل]] محکمی {{متن قرآن|وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> و دل مادر موسی خالی شد (چندان که) اگر دلش را استوار نمی‌داشتیم تا از باورکنندگان باشد به راستی نزدیک بود که آن (راز) را فاش کند؛ سوره قصص، آیه ۱۰.</ref> و [[بشارت]] دادن {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}<ref> [[فرشتگان]] بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس [[پایداری]] کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست  کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه ۳۰ - ۳۱.</ref> هم بر صفت «[[ایمان]]» تکیه می‌کند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره [[امداد غیبی]] در قالب [[آرامش]] بخشی نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد؛ سوره فتح، آیه ۴.</ref> و نیز شرط [[گشایش]] رحمتها و [[برکات الهی]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ }}<ref> و اگر مردم آن شهرها [[ایمان]] می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم؛ سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، تقویت و تأیيد با [[روحی]] از جانب [[خدا]] {{متن قرآن|لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }}<ref> گروهی را نمی‌یابی که با [[ایمان]] به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و القای [[محبت]] شخص در [[دل]] دیگران {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}<ref> به زودی (خداوند) بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، (در دل‌ها) مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref> را [[ایمان]] قرار می‌دهد، همان‌طور که در کمک دادن به وسیله [[سپاه]] نامرئی {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ }}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> و [[دل]] محکمی {{متن قرآن|وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> و دل مادر موسی خالی شد (چندان که) اگر دلش را استوار نمی‌داشتیم تا از باورکنندگان باشد به راستی نزدیک بود که آن (راز) را فاش کند؛ سوره قصص، آیه ۱۰.</ref> و [[بشارت]] دادن {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}<ref> [[فرشتگان]] بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس [[پایداری]] کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست  کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه ۳۰ - ۳۱.</ref> هم بر صفت «[[ایمان]]» تکیه می‌کند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===[[پارسایی]]===
===[[پارسایی]]===
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش