صحابه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ اوت ۲۰۲۰
خط ۱۵۴: خط ۱۵۴:
*در [[سوره حجرات]] نیز آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>.
*در [[سوره حجرات]] نیز آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>.
*همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری درباره [[فرد]] مورد نظر در [[آیه]] قبل می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>.
*همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری درباره [[فرد]] مورد نظر در [[آیه]] قبل می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>.
[[شأن نزول]] [[آیه]] "[[ولید بن عقبه]]" از [[اصحاب پیامبر]] بوده است که در عین داشتن دو [[فضیلت]] [[صحابی]] بودن و [[هجرت]] کردن به [[مدینه]]، نتوانست اعتبار خود را [[حفظ]] کند و با [[دروغ‌گویی]] درباره [[قبیله]] [[بنی مصطلق]]، [[خداوند]] از وی به عنوان [[فاسق]] یاد کرد. ملاحظه می‌شود با اینکه او [[پیامبر]]{{صل}} را دید و سخنانی را نیز از [[حضرت]] [[نقل]] کرد ولی [[فرمان]] بردار [[فرستاده خدا]] نبود؛ از این رو نمی‌توان همه [[اصحاب]] را که بیش از یک [[صد]] هزار تن بودند، [[عادل]] و [[پارسا]] دانست.
*[[شأن نزول]] [[آیه]] "[[ولید بن عقبه]]" از [[اصحاب پیامبر]] بوده است که در عین داشتن دو [[فضیلت]] [[صحابی]] بودن و [[هجرت]] کردن به [[مدینه]]، نتوانست اعتبار خود را [[حفظ]] کند و با [[دروغ‌گویی]] درباره [[قبیله]] [[بنی مصطلق]]، [[خداوند]] از وی به عنوان [[فاسق]] یاد کرد. ملاحظه می‌شود با اینکه او [[پیامبر]]{{صل}} را دید و سخنانی را نیز از [[حضرت]] [[نقل]] کرد ولی [[فرمان]] بردار [[فرستاده خدا]] نبود؛ از این رو نمی‌توان همه [[اصحاب]] را که بیش از یک [[صد]] هزار تن بودند، [[عادل]] و [[پارسا]] دانست.
*'''[[آیات]] دیگر:'''
*'''[[آیات]] دیگر:'''
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند * بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند * بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن)  واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۳-۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند * بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند * بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن)  واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۳-۲۵.</ref>.
خط ۱۶۵: خط ۱۶۵:
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشته‌اند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز می‌گردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمی‌رساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>.
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشته‌اند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز می‌گردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمی‌رساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>.
*به این مطلب در [[سخنان پیامبر]]{{صل}} نیز اشاره شده است؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطبه‌ای به [[خویشاوندان]] خود هشدار می‌دهد که سرانجام [[نیک]] و بد هر کس در گرو [[کردار]] خویش است و کسی به صرف [[خویشاوندی]] و بدون [[کردار نیک]] [[رستگار]] نخواهد شد.
*به این مطلب در [[سخنان پیامبر]]{{صل}} نیز اشاره شده است؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در خطبه‌ای به [[خویشاوندان]] خود هشدار می‌دهد که سرانجام [[نیک]] و بد هر کس در گرو [[کردار]] خویش است و کسی به صرف [[خویشاوندی]] و بدون [[کردار نیک]] [[رستگار]] نخواهد شد.
*[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[فتح مکه]] بر [[کوه صفا]] ایستاد و فرمود: ای [[فرزندان]] [[بنی هاشم]]! ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من [[فرستاده خدا]] به سوی شما و [[خیرخواه]] شما هستم. من در گرو [[کردار]] خودم هستم و هر یک از شما هم در گرو [[کردار]] خویش میباشید. نگویید [[محمد]]{{صل}} از [[خاندان]] ماست (و هر جایی او رود ما نیز خواهیم رفت و وقتی او به [[بهشت]] رود، ما [[خویشاوند]] او نیز به [[بهشت]] خواهیم رفت). به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوستان]] من از میان شما و غیر شما، فقط انسان‌های با [[تقوا]] خواهند بود. در [[روز قیامت]] شما را نبینم که به نزد من آیید در حالی که [[دنیا]] را بر پشت خود بار کرده باشید. و مردمی [[کردار]] خوب [[آخرت]] را با خود آورده باشند. بدانید که من میان خودم و شما و میان [[خدای بزرگ]] و شما، عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشتم (و با شما [[اتمام حجت]] کردم)"<ref>{{متن حدیث|لمّا فتح رسول الله مکة قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلَى الصَّفَا فَقَالَ يَا بَنِي هَاشِمٍ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ إِنِّي شَفِيقٌ عَلَيْكُمْ وَ إِنَّ لِي عَمَلِي وَ لِكُلِّ رَجُلٍ مِنْكُمْ عَمَلَهُ لَا تَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً مِنَّا وَ سَنَدْخُلُ مَدْخَلَهُ فَلَا وَ اللَّهِ مَا أَوْلِيَائِي مِنْكُمْ وَ لَا مِنْ غَيْرِكُمْ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أَلَا فَلَا أَعْرِفُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَأْتُونَ تَحْمِلُونَ الدُّنْيَا عَلَى ظُهُورِكُمْ وَ يَأْتُونَ النَّاسُ يَحْمِلُونَ الْآخِرَةَ أَلَا إِنِّي قَدْ أَعْذَرْتُ إِلَيْكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيكُمْ}}؛ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۱۸۲؛ مجموعه ورام، ورام بن ابی‌فراس، ج۲، ص۱۵۱.</ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[فتح مکه]] بر [[کوه صفا]] ایستاد و فرمود: ای [[فرزندان]] [[بنی هاشم]]! ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من [[فرستاده خدا]] به سوی شما و [[خیرخواه]] شما هستم. من در گرو [[کردار]] خودم هستم و هر یک از شما هم در گرو [[کردار]] خویش می‌باشید. نگویید [[محمد]]{{صل}} از [[خاندان]] ماست (و هر جایی او رود ما نیز خواهیم رفت و وقتی او به [[بهشت]] رود، ما [[خویشاوند]] او نیز به [[بهشت]] خواهیم رفت). به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوستان]] من از میان شما و غیر شما، فقط انسان‌های با [[تقوا]] خواهند بود. در [[روز قیامت]] شما را نبینم که به نزد من آیید در حالی که [[دنیا]] را بر پشت خود بار کرده باشید. و مردمی [[کردار]] خوب [[آخرت]] را با خود آورده باشند. بدانید که من میان خودم و شما و میان [[خدای بزرگ]] و شما، عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشتم (و با شما [[اتمام حجت]] کردم)"<ref>{{متن حدیث|لمّا فتح رسول الله مکة قَامَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلَى الصَّفَا فَقَالَ يَا بَنِي هَاشِمٍ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ إِنِّي شَفِيقٌ عَلَيْكُمْ وَ إِنَّ لِي عَمَلِي وَ لِكُلِّ رَجُلٍ مِنْكُمْ عَمَلَهُ لَا تَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً مِنَّا وَ سَنَدْخُلُ مَدْخَلَهُ فَلَا وَ اللَّهِ مَا أَوْلِيَائِي مِنْكُمْ وَ لَا مِنْ غَيْرِكُمْ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أَلَا فَلَا أَعْرِفُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَأْتُونَ تَحْمِلُونَ الدُّنْيَا عَلَى ظُهُورِكُمْ وَ يَأْتُونَ النَّاسُ يَحْمِلُونَ الْآخِرَةَ أَلَا إِنِّي قَدْ أَعْذَرْتُ إِلَيْكُمْ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيكُمْ}}؛ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۱۸۲؛ مجموعه ورام، ورام بن ابی‌فراس، ج۲، ص۱۵۱.</ref>.
*این سخن هشدار دهنده [[دلیل]] ورود به [[بهشت]] را [[تقوا]] معرفی می‌کند نه [[خویشاوندی]] یا [[صحابه]] بودن را؛ چنانکه [[صحابی]] بودن [[دلیل]] [[گرایش]] نداشتن آنها به [[کفر]] یا [[قتل]] و... نیست. [[پیامبر اسلام]] از [[آینده]] [[امت]] خود نگران بود و در [[حجة الوداع]] (آخرین [[حج]]) نیز به همه [[مسلمانان]] هشدار داده، فرمود: "پس از من به سوی [[کفر]] بازنگردید تا [مبادا] برخی از شما گردن بعضی دیگر را (به بهانه [[کفر]]) بزنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۷، ص۱۱۲، کتاب الادب، باب ما جاء فی قول الرجل ویلک؛ سنن دارمی، دارمی، ج۲، ص۶۹. </ref>؛ در این [[روایت]]، [[ضمیر]] "کُم" (شما [[مسلمانان]]) به کار رفته و همه [[صحابه]] مخاطب قرار گرفته‌اند.
*این سخن هشدار دهنده [[دلیل]] ورود به [[بهشت]] را [[تقوا]] معرفی می‌کند نه [[خویشاوندی]] یا [[صحابه]] بودن را؛ چنانکه [[صحابی]] بودن [[دلیل]] [[گرایش]] نداشتن آنها به [[کفر]] یا [[قتل]] و... نیست. [[پیامبر اسلام]] از [[آینده]] [[امت]] خود نگران بود و در [[حجة الوداع]] (آخرین [[حج]]) نیز به همه [[مسلمانان]] هشدار داده، فرمود: "پس از من به سوی [[کفر]] بازنگردید تا [مبادا] برخی از شما گردن بعضی دیگر را (به بهانه [[کفر]]) بزنید"<ref>{{متن حدیث|لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۷، ص۱۱۲، کتاب الادب، باب ما جاء فی قول الرجل ویلک؛ سنن دارمی، دارمی، ج۲، ص۶۹. </ref>؛ در این [[روایت]]، [[ضمیر]] "کُم" (شما [[مسلمانان]]) به کار رفته و همه [[صحابه]] مخاطب قرار گرفته‌اند.
*روزی [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[خواندن نماز]] بر پیکر شهدای [[احد]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، من بر شما از [[گرایش]] به [[شرک]] نمی‌ترسم، بلکه از رقابت با یکدیگر در [[امور دنیوی]] یا [[حکومت]] نگران هستم"<ref>{{متن حدیث|... و انی و الله ما أخاف علیکم أن تشرکوا بعدی و لکن أخاف علیکم أن تنافسوا فیها}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴۲، باب فی الحوض.</ref>.
*روزی [[پیامبر]]{{صل}} پس از [[خواندن نماز]] بر پیکر شهدای [[احد]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، من بر شما از [[گرایش]] به [[شرک]] نمی‌ترسم، بلکه از رقابت با یکدیگر در [[امور دنیوی]] یا [[حکومت]] نگران هستم"<ref>{{متن حدیث|... و انی و الله ما أخاف علیکم أن تشرکوا بعدی و لکن أخاف علیکم أن تنافسوا فیها}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴۲، باب فی الحوض.</ref>.
خط ۱۷۹: خط ۱۷۹:
*در این [[آیه]] نیز [[خشنودی]] [[خداوند]] مشروط به قبول [[محبت خدا]] و [[رسول]] و ترجیح و [[برتری]] دادن آن بر دیگران دانسته شده است. بنابراین، دائمی بودن [[خشنودی خدا]] از [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] مشروط به پایدار بودن موجبات [[خشنودی]] است که در این [[آیات]]، به [[کردار]] [[شایسته]]، [[ترس از خدا]]، [[دوست داشتن]] [[خدا]] و [[رسول]] و [[دشمن]] داشتن [[دشمنان]] دانسته شده است.
*در این [[آیه]] نیز [[خشنودی]] [[خداوند]] مشروط به قبول [[محبت خدا]] و [[رسول]] و ترجیح و [[برتری]] دادن آن بر دیگران دانسته شده است. بنابراین، دائمی بودن [[خشنودی خدا]] از [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] مشروط به پایدار بودن موجبات [[خشنودی]] است که در این [[آیات]]، به [[کردار]] [[شایسته]]، [[ترس از خدا]]، [[دوست داشتن]] [[خدا]] و [[رسول]] و [[دشمن]] داشتن [[دشمنان]] دانسته شده است.
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان  خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref>.
*در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان  خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد: "در این گونه [[آیات]]، [[خشنودی]] و [[ناخشنودی]] [[[خدا]]] بر عناوینی مترتب شده که به گفته [[علما]]، معلق کردن [[حکم]] بر صفت، نمایانگر علیّت است؛ یعنی اگر حکمی بر عنوان خاصی مترتب شود، آن عنوان، علّت برای آن [[حکم]] است. بنابراین، این [[آیه]] می‌فهماند که [[فسق]]، علت برای [[ناخشنودی]] [[خداوند]] است و هر کس [[فاسق]] شد از ([[خشنودی]]) [[خدا]] بیرون است؛ هر چند او قبلا مورد [[خشنودی خدا]] بوده، چنانکه عکس آن مطلب، [[یقینی]] است؛ یعنی اگر زمانی کسی [[فاسق]] بود، سپس [[ایمان]] آورد، [[خداوند]] از او خشتود می‌شود. بنابراین، اگر [[خشنودی]] [[خداوند]] درباره بندگانش مقیّد به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] نشود –خواہ [[کردار نیک]] خواہ [[کردار بد]] را انجام دهند، خواه با [[تقوا]]، خواه [[فاسق]] باشند - لازمه این مطلب [[تکذیب]] صریح آیاتی مانند: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref> می‌باشد. پس مدلول [[آیات]]، این مطلب نیست که بر هر کسی عنوان [[مهاجر]] یا [[انصار]] یا [[تابعی]] [[صدق]] کند، [[خداوند]] از او [[خشنود]] بوده و [این عنوان‌ها] موجب [[آمرزش]] او می‌شود؛ بلکه [[خداوند]] از [[مهاجرین]] و [[انصاری]] [[ستایش]] می‌کند که در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] پایدار بمانند و برای آنان [[[پاداش]]] [[بهشت]] را آماده نموده است. چنانکه کلمه "من" (برخی) دلالت دارد که عده‌ای از آنان چنین خواهند بود و برخی از آنان، [[مؤمن حقیقی]] و [[شایسته]] بهشت‌اند و نه همه آنان.
*[[علامه طباطبایی]] در این باره می‌نویسد: "در این گونه [[آیات]]، [[خشنودی]] و [[ناخشنودی]] [[خدا]] بر عناوینی مترتب شده که به گفته [[علما]]، معلق کردن [[حکم]] بر صفت، نمایانگر علیّت است؛ یعنی اگر حکمی بر عنوان خاصی مترتب شود، آن عنوان، علّت برای آن [[حکم]] است. بنابراین، این [[آیه]] می‌فهماند که [[فسق]]، علت برای [[ناخشنودی]] [[خداوند]] است و هر کس [[فاسق]] شد از ([[خشنودی]]) [[خدا]] بیرون است؛ هر چند او قبلا مورد [[خشنودی خدا]] بوده، چنانکه عکس آن مطلب، [[یقینی]] است؛ یعنی اگر زمانی کسی [[فاسق]] بود، سپس [[ایمان]] آورد، [[خداوند]] از او خشتود می‌شود. بنابراین، اگر [[خشنودی]] [[خداوند]] درباره بندگانش مقیّد به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] نشود –خواہ [[کردار نیک]] خواہ [[کردار بد]] را انجام دهند، خواه با [[تقوا]]، خواه [[فاسق]] باشند - لازمه این مطلب [[تکذیب]] صریح آیاتی مانند: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۵۷.</ref> می‌باشد. پس مدلول [[آیات]]، این مطلب نیست که بر هر کسی عنوان [[مهاجر]] یا [[انصار]] یا [[تابعی]] [[صدق]] کند، [[خداوند]] از او [[خشنود]] بوده و [این عنوان‌ها] موجب [[آمرزش]] او می‌شود؛ بلکه [[خداوند]] از [[مهاجرین]] و [[انصاری]] [[ستایش]] می‌کند که در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] پایدار بمانند و برای آنان [[پاداش]] [[بهشت]] را آماده نموده است. چنانکه کلمه "من" (برخی) دلالت دارد که عده‌ای از آنان چنین خواهند بود و برخی از آنان، [[مؤمن حقیقی]] و [[شایسته]] بهشت‌اند و نه همه آنان.
*نکته دیگر روشن‌گر بحث این است که [[خشنودی]] [[خداوند]] چگونه است؟ [[خشنودی خدا]] از اوصاف فعلی است نه از اوصاف ذاتی او، چون [[ذات خداوند]]؛ متصف به [[خشنودی]] و [[خشم]] نمی‌گردد؛ زیرا که لازمه داشتن صفات [[خشم]] و [[خشنودی]]، [[راه]] یافتن [[تغییر]] و دگرگونی در [[ذات خداوند]] است؛ به این معنا که در حال [[سرکشی]] [[بندگان]]، [[خشم]] بر [[خدا]] عارض شود و هرگاه [[بندگان]] [[سرکش]] [[توبه]] نمایند، [[خشنودی]] در [[ذات خدا]] پدید آید.
*نکته دیگر روشن‌گر بحث این است که [[خشنودی]] [[خداوند]] چگونه است؟ [[خشنودی خدا]] از اوصاف فعلی است نه از اوصاف ذاتی او، چون [[ذات خداوند]]؛ متصف به [[خشنودی]] و [[خشم]] نمی‌گردد؛ زیرا که لازمه داشتن صفات [[خشم]] و [[خشنودی]]، [[راه]] یافتن [[تغییر]] و دگرگونی در [[ذات خداوند]] است؛ به این معنا که در حال [[سرکشی]] [[بندگان]]، [[خشم]] بر [[خدا]] عارض شود و هرگاه [[بندگان]] [[سرکش]] [[توبه]] نمایند، [[خشنودی]] در [[ذات خدا]] پدید آید.
*این [[تفسیر]]، سخنی [[اشتباه]] است، بلکه [[خشنودی]] و [[خشم خدا]] به این معنا است که او با بنده‌اش به گونه‌ای [[رفتار]] می‌کند که از آن [[رفتار]] [[خدا]]، [[خشنودی خدا]] دانسته می‌شود؛ مانند فرو فرستادن [[رحمت]] و [[نعمت]] بر [[بندگان]] یا جلوگیری کردن او از [[رحمت]] و فرو فرستادن [[عذاب]] بر آنان. بنابراین، امکان دارد که [[خشنودی]] [[خداوند]] در دوره‌ای از زمان شامل بنده‌ای شود، سپس با [[گناه]] کردن [[بنده]]، [[خشنودی خدا]] [[قطع]] شده و دگرگون شود و [[خشم]] و [[عذاب]] [[خدا]] جای [[خشنودی]] او را گیرد و در این صورت، هیچ گونه دگرگونی در [[ذات خدا]] پیش نمی‌آید.
*این [[تفسیر]]، سخنی [[اشتباه]] است، بلکه [[خشنودی]] و [[خشم خدا]] به این معنا است که او با بنده‌اش به گونه‌ای [[رفتار]] می‌کند که از آن [[رفتار]] [[خدا]]، [[خشنودی خدا]] دانسته می‌شود؛ مانند فرو فرستادن [[رحمت]] و [[نعمت]] بر [[بندگان]] یا جلوگیری کردن او از [[رحمت]] و فرو فرستادن [[عذاب]] بر آنان. بنابراین، امکان دارد که [[خشنودی]] [[خداوند]] در دوره‌ای از زمان شامل بنده‌ای شود، سپس با [[گناه]] کردن [[بنده]]، [[خشنودی خدا]] [[قطع]] شده و دگرگون شود و [[خشم]] و [[عذاب]] [[خدا]] جای [[خشنودی]] او را گیرد و در این صورت، هیچ گونه دگرگونی در [[ذات خدا]] پیش نمی‌آید.
*در نتیجه، [[خشنودی خدا]] در این [[آیه]] مقیّد به زمان است، ولی [[خشنودی]] [[انسان]] از [[خدا]] (رضوا عنه) عبارت است از [[فرمانبرداری]]. او در برابر خواسته و [[اراده الهی]]؛ به گونه‌ای که [[بنده]] [[دوست]] نداشته باشد آنچه را [[خداوند]] [[دوست]] ندارد، و رسیدن به این [[مقام]] فقط با استمرار [[ایمان]] و [[عمل صالح]] حاصل می‌شود.
*در نتیجه، [[خشنودی خدا]] در این [[آیه]] مقیّد به زمان است، ولی [[خشنودی]] [[انسان]] از [[خدا]] {{متن قرآن|رَضُوا عَنْهُ}} عبارت است از [[فرمانبرداری]]. او در برابر خواسته و [[اراده الهی]]؛ به گونه‌ای که [[بنده]] [[دوست]] نداشته باشد آنچه را [[خداوند]] [[دوست]] ندارد، و رسیدن به این [[مقام]] فقط با استمرار [[ایمان]] و [[عمل صالح]] حاصل می‌شود.
*بنابراین، [[تفسیر]] {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> فقط مشروط بودن [[خشنودی الهی]] را به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] [[اثبات]] می‌کند. نیز در [[آیه]] پیش نفرموده که چون [[خداوند]] از سرانجام این افراد [[آگاه]] است از همه آنان [[خشنود]] شده است، بلکه چون آنان با [[خدا]] و [[پیامبر]] او [[بیعت]] نمودند [[خداوند]] از آنان [[خشنود]] گشت. *بنابراین، هر کسی [[بیعت‌شکنی]] کند [[خشنودی]] [[خداوند]] را از [[دست]] می‌دهد، چنانکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ}}<ref>«هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. اما جمله {{متن قرآن|أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است» سوره توبه، آیه ۸۹.</ref> که در برخی [[آیات]] آمده است، این قسمت از [[آیه]] به طور حتم و قطعی نمی‌فهماند که این افراد به [[بهشت]] می‌روند، بلکه [[آیه]] دلالت دارد که [[بهشت]] برای آنان آماده شده است؛ زیرا بین وارد شدن به [[بهشت]] و آماده شدن [[بهشت]]، فرق است. وارد شدن به [[بهشت]] بستگی به [[پایداری]] بر [[ایمان]] و [[اعمال صالح]] دارد و سرانجام [[انسان]]، مشروط به [[عاقبت به خیر]] بودن او است، در صورتی که آماده شدن [[بهشت]] چنین نیست و [[دلیل]] آن خود [[آیات]] است که هر جا با واژه {{متن قرآن|وَعَدَ}} آمده با عناوین کلی مانند [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مشروط شده است، بدون اینکه به افراد معین اختصاص یابد؛ مثل {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
*بنابراین، [[تفسیر]] {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> فقط مشروط بودن [[خشنودی الهی]] را به [[ایمان]] و [[عمل صالح]] [[اثبات]] می‌کند. نیز در [[آیه]] پیش نفرموده که چون [[خداوند]] از سرانجام این افراد [[آگاه]] است از همه آنان [[خشنود]] شده است، بلکه چون آنان با [[خدا]] و [[پیامبر]] او [[بیعت]] نمودند [[خداوند]] از آنان [[خشنود]] گشت.
*چنانکه برخی [[علما]] درباره [[آیه]] {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ}}<ref>«بدین گونه خداوند کردارهایشان را (چون) دریغ‌هایی به آنان می‌نمایاند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> گفته‌اند: مقصود از این [[آیه]]، مؤمنانی است که [[خداوند]] جایگاهی را برای آنان فراهم نموده است، در حالی که در [[روز قیامت]] آن [[جایگاه]] [خوب] به آنان [افراد [[گمراه]] دوزخی] نشان داده می‌شود و آنان [[حسرت]] می‌خورند؛ چون آمدن به [[بهشت]] مشروط به [[اطاعت]] کامل [[[انسان‌ها]]] از [[دستورهای اسلام]] می‌باشد<ref>تفسیر طبری، ذیل آیه.</ref>.
*بنابراین، هر کسی [[بیعت‌شکنی]] کند [[خشنودی]] [[خداوند]] را از [[دست]] می‌دهد، چنانکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ}}<ref>«هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. اما جمله {{متن قرآن|أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند برای آنان باغ‌هایی آماده کرده است» سوره توبه، آیه ۸۹.</ref> که در برخی [[آیات]] آمده است، این قسمت از [[آیه]] به طور حتم و قطعی نمی‌فهماند که این افراد به [[بهشت]] می‌روند، بلکه [[آیه]] دلالت دارد که [[بهشت]] برای آنان آماده شده است؛ زیرا بین وارد شدن به [[بهشت]] و آماده شدن [[بهشت]]، فرق است. وارد شدن به [[بهشت]] بستگی به [[پایداری]] بر [[ایمان]] و [[اعمال صالح]] دارد و سرانجام [[انسان]]، مشروط به [[عاقبت به خیر]] بودن او است، در صورتی که آماده شدن [[بهشت]] چنین نیست و [[دلیل]] آن خود [[آیات]] است که هر جا با واژه {{متن قرآن|وَعَدَ}} آمده با عناوین کلی مانند [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مشروط شده است، بدون اینکه به افراد معین اختصاص یابد؛ مثل {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ...}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]] می‌فرماید: "اصول [[قرآنی]] و [[فطرت سالم]] این مطلب را [[اثبات]] می‌کند و گرنه چگونه امکان دارد افرادی با یک [[رفتار]] [خوب] بهشتی شوند، هر چند پس از آن [[[کردار]] خوب]، [[آلوده]] به [[گناه]] و [[فساد]] گردند. لازمه چنین [[اعتقادی]] جمع بین دو متناقض است؛ چرا که [[انسان‌ها]] مکلف‌اند به [[وظایف دینی]] خود [[رفتار]] نمایند و از سویی [[انجام وظیفه]] در برهه‌ای از زمان موجب [[امنیت]] و بیمه شدن آنان از [[عذاب]] می‌گردد. از این‌رو، در بین [[یاران]] و همراهان [[پیامبر]] هم این قاعده و [[قانون]] وجود دارد"<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
*چنانکه برخی [[علما]] درباره [[آیه]] {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ}}<ref>«بدین گونه خداوند کردارهایشان را (چون) دریغ‌هایی به آنان می‌نمایاند» سوره بقره، آیه ۱۶۷.</ref> گفته‌اند: مقصود از این [[آیه]]، مؤمنانی است که [[خداوند]] جایگاهی را برای آنان فراهم نموده است، در حالی که در [[روز قیامت]] آن [[جایگاه]] [خوب] به آنان [افراد [[گمراه]] دوزخی] نشان داده می‌شود و آنان [[حسرت]] می‌خورند؛ چون آمدن به [[بهشت]] مشروط به [[اطاعت]] کامل [[انسان‌ها]] از [[دستورهای اسلام]] می‌باشد<ref>تفسیر طبری، ذیل آیه.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]] می‌فرماید: "اصول [[قرآنی]] و [[فطرت سالم]] این مطلب را [[اثبات]] می‌کند و گرنه چگونه امکان دارد افرادی با یک [[رفتار]] [خوب] بهشتی شوند، هر چند پس از آن [[کردار]] خوب، [[آلوده]] به [[گناه]] و [[فساد]] گردند. لازمه چنین [[اعتقادی]] جمع بین دو متناقض است؛ چرا که [[انسان‌ها]] مکلف‌اند به [[وظایف دینی]] خود [[رفتار]] نمایند و از سویی [[انجام وظیفه]] در برهه‌ای از زمان موجب [[امنیت]] و بیمه شدن آنان از [[عذاب]] می‌گردد. از این‌رو، در بین [[یاران]] و همراهان [[پیامبر]] هم این قاعده و [[قانون]] وجود دارد"<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج۲۱، ص۳۷۳.</ref>.
*در توضیح این مطلب به برخی از [[روایات]] اشاره می‌شود:
*در توضیح این مطلب به برخی از [[روایات]] اشاره می‌شود:
#[[طاووس یمانی]] می‌گوید: [[امام سجاد]]{{ع}} به من فرمود: "ای [[طاووس یمانی]]! [[سخن گفتن]] از [[نسب]] را کنار بگذار؛ [[خدا]] [[بهشت]] را برای کسی [[آفریده]] است که [[مطیع]] او و [[نیکوکار]] باشد؛ هر چند او غلامی سیاه چهره باشد و [[خدا]] [[آتش]] را [[آفریده]] است برای کسی که از او [[نافرمانی]] کند هر چند او آقازاده‌ای از [[قریش]] باشد؛ مگر نشنیده‌ای سخن [[خدای تعالی]] را: {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}}<ref>«پس چون در صور دمند (دیگر) در آن روز میان آنان نه پیوندی است و نه از یکدیگر پرس و جو می‌کنند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۱.</ref>. به [[خدا]] [[سوگند]]، فردا [[[قیامت]]] برای تو فقط عمل صالحی سود دارد که امروز آن عمل را پیش می‌فرستی"<ref>{{متن حدیث|دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ وَلَداً قُرَشِيّاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}} وَ اللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ}}؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۴۶، ص۸۲، ح۷۵، باب مکارم اخلاق حضرت سجاد؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج۴، ص۲۲۵۷.</ref>؛  
#[[طاووس یمانی]] می‌گوید: [[امام سجاد]]{{ع}} به من فرمود: "ای [[طاووس یمانی]]! [[سخن گفتن]] از [[نسب]] را کنار بگذار؛ [[خدا]] [[بهشت]] را برای کسی [[آفریده]] است که [[مطیع]] او و [[نیکوکار]] باشد؛ هر چند او غلامی سیاه چهره باشد و [[خدا]] [[آتش]] را [[آفریده]] است برای کسی که از او [[نافرمانی]] کند هر چند او آقازاده‌ای از [[قریش]] باشد؛ مگر نشنیده‌ای سخن [[خدای تعالی]] را: {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}}<ref>«پس چون در صور دمند (دیگر) در آن روز میان آنان نه پیوندی است و نه از یکدیگر پرس و جو می‌کنند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۱.</ref>. به [[خدا]] [[سوگند]]، فردا [[قیامت]] برای تو فقط عمل صالحی سود دارد که امروز آن عمل را پیش می‌فرستی"<ref>{{متن حدیث|دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ وَلَداً قُرَشِيّاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ}} وَ اللَّهِ لَا يَنْفَعُكَ غَداً إِلَّا تَقْدِمَةٌ تُقَدِّمُهَا مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ}}؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۴۶، ص۸۲، ح۷۵، باب مکارم اخلاق حضرت سجاد؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج۴، ص۲۲۵۷.</ref>؛  
#در کتاب‌های [[تاریخ]] نوشته‌اند که [[رسول اکرم]]{{صل}} در سال آخر زندگانی خود، شبی تنها از [[خانه]] بیرون آمده و به [[بقیع]] رفتند و برای افراد [[دفن]] شده در [[بقیع]] از [[خدا]] [[آمرزش]] خواستند. پس از آن به [[اصحاب]] خود فرمودند: "جبرئیل هر سال یک بار [[قرآن]] را بر من نازل میکرد و امسال آن را دو بار نازل کرد؛ [[فکر]] میکنم این بدان جهت است که [[مرگ]] من نزدیک است". روز دیگر بر روی [[منبر]] فرمود: "هنگام [[مرگ]] من فرا رسیده است. هر کس که به او وعده‌ای داده‌ام بیاید تا به آن عمل کنم و هر کس از من‌طلبی دارد، بیاید آن را بگیرد". آن گاه فرمود: "ای [[مردم]]! میان [[خدا]] و کسی [[خویشاوندی]] یا چیزی که خیری را به او برساند یا شری را از او دفع کند، جز عمل وجود ندارد. کسی چنین ادعا، [[آرزو]] و [[خیال]] [باطلی] را نداشته باشد که غیر از عمل، چیزی به حالش سود برساند. [[سوگند]] به کسی که مرا به [[حق]] برانگیخت، فقط عمل توأم با [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نجات]] بخش است. من نیز اگر [[گناه]] کرده بودم، [[سقوط]] کرده بودم. خدایا! [[شاهد]] باش که من [[رسالت]] خود را [[ابلاغ]] کردم"<ref>{{متن حدیث| أيها الناس إنه ليس بين الله و بين أحد نسب و لا أمر يؤتيه به خيرا أو يصرف عنه شرا إلا العمل ألا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن و الذي بعثني بالحق لا ينجي إلا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت اللهم قد بلغت}}؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.
#در کتاب‌های [[تاریخ]] نوشته‌اند که [[رسول اکرم]]{{صل}} در سال آخر زندگانی خود، شبی تنها از [[خانه]] بیرون آمده و به [[بقیع]] رفتند و برای افراد [[دفن]] شده در [[بقیع]] از [[خدا]] [[آمرزش]] خواستند. پس از آن به [[اصحاب]] خود فرمودند: "جبرئیل هر سال یک بار [[قرآن]] را بر من نازل میکرد و امسال آن را دو بار نازل کرد؛ [[فکر]] میکنم این بدان جهت است که [[مرگ]] من نزدیک است". روز دیگر بر روی [[منبر]] فرمود: "هنگام [[مرگ]] من فرا رسیده است. هر کس که به او وعده‌ای داده‌ام بیاید تا به آن عمل کنم و هر کس از من‌طلبی دارد، بیاید آن را بگیرد". آن گاه فرمود: "ای [[مردم]]! میان [[خدا]] و کسی [[خویشاوندی]] یا چیزی که خیری را به او برساند یا شری را از او دفع کند، جز عمل وجود ندارد. کسی چنین ادعا، [[آرزو]] و [[خیال]] [باطلی] را نداشته باشد که غیر از عمل، چیزی به حالش سود برساند. [[سوگند]] به کسی که مرا به [[حق]] برانگیخت، فقط عمل توأم با [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نجات]] بخش است. من نیز اگر [[گناه]] کرده بودم، [[سقوط]] کرده بودم. خدایا! [[شاهد]] باش که من [[رسالت]] خود را [[ابلاغ]] کردم"<ref>{{متن حدیث| أيها الناس إنه ليس بين الله و بين أحد نسب و لا أمر يؤتيه به خيرا أو يصرف عنه شرا إلا العمل ألا لا يدعين مدع و لا يتمنين متمن و الذي بعثني بالحق لا ينجي إلا عمل مع رحمة و لو عصيت لهويت اللهم قد بلغت}}؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.
#[[حضرت]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} [[برادری]] به نام [[زید بن موسی]] داشت که از [[رفتار]] او [[خشنود]] نبود. روزی [[امام]] در [[مرو]] در [[مجلسی]] که گروه زیادی شرکت داشتند، [[سخن]] می‌گفت. پس متوجه شد برادرش [[زید]] که آنجا حاضر بود گروهی را مخاطب قرار داده و به طور غرورآمیزی همواره "ما چنین... ما چنان..." می‌گوید. [[امام]] سخن خود را [[قطع]] کرده به [[زید]] فرمود: "این سخنان چیست که می‌گویی؟! اگر سخن تو درست باشد و [[فرزندان رسول خدا]] این گونه باشند، [[خداوند]] بدکاران آنها را [[عذاب]] نمی‌کند و [[عمل]][خوب] نکرده به آنها [[پاداش]] دهد. پس تو از پدرت [[موسی بن جعفر]] در نزد [[خدا]] گرامی‌تر هستی؛ زیرا وی [[خدا]] را [[بندگی]] کرد تا به درجات [[قرب الهی]] رسید و تو می‌پنداری که بی‌بندگی [[خدا]] می‌توانی هم پایه [[موسی بن جعفر]] قرارگیری؟"
#[[حضرت]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} [[برادری]] به نام [[زید بن موسی]] داشت که از [[رفتار]] او [[خشنود]] نبود. روزی [[امام]] در [[مرو]] در [[مجلسی]] که گروه زیادی شرکت داشتند، [[سخن]] می‌گفت. پس متوجه شد برادرش [[زید]] که آنجا حاضر بود گروهی را مخاطب قرار داده و به طور غرورآمیزی همواره "ما چنین... ما چنان..." می‌گوید. [[امام]] سخن خود را [[قطع]] کرده به [[زید]] فرمود: "این سخنان چیست که می‌گویی؟! اگر سخن تو درست باشد و [[فرزندان رسول خدا]] این گونه باشند، [[خداوند]] بدکاران آنها را [[عذاب]] نمی‌کند و [[عمل]][خوب] نکرده به آنها [[پاداش]] دهد. پس تو از پدرت [[موسی بن جعفر]] در نزد [[خدا]] گرامی‌تر هستی؛ زیرا وی [[خدا]] را [[بندگی]] کرد تا به درجات [[قرب الهی]] رسید و تو می‌پنداری که بی‌بندگی [[خدا]] می‌توانی هم پایه [[موسی بن جعفر]] قرارگیری؟"
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش