←قضات
جز (جایگزینی متن - 'خدمت به مردم' به 'خدمت به مردم') |
(←قضات) |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
==[[قضات]]== | ==[[قضات]]== | ||
*[[قضا]] بهمعنای [[فرمان]] دادن و [[حکم]] کردن است. از منظر [[امام]] {{ع}} شغل [[قضاوت]] بهمعنای [[حکم]] کردن و [[داوری]] کردن از مهمترین [[مشاغل]] حکومتی به حساب میآید. [[امام]] {{ع}} قاضیان را یکی از طبقات و ارکان مهم اجتماع برمیشمارد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. ایشان درباره اهمیت شغل [[قضاوت]] میفرماید: (کار گروههای دیگر اجتماع سامان نمییابد) مگر با گروه سوم یعنی قاضیان و [[کارگزاران]] و منشیان که قراردادها را [[استوار]] کنند و سود [[مردمان]] فراهم آرند و مورد [[اعتماد]] و [[امانت]] [[مردم]] در کارهای خصوصی و عمومیاند<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِهَذَيْنِ الصِّنْفَيْنِ إِلاَّ بِالصِّنْفِ الثَّالِثِ مِنَ الْقُضَاةِ وَالْعُمَّالِ وَالْکُتَّابِ، لِمَا يُحْکِمُونَ مِنَ الْمَعَاقِدِ، وَيَجْمَعُونَ مِنَ الْمَنَافِعِ، وَيُؤْتَمَنُونَ عَلَيْهِ مِنْ خَوَاصِّ الاُمُورِ وَعَوَامِّهَا}} نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>. | *[[قضا]] بهمعنای [[فرمان]] دادن و [[حکم]] کردن است. از منظر [[امام]] {{ع}} شغل [[قضاوت]] بهمعنای [[حکم]] کردن و [[داوری]] کردن از مهمترین [[مشاغل]] حکومتی به حساب میآید. [[امام]] {{ع}} قاضیان را یکی از طبقات و ارکان مهم اجتماع برمیشمارد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. ایشان درباره اهمیت شغل [[قضاوت]] میفرماید: (کار گروههای دیگر اجتماع سامان نمییابد) مگر با گروه سوم یعنی قاضیان و [[کارگزاران]] و منشیان که قراردادها را [[استوار]] کنند و سود [[مردمان]] فراهم آرند و مورد [[اعتماد]] و [[امانت]] [[مردم]] در کارهای خصوصی و عمومیاند<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِهَذَيْنِ الصِّنْفَيْنِ إِلاَّ بِالصِّنْفِ الثَّالِثِ مِنَ الْقُضَاةِ وَالْعُمَّالِ وَالْکُتَّابِ، لِمَا يُحْکِمُونَ مِنَ الْمَعَاقِدِ، وَيَجْمَعُونَ مِنَ الْمَنَافِعِ، وَيُؤْتَمَنُونَ عَلَيْهِ مِنْ خَوَاصِّ الاُمُورِ وَعَوَامِّهَا}} نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}} [[قضات]] را به [[داوری]] براساس معیارهای [[حق]] فرامیخواند و [[ستم]] بر [[بندگان]] را بدترین مصداق [[جور]] و [[ستم]] مینامد<ref>نک: حکمت ۲۱۱</ref> و قاضیان را از [[قضاوت]] براساس ظن و [[گمان]] برحذر میدارد<ref>نهج اللاغه، حکمت ۲۱۲</ref>. همچنین دشمنترین [[مردم]] را نزد [[خدا]] دو کس میداند که یکی از آنها [[قاضی]] است که درست [[قضاوت]] نکند: دو دیگر، عالمنمای [[نادانی]] که سروکارش با نادانان است و در تاریکیهای [[فتنه]] سرگشته و غفلتزده و از [[پیمان]] [[صلح]] و [[سازگاری]] بیخبر و کوردل است. آدمنمایان او را عالم دانند، که نه چنین است. او از آغاز [[عمر]] در پی انباشتن علومی برآید که اندکش با عمل، [[برتر]] از بسیارِ بیعمل است، تا آنگاه که از [[انبار]] کردن دانشهای رسمیِ بیحاصل فراغت یابد و انبانش از لاطائلات پر شود، بین [[مردم]] بر مسند [[قضاوت]] نشیند و تازیانه [[قانون]] و [[قدرت]] [[داوری]] بهدست گیرد. پس اگر مشکلی برایش پیش آید، [[رأی]] بیهوده و فرسوده خود را ملاک قرار دهد و بدان [[حکم]] کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699-700.</ref>. | *[[امام]] {{ع}} [[قضات]] را به [[داوری]] براساس معیارهای [[حق]] فرامیخواند و [[ستم]] بر [[بندگان]] را بدترین مصداق [[جور]] و [[ستم]] مینامد<ref>نک: حکمت ۲۱۱</ref> و قاضیان را از [[قضاوت]] براساس ظن و [[گمان]] برحذر میدارد<ref>نهج اللاغه، حکمت ۲۱۲</ref>. همچنین دشمنترین [[مردم]] را نزد [[خدا]] دو کس میداند که یکی از آنها [[قاضی]] است که درست [[قضاوت]] نکند: دو دیگر، عالمنمای [[نادانی]] که سروکارش با نادانان است و در تاریکیهای [[فتنه]] سرگشته و غفلتزده و از [[پیمان]] [[صلح]] و [[سازگاری]] بیخبر و کوردل است. آدمنمایان او را عالم دانند، که نه چنین است. او از آغاز [[عمر]] در پی انباشتن علومی برآید که اندکش با عمل، [[برتر]] از بسیارِ بیعمل است، تا آنگاه که از [[انبار]] کردن دانشهای رسمیِ بیحاصل فراغت یابد و انبانش از لاطائلات پر شود، بین [[مردم]] بر مسند [[قضاوت]] نشیند و تازیانه [[قانون]] و [[قدرت]] [[داوری]] بهدست گیرد. پس اگر مشکلی برایش پیش آید، [[رأی]] بیهوده و فرسوده خود را ملاک قرار دهد و بدان [[حکم]] کند<ref>{{متن حدیث|وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلًا مُوضِعٌ فِي جُهَّالِ الْأُمَّةِ عَادٍ فِي أَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ عَمٍ بِمَا فِي عَقْدِ الْهُدْنَةِ، قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِماً وَ لَيْسَ بِهِ بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْعٍ مَا قَلَّ مِنْهُ خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ حَتَّى إِذَا ارْتَوَى مِنْ مَاءٍ آجِنٍ وَ [اكْتَنَزَ] اكْتَثَرَ مِنْ غَيْرِ طَائِلٍ، جَلَسَ بَيْنَ النَّاسِ قَاضِياً ضَامِناً لِتَخْلِيصِ مَا الْتَبَسَ عَلَى غَيْرِهِ، فَإِنْ نَزَلَتْ بِهِ إِحْدَى الْمُبْهَمَاتِ هَيَّأَ لَهَا حَشْواً رَثًّا مِنْ رَأْيِهِ ثُمَّ قَطَعَ بِهِ فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهَاتِ فِي مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 699-700.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}}} بر مسند [[قضاوت]] بهدقت مینگریست. در [[انتخاب]] [[قضاوت]] دقت میکرد و [[اعمال]] آنها را زیرنظر میگرفت و چنانکه تخلفی از آنان مشاهده میکرد، به سرعت واکنش نشان میداد<ref>نهج اللاغه، نامه ۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 700.</ref>. | *[[امام]] {{ع}}} بر مسند [[قضاوت]] بهدقت مینگریست. در [[انتخاب]] [[قضاوت]] دقت میکرد و [[اعمال]] آنها را زیرنظر میگرفت و چنانکه تخلفی از آنان مشاهده میکرد، به سرعت واکنش نشان میداد<ref>نهج اللاغه، نامه ۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 700.</ref>. | ||