بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
با توجه به مطلب یاد شده، میتوان گفت: وجود [[حجت]] همواره بر روی [[زمین]] لازم است تا [[خداوند]] بتواند بر [[مردم]] [[احتجاج]] کند. این [[حقیقت]] در بیانات [[ائمه اطهار]]{{عم}}، به صراحت و به طور فراوان منعکس شده است؛ چنانکه [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: “همانا [[حجت]] برای [[خدا]] بر [[مردم]] اقامه نمیشود، مگر به وجود امامی که برای [[مردم]] شناخته شود”<ref>{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ{{ع}}قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. این روایت با سند صحیح دیگری از امام رضا{{ع}} نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} نیز در [[زیارت جامعه کبیره]]، با عنوان {{متن حدیث|حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى}}، از [[جایگاه]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} خبر میدهد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷۳؛ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۰.</ref>. به نظر میرسد، [[حجت خدا]] بودن بر [[اهل]] [[آخرت]]، به معنای [[حجت خدا]] بودن بر [[مردم]] در [[آخرت]] است که در واقع تعبیری از همان مفهوم [[قرآنی]] است که راجع به [[پیامبران]]، از آن سخن به میان آمد. | با توجه به مطلب یاد شده، میتوان گفت: وجود [[حجت]] همواره بر روی [[زمین]] لازم است تا [[خداوند]] بتواند بر [[مردم]] [[احتجاج]] کند. این [[حقیقت]] در بیانات [[ائمه اطهار]]{{عم}}، به صراحت و به طور فراوان منعکس شده است؛ چنانکه [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: “همانا [[حجت]] برای [[خدا]] بر [[مردم]] اقامه نمیشود، مگر به وجود امامی که برای [[مردم]] شناخته شود”<ref>{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ{{ع}}قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷. این روایت با سند صحیح دیگری از امام رضا{{ع}} نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} نیز در [[زیارت جامعه کبیره]]، با عنوان {{متن حدیث|حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى}}، از [[جایگاه]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} خبر میدهد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷۳؛ شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۰.</ref>. به نظر میرسد، [[حجت خدا]] بودن بر [[اهل]] [[آخرت]]، به معنای [[حجت خدا]] بودن بر [[مردم]] در [[آخرت]] است که در واقع تعبیری از همان مفهوم [[قرآنی]] است که راجع به [[پیامبران]]، از آن سخن به میان آمد. | ||
[[امیر المؤمنین]]{{ع}} نیز در یکی از دعاهای معروفشان که با مضامین و طرق مختلف [[نقل]] شده است، از [[خدا]] میخواهد که [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذارد<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ لَا تَخْلُ الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ}}. ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص۲۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۱. این روایت با چهار سند متفاوت از کمیل بن زیاد نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۹۳-۲۹۴. شیخ صدوق مینویسد: {{عربی|و لهذا الحديث طرق كثيرة}}. شواهد و قراین یاد شده از اعتبار این روایت نشان دارد؛ افزون بر آنکه مضمون آن به طرق صحیح در دیگر روایات نیز بیان شده است.</ref>. در [[حقیقت]]، دعای [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[تأیید]] همان تبیینی است که از اقتضای مفهوم [[حجت الله]] شد؛ بدین بیان که [[زمین]] هیچگاه از [[حجت]] خالی نیست و [[سلسله]] [[امامت]]، ادامه [[سلسله]] [[نبوت]] است. این همان سخنی است که [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی معتبر خطاب به [[علی]] بن [[اسباط]] فرمود: “ای [[علی]]! [[خداوند]] همانگونه که به [[مقام نبوت]] [بر [[مردم]]] [[احتجاج]] میکند، به [[مقام امامت]] نیز [[احتجاج]] میکند”<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ فِي الْإِمَامَةِ بِمِثْلِ مَا احْتَجَّ بِهِ فِي النُّبُوَّةِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۸.</ref>. در این باره، [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح فرمودند: “اگر روی [[زمین]] جز دو نفر باقی نماند، یکی از آن دو نفر، [[امام]] است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۹. نظیر این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۷؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۴۰.</ref>. ایشان در بیانی صریحتر میفرمایند: “اگر [[مردم]] تنها دو نفر باشند، یکی از آن دو [[امام]] است و فرمودند: آخرین کسی که از [[دنیا]] میرود، [[امام]] است تا کسی حجتی بر [[خداوند]] نداشته باشد تا بگوید که [[خداوند]] او را بدون آنکه حجتی از جانب خود بر او بگمارد، رها کرده است”<ref>{{متن حدیث|لَوْ كَانَ النَّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا يَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَيْهِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۴۰. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمودند: “حجت [[خدا]] بر [[مردم]] [[استوار]] (تمام) نمیشود، مگر به وسیله امامی که برای [[مردم]] شناخته گردد”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۳۹.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۴.</ref> | [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نیز در یکی از دعاهای معروفشان که با مضامین و طرق مختلف [[نقل]] شده است، از [[خدا]] میخواهد که [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذارد<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ لَا تَخْلُ الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ}}. ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص۲۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۱. این روایت با چهار سند متفاوت از کمیل بن زیاد نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۹۳-۲۹۴. شیخ صدوق مینویسد: {{عربی|و لهذا الحديث طرق كثيرة}}. شواهد و قراین یاد شده از اعتبار این روایت نشان دارد؛ افزون بر آنکه مضمون آن به طرق صحیح در دیگر روایات نیز بیان شده است.</ref>. در [[حقیقت]]، دعای [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[تأیید]] همان تبیینی است که از اقتضای مفهوم [[حجت الله]] شد؛ بدین بیان که [[زمین]] هیچگاه از [[حجت]] خالی نیست و [[سلسله]] [[امامت]]، ادامه [[سلسله]] [[نبوت]] است. این همان سخنی است که [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی معتبر خطاب به [[علی]] بن [[اسباط]] فرمود: “ای [[علی]]! [[خداوند]] همانگونه که به [[مقام نبوت]] [بر [[مردم]]] [[احتجاج]] میکند، به [[مقام امامت]] نیز [[احتجاج]] میکند”<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ فِي الْإِمَامَةِ بِمِثْلِ مَا احْتَجَّ بِهِ فِي النُّبُوَّةِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۸.</ref>. در این باره، [[امام صادق]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح فرمودند: “اگر روی [[زمین]] جز دو نفر باقی نماند، یکی از آن دو نفر، [[امام]] است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۹. نظیر این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۷؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۴۰.</ref>. ایشان در بیانی صریحتر میفرمایند: “اگر [[مردم]] تنها دو نفر باشند، یکی از آن دو [[امام]] است و فرمودند: آخرین کسی که از [[دنیا]] میرود، [[امام]] است تا کسی حجتی بر [[خداوند]] نداشته باشد تا بگوید که [[خداوند]] او را بدون آنکه حجتی از جانب خود بر او بگمارد، رها کرده است”<ref>{{متن حدیث|لَوْ كَانَ النَّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا يَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَيْهِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۰؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۴۰. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمودند: “حجت [[خدا]] بر [[مردم]] [[استوار]] (تمام) نمیشود، مگر به وسیله امامی که برای [[مردم]] شناخته گردد”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۷؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۳۹.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۴.</ref>. | ||
==[[عصمت]]== | ==[[عصمت]]== | ||
[[حجت الله]] باید [[معصوم]] باشد. گفتنی است که هم میتوان با تحلیل [[عقلی]] نسبت به مفهوم [[حجت الله]]، به چنین نتیجهای [[دست]] یافت و هم آنکه در [[روایات]] اشاراتی به این [[حقیقت]] وجود دارد. در ضمن، [[عصمت]] را میتوان در دو حوزه [[عصمت از اشتباه]] و [[عصمت]] از [[گناه]] بررسی کرد: | [[حجت الله]] باید [[معصوم]] باشد. گفتنی است که هم میتوان با تحلیل [[عقلی]] نسبت به مفهوم [[حجت الله]]، به چنین نتیجهای [[دست]] یافت و هم آنکه در [[روایات]] اشاراتی به این [[حقیقت]] وجود دارد. در ضمن، [[عصمت]] را میتوان در دو حوزه [[عصمت از اشتباه]] و [[عصمت]] از [[گناه]] بررسی کرد: | ||
*'''[[عصمت از اشتباه]] در [[تبیین دین]]''': بر اساس تحلیل [[عقلی]]، میتوان گفت [[حجت خدا]] بر روی [[زمین]]، [[نماینده]] و [[جانشین]] او میان آفریدگانش است. با وجود او [[حجت]] بر [[بندگان]] تمام میشود؛ از اینرو، [[سخن]] او سخن [[خدا]] و فرمانهای او [[اوامر]] [[خداوند]] است. اگر چنین است، لازم میآید که سخنان و [[اوامر]] او از منبع [[فیض الهی]] سرچشمه گرفته باشد تا مشوب به [[خطا]] و غبار آلود به گرد [[اشتباه]] نگردد؛ زیرا در غیر این صورت، [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] تمام نمیشود؛ از اینرو، [[عبد الله]] بن [[سلیمان]] عامری در روایتی صحیح<ref>گفتنی است، تمام راویان این روایت ثقهاند. عبدالله بن سلیمان عامری نیز شخصیتی است که اگرچه برخی منابع او را راوی مجهولی معرفی کردهاند، مرحوم خویی بر اساس برخی نسخههای کتاب خود، وی را ثقه دانسته است. ر.ک: سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۲۰۲. افزون بر آن، مضمون این روایات در روایاتی که پیشتر گذشت نیز وجود دارد که موجب افزایش اعتبار آن میشود.</ref> از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند: “هیچ زمانی بر [[زمین]] نگذشته مگر آنکه برای [[خداوند]] حجتی در آن بوده است که [[حلال و حرام]] را شناسانده و [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] میکند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. [[امام باقر]] یا [[امام صادق]]{{ع}} نیز در [[روایت]] دیگری فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَدَعِ الْأَرْضَ بِغَيْرِ عَالِمٍ، وَ لَوْ لَاذلِكَ لَمْ يُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] [[زمین]] را بدون عالم رها نمیکند و اگر چنین نباشد، [[حق]] از [[باطل]] شناخته نمیشود”. از مقایسه این [[روایت]] با روایاتی که در سطور پیشین راجع به [[حجت الله]] بیان گردید، به خوبی روشن میشود که عالم در این [[روایت]] همان [[حجت الله]] است. بر اساس این [[روایت]]، [[دلیل]] فرستادن عالم، که منطبق بر [[حجت الله]] است، روشن ساختن [[حق]] از [[باطل]] است. بنابراین، [[اشتباه]] او در شناساندن [[حق]] از [[باطل]]، موجب [[نقض غرض]] از فرستادن او میشود. تحلیل مزبور، همراه با روایاتی که در [[تأیید]] آن بیان شد، [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناه]] و [[اشتباه]] در [[تبیین دین]] را ثابت میکند؛ بدین معنا که [[دین خدا]] را عمداً کم و زیاد نمیکند؛ ضمن آنکه در [[تبیین]] آن نیز دچار [[اشتباه]] نمیشود. | *'''[[عصمت از اشتباه]] در [[تبیین دین]]''': بر اساس تحلیل [[عقلی]]، میتوان گفت [[حجت خدا]] بر روی [[زمین]]، [[نماینده]] و [[جانشین]] او میان آفریدگانش است. با وجود او [[حجت]] بر [[بندگان]] تمام میشود؛ از اینرو، [[سخن]] او سخن [[خدا]] و فرمانهای او [[اوامر]] [[خداوند]] است. اگر چنین است، لازم میآید که سخنان و [[اوامر]] او از منبع [[فیض الهی]] سرچشمه گرفته باشد تا مشوب به [[خطا]] و غبار آلود به گرد [[اشتباه]] نگردد؛ زیرا در غیر این صورت، [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] تمام نمیشود؛ از اینرو، [[عبد الله]] بن [[سلیمان]] عامری در روایتی صحیح<ref>گفتنی است، تمام راویان این روایت ثقهاند. عبدالله بن سلیمان عامری نیز شخصیتی است که اگرچه برخی منابع او را راوی مجهولی معرفی کردهاند، مرحوم خویی بر اساس برخی نسخههای کتاب خود، وی را ثقه دانسته است. ر.ک: سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۲۰۲. افزون بر آن، مضمون این روایات در روایاتی که پیشتر گذشت نیز وجود دارد که موجب افزایش اعتبار آن میشود.</ref> از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند: “هیچ زمانی بر [[زمین]] نگذشته مگر آنکه برای [[خداوند]] حجتی در آن بوده است که [[حلال و حرام]] را شناسانده و [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] میکند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. [[امام باقر]] یا [[امام صادق]]{{ع}} نیز در [[روایت]] دیگری فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَدَعِ الْأَرْضَ بِغَيْرِ عَالِمٍ، وَ لَوْ لَاذلِكَ لَمْ يُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] [[زمین]] را بدون عالم رها نمیکند و اگر چنین نباشد، [[حق]] از [[باطل]] شناخته نمیشود”. از مقایسه این [[روایت]] با روایاتی که در سطور پیشین راجع به [[حجت الله]] بیان گردید، به خوبی روشن میشود که عالم در این [[روایت]] همان [[حجت الله]] است. بر اساس این [[روایت]]، [[دلیل]] فرستادن عالم، که منطبق بر [[حجت الله]] است، روشن ساختن [[حق]] از [[باطل]] است. بنابراین، [[اشتباه]] او در شناساندن [[حق]] از [[باطل]]، موجب [[نقض غرض]] از فرستادن او میشود. تحلیل مزبور، همراه با روایاتی که در [[تأیید]] آن بیان شد، [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناه]] و [[اشتباه]] در [[تبیین دین]] را ثابت میکند؛ بدین معنا که [[دین خدا]] را عمداً کم و زیاد نمیکند؛ ضمن آنکه در [[تبیین]] آن نیز دچار [[اشتباه]] نمیشود. | ||
*'''[[عصمت]] از [[گناه]]''': در برخی دیگر از [[روایات]]، به گونهای سخن به میان آمده است که [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناه]] نیز ثابت میشود؛ برای نمونه، [[ابو بصیر]] در روایتی معتبر از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. با توجه به آنچه که پیشتر راجع به مفهوم [[حجت الله]] گفته شد، به خوبی روشن میشود که مقصود از [[امام]] در این [[روایت]] نیز همان [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] است. به نظر میرسد، در این [[روایت]]، [[وصف]] “عادل” نشان از این [[حقیقت]] دارد که اگر [[امام]] غیر [[عادل]] باشد، [[حجت]] بر [[مردم]] تمام نخواهد شد. گفتنی است، مفهوم [[عدل]] در برابر [[ظلم]] است و [[ظلم]] دایرهای گسترده دارد که شامل تمام [[گناهان]] میشود<ref>در این باره، ر.ک: مصطفوی، حسن، التحقیق، ج۷، ص۱۷۱.</ref>. مفهوم [[عادل]] نیز [[ارتباط]] وثیقی با مفهوم [[معصوم]] دارد؛ تا آنجا که برخی [[متکلمان]] [[عصمت]] را به [[عدالت]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>«مراد از امام معصوم نیست، مگر عالم عادلی که عدالتش مأمون باشد از برطرف شدن.»... ملا عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۷۵.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در برخی بیانات خود، [[مقام]] [[حجت]] اللهی را قرین ویژگی [[عصمت]] قرار دادهاند. ایشان در روایتی صحیح فرمودند: “خداوند ما را [[پاکیزه]] و [[معصوم]] کرد... و ما را حجتهای خود روی [[زمین]] قرار داد”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۰۳. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۴۰.</ref>. [[روایت]] اخیر به خوبی [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناهان]] را به روش [[نقلی]] ثابت میکند و حتی شاید بتوان در تحلیل آن چنین گفت که وجه [[حجت]] قرار دادن برخی از [[بندگان]]، [[عصمت]] ایشان بوده است. به دیگر سخن، از آنجا که در این [[روایت]]، [[عصمت از گناهان]] مقدم بر [[مقام]] [[حجت]] اللهی [[امامان]] بیان شده است، به نظر میرسد چنین چینشی بیانگر این مدعا باشد که ایشان چون معصوماند، [[حجت الله]] بر روی زمیناند. [[عبد العزیز بن مسلم]] روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] میکند که این [[روایت]] در بیشتر منابع کهن [[حدیثی]] [[شیعه]] آمده است. وی [[نقل]] میکند که همراه با [[امام رضا]]{{ع}} در [[مرو]] بودیم. روزی وارد [[مسجد]] شدم و دیدم که [[مردم]] جمع شدهاند و راجع به مسئله [[امامت]] بحث میکنند. نزد [[امام رضا]]{{ع}} رفتم و ایشان را در جریان گذاشتم. [[امام]]{{ع}} با تأکید بر اینکه [[منزلت]] و [[جایگاه امام]] چنان رفیع است که هرگز به [[عقول]] [[مردم]] خطور نمیکند، فرمودند: “... [[امام]] از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیوب]] مبرا و مخصوص به [[علم]] است... او [[معصوم]]، [[تأیید]] شده، [[توفیق]] داده شده و محکم شده است و از [[اشتباهات]] و [[گمراهیها]] و [[لغزشها]] در [[امان]] است و [[خداوند]] او را به این امور مختص ساخته تا [[حجت]] او بر [[بندگان]] باشد”<ref>{{متن حدیث|... الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ... فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ...}}. این روایت به طرق گوناگون در کتابهای مختلف روایی نقل شده است که موجب افزایش اعتبار آن میشود. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۳۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۱۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۹۶؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۲۱۸.</ref>. در این [[روایت]] نیز به خوبی رابطه میان [[عصمت]] و [[مقام]] [[حجت]] اللهی [[تبیین]] شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۶-۲۶۸.</ref> | *'''[[عصمت]] از [[گناه]]''': در برخی دیگر از [[روایات]]، به گونهای سخن به میان آمده است که [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناه]] نیز ثابت میشود؛ برای نمونه، [[ابو بصیر]] در روایتی معتبر از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. با توجه به آنچه که پیشتر راجع به مفهوم [[حجت الله]] گفته شد، به خوبی روشن میشود که مقصود از [[امام]] در این [[روایت]] نیز همان [[حجت خدا]] بر [[بندگان]] است. به نظر میرسد، در این [[روایت]]، [[وصف]] “عادل” نشان از این [[حقیقت]] دارد که اگر [[امام]] غیر [[عادل]] باشد، [[حجت]] بر [[مردم]] تمام نخواهد شد. گفتنی است، مفهوم [[عدل]] در برابر [[ظلم]] است و [[ظلم]] دایرهای گسترده دارد که شامل تمام [[گناهان]] میشود<ref>در این باره، ر.ک: مصطفوی، حسن، التحقیق، ج۷، ص۱۷۱.</ref>. مفهوم [[عادل]] نیز [[ارتباط]] وثیقی با مفهوم [[معصوم]] دارد؛ تا آنجا که برخی [[متکلمان]] [[عصمت]] را به [[عدالت]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>«مراد از امام معصوم نیست، مگر عالم عادلی که عدالتش مأمون باشد از برطرف شدن.»... ملا عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۷۵.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در برخی بیانات خود، [[مقام]] [[حجت]] اللهی را قرین ویژگی [[عصمت]] قرار دادهاند. ایشان در روایتی صحیح فرمودند: “خداوند ما را [[پاکیزه]] و [[معصوم]] کرد... و ما را حجتهای خود روی [[زمین]] قرار داد”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۰۳. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۴۰.</ref>. [[روایت]] اخیر به خوبی [[عصمت]] [[حجت الله]] از [[گناهان]] را به روش [[نقلی]] ثابت میکند و حتی شاید بتوان در تحلیل آن چنین گفت که وجه [[حجت]] قرار دادن برخی از [[بندگان]]، [[عصمت]] ایشان بوده است. به دیگر سخن، از آنجا که در این [[روایت]]، [[عصمت از گناهان]] مقدم بر [[مقام]] [[حجت]] اللهی [[امامان]] بیان شده است، به نظر میرسد چنین چینشی بیانگر این مدعا باشد که ایشان چون معصوماند، [[حجت الله]] بر روی زمیناند. [[عبد العزیز بن مسلم]] روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] میکند که این [[روایت]] در بیشتر منابع کهن [[حدیثی]] [[شیعه]] آمده است. وی [[نقل]] میکند که همراه با [[امام رضا]]{{ع}} در [[مرو]] بودیم. روزی وارد [[مسجد]] شدم و دیدم که [[مردم]] جمع شدهاند و راجع به مسئله [[امامت]] بحث میکنند. نزد [[امام رضا]]{{ع}} رفتم و ایشان را در جریان گذاشتم. [[امام]]{{ع}} با تأکید بر اینکه [[منزلت]] و [[جایگاه امام]] چنان رفیع است که هرگز به [[عقول]] [[مردم]] خطور نمیکند، فرمودند: “... [[امام]] از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیوب]] مبرا و مخصوص به [[علم]] است... او [[معصوم]]، [[تأیید]] شده، [[توفیق]] داده شده و محکم شده است و از [[اشتباهات]] و [[گمراهیها]] و [[لغزشها]] در [[امان]] است و [[خداوند]] او را به این امور مختص ساخته تا [[حجت]] او بر [[بندگان]] باشد”<ref>{{متن حدیث|... الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ... فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ...}}. این روایت به طرق گوناگون در کتابهای مختلف روایی نقل شده است که موجب افزایش اعتبار آن میشود. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۳۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۱۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۹۶؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۲۱۸.</ref>. در این [[روایت]] نیز به خوبی رابطه میان [[عصمت]] و [[مقام]] [[حجت]] اللهی [[تبیین]] شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۶-۲۶۸.</ref>. | ||
==[[مرجعیت دینی]] با [[علم ویژه]]== | ==[[مرجعیت دینی]] با [[علم ویژه]]== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
رابطه میان [[هدایت]] و [[مقام]] [[حجت]] اللهی در [[سخنان امام صادق]]{{ع}} نیز به گونهای وثیقتر بیان شده است. ایشان در دعایی که با سندهای مختلف [[نقل]] شده است و آن را به [[زراره]] [[آموزش]] دادند، میفرمایند: “خدایا خودت را به من بشناسان؛ اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیامبرت را بشناسم... خدایا [[حجت]] خود را به من بشناسان؛ اگر [[حجت]] خود را به من نشناسانی، از دینم [[گمراه]] میشوم”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۳۷. این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۴۲؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۶۶.</ref>. ایشان در بیانی دیگر، که به طور متعدد [[نقل]] شده است، فرمودند: “زمین همواره به گونهای است که برای [[خدا]] در آن حجتی وجود دارد که [[حلال و حرام]] را نشان داده و [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] میکند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۳۷. نظیر این مضمون در دیگر روایات نیز آمده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ص۱۷۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۸۴.</ref>. | رابطه میان [[هدایت]] و [[مقام]] [[حجت]] اللهی در [[سخنان امام صادق]]{{ع}} نیز به گونهای وثیقتر بیان شده است. ایشان در دعایی که با سندهای مختلف [[نقل]] شده است و آن را به [[زراره]] [[آموزش]] دادند، میفرمایند: “خدایا خودت را به من بشناسان؛ اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیامبرت را بشناسم... خدایا [[حجت]] خود را به من بشناسان؛ اگر [[حجت]] خود را به من نشناسانی، از دینم [[گمراه]] میشوم”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۳۷. این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۴۲؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۶۶.</ref>. ایشان در بیانی دیگر، که به طور متعدد [[نقل]] شده است، فرمودند: “زمین همواره به گونهای است که برای [[خدا]] در آن حجتی وجود دارد که [[حلال و حرام]] را نشان داده و [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] میکند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۳۷. نظیر این مضمون در دیگر روایات نیز آمده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ص۱۷۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۸۴.</ref>. | ||
بر اساس آنچه [[گذشت]]، میتوان گفت [[حجت الله]] [[مرجعیت دینی]] [[مردم]] را با استفاده از [[علم الهی]] بر عهده دارد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۹.</ref> | بر اساس آنچه [[گذشت]]، میتوان گفت [[حجت الله]] [[مرجعیت دینی]] [[مردم]] را با استفاده از [[علم الهی]] بر عهده دارد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۹.</ref>. | ||
==[[برخورداری از علوم غیر دینی]]== | ==[[برخورداری از علوم غیر دینی]]== | ||
اگر [[دین]] را مجموعهای از [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] بدانیم که برای [[سعادت بشر]] تنظیم و فرستاده شده است، [[علوم دینی]] نیز در همین محدوده - یعنی [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] - هستند. بر اساس [[روایات]]، [[حجت الله]] کسی است که [[قلمرو علم]] او محدود به [[علم]] [[دین]] و [[شریعت]] نمیشود. | اگر [[دین]] را مجموعهای از [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] بدانیم که برای [[سعادت بشر]] تنظیم و فرستاده شده است، [[علوم دینی]] نیز در همین محدوده - یعنی [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] - هستند. بر اساس [[روایات]]، [[حجت الله]] کسی است که [[قلمرو علم]] او محدود به [[علم]] [[دین]] و [[شریعت]] نمیشود. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
بر اساس چنین [[روایات]] متعددی، [[پذیرش]] برخی دیگر از [[روایات]] نیز آسان خواهد شد؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در یکی از سخنان خود فرمودند: “هر امامی که نداند چه بر سر او خواهد آمد و [[سرنوشت]] او چه خواهد شد، او [[حجت خدا]] بر خلقش نخواهد بود”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. بر اساس این [[روایت]]، [[حجت الله]] به زمان [[وفات]] خود و چگونگی آن [[آگاه]] است. آری، بر اساس چنین [[ذخیره]] [[عظیم]] [[علمی]]، [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[مردم]] میفرمود: “از من راجع به راههای [[آسمان]] بپرسید که من از آن آگاهتر از راههای [[زمین]] هستم”<ref>این روایت در بسیاری از متون حدیثی کهن شیعه نقل شده است؛ برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۶۶؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۳۳، ۳۴۱ و ۳۴۳؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۲۳۵؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴؛ محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۵۸؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل الجاج، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۱؛ حسن بن یوسف حلی، کشف الیقین فی فضائل امیر المؤمنین{{ع}} ص۵۶؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۴۰. شبیه روایت یاد شده در برخی متون اهل سنت نیز آمده است؛ برای نمونه، ر.ک: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۳؛ ابن حجر، فتح الباری، ج۸، ص۴۵۹؛ علی المتقی بن حسام الدین الهندی، کنز العمال، ج۱۳، ص۱۶۵.</ref>. | بر اساس چنین [[روایات]] متعددی، [[پذیرش]] برخی دیگر از [[روایات]] نیز آسان خواهد شد؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در یکی از سخنان خود فرمودند: “هر امامی که نداند چه بر سر او خواهد آمد و [[سرنوشت]] او چه خواهد شد، او [[حجت خدا]] بر خلقش نخواهد بود”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. بر اساس این [[روایت]]، [[حجت الله]] به زمان [[وفات]] خود و چگونگی آن [[آگاه]] است. آری، بر اساس چنین [[ذخیره]] [[عظیم]] [[علمی]]، [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[مردم]] میفرمود: “از من راجع به راههای [[آسمان]] بپرسید که من از آن آگاهتر از راههای [[زمین]] هستم”<ref>این روایت در بسیاری از متون حدیثی کهن شیعه نقل شده است؛ برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۶۶؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۳۳، ۳۴۱ و ۳۴۳؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۲۳۵؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۴؛ محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۵۸؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل الجاج، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۱؛ حسن بن یوسف حلی، کشف الیقین فی فضائل امیر المؤمنین{{ع}} ص۵۶؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۴۰. شبیه روایت یاد شده در برخی متون اهل سنت نیز آمده است؛ برای نمونه، ر.ک: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۹۳؛ ابن حجر، فتح الباری، ج۸، ص۴۵۹؛ علی المتقی بن حسام الدین الهندی، کنز العمال، ج۱۳، ص۱۶۵.</ref>. | ||
با دقت در چنین روایاتی، میتوان به این نتیجه رسید که مفهوم [[حجت الله]] در [[روایات]] دارای بار معنایی ویژهای است. با توجه به گستره [[حجیت امام]] که تمام موجودات را در برمیگیرد، میتوان مدعی شد که [[امام]] کسی است که نه تنها باید به زبان تمام [[انسانها]]، از تمام طوایف و کشورها، آشنا باشد، بلکه آشنایی با زبان تمام جانورها، نباتات و جمادات نیز جزئی از [[قلمرو علم]] اوست. [[امر و نهی]] [[امام]] بر جانوران، نباتات و جمادات نیز [[حجت]] است، زیرا در غیر این صورت، وی قابلیت [[حجیت]] بر آنها را از [[دست]] خواهد داد. بنابر آنچه گفته شد، گستره [[علم]] [[حجت الله]] محدود به [[علم به شریعت]] نخواهد بود؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ لَمْ يُرْفَعْ وَ مَا مَاتَ عَالِمٌ فَذَهَبَ عِلْمُهُ وَ إِنَّ الْعِلْمَ لَيُتَوَارَثُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَى بِغَيْرِ عَالِمٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ص۲۲۳.</ref>؛ “همانا [[علمی]] که همراه با [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[زمین]] نازل شد، [همراه او] به بالا برنگشت و هر عالمی که از [[دنیا]] رفت، [[علم]] او را به [[ارث]] برد. همانا [[زمین]] خالی از عالم نمیماند”. در پایان، یادکرد این نکته ضروری است که آنچه در این قسمت از نوشتار بر آن تأکید شد، بررسی روایاتی بود که رابطه میان [[مقام]] [[حجت]] اللهی و گستره [[علمی]] این [[مقام]] میپرداخت. چنانکه در ابتدای بحث از [[حجت الله]] بیان شد، [[امامان]] [[شیعی]]{{ع}} همان کسانیاند که در [[روایات متواتر]] از آنها با عنوان [[حجت الله]] یاد شده است؛ از اینرو، با جست وجوی مستقل در روایاتی که متضمن بحث از قلمرو [[علمی]] ایشان است، به صدور چنین روایاتی از ایشان، که در سطور پیشین [[نقل]] شد، [[اطمینان]] حاصل میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۱.</ref> | با دقت در چنین روایاتی، میتوان به این نتیجه رسید که مفهوم [[حجت الله]] در [[روایات]] دارای بار معنایی ویژهای است. با توجه به گستره [[حجیت امام]] که تمام موجودات را در برمیگیرد، میتوان مدعی شد که [[امام]] کسی است که نه تنها باید به زبان تمام [[انسانها]]، از تمام طوایف و کشورها، آشنا باشد، بلکه آشنایی با زبان تمام جانورها، نباتات و جمادات نیز جزئی از [[قلمرو علم]] اوست. [[امر و نهی]] [[امام]] بر جانوران، نباتات و جمادات نیز [[حجت]] است، زیرا در غیر این صورت، وی قابلیت [[حجیت]] بر آنها را از [[دست]] خواهد داد. بنابر آنچه گفته شد، گستره [[علم]] [[حجت الله]] محدود به [[علم به شریعت]] نخواهد بود؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ لَمْ يُرْفَعْ وَ مَا مَاتَ عَالِمٌ فَذَهَبَ عِلْمُهُ وَ إِنَّ الْعِلْمَ لَيُتَوَارَثُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَى بِغَيْرِ عَالِمٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ص۲۲۳.</ref>؛ “همانا [[علمی]] که همراه با [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[زمین]] نازل شد، [همراه او] به بالا برنگشت و هر عالمی که از [[دنیا]] رفت، [[علم]] او را به [[ارث]] برد. همانا [[زمین]] خالی از عالم نمیماند”. در پایان، یادکرد این نکته ضروری است که آنچه در این قسمت از نوشتار بر آن تأکید شد، بررسی روایاتی بود که رابطه میان [[مقام]] [[حجت]] اللهی و گستره [[علمی]] این [[مقام]] میپرداخت. چنانکه در ابتدای بحث از [[حجت الله]] بیان شد، [[امامان]] [[شیعی]]{{ع}} همان کسانیاند که در [[روایات متواتر]] از آنها با عنوان [[حجت الله]] یاد شده است؛ از اینرو، با جست وجوی مستقل در روایاتی که متضمن بحث از قلمرو [[علمی]] ایشان است، به صدور چنین روایاتی از ایشان، که در سطور پیشین [[نقل]] شد، [[اطمینان]] حاصل میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۱.</ref>. | ||
==[[منصوب بودن به نصب الهی]]== | ==[[منصوب بودن به نصب الهی]]== | ||
[[حجت الله]] [[منصوب]] از جانب [[خداوند]] است. با صفاتی که برای [[حجت الله]] برشمرده شد، میتوان گفت که [[مردم]] عادی نمیتوانند او را [[انتخاب]] کنند، بلکه تنها خداست که میتواند نماینده خود بر روی [[زمین]] را برگزیند. در [[تأیید]] این مطلب باید گفت که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در یکی از دعاهای معروفش، که به طرق مختلف [[نقل]] شده است، از [[خدا]] میخواهد که [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذارد<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ لَا تَخْلُ الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ}}. ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص۲۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۱. پیشتر از اعتبار این روایت سخن به میان آمد.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} نیز فرمود: “... از روزی که [[خدا]] [[آدم]] را [[آفریده]]، [[زمین]] خالی از [[حجت]] نیست که یا ظاهر بوده است و یا [[غایب]]، و تا [[قیامت]] هم خالی نماند...”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۸۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. روشن است، معنا ندارد که [[مردم]] بخواهند حجتی [[غایب]] را برگزینند. در این باره، [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{متن حدیث|جَعَلَهُمُ اللَّهُ... الْحُجَّةَ الْبَالِغَةَ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ تَحْتِ الثَّرَى}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۶. این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۷؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۰۰؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۲۱.</ref>؛ “... [[خداوند]] [[ائمه]] را... [[حجت]] [[آشکار]] خود بر هر آنکه روی [[زمین]] و زیر [[خاک]] است، قرار داده است”. | [[حجت الله]] [[منصوب]] از جانب [[خداوند]] است. با صفاتی که برای [[حجت الله]] برشمرده شد، میتوان گفت که [[مردم]] عادی نمیتوانند او را [[انتخاب]] کنند، بلکه تنها خداست که میتواند نماینده خود بر روی [[زمین]] را برگزیند. در [[تأیید]] این مطلب باید گفت که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در یکی از دعاهای معروفش، که به طرق مختلف [[نقل]] شده است، از [[خدا]] میخواهد که [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذارد<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ لَا تَخْلُ الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ بَيِّنَاتُكَ}}. ابن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص۲۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۲۱. پیشتر از اعتبار این روایت سخن به میان آمد.</ref>. [[امام سجاد]]{{ع}} نیز فرمود: “... از روزی که [[خدا]] [[آدم]] را [[آفریده]]، [[زمین]] خالی از [[حجت]] نیست که یا ظاهر بوده است و یا [[غایب]]، و تا [[قیامت]] هم خالی نماند...”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۸۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. روشن است، معنا ندارد که [[مردم]] بخواهند حجتی [[غایب]] را برگزینند. در این باره، [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{متن حدیث|جَعَلَهُمُ اللَّهُ... الْحُجَّةَ الْبَالِغَةَ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ تَحْتِ الثَّرَى}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۶. این روایت با سندهای دیگری نیز نقل شده است. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۷؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۰۰؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۲۱.</ref>؛ “... [[خداوند]] [[ائمه]] را... [[حجت]] [[آشکار]] خود بر هر آنکه روی [[زمین]] و زیر [[خاک]] است، قرار داده است”. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} در برخی دیگر از سخنان خود، بر [[شأن]] [[هدایتگری]] [[حجت الله]] تأکید میکند و میفرماید: “زمین خالی از یک [[حجت]] عالم باقی نمیماند و همانا [[زمین]] را جز او [[اصلاح]] نکند و [[مردم]] را نیز جز او [[اصلاح]] نکند”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ فِيهَا حُجَّةٌ عَالِمٌ إِنَّ الْأَرْضَ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا ذَلِكَ وَ لَا يُصْلِحُ النَّاسَ إِلَّا ذَلِكَ}}. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۴.</ref> | [[امام صادق]]{{ع}} در برخی دیگر از سخنان خود، بر [[شأن]] [[هدایتگری]] [[حجت الله]] تأکید میکند و میفرماید: “زمین خالی از یک [[حجت]] عالم باقی نمیماند و همانا [[زمین]] را جز او [[اصلاح]] نکند و [[مردم]] را نیز جز او [[اصلاح]] نکند”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ فِيهَا حُجَّةٌ عَالِمٌ إِنَّ الْأَرْضَ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا ذَلِكَ وَ لَا يُصْلِحُ النَّاسَ إِلَّا ذَلِكَ}}. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۴.</ref>. | ||
==[[وساطت فیض]]== | ==[[وساطت فیض]]== | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
این [[حقیقت]] به بیانی [[زیبا]] در [[کلام امام]] [[سجاد]]{{ع}} نیز متجلی شده است. ایشان تصویری جامع از [[مقام امامت]] ترسیم میکنند و با تأکید بر اینکه [[ائمه]] [[حجتهای خدا]] روی زمیناند، میفرماید: “ما [[امام]] [[مسلمانان]] و [[حجتهای خدا]] بر عالمیان... هستیم و ما موجب [[امان]] [[اهل]] زمینیم، چنانکه ستارهها موجب [[امان]] [[اهل]] آسماناند. ماییم که [[خدا]] به وسیله ما [[آسمان]] را نگاه داشته تا بر [[زمین]] نیفتد جز به اجازه او، و برای ما آن را نگه داشته تا بر اهلش موج نزند و برای ما [[باران]] ببارد و [[رحمت]] خویش را منتشر سازد و [[زمین]] [[برکات]] خود را بیرون دهد؛ و اگر [[امام]] در [[زمین]] نباشد، [[زمین]] [[اهل]] خود را فرو برد”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۸۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۹۹؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۳۱۷.</ref>. | این [[حقیقت]] به بیانی [[زیبا]] در [[کلام امام]] [[سجاد]]{{ع}} نیز متجلی شده است. ایشان تصویری جامع از [[مقام امامت]] ترسیم میکنند و با تأکید بر اینکه [[ائمه]] [[حجتهای خدا]] روی زمیناند، میفرماید: “ما [[امام]] [[مسلمانان]] و [[حجتهای خدا]] بر عالمیان... هستیم و ما موجب [[امان]] [[اهل]] زمینیم، چنانکه ستارهها موجب [[امان]] [[اهل]] آسماناند. ماییم که [[خدا]] به وسیله ما [[آسمان]] را نگاه داشته تا بر [[زمین]] نیفتد جز به اجازه او، و برای ما آن را نگه داشته تا بر اهلش موج نزند و برای ما [[باران]] ببارد و [[رحمت]] خویش را منتشر سازد و [[زمین]] [[برکات]] خود را بیرون دهد؛ و اگر [[امام]] در [[زمین]] نباشد، [[زمین]] [[اهل]] خود را فرو برد”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۱۸۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۹۹؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۳۱۷.</ref>. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} نیز همچون [[امام سجاد]]{{ع}} بر [[واسطه فیض]] بودن [[حجت خدا]] تأکید میکند و میفرماید: “خداوند به واسطه ما [[رحمت]] نازل میکند و [[باران]] میبارد و...”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} نیز در [[زیارت جامعه کبیره]] بر این مدعا تأکید کرده است و میفرماید: {{متن حدیث|وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ}}<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۵.</ref>؛ “به واسطه شماست که [[خداوند]] [[باران]] را میفرستد و به واسطه شماست که [[آسمان]] را از اینکه بر [[زمین]] واقع شود، نگاه میدارد، مگر به [[اذن]] او”. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمودند: “اگر [[زمین]] به اندازه یک چشم بر هم زدن از [[حجت]] خالی بماند، در هم فرو ریزد”<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۸۹.</ref>. | [[امام باقر]]{{ع}} نیز همچون [[امام سجاد]]{{ع}} بر [[واسطه فیض]] بودن [[حجت خدا]] تأکید میکند و میفرماید: “خداوند به واسطه ما [[رحمت]] نازل میکند و [[باران]] میبارد و...”<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref>. [[امام هادی]]{{ع}} نیز در [[زیارت جامعه کبیره]] بر این مدعا تأکید کرده است و میفرماید: {{متن حدیث|وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ}}<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۵.</ref>؛ “به واسطه شماست که [[خداوند]] [[باران]] را میفرستد و به واسطه شماست که [[آسمان]] را از اینکه بر [[زمین]] واقع شود، نگاه میدارد، مگر به [[اذن]] او”. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمودند: “اگر [[زمین]] به اندازه یک چشم بر هم زدن از [[حجت]] خالی بماند، در هم فرو ریزد”<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۸۹.</ref>. | ||
از مجموع این [[روایات]] که تنها بخشی از آنها [[نقل]] شد، به [[دست]] میآید که [[مقام]] [[حجت]] اللهی مقامی است که منشأ و منبع [[فیض]] [[خداوند]] روی [[زمین]] است و [[خداوند متعال]] به [[برکت]] وجود او [[نظام کیهانی]] را [[استوار]] میسازد. به دیگر سخن، قوام و [[پایداری]] عالم به وجود [[حجت الله]] و [[امام]] در آن است؛ از اینرو، میتوان مدعی شد که وقوع [[روز قیامت]] نیز هنگامی است که [[دنیا]] از [[امام]] تهی شود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۵.</ref> | از مجموع این [[روایات]] که تنها بخشی از آنها [[نقل]] شد، به [[دست]] میآید که [[مقام]] [[حجت]] اللهی مقامی است که منشأ و منبع [[فیض]] [[خداوند]] روی [[زمین]] است و [[خداوند متعال]] به [[برکت]] وجود او [[نظام کیهانی]] را [[استوار]] میسازد. به دیگر سخن، قوام و [[پایداری]] عالم به وجود [[حجت الله]] و [[امام]] در آن است؛ از اینرو، میتوان مدعی شد که وقوع [[روز قیامت]] نیز هنگامی است که [[دنیا]] از [[امام]] تهی شود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۵.</ref>. | ||
==[[حجت الله]] در سخنان [[اصحاب امامان]]{{عم}}== | ==[[حجت الله]] در سخنان [[اصحاب امامان]]{{عم}}== | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
[[مأمون عباسی]] نیز آنگاه که خواست [[معارف دین]] را از [[امام رضا]]{{ع}} جویا شود، [[فضل]] بن سهل را نزد ایشان روانه ساخت. [[فضل]] بن سهل پیغام [[مأمون]] را چنین [[ابلاغ]] کرد: | [[مأمون عباسی]] نیز آنگاه که خواست [[معارف دین]] را از [[امام رضا]]{{ع}} جویا شود، [[فضل]] بن سهل را نزد ایشان روانه ساخت. [[فضل]] بن سهل پیغام [[مأمون]] را چنین [[ابلاغ]] کرد: | ||
{{متن حدیث|إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ}}<ref>حسن بن شعبة حرانی، تحف العقول، ص۴۱۵.</ref>؛ “من دوست دارم که [[حلال و حرام]] و [[واجبات]] و [[مستحبات]] را برایم یکجا جمع کنی [و بیان کنی]. همانا تو [[حجت خدا]] بر [[خلق]] او و معدن [[علم]] هستی”. | {{متن حدیث|إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ}}<ref>حسن بن شعبة حرانی، تحف العقول، ص۴۱۵.</ref>؛ “من دوست دارم که [[حلال و حرام]] و [[واجبات]] و [[مستحبات]] را برایم یکجا جمع کنی [و بیان کنی]. همانا تو [[حجت خدا]] بر [[خلق]] او و معدن [[علم]] هستی”. | ||
بر اساس [[نقلی]] صحیح، [[عبد الله بن جعفر]] [[حمیری]] هنگامی که در [[دوران غیبت صغرا]] به حضور ابو عمرو [[عثمان بن سعید]]، نائب اول [[حضرت مهدی]]{{ع}} شرفیاب شد، به وی فرمود: “اعتقاد و [[دین]] من این است که [[زمین]]، خالی از [[حجت]] نخواهد ماند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۹.</ref> | بر اساس [[نقلی]] صحیح، [[عبد الله بن جعفر]] [[حمیری]] هنگامی که در [[دوران غیبت صغرا]] به حضور ابو عمرو [[عثمان بن سعید]]، نائب اول [[حضرت مهدی]]{{ع}} شرفیاب شد، به وی فرمود: “اعتقاد و [[دین]] من این است که [[زمین]]، خالی از [[حجت]] نخواهد ماند”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۷۹.</ref>. | ||
==نتیجهگیری== | ==نتیجهگیری== | ||
از آنچه [[گذشت]]، میتوان بدین نتیجه [[دست]] یافت که بر اساس [[روایات متواتر]] و متعددی که از [[ائمه اطهار]]{{عم}} رسیده است، [[امام]] [[حجت الله]] روی [[زمین]] است که [[واسطه فیض]] [[خدا]] و [[نماینده]] او میان آفریدگانش است که [[خداوند]] او را [[برگزیده]] است؛ همچنین [[امام]]، [[معصوم]]، [[هدایتگر]] [[بندگان خدا]] و دارای [[علم الهی]] [[خطاناپذیر]] است که [[مرجعیت دینی]] و [[علمی]] [[جامعه]] به او سپرده شده است<ref>گفتنی است، ائمه اطهار{{عم}} خود به طور مستقل هر یک از مؤلفههای مقام حجت اللهی را تبیین کردهاند که در ادامه نوشتار به بررسی سخنان ایشان خواهیم پرداخت.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۴-۲۸۰.</ref> | از آنچه [[گذشت]]، میتوان بدین نتیجه [[دست]] یافت که بر اساس [[روایات متواتر]] و متعددی که از [[ائمه اطهار]]{{عم}} رسیده است، [[امام]] [[حجت الله]] روی [[زمین]] است که [[واسطه فیض]] [[خدا]] و [[نماینده]] او میان آفریدگانش است که [[خداوند]] او را [[برگزیده]] است؛ همچنین [[امام]]، [[معصوم]]، [[هدایتگر]] [[بندگان خدا]] و دارای [[علم الهی]] [[خطاناپذیر]] است که [[مرجعیت دینی]] و [[علمی]] [[جامعه]] به او سپرده شده است<ref>گفتنی است، ائمه اطهار{{عم}} خود به طور مستقل هر یک از مؤلفههای مقام حجت اللهی را تبیین کردهاند که در ادامه نوشتار به بررسی سخنان ایشان خواهیم پرداخت.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۶۴-۲۸۰.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||