پرش به محتوا

توسل: تفاوت میان نسخه‌ها

۹۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''توسل''' در پی وسیله بودن، چیزی را وسیله برای رسیدن به [[خواسته‌ها]] قرار دادن است. در [[فرهنگ دینی]] به معنای  برای ادای [[حاجت]]، کسی را وسیله و واسطه نزد [[خدا]] قرار دادن، تا [[خداوند]] به سبب [[مقام]] و [[قرب]] او، حاجت‌ها را برآورد. در [[قرآن]] هم آمده است که به درگاه [[خدا]] وسیله بجویید {{متن قرآن|وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref>. نیز [[قرآن]] می‌فرماید: [[گنهکاران]] که به خویش [[ستم]] کردند، اگر [[استغفار]] می‌کردند و نزد [[پیامبر]] می‌رفتند تا برای آنان از [[خدا]] [[آمرزش]] بطلبد، [[خداوند]] را توبه‌پذیر و [[مهربان]] می‌یافتند{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>. پس [[توسّل]] به [[اولیای الهی]] درست و از توصیه‌های [[قرآن]] است. در این مسأله، از موضوعاتی است که وهّابیان [[مخالف]] آنند و آن را [[شرک]] می‌دانند، در حالی که ریشۀ [[قرآنی]] و [[حدیثی]] دارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۵۶ تا ۱۵۹.</ref>. یکی از دعاهای مشهور و رایج، "دعای [[توسّل]]" است که در آن، [[چهارده معصوم]] را در پیشگاه [[خداوند]] وسیله قرار می‌دهیم {{متن حدیث|وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ}} و چون نزد [[خدا]] آبرومندند، می‌خواهیم که برای ما [[شفاعت]] و وساطت کنند تا حاجتمان برآید. [[امامان معصوم]]، وسیله برآمدن حاجات‌اند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۶۱.</ref>.
'''توسل''' به معنی واسطه قرار دادن انسان‌های [[مقرب]] به [[درگاه الهی]] جهت رسیدن به خواسته‌های مادی و [[معنوی]] است که یکی از مصادیق اصلی واسطه‌های [[الهی]]، [[ائمه]]{{ع}} هستند. از نگاه [[شیعه]] ایشان به صورت استقلالی نه مدعی و نه می‌‌توانند حوائج [[بندگان]] را برآورده کنند، بلکه نقش آنان در برآورده شدن [[حاجات]]، نقش واسطه است، بنابراین نمی‌توان آنان را در [[جایگاه]] [[معبود]] [[تصور]] کرد.


==مقدمه==
==چیستی توسل==
* [[برکت]] و [[مبارک]] بارها در [[قرآن کریم]] به‌کار رفته و مکان‌ها، زمان‌های خاص، و اشخاص معین [[مبارک]] شمرده شده‌اند.<ref>ر. ک: قرآن کریم، دخان آیه ۳، اسراء آیه ۱، آل عمران آیه ۹۶، مریم آیه ۳۱، هود آیه ۴۸</ref> اینکه [[یوسف]] به برادرانش گفت: {{متن قرآن|اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«پیراهن مرا ببرید و به چهرۀ پدرم بیفکنید تا دیدگانش بینا شود» سوره یوسف، آیه ۹۳</ref>، یا [[قوم بنی اسرائیل]] صندوق عهدی از جانب [[خدا]] داشتند که [[فرشتگان]] آن را حمل می‌کردند و مایۀ [[آرامش]] آنان بود،{{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>بقره، آیه ۲۴۸</ref> نشان آن است که می‌توان از اشیای مقدسی تبرّک جست. در عصر [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به آثار آن [[حضرت]] [[تبرک]] می‌جستند<ref>تبرّک الصّحابه بآثار الرسول، ص ۷</ref> و گاهی [[فرزندان]] خود را نزد آن [[حضرت]] می‌آوردند تا دست بر سرشان بکشد و متبرّک شوند، یا از باقی‌ماندۀ غذای [[پیامبر]] یا آب وضوی او تبرّک می‌جستند، یا موهای سر او را هنگام تراشیدن، به عنوان تبرّک برمی‌داشتند و پس از [[وفات]] آن [[حضرت]] نیز از [[زره]]، [[عصا]]، [[شمشیر]]، ظرف، [[انگشتر]] و هرچه از او مانده بود تبرّک می‌جستند. همۀ اینها به خاطر انتساب این اشیاء به آن وجود [[پاک]] و [[الهی]] بود، وگرنه سنگ و چوب و آهن و پارچه، به‌خودی خود قداستی ندارد تا از آن [[تبرک]] جویند یا ببوسند. [[علامۀ امینی]] می‌نویسد: اگر مدینۀ منوّره [[حرم]] محترم [[الهی]] شمرده شده و در [[سنت نبوی]] برای [[مدینه]] و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا ارزشهای فراوان بیان شده است، به خاطر همان انتساب به [[خدا]] و [[پیامبر خاتم|پیغمبر]] است و بر مبنای همین اصل، هرچیز دیگری که نوعی تعلّق و انتساب به [[پیامبران]] و [[اوصیاء]] و [[اولیای الهی]] و صدّیقین و [[شهدا]] و افراد [[مؤمن]] داشته باشد، [[ارزش]] پیدا می‌کند و [[شرافت]] می‌یابد.<ref>سیرتنا و سنّتنا، ص ۱۶۱</ref> آری [[شهادت]]، سنگ را بوسیدنی کرد. اگر [[عاشقان]] [[اهل بیت]]{{عم}}، آستان‌بوس اولیای دینند و بر [[ضریح]] و سنگ [[قبر]] و [[پرچم]] عزای [[حسینی]] و [[تربت]] [[کربلا]] تبرّک می‌جویند و برای [[دفن]] شدن در جوار [[حرم‌های مطهّر]] [[ارزش]] قائلند، همه و همه ناشی از [[عشق]] و [[محبت]] به [[بندگان]] [[خالص]] خداست و راهی برای [[تقرّب]] به [[ذات مقدس]] [[خداوند]] است. در [[زیارتگاه‌ها]] اگرچه به ظاهر، سنگ و چوب و در و آستانه و [[ضریح]] است، امّا در [[باطن]]، محبّتی ژرف و عشقی گدازان به [[ائمه اطهار]]{{عم}} است و انتساب به آنان به اینها [[قداست]] می‌بخشد. [[علامه امینی]] در [[الغدیر]] نمونه‌های متعددی از [[تبرک]] جستن [[صحابه]] را یاد می‌کند، از [[حضرت زهرا]] و [[بلال حبشی]] و دیگران نمونه می‌آورد<ref>الغدیر، ج ۵ ص ۱۴۶ به بعد</ref> و از انتقال جنازه‌ها به [[حرم‌ها]] یاد می‌کند.<ref>الغدیر، ج ۵، ص ۶۶ تا ۸۵</ref> او دهها مورد می‌آورد که بزرگان [[اهل سنت]] نیز به [[قبر]] [[پیامبر]] و آثار برجای مانده از او [[تبرک]] می‌جستند و از مستحبّات [[زیارت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} را، [[تبرک]] جستن به آثار [[نبوی]] و اماکن [[مقدّس]] می‌شمردند. ادعاهای ابن تیمیّه بی‌دلیل است که اینگونه امور را [[شرک]] می‌داند. [[توسّل]] نیز همین‌گونه است. [[قرآن]] [[دستور]] می‌دهد که به درگاه [[خداوند]]، وسیلۀ [[تقرّب]] بجویید {{متن قرآن|وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ}}<ref>مائده، آیه ۳۵</ref> و برای [[آمرزش گناهان]]، رفتن نزد [[پیامبر]] و [[استغفار]] و آمرزش‌خواهی [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} را مؤثر می‌داند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا}}<ref>اگر آنان، هنگامی که بر خود ستم کردند، نزد تو می‌آمدند و در پیشگاه خدا استغفار می‌کردند و [[پیامبر]] هم در حق آنان طلب آمرزش می‌کرد، خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند؛ سوره نساء، آیه ۶۴</ref> پس [[توسّل]] نیز با [[توحید]] ناسازگار نیست. طبق [[روایات]]، [[انبیای پیشین]] نیز به [[پیامبر]] و [[خاندان]] او و [[پنج تن]] [[اصحاب کساء]] متوسّل شده‌اند و فرقی بین حالت زنده یا مردۀ آنان نیست. [[انبیا]] حتی پیش از تولّد [[معصومین]] به آنان متوسّل شده‌اند.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۶ ص ۳۱۹ تا ۳۳۴</ref> در منابع [[اهل سنت]] نیز نمونه‌های فراوان [[نقل]] شده که از [[آداب زیارت]]، حضور در کنار [[مرقد]] [[پیامبر]] و [[توسّل]] به او در پیشگاه [[خداوند]] و شفیع قرار دادن وی برای [[آمرزش گناهان]] شمرده شده است.<ref>ر. ک: الغدیر، ج ۵ ص ۱۴۳</ref> [[توسّل]] به [[اهل بیت]]، نه به معنای [[حاجت]] خواستن از آنان است، بلکه به خاطر [[جاه]] و [[قرب]] و منزلتی که نزد [[خدا]] دارند، آنان را وسیله قرار می‌دهیم تا حاجتمان را از [[خدا]] بطلبیم، چرا که آنان مجاری [[فیض الهی]] و واسطۀ [[فیض]] میان [[مولی]] و بندگانند. همۀ افراد برای دست یافتن به خواسته‌هایشان نزد بزرگان، دنبال وسیله و واسطه می‌گردند. در عین حال [[عقیده]] داریم که در [[عالم هستی]]، هیچ مؤثری جز [[خدای سبحان]] نیست. آنچه در [[حرم‌های مطهّر]] و کنار [[قبور]] اولیای [[دین]] توسّط [[زائران]] [[شیعه]] و غیرشیعه انجام می‌گیرد، جز همان [[توسّل]] نیست. کجای این با [[توحید]] ناسازگار است؟<ref>الغدیر ج ۵ ص 144، و ج ۳ ص ۲۹۳</ref> جمله‌ای که مکرّر در دعای [[توسّل]] آمده است، گویای همین واسطه قرار دادن به خاطر [[قرب]] و وجاهت [[معصومین]] در پیشگاه خداست: {{عربی| إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ }}<ref>بحار الأنوار، ج ۹۹ ص ۲۴۹</ref> در توصیه‌های [[معصومین]]، کیفیت [[نوشتن]] رقعه و [[توسّل]] به [[اهل بیت]]{{عم}} و دعاهای گوناگون [[توسّل]] برای برآمدن حاجت‌ها [[نقل]] شده است.<ref>بحار الأنوار، ج ۹۹ ص ۲۳۱تا ۲۵۴</ref> [[عالمان]] و محققان، بحثها و تألیفات سودمندی در [[تبیین]] مسألۀ [[تبرک]] و [[توسّل]] و دفع [[شبهات]] دارند، تا [[اثبات]] کنند آنچه [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} انجام می‌دهند، مغایرتی با [[توحید]] و رهنمودهای [[دین]] و [[سنّت]] [[نبوی]] ندارد،<ref>از جمله ر. ک: معالم المدرستین، ج ۱ ص ۳۳ و ۳۷، الزیارة و التّوسل صائب عبد الحمید، التبرک علی احمدی میانجی، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات رضوانی، ج ۱ ص ۱۵۴ و ۱۶۹، المیزان، ج ۱۰ ص ۳۰۴</ref> و برخاسته از [[محبت]] به [[اولیای الهی]] و با [[هدف]] [[تقرّب]] به [[خداوند]] یکتاست.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۵۶ تا ۱۵۹.</ref>
* توسل از لحاظ لغوی به معنای [[استمداد]] و کمک گرفتن و در اصطلاح به معنای واسطه قرار دادن انسان‌های [[مقرب]] به [[درگاه الهی]] جهت رسیدن به خواسته‌های مادی و [[معنوی]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۸۹. </ref>.
 
==وسایط [[الهی]]==
==[[توسل به پیامبر خاتم]]==
[[شیعه]] [[معتقد]] است بعضی از [[انسان‌ها]] برحسب [[مقام]] و منزلتی که نزد [[خداوند]] دارند می‌‌توانند [[واسطۀ فیض]] [[الهی]] شده و دیگران برای رسیدن به خواسته‌های مادی و معنویشان به آنها [[متوسل]] شوند. در نگاه [[شیعه]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهل بیت]] مطهرشان از مصادیق اصلی وسایط [[الهی]] هستند<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۲. </ref>.
==[[توسل به اهل بیت]]==
واسطه‌های دیگری که [[شیعه]] برای [[اجابت]] نیازهایش به آنها [[متوسل]] می‌‌شود عبارتند از: توسل به اسماء و [[صفات خدا]]، توسل به [[قرآن کریم]]، توسل به [[اعمال صالح]]، توسل به [[علما]] و [[شهدا]] و [[مؤمنان]] و [[فرشتگان]]<ref>بحارالأنوار، ج۸، ص۵۸. </ref>.
==[[توسل به غیر معصوم]]==
البته نظریه توسل مختص به [[شیعه]] نیست و می‌‌توان مدعی شد تمام [[مذاهب اسلامی]] توسل را با شرایطی پذیرفته‌اند اما در مصادیق آن [[اختلاف]] نظر دارند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۰۹. </ref>.
==[[شبهه]] [[شرک]] و توسل==
برخی از [[فرقه‌ها]] از جمله [[وهابیت]]، توسل به واسطه‌های [[الهی]]، از جمله [[ائمۀ اطهار]]{{ع}} را [[حرام]] دانسته و معتقدند چنین توسلی مصداق اصلی [[شرک]] به [[خداوند]] است، چراکه توسل از نگاه آنان به این معناست که واسطه‌ها در [[جایگاه]] [[خداوند]] قرار گرفته و مستقلا می‌‌توانند امور [[بندگان]] را اداره کنند<ref>توسل یا استمداد از ارواح مقدسه‌، ۸۳- ۸۴. </ref>.
چنین [[فکر]] و بدعتی از سوی ابن‌تیمیه در [[قرن هشتم هجری]] پایه‌گذاری شد و سپس [[محمد]] بن عبدالوهاب آن را [[گسترش داد]]، این عده معتقدند هرگونه توسل و کمک گرفتن از غیر [[خداوند]] گناهی نابخشودنی است و مرتکبین این عمل باید از آن [[توبه]] کنند، در غیر این صورت خونشان [[حلال]] و مالشان [[مباح]] شمرده می‌‌شود<ref>سبحانی، آیین وهابیت؛ حسینی قزوینی، وهابیت از منظر عقل و شرع، بحث توسل </ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۹۰. </ref>
این [[شبهه]] با توجه به [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] قابل [[پذیرش]] نیست.
[[ادله عقلی]]:
# [[خداوند]] [[نظام آفرینش]] را بر اساس قاعده علت و معلول و به عبارتی قاعدۀ اسباب و مسببات اداره می‌‌کند تا تمام [[نعمت‌ها]] از مجرای طبیعی به موجودات برسند<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۰-۲۲۱. </ref>، چنانکه در [[قرآن]] به این موضوع چنین اشاره شده است: {{متن قرآن|أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنَا فِيهَا حَبًّا وَعِنَبًا وَقَضْبًا}}<ref>«ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم. سپس زمین را به درستی شکافته‌ایم، و در آن دانه‌ای رویانده‌ایم، و انگور و سبزی» سوره عبس، آیه ۲۵ ـ ۲۸</ref>. همچنین در عرف [[مردم]] نیز اگر کسی [[تشنه]] باشد ولی برای رفع [[تشنگی]] به سراغ وسیلۀ رفع [[تشنگی]] یعنی آب نرود تشنگی‌اش برطرف نخواهد شد<ref>ر.ک: مقامی، مهدی، وظایف امت نسبت به قرآن و عترت، ص ۸۷. </ref>. بدین ترتیب می‌‌توان مدعی شد تمام نعمت‌های مادی و [[معنوی]] با توجه با قاعدۀ علت و معلول، باید توسط واسطه‌ها انجام بگیرد و این امر به تصریح [[قرآن کریم]] [[امر تکوینی]] و جزء [[سنت‌های الهی]] است. با این بیان می‌‌توان به این [[شبهه]] ([[شرک]] در توسل) اینگونه پاسخ داد: حوایج و [[اداره امور]] [[بندگان]] از قاعده علت و معلول مستثنی نیست و باید برای رسیدن به حوایج مادی و [[معنوی]] متمسک و متصل به واسطه‌های [[الهی]] شد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۱-۲۲۲. </ref>.
# [[شبهه]] [[شرک]] نسبت به موضوع توسل زمانی قابل [[پذیرش]] است که [[معتقد]] شویم واسطه‌های [[الهی]] مستقلا می‌‌توانند حوایج [[بندگان]] را برآورده کنند، در حالی که [[شیعه]] به هیچ عنوان چنین [[اعتقادی]] ندارد، بلکه [[معتقد]] است توسل به واسطه‌های [[الهی]] از جمله [[ائمه اطهار]]{{ع}} به معنای برآورده شدن حوایج توسط ایشان، به صورت استقلالی نیست؛ بلکه بدین معناست که عده ای به سبب [[مقام]] و منزلتشان می‌‌توانند واسطۀ بین مخلوق و [[خالق]] برای برآورده شدن [[حاجات]] مادی و معنویشان باشند<ref>الغدیر ج ۵ ص ۱۴۴، و ج ۳ ص ۲۹۳ </ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۵۶ تا ۱۵۹. </ref>  
[[ادله نقلی]]:
#در [[قرآن کریم]] موضوع توسل نه تنها امری مذموم و [[قبیح]] شمرده نشده، بلکه [[خداوند]] توسل به واسطه‌های [[الهی]] از جمله [[پیامبر]] را موجب [[بخشش گناهان]] دانسته است، چنانکه آیۀ {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> بیانگر همین مطلب است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۹۱. </ref>.
#آیۀ دیگری که به صراحت توسل به واسطه‌های [[الهی]] را [[تأیید]] می‌‌کند آیۀ {{متن قرآن|وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref> است. [[آیه]] به [[مؤمنین]] [[دستور]] می‌دهد برای نزدیک شدن به [[قرب الهی]] [[متوسل]] به وسیلۀ [[تقرّب]] شوند.
#در [[منابع اهل سنت]] نیز نقل‌های مختلفی مبنی بر [[آداب زیارت]]، حضور در کنار [[مرقد]] [[پیامبر]] و شفیع قرار دادن وی برای [[آمرزش گناهان]] وجود دارد که تمام این موارد دلالت بر توسل به آن [[حضرت]] می‌‌کند<ref>الغدیر، ج ۵ ص ۱۴۳ </ref>.
==[[شبهه]] توسل به اولیای [[خداوند]] بعد از [[مرگ]]==
برخی معتقدند توسل به واسطه‌های [[الهی]] بعد از [[حیات]] دنیویشان، امری محال و ناممکن است. در پاسخ به این [[شبهه]] پاسخ‌هایی داده شده است مانند:
# [[انسان‌ها]] به طور کلی با [[مرگ]]، زندگیشان خاتمه پیدا نمی‌کند، بلکه در [[فرهنگ اسلامی]] [[مرگ]] پلی برای حضور [[انسان‌ها]] در سرای دیگر است. چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[حیات]] پس از [[مرگ]] اینچنین اشاره می‌‌کند: «میان شما تا [[بهشت]] یا [[دوزخ]] (فاصله اندکی است) که به غیر از گذر از [[مرگ]]، به آن مقصود نخواهید رسید»<ref>{{متن حدیث|وَ مَا بَیْنَ أَحَدِکُمْ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ إِلَّا الْمَوْتُ أَنْ یَنْزِلَ بِهِ وَ إِنَّ غَایَةً تَنْقُصُهَا اللَّحْظَةُ وَ تَهْدِمُهَا السَّاعَةُ لَجَدِیرَةٌ بِقِصَرِ الْمُدَّةِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۴. </ref>  
# [[شیعه]] [[معتقد]] است واسطه‌های [[الهی]] از جمله [[ائمه]]{{ع}} پس از مرگشان نیز مانند زمان حضورشان دارای اثر و در واقع همچنان زنده‌اند، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در روزهای واپسین [[حیات]] خود، [[پیامبر]]{{صل}} را در [[خواب]] دیده و از [[امّت]] [[پیامبر]] [[شکایت]] می‌کند. [[پیامبر]]{{صل}} نیز به او [[وعده]] [[دیدار]] می‌دهد<ref>{{متن حدیث|مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}، فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَاذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِکَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ! فَقَالَ ادْعُ عَلَیْهِمْ. فَقُلْتُ أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۷۰.</ref>. در واقع [[وعده]] [[پیامبر]] مبنی بر [[دیدار امام]] با ایشان دلالت بر اثر بخشی واسطه‌های [[الهی]] در غیر از زمان حیاتشان می‌‌کند<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۵. </ref>
#براساس [[آیات قرآنی]] و نگاه [[اندیشمندان]] [[اسلامی]] [[روح آدمی]] مرکز شکل‌گیری [[کمالات]] در وجود انسان‌هاست، از همین رو با توجه به واقعیت‌ [[حقیقی]] [[روح انسان]]، [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از گرفته شدن [[روح]] و بازگشت [[انسان]] به سوی خودش سخن می‌‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ}}<ref>«بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گمارده‌اند جان شما را می‌ستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید» سوره سجده، آیه ۱۱.</ref>؛ تمامی این امور بر این مطلب دلالت دارد که [[مرگ]] برای واسطه‌های [[الهی]] نه تنها موجب [[نقص]] آنان نمی‌شود، بلکه [[رشد]] و [[تکامل]] آنان را نیز به همراه دارد، این امر سبب می‌‌شود توسل به واسطه‌های [[الهی]] به هیچ وجه با [[مرگ]] آنان در تضاد نباشد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۴. </ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش