عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۹۲۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۷۷: خط ۷۷:
*افزون بر مطالب گفته شده اگر قائل به [[دینی]] بودن منشأ [[عدالت]] باشیم، [[عدالت]] از این نظر که نوعی [[ارزش]] به حساب می‌آید، در [[ارتباط مستقیم]] با [[اخلاق]] است و بلکه [[دلبستگی]] به [[خدا]] سرسلسله و منشأ آن است. [[احساس]] [[خداجویی]] و [[خداپرستی]] که در [[فطرت انسان‌ها]] نهفته است و [[پیامبران]] آن را بیدار می‌کنند، به [[انسان]] ایده می‌دهد و او را طرفدار [[حق]] و [[حقیقت]] می‌سازد. در این حالت، [[عدالت]] و [[برابری]]، نه صرفاً ابزارهایی برای [[پیروزی]] در [[تنازع]] [[زندگی]]، بلکه از آن جهت که ارزش‌های خدایی هستند، به صورت [[هدف]] و مطلوب در می‌آیند. چنین [[انسانی]] طرفدار [[عدل]] است نه [[عادل]]، [[دشمن]] [[ظلم]] است نه [[ظالم]]؛ طرفداری‌اش از [[عادل]] و دشمنی‌اش با [[ظالم]] از عقده‌های شخصی و [[روانی]] ناشی نمی‌شود، بلکه اصولی و مسلکی است<ref>مطهری، مرتضی، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۶۴ و ۶۵.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
*افزون بر مطالب گفته شده اگر قائل به [[دینی]] بودن منشأ [[عدالت]] باشیم، [[عدالت]] از این نظر که نوعی [[ارزش]] به حساب می‌آید، در [[ارتباط مستقیم]] با [[اخلاق]] است و بلکه [[دلبستگی]] به [[خدا]] سرسلسله و منشأ آن است. [[احساس]] [[خداجویی]] و [[خداپرستی]] که در [[فطرت انسان‌ها]] نهفته است و [[پیامبران]] آن را بیدار می‌کنند، به [[انسان]] ایده می‌دهد و او را طرفدار [[حق]] و [[حقیقت]] می‌سازد. در این حالت، [[عدالت]] و [[برابری]]، نه صرفاً ابزارهایی برای [[پیروزی]] در [[تنازع]] [[زندگی]]، بلکه از آن جهت که ارزش‌های خدایی هستند، به صورت [[هدف]] و مطلوب در می‌آیند. چنین [[انسانی]] طرفدار [[عدل]] است نه [[عادل]]، [[دشمن]] [[ظلم]] است نه [[ظالم]]؛ طرفداری‌اش از [[عادل]] و دشمنی‌اش با [[ظالم]] از عقده‌های شخصی و [[روانی]] ناشی نمی‌شود، بلکه اصولی و مسلکی است<ref>مطهری، مرتضی، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۶۴ و ۶۵.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
==رابطه [[اخلاق]] با [[عدالت]]==
==رابطه [[اخلاق]] با [[عدالت]]==
*[[اخلاق]] و [[عدالت]]، دو مفهوم [[تأمل]] برانگیزند که درباره آنها مباحث دامنه‌داری مطرح شده است. گاه هر دو از یک مقوله به شمار آمده‌اند؛ برای نمونه هر دو در دایره [[شرع]] و یا هر آنها [[عقلی]] دانسته شده‌اند. گاه نیز یکی از آنها داخل در محدوده دیگری معنا شده است؛ برای نمونه، [[عدالت]]، امری [[اخلاقی]] به شمار آمده است. تأثیر و تأثر این دو مفهوم بر یکدیگر و اهمیت هریک از آنها نسبت به دیگری نیز مورد [[تأمل]] واقع شده است. در این نسبت‌سنجی، ضمن دریافت و طرح پرسش‌های اساسی این بحث، با بررسی حوزه معنایی دو مفهوم [[عدالت]] و [[اخلاق]] و توجه به تمایزات آنها،[[برتری]] و اهمیت آنها نسبت به یکدیگر و تأثیر متقابلشان مورد توجه خواهد بود. به طور کلی، [[اخلاق]] مربوط به حالت درونی [[فرد]] و [[نظام]] دادن به [[غرایز]] شخصی [[انسان]] و [[عدالت]] مربوط به [[نظام اجتماعی]] است<ref>مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۳۰۲.</ref>. [[اخلاق]] با خودِ [[انسان]]، یعنی با [[غرایز]] او در [[ارتباط]] است؛ از این رو به کنترل [[غرایز]]، [[اخلاق]] گفته می‌شود<ref>مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۲۷۶.</ref>؛ اما [[عدالت]] مفهومی وسیع‌تر از [[اخلاق]] یافته و در کنار معنای فردی و اخلاقی‌اش، شامل [[حقوق اجتماعی]] نیز می‌شود و همین موضوع آن را [[برتر]] از [[اخلاق]] قرار داده است. [[عدالت]] به [[منزل]] بنیان و اساس [[اجتماع]] محسوب می‌شود.
*این مطلب برگرفته از [[کلام امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] است. در خطبه‌ای از [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است که کسی از [[علی]]{{ع}} درباره [[برتری]] [[عدل]] و [[جود]] از [[حضرت]] می‌پرسد که [[عدل]] بهتر است یا [[جود]]؟ و [[امام]] در پاسخ، [[عدل]] را [[برتر]] از [[جود]] می‌داند. پاسخ [[امام]] مبتنی بر تمایز میان [[اخلاق]] و [[عدالت]] است<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۵.</ref>. او می‌فرماید: [[عدل]] هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد و هر حقی را به ذی‌حق واقعی خود می‌رساند؛ اما [[جود]] و [[بخشش]]، امور را از محل خودشان خارج می‌کند. زیرا [[جود]] عبارت از این است که [[فرد]] از [[حق]] [[مسلم]] خویش بگذرد و بدون هیچ چشمداشتی آن را تقدیم دیگری کند. این سبب می‌شود که [[بخشش]]، امری استثنایی و غیر معمول باشد که به مواردی خاص محدود می‌شود؛ اما [[عدالت]]، اداره کننده‌ای عمومی و نوعی پایه و مبنای [[زندگی]] و اساس [[قواعد]] و مقررات [[حیات]] است. [[عدالت]] در [[اجتماع]] به منزله پایه‌های ساختمان است و [[جود]] و سایر خصائص [[اخلاقی]] از نظر [[اجتماعی]] به منزله نقش و نگارهای آن بنا دانسته شده است. نخست باید پایه درست باشد تا نوبت به رنگ‌آمیزی و [[زینت]] برسد. بنابراین، [[عدالت]] [[اولویت]] و [[برتری]] دارد<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۳-۲۰.</ref>.
*اگر از منظر [[اخلاق]] به مسئله نگریسته شود و اگر پرسش‌شونده یک عالم [[اخلاقی]] بود، چه بسا [[اخلاق]] بر [[عدالت]] [[برتری]] می‌یافت؛ زیرا بخشایش‌گر، نه تنها از آسیب رساندن به دیگران به دور است، بلکه از [[حق]] و امتیاز و حتی از [[جان]] خویش چشم پوشیده و با خواست و [[اختیار]] آن را به [[جامعه]] تقدیم می‌کند؛ اما [[انسان]] [[عادل]] از نظر [[اخلاق]]، به [[حق دیگران]] [[تجاوز]] نمی‌کند، [[مال]] کسی را نمی‌برد و متعرض [[ناموس]] کسی نمی‌شود؛ یعنی تنها [[حقوق]] در نظر گرفته شده برای افراد را محترم می‌شمرد. پاسخ [[امیرمؤمنان]] نشان‌دهنده آن است که ایشان از منظر فردی و [[اخلاقی]] به این مسئله ننگریسته است. آن [[حضرت]]، به تعبیری، برخوردار از [[فلسفه]] [[اجتماعی]] روشن و معینی بوده است. مبنای پاسخ [[امام علی]]{{ع}} این است که به [[عدالت]] از بُعد [[اجتماعی]] آن می‌نگرد و [[قضاوت]] خود را براساس آن انجام می‌دهد. بنابراین حوزه عملکرد و هدف‌های [[عدالت]] و [[اخلاق]] یکسان نیست و اینکه گاه [[عدالت]] در محدوده [[اخلاق]] مطرح گشته است، به برداشت خاص از این مفهوم باز می‌گردد.
*علت اینکه [[عالمان]] [[مسلمان]] [[عدالت]] را اساس [[اخلاق]] دانسته‌اند، به تعریف آنها از [[اخلاق]] باز می‌گردد. از دیدگاه آنها، [[اخلاق]] عبارت از این است که [[طبیعت]]، یعنی [[غضب]] و [[شهوت]] و [[وهم]]، بر وجود [[انسان]] غالب نشود و به جای آن، [[عقل]] که به [[عدالت]] [[حکم]] می‌کند، فرمان‌روا باشد. در این هنگام، فعالیت طبایع و [[غرایز انسان]] تحت [[اختیار]] و [[اراده انسان]] و به دور از [[افراط و تفریط]] خواهد بود. [[عدالت]] و [[میانه‌روی]] از آن جهت مطابق [[عقل]] دانسته شده که اگر [[انسان]] از نظر [[ملکات اخلاقی]] در [[حد وسط]] باشد، [[حکم عقل]] به [[راحتی]] [[اجرا]] می‌شود و چیزی مزاحم [[روح]] نیست. بنابراین [[اخلاق]] را [[تعادل]] قوا و [[حد وسط]] معنا کرده و اساس آن را [[عدالت]] و [[توازن]] دانسته اند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۴۸۱. </ref>.
*پاسخ [[امام علی]]{{ع}} نه تنها حوزه‌های متفاوت [[اخلاق]] و [[عدالت]] را نشان می‌دهد، بلکه همچنین به جنبه‌های دیگری از تمایز این دو مفهوم از یکدیگر می‌پردازد. علت دیگر [[برتری]] [[عدالت]] بر [[جود]] و [[بخشش]] این است که [[جود]] امری [[اخلاقی]] است و تابع [[قوانین]] و مقررات قرار نمی‌گیرد. [[اخلاق]] بر [[علو]] نفس و [[پاکی]] و [[طهارت]] [[روح]] [[استوار]] بوده و زبان آن [[پند]] و [[اندرز]] است؛ ملاک اصلی یک امر [[اخلاقی]]، [[نیت]] و [[اراده]] [[آزاد]] فردی است. در غیر این صورت و با وارد شدن عنصر [[اجبار]] و تحکم، از [[اخلاقی]] بودن خارج می‌شود؛ زیرا [[قانون]] برخلاف [[اخلاق]]، با زبان [[امر و نهی]] سخن می‌گوید<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۴۷۰.</ref>. در مقابل، [[عدالت]] تحت [[قانون]] و قاعده درآمده<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۶.</ref> و مبنای [[قواعد]] و مقررات [[اجتماعی]] قرار می‌گیرد؛ زیرا پایه و مبنای [[قانون]]، [[تعیین]] حدود و مرزها و [[حقوق]] افراد نسبت به یکدیگر است و [[عدالت]]، [[حقوق]] را در [[جایگاه]] شایسته‌اش قرار می‌دهد.
*جنبه دیگر مقایسه فوق که [[اولویت]] [[عدالت]] بر [[اخلاق]] را از نظر [[اجتماعی]] [[ثابت]] می‌کند، ملاحظه گیرنده یا دریافت‌کننده [[فضیلت]] است. گاه بدون در نظر داشتن موازنه [[اجتماعی]]، [[احسان]] و [[بخشش]] حساب نشده‌ای صورت می‌گیرد که گرچه از نظر جودکننده فضیلتی عالی به حساب می‌آید، اما به لحاظ [[اجتماعی]] به [[تباهی]] عمومی و خرابی [[اجتماع]] منجر می‌شود. [[صدقه]]، اوقاف، نذورات و بخشش‌های حساب نشده، همچون سیلی [[جامعه]] را ویران و [[روحیه]] افراد را خراب و تنبل و به لحاظ [[اخلاقی]] [[فاسد]] می‌سازد. [[امام سجاد]]{{ع}} در روایتی بیان می‌کند که بسیاری از [[مردم]] به واسطه [[احسان]] به آنها و اداره [[زندگی]] و کارشان از این [[راه]]، به تدریج در [[غفلت]] فرو رفتند. این موضوع همچنین ناظر به این [[آیه قرآن]] است که می‌فرماید: {{متن قرآن|مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«داستان آنچه در زندگی این جهان می‌بخشند همچون داستان بادی است دارای سوز سرما که بر کشتگاه گروهی بر خویش ستم کرده بوزد و آن را نابود سازد و خداوند به آنان ستم نکرده است بلکه آنان خود به خویش ستم می‌ورزند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۷.</ref>.
*به جهت [[برتری]] [[اجتماعی]] [[عدالت]] بر [[اخلاق]]، میان [[عادل]] و [[عدالت‌خواه]] تمایز گذارده می‌شود. [[علی]]{{ع}} ضمن [[عادل]] بودن، [[عدالت‌خواه]] نیز بود و از همین رو به [[شهادت]] رسید<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۷-۲۴۹.</ref>. [[عدل]] فردی و [[اخلاقی]] به [[قتل]] [[انسان]] نمی‌انجامد، بلکه تنها باعث [[احترام]] و [[محبت]] به او می‌شود، اما همین که به عرصه [[ارتباط]] با سایران و به مرحله عمل [[اجتماعی]] می‌رسد، برای [[فرد]] خطرساز می‌شود. برای نمونه، [[علی]]{{ع}} عطف بماسبق می‌کرد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۱۴.</ref> و حق‌هایی را که در گذشته ضایع شده بود به صاحبان آنها باز می‌گرداند. این موضوع نارضایتی‌هایی را برای افراد منتفعی که اکنون زیان می‌دیدند به وجود آورد. [[اسلام]] نیز زمانی رو به توسعه و [[پیشرفت]] نهاد که از شکل یک [[آیین]] [[اخلاقی]] صرف خارج شده و به صورت یک [[انقلاب]] [[اجتماعی]] در آمد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۵.</ref>.
*[[عدالت]] و [[اخلاق]]، تأثیراتی نیز بر یکدیگر می‌نهند که به برخی از آنها اشاره شد. از دیگر تأثیرات [[عدالت]] بر [[اخلاق]] این است که [[عدالت]] به نوعی ضامن رعایت [[اخلاق]] است؛ زیرا [[عادل]]، هم به حدود خویش [[آگاه]] است و هم به [[حقوق]] دیگران و از این رو [[سعی]] در [[حفظ]] حدود و [[حقوق]] خویش و عدم [[تجاوز به حقوق مردم]] می‌کند<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۱، براساس آیه ۱۵۲ انعام.</ref>.
==نسبیت [[عدالت]]==
==نسبیت [[عدالت]]==
*نسبیت مفاهیم و به ویژه مفاهیمی مانند [[عدالت]] از مباحث شایع است. به ویژه با توجه به مباحثی که نظریه‌های متفکران جدید غربی صورت گرفته است، این مسئله حالت جدی‌تری یافته است... گاه نسبیت در [[ارتباط]] و مقایسه با چیزهای دیگر معنا می‌یابد؛ مانند نسبت بزرگی و کوچکی، دوری و نزدیکی، سبکی و سنگینی و غیره؛ در این موارد نمی‌توان به طور کلی نظری درباره بزرگی یا کوچکی یک شیء داد، اما در برخی امور مطلق مانند اعداد یا زمان، چنین امری امکان‌پذیر است؛ برای نمونه از عدد پنج همیشه شماره‌ای خاص به [[ذهن]] متبادر می‌شود و یا ساعات شبانه‌روز همیشه ثابت‌اند و...؛ [[عدالت]] را نیز می‌توان این‌گونه نسبت‌سنجی کرد. [[عدالت]] یک مفهوم مطلق و کلی دارد که عبارت از اعطای [[حق]] به صاحبان [[استحقاق]] است؛ و چون [[حقوق]] طبیعی و [[تکوینی]] وجود دارند که منشأ قانون‌گذاری‌ها محسوب می‌شوند و همیشه نیز ثابت می‌باشند، بنابراین [[عدالت]] نسبی نیست. [[معتقدان]] به نسبی بودن [[عدالت]] [[عقیده]] دارند که [[عدالت]] در هر [[جامعه]]، حالتی خاص و شکلی ویژه و متمایز به خود می‌گیرد؛ از این رو هیچ مکتبی نمی‌تواند دستوری مطلق درباره آن بدهد و در همه جا آن را یکسان [[اجرا]] کند. می‌توان پاسخ را براساس [[تفسیر]] خود از [[حق]] و ویژگی‌هایی که برای آن برشمرده‌ایم، ارائه نماییم که در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در ضمن تعریف [[عدالت]] به اعطای [[حقوق]] بیان گردید. نخست به تعریف‌های [[عدالت]]، به ویژه تعریف آن به اعطای [[حقوق]] می‌پردازیم. هر موجودی با نوعی [[شایستگی]] و استعداد ویژه به [[دنیا]] می‌آید که منشأ [[حقوق]] است. باید ذات و منشأ هر چیز مورد مطالعه قرار گیرد تا [[شایستگی‌ها]] و اقتضائات آن مشخص و مطابق آنها با وی [[رفتار]] شود. [[چشم]] و گوش و دست و سایر اعضای [[بدن]]، [[حقوق]] خاصی دارند. اگر [[حق]] چشم به دست داده شود، آن را از کار انداخته‌ایم. اگر حاصل تلاش‌های یک دانش‌آموز کوشا به دانش‌آموز تنبل داده شود، به او [[ظلم]] شده است و مثال‌های دیگر از این قبیل. نتیجه این تعریف از [[عدالت]] این است که چون [[عدالت]] مراعات [[استحقاق]] افراد است و [[حقوق]] نیز برآمده از متن [[خلقت]] است و پایه‌ای [[فطری]] و واقعی دارد، [[عدالت مطلق]] است. [[جهان آفرینش]] [[بی‌هدف]] پدیدار نشده است. [[حق]] زاییده این جریان غایت‌مند است و ما در مقابل آن مسئولیم. [[اجتماع]] نیز همچون افراد [[حق]] دارد و این [[حقوق]] چون بر پایه [[حقوق]] واقعی و [[فطری]] [[استوار]] است، در تمام زمان‌ها ثابت و تغییرناپذیر است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۶۰.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
*نسبیت مفاهیم و به ویژه مفاهیمی مانند [[عدالت]] از مباحث شایع است. به ویژه با توجه به مباحثی که نظریه‌های متفکران جدید غربی صورت گرفته است، این مسئله حالت جدی‌تری یافته است... گاه نسبیت در [[ارتباط]] و مقایسه با چیزهای دیگر معنا می‌یابد؛ مانند نسبت بزرگی و کوچکی، دوری و نزدیکی، سبکی و سنگینی و غیره؛ در این موارد نمی‌توان به طور کلی نظری درباره بزرگی یا کوچکی یک شیء داد، اما در برخی امور مطلق مانند اعداد یا زمان، چنین امری امکان‌پذیر است؛ برای نمونه از عدد پنج همیشه شماره‌ای خاص به [[ذهن]] متبادر می‌شود و یا ساعات شبانه‌روز همیشه ثابت‌اند و...؛ [[عدالت]] را نیز می‌توان این‌گونه نسبت‌سنجی کرد. [[عدالت]] یک مفهوم مطلق و کلی دارد که عبارت از اعطای [[حق]] به صاحبان [[استحقاق]] است؛ و چون [[حقوق]] طبیعی و [[تکوینی]] وجود دارند که منشأ قانون‌گذاری‌ها محسوب می‌شوند و همیشه نیز ثابت می‌باشند، بنابراین [[عدالت]] نسبی نیست. [[معتقدان]] به نسبی بودن [[عدالت]] [[عقیده]] دارند که [[عدالت]] در هر [[جامعه]]، حالتی خاص و شکلی ویژه و متمایز به خود می‌گیرد؛ از این رو هیچ مکتبی نمی‌تواند دستوری مطلق درباره آن بدهد و در همه جا آن را یکسان [[اجرا]] کند. می‌توان پاسخ را براساس [[تفسیر]] خود از [[حق]] و ویژگی‌هایی که برای آن برشمرده‌ایم، ارائه نماییم که در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در ضمن تعریف [[عدالت]] به اعطای [[حقوق]] بیان گردید. نخست به تعریف‌های [[عدالت]]، به ویژه تعریف آن به اعطای [[حقوق]] می‌پردازیم. هر موجودی با نوعی [[شایستگی]] و استعداد ویژه به [[دنیا]] می‌آید که منشأ [[حقوق]] است. باید ذات و منشأ هر چیز مورد مطالعه قرار گیرد تا [[شایستگی‌ها]] و اقتضائات آن مشخص و مطابق آنها با وی [[رفتار]] شود. [[چشم]] و گوش و دست و سایر اعضای [[بدن]]، [[حقوق]] خاصی دارند. اگر [[حق]] چشم به دست داده شود، آن را از کار انداخته‌ایم. اگر حاصل تلاش‌های یک دانش‌آموز کوشا به دانش‌آموز تنبل داده شود، به او [[ظلم]] شده است و مثال‌های دیگر از این قبیل. نتیجه این تعریف از [[عدالت]] این است که چون [[عدالت]] مراعات [[استحقاق]] افراد است و [[حقوق]] نیز برآمده از متن [[خلقت]] است و پایه‌ای [[فطری]] و واقعی دارد، [[عدالت مطلق]] است. [[جهان آفرینش]] [[بی‌هدف]] پدیدار نشده است. [[حق]] زاییده این جریان غایت‌مند است و ما در مقابل آن مسئولیم. [[اجتماع]] نیز همچون افراد [[حق]] دارد و این [[حقوق]] چون بر پایه [[حقوق]] واقعی و [[فطری]] [[استوار]] است، در تمام زمان‌ها ثابت و تغییرناپذیر است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۶۰.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
۱۹٬۴۱۸

ویرایش