عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۴۵۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۹۷: خط ۹۷:
==نسبیت [[عدالت]]==
==نسبیت [[عدالت]]==
*نسبیت مفاهیم و به ویژه مفاهیمی مانند [[عدالت]] از مباحث شایع است. به ویژه با توجه به مباحثی که نظریه‌های متفکران جدید غربی صورت گرفته است، این مسئله حالت جدی‌تری یافته است... گاه نسبیت در [[ارتباط]] و مقایسه با چیزهای دیگر معنا می‌یابد؛ مانند نسبت بزرگی و کوچکی، دوری و نزدیکی، سبکی و سنگینی و غیره؛ در این موارد نمی‌توان به طور کلی نظری درباره بزرگی یا کوچکی یک شیء داد، اما در برخی امور مطلق مانند اعداد یا زمان، چنین امری امکان‌پذیر است؛ برای نمونه از عدد پنج همیشه شماره‌ای خاص به [[ذهن]] متبادر می‌شود و یا ساعات شبانه‌روز همیشه ثابت‌اند و...؛ [[عدالت]] را نیز می‌توان این‌گونه نسبت‌سنجی کرد. [[عدالت]] یک مفهوم مطلق و کلی دارد که عبارت از اعطای [[حق]] به صاحبان [[استحقاق]] است؛ و چون [[حقوق]] طبیعی و [[تکوینی]] وجود دارند که منشأ قانون‌گذاری‌ها محسوب می‌شوند و همیشه نیز ثابت می‌باشند، بنابراین [[عدالت]] نسبی نیست. [[معتقدان]] به نسبی بودن [[عدالت]] [[عقیده]] دارند که [[عدالت]] در هر [[جامعه]]، حالتی خاص و شکلی ویژه و متمایز به خود می‌گیرد؛ از این رو هیچ مکتبی نمی‌تواند دستوری مطلق درباره آن بدهد و در همه جا آن را یکسان [[اجرا]] کند. می‌توان پاسخ را براساس [[تفسیر]] خود از [[حق]] و ویژگی‌هایی که برای آن برشمرده‌ایم، ارائه نماییم که در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در ضمن تعریف [[عدالت]] به اعطای [[حقوق]] بیان گردید. نخست به تعریف‌های [[عدالت]]، به ویژه تعریف آن به اعطای [[حقوق]] می‌پردازیم. هر موجودی با نوعی [[شایستگی]] و استعداد ویژه به [[دنیا]] می‌آید که منشأ [[حقوق]] است. باید ذات و منشأ هر چیز مورد مطالعه قرار گیرد تا [[شایستگی‌ها]] و اقتضائات آن مشخص و مطابق آنها با وی [[رفتار]] شود. [[چشم]] و گوش و دست و سایر اعضای [[بدن]]، [[حقوق]] خاصی دارند. اگر [[حق]] چشم به دست داده شود، آن را از کار انداخته‌ایم. اگر حاصل تلاش‌های یک دانش‌آموز کوشا به دانش‌آموز تنبل داده شود، به او [[ظلم]] شده است و مثال‌های دیگر از این قبیل. نتیجه این تعریف از [[عدالت]] این است که چون [[عدالت]] مراعات [[استحقاق]] افراد است و [[حقوق]] نیز برآمده از متن [[خلقت]] است و پایه‌ای [[فطری]] و واقعی دارد، [[عدالت مطلق]] است. [[جهان آفرینش]] [[بی‌هدف]] پدیدار نشده است. [[حق]] زاییده این جریان غایت‌مند است و ما در مقابل آن مسئولیم. [[اجتماع]] نیز همچون افراد [[حق]] دارد و این [[حقوق]] چون بر پایه [[حقوق]] واقعی و [[فطری]] [[استوار]] است، در تمام زمان‌ها ثابت و تغییرناپذیر است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۶۰.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
*نسبیت مفاهیم و به ویژه مفاهیمی مانند [[عدالت]] از مباحث شایع است. به ویژه با توجه به مباحثی که نظریه‌های متفکران جدید غربی صورت گرفته است، این مسئله حالت جدی‌تری یافته است... گاه نسبیت در [[ارتباط]] و مقایسه با چیزهای دیگر معنا می‌یابد؛ مانند نسبت بزرگی و کوچکی، دوری و نزدیکی، سبکی و سنگینی و غیره؛ در این موارد نمی‌توان به طور کلی نظری درباره بزرگی یا کوچکی یک شیء داد، اما در برخی امور مطلق مانند اعداد یا زمان، چنین امری امکان‌پذیر است؛ برای نمونه از عدد پنج همیشه شماره‌ای خاص به [[ذهن]] متبادر می‌شود و یا ساعات شبانه‌روز همیشه ثابت‌اند و...؛ [[عدالت]] را نیز می‌توان این‌گونه نسبت‌سنجی کرد. [[عدالت]] یک مفهوم مطلق و کلی دارد که عبارت از اعطای [[حق]] به صاحبان [[استحقاق]] است؛ و چون [[حقوق]] طبیعی و [[تکوینی]] وجود دارند که منشأ قانون‌گذاری‌ها محسوب می‌شوند و همیشه نیز ثابت می‌باشند، بنابراین [[عدالت]] نسبی نیست. [[معتقدان]] به نسبی بودن [[عدالت]] [[عقیده]] دارند که [[عدالت]] در هر [[جامعه]]، حالتی خاص و شکلی ویژه و متمایز به خود می‌گیرد؛ از این رو هیچ مکتبی نمی‌تواند دستوری مطلق درباره آن بدهد و در همه جا آن را یکسان [[اجرا]] کند. می‌توان پاسخ را براساس [[تفسیر]] خود از [[حق]] و ویژگی‌هایی که برای آن برشمرده‌ایم، ارائه نماییم که در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در ضمن تعریف [[عدالت]] به اعطای [[حقوق]] بیان گردید. نخست به تعریف‌های [[عدالت]]، به ویژه تعریف آن به اعطای [[حقوق]] می‌پردازیم. هر موجودی با نوعی [[شایستگی]] و استعداد ویژه به [[دنیا]] می‌آید که منشأ [[حقوق]] است. باید ذات و منشأ هر چیز مورد مطالعه قرار گیرد تا [[شایستگی‌ها]] و اقتضائات آن مشخص و مطابق آنها با وی [[رفتار]] شود. [[چشم]] و گوش و دست و سایر اعضای [[بدن]]، [[حقوق]] خاصی دارند. اگر [[حق]] چشم به دست داده شود، آن را از کار انداخته‌ایم. اگر حاصل تلاش‌های یک دانش‌آموز کوشا به دانش‌آموز تنبل داده شود، به او [[ظلم]] شده است و مثال‌های دیگر از این قبیل. نتیجه این تعریف از [[عدالت]] این است که چون [[عدالت]] مراعات [[استحقاق]] افراد است و [[حقوق]] نیز برآمده از متن [[خلقت]] است و پایه‌ای [[فطری]] و واقعی دارد، [[عدالت مطلق]] است. [[جهان آفرینش]] [[بی‌هدف]] پدیدار نشده است. [[حق]] زاییده این جریان غایت‌مند است و ما در مقابل آن مسئولیم. [[اجتماع]] نیز همچون افراد [[حق]] دارد و این [[حقوق]] چون بر پایه [[حقوق]] واقعی و [[فطری]] [[استوار]] است، در تمام زمان‌ها ثابت و تغییرناپذیر است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۶۰.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
==آثار عدالت اجتماعی==
*آثار مثبت [[عدالت]] در دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] قابل تقسیم‌بندی است. بی‌گمان آثار فردی [[عدالت]]، در [[عدالت اجتماعی]] تأثیر دارد. اجرای [[مساوات]] و پرداخت [[حقوق]] و مزایای افراد، نه تنها سبب [[خشنودی]] آنان می‌شود، بلکه باعث ایجاد [[همدلی]] و توادد و تحابب می‌شود. به رغم تأثیری که [[ایمان]] بر نزدیکی [[قلوب]] و ایجاد [[وحدت]] میان افراد [[جامعه]] دارد، اما تا زمانی که موانع و فاصله‌ها و امتیازهای ناعادلانه رفع نشود، [[ایمان]] نمی‌تواند تأثیر چندانی داشته باشد. به عبارتی، [[ایمان به خدا]] مقتضی [[اتحاد]] و برداشتن این امور به منزله رفع موانع است و در کنار [[ایمان]] و [[عدالت فردی]]، [[عدالت اجتماعی]] نیز ضروری است. به همین جهت گفته می‌شود که [[اسلام]] تنها یک [[آیین]] [[اخلاقی]] نیست، بلکه در عرصه [[اجتماع]] نیز سبب تحولات گسترده می‌شود و ناهمواری‌های [[اجتماعی]] را از بین می‌برد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۵.</ref>.
*[[اسلام]] در راستای از بین بردن ناهمواری‌های [[اجتماعی]]، با [[القاب]] [[مبارزه]] کرد. توصیه به [[داوری]] و [[قضاوت عادلانه]]، رعایت [[عدالت]] در بین [[زنان]]، مراعات [[عدالت]] درباره خود، [[والدین]] و [[خویشاوندان]]، [[برقراری صلح]] به طور عادلانه، مراعات [[عدالت]] درباره [[یتیمان]]، از دیگر مواردی است که در [[قرآن]] ذکر شده است. عمل به این [[مواعظ]] در [[جامعه اسلامی]] می‌تواند ثمرات مثبتی به بار آورد که [[سعادت]] و [[آرامش]]، [[اتحاد]] و [[پیشرفت]] [[اجتماعی]] و [[سلامت روانی]] عمومی از نمونه‌های آن است<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۶، ص۲۱۵.</ref>.
*در ابعاد مختلف [[نهضت اسلامی]] [[ایران]] مانند ریشه، ماهیت، [[هدف‌ها]]، [[رهبری]] و آفات، [[عدالت]] نقشی پررنگ و مؤثر دارد.
از بُعد ماهیت [[نهضت]] که [[اسلامی]] و [[الهی]] است، [[دین]] نقش مؤثری در بیدار کردن [[فطرت]] [[خداجوی]] [[انسان‌ها]] و در نتیجه [[عدالت‌خواهی]] آنان دارد. ریشه این [[نهضت]] بر جریان‌های مختلفی مبتنی بوده است که [[تبعیض]] و ازدیاد روزافزون شکاف طبقاتی و [[نقض]]آشکار [[قوانین]] و [[مقررات اسلامی]] از جمله آنها است. هدف‌های [[نهضت]] همان اهدافی است که [[ائمه اطهار]]{{عم}} نیز در سخنان خویش آنها را به عنوان هدف‌های اصلاحی خویش ذکر کرده‌اند. این اهداف، هدف‌های کلی همه نهضت‌های [[اسلامی]] است. [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]]، این [[هدف‌ها]] را چنین بیان می‌کند:
{{متن حدیث| لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ}} به این معنا که نشانه‌های محو شده [[راه خدا]] را بازگردانیم. یعنی اصلاحی در فکرها و [[اندیشه‌ها]] و تحولی در روح‌ها و ضمیرها و قضاوت‌ها در زمینه خود [[اسلام]] صورت گیرد. {{متن حدیث| نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ}}؛ [[اصلاح]] اساسی و آشکار و چشمگیر که نظر هر بیننده را جلب کند و علایم بهبودی وضع [[زندگی]] [[مردم]] کاملاً هویدا باشد. به عبارتی، [[تحول]] بنیادین در اوضاع [[زندگی]] [[مردم]] انجام پذیرد.
{{متن حدیث| يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ}}؛ [[بندگان]] [[مظلوم]] [[خدا]] از [[شر]] [[ظالمان]] [[امان]] یابند و دست تطاول [[ستمکاران]] از سر [[ستمدیدگان]] کوتاه شود تا در [[روابط اجتماعی]] [[انسان‌ها]] اصلاحی صورت گیرد. {{متن حدیث| تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ }}؛ مقررات تعطیل شده [[خدا]] و قانون‌های نقض شده [[اسلام]] بار دیگر به پا داشته شود و بر [[زندگی اجتماعی]] [[مردم]] [[حاکم]] شود. به این معنا که تحولی ثمربخش و [[اسلامی]] در [[نظامات]] [[مدنی]] و [[اجتماعی]] [[جامعه]] صورت پذیرد<ref>مطهری، مرتضی، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۶۳-۷۰.</ref>.
*در هر چهار [[هدف]] فوق می‌توان حضور [[عدالت]] را [[احساس]] کرد؛ زیرا [[عدالت]] [[نظامات]] [[مدنی]] و [[اجتماعی]] [[جامعه]] [[تحول]] ایجاد می‌کند و یکی از [[مقررات اسلامی]] است که بایستی به [[اجرا]] درآید. [[عدالت]] همچنین در [[افکار]] و [[اندیشه]] و اوضاع [[زندگی]] [[مردم]] [[تحول]] ایجاد می‌کند اما به طور مشخص‌تر، در [[روابط اجتماعی]] [[انسان‌ها]] [[تحول]] ایجاد می‌کند. [[آزادی]]، [[دموکراسی]] و [[عدالت]] در [[اسلام]]، حاصل رعایت [[برابری]] و [[مساوات]] میان [[انسان‌ها]] است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۷۸.</ref><ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>.
==عدل در قرآن==
==عدل در قرآن==
{{اصلی|عدل در قرآن}}
{{اصلی|عدل در قرآن}}
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش