←آزادی در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
#'''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]]{{ع}} رهایی خویش از ستمگران را از خداوندطلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ }}<ref> آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه: 21.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه: 25.</ref> [[حضرت نوح]]{{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref> بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش.آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه: 118-119.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانهای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه: 11.</ref> و [[ستمدیدگان]] [[بنیاسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref> و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه: 250.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref> و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه: 75.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوندطلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 204-206.</ref>. | #'''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]]{{ع}} رهایی خویش از ستمگران را از خداوندطلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ }}<ref> آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه: 21.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه: 25.</ref> [[حضرت نوح]]{{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref> بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش.آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه: 118-119.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانهای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه: 11.</ref> و [[ستمدیدگان]] [[بنیاسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref> و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گامهای ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه: 250.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref> و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه: 75.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوندطلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 204-206.</ref>. | ||
==آزادی در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱== | ==[[آزادی]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]] ج۱== | ||
*منظور از این کلید واژه تمام تعالیمی است که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به [[مدارا]] و عدم [[اجبار]] در [[دین]] و نفی سیطرهگری [[دینی]] تأکید شده و محدوده [[پیام]] [[رسول]] را [[تبلیغ]] و [[تبیین]] و [[تشویق]] و [[انذار]] میداند و به صراحت از [[پیامبر]] خواسته شده که زمینه [[انتخاب]] و [[اختیار]] دیگران را فراهم کند و نه اینکه [[اجبار]] و چیرهگری کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶.</ref>. | *منظور از این کلید واژه تمام تعالیمی است که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به [[مدارا]] و عدم [[اجبار]] در [[دین]] و [[نفی]] سیطرهگری [[دینی]] تأکید شده و محدوده [[پیام]] [[رسول]] را [[تبلیغ]] و [[تبیین]] و [[تشویق]] و [[انذار]] میداند و به صراحت از [[پیامبر]] خواسته شده که زمینه [[انتخاب]] و [[اختیار]] دیگران را فراهم کند و نه اینکه [[اجبار]] و چیرهگری کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶.</ref>. | ||
* | * [[آزادی]]، [[آزادگی]]، [[آزادمردی]] و [[آزادمنشی]]، واژههای مترادفی برای [[رهایی]] [[انسان]] از بندهای [[شهوت]] و [[خویهای پست]] و [[رذیلتهای نفسانی]] هستند. [[آزادگی]] [[آدمی]] گوهری است در وجود او که به کمک آن توانسته خود را از اسارتهای [[دنیوی]] برهاند. [[انسان]] [[آزاده]] از دنیای فانی و نکوهیده رهیده و خود را به قلههای انسانیّت نزدیک کرده است. [[آزادگی]] از جمله کمالاتی است که زمینه بروز دیگر [[کمالات]] را در [[آدمی]] بهوجود میآورد. از اینرو [[انسانها]] باید مرتبهای از [[آزادگی]] را در خود به وجود آورند و موجبات [[رشد]] و تعالی آن را در خود فراهم کنند. [[امام]]{{ع}} [[برترین]] [[پرستش]] را [[پرستش]] آزادگان بیان میکند، چنانکه درباره [[پرستش]] [[خدا]] میفرماید: "ای [[خدا]]، تو را نه بهدلیل [[ترس]] از [[کیفر]] و نه به [[طمع]] [[بهشت]] پرستیدم، بلکه تنها از اینرو پرستیدم که تو [[شایسته]] پرستشی. تنها کسی که دارای [[روح]] آزاداندیش و رسته از [[اسارت]] شهوتهاست، میتواند چنین [[روح]] پرستندهای داشته باشد. از اینرو فرمود: اگر [[خداوند]] به سبب نافرمانیاش، [[مردم]] را [[بیم]] نمیداد باز هم فرمانبرداریاش [[واجب]] بود تا [[سپاس]] نعمتش را بگزارند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۲، {{متن حدیث|لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ [سُبْحَانَهُ] عَلَی مَعْصِیَتِهِ لَکَانَ یَجِبُ أَلَّا یُعْصَی شُکْراً لِنِعَمِه}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۸- ۴۹.</ref>. | ||
*راه رسیدن به کمال آزادی و [[آزادگی]]، رهایی از غیر [[خدا]] و تن به [[بندگی]] او دادن است و اگر [[آدمی]] تن به این امر ندهد، موهبت آزادی و [[آزادگی]] را از دست خواهد داد. هر که شرایط [[بندگی]] را فراهم کند، اهل آزادی و [[آزادگی]] میشود و هر که آزادی را در وجود خود استوار نکند، به [[بردگی]] کشانده خواهد شد. از اینرو به [[فرزند]] خویش سفارش میکند که [[بنده]] کس مباش که [[خدا]] تو را آزاد آفرید<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً }}</ref> و [[دلیل]] [[رسالت پیامبر]] را این گونه بیان میدارد: پس [[خدا]] [[محمد|محمّد]]{{صل}} را بهراستی برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] بتها برون آرد، به [[عبادت]] او وادارد، از [[پیروی]] از [[شیطان]] برهاند و به [[اطاعت خدا]] کشاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷، {{متن حدیث| فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً {{صل}} بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِه}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | * [[راه]] [[رسیدن به کمال]] [[آزادی]] و [[آزادگی]]، [[رهایی]] از غیر [[خدا]] و تن به [[بندگی]] او دادن است و اگر [[آدمی]] تن به این امر ندهد، [[موهبت]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] را از دست خواهد داد. هر که شرایط [[بندگی]] را فراهم کند، [[اهل]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] میشود و هر که [[آزادی]] را در وجود خود [[استوار]] نکند، به [[بردگی]] کشانده خواهد شد. از اینرو به [[فرزند]] خویش سفارش میکند که [[بنده]] کس مباش که [[خدا]] تو را [[آزاد]] آفرید<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً }}</ref> و [[دلیل]] [[رسالت پیامبر]] را این گونه بیان میدارد: پس [[خدا]] [[محمد|محمّد]]{{صل}} را بهراستی برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بتها]] برون آرد، به [[عبادت]] او وادارد، از [[پیروی]] از [[شیطان]] برهاند و به [[اطاعت خدا]] کشاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷، {{متن حدیث| فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً{{صل}} بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِه}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>. | ||
*[[امام]] {{ع}} در [[مقام]] [[خلیفه]] و [[والی]] نیز مردمان را بهسوی آزادی و [[آزادگی]] [[هدایت]] میکند، چنانکه در نخستین [[خطبه]] حکومتی خود، تمام [[فرزندان آدم]] را "آزاد آفریده شده" میداند و در سفارشهای خود، مردمان را به آزادی از قید و بندهای دستوپاگیر [[دنیا]] فرامیخواند: آیا آزادهای نیست که این تهمانده بیارزش را به اهلش واگذارَد و خود را [[اسیر]] [[دنیا]] نکند؟! بههوش باشید که [[ارزش]] شما تنها [[بهشت]] است، پس خود را جز بدان مفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴۸</ref>. [[انسانها]] اگر بتوانند آزادانه این خردهطعام برجای مانده از [[دنیا]] را به کنار نهند و آن را برای اهل [[دنیا]] واگذارند، از پستی رها و به انسانهایی وارسته و آزاد تبدیل خواهند شد. از اینرو در کلامی میفرماید "سبکبار شوید تا برسید"<ref>نک: نهج البلاغه؛ خطبه ۲۱، {{متن حدیث|تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا}}</ref>. انسانی میتواند سبکبار باشد که [[دل]] از [[تعلقات دنیوی]] برچیده و به [[مقام]] [[آزادگی]] رسیده باشد. چنین انسانی در هر شرایطی آزاده است، هر چند در [[رنج]] و محنت گرفتار شود. [[انسان]] آزاده میتواند در سایه صفت [[آزادگی]] واجد خصوصیات نیکو شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | * [[امام]]{{ع}} در [[مقام]] [[خلیفه]] و [[والی]] نیز [[مردمان]] را بهسوی [[آزادی]] و [[آزادگی]] [[هدایت]] میکند، چنانکه در نخستین [[خطبه]] [[حکومتی]] خود، تمام [[فرزندان آدم]] را "[[آزاد]] [[آفریده]] شده" میداند و در سفارشهای خود، [[مردمان]] را به [[آزادی]] از قید و بندهای دستوپاگیر [[دنیا]] فرامیخواند: آیا آزادهای نیست که این تهمانده بیارزش را به اهلش واگذارَد و خود را [[اسیر]] [[دنیا]] نکند؟! بههوش باشید که [[ارزش]] شما تنها [[بهشت]] است، پس خود را جز بدان مفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴۸</ref>. [[انسانها]] اگر بتوانند آزادانه این خردهطعام برجای مانده از [[دنیا]] را به کنار نهند و آن را برای [[اهل]] [[دنیا]] واگذارند، از [[پستی]] رها و به انسانهایی [[وارسته]] و [[آزاد]] تبدیل خواهند شد. از اینرو در [[کلامی]] میفرماید "سبکبار شوید تا برسید"<ref>نک: نهج البلاغه؛ خطبه ۲۱، {{متن حدیث|تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا}}</ref>. [[انسانی]] میتواند سبکبار باشد که [[دل]] از [[تعلقات دنیوی]] برچیده و به [[مقام]] [[آزادگی]] رسیده باشد. چنین [[انسانی]] در هر شرایطی [[آزاده]] است، هر چند در [[رنج]] و [[محنت]] گرفتار شود. [[انسان]] [[آزاده]] میتواند در سایه صفت [[آزادگی]] واجد خصوصیات [[نیکو]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>. | ||
===اصول و مبانی آزادی=== | ===اصول و مبانی [[آزادی]]=== | ||
*منظور از اصول، مبانی و نگرشهای بنیادین آزادی و رهنمودهایی است که نتیجه و لازمه آن آزادی و [[حق]] [[انتخاب]] و عدم [[اجبار]] [[انسانها]] در پذیرفتن [[دین حق]] است. | *منظور از اصول، مبانی و نگرشهای بنیادین [[آزادی]] و رهنمودهایی است که نتیجه و لازمه آن [[آزادی]] و [[حق]] [[انتخاب]] و عدم [[اجبار]] [[انسانها]] در [[پذیرفتن]] [[دین حق]] است. | ||
#{{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّك لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكرِهُ النَّاسَ حَتَّي يكونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>. [[مشیت]] [[حق]] آن است که همه [[مردم]] [[مؤمن]] نباشند و [[ایمان]] با [[اراده]] و [[انتخاب]] انجام گیرد و در نتیجه کسی مجبور نشود و از این جهت [[پیامبر]] نمیتواند مجبور کند. | #{{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّك لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكرِهُ النَّاسَ حَتَّي يكونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>. [[مشیت]] [[حق]] آن است که همه [[مردم]] [[مؤمن]] نباشند و [[ایمان]] با [[اراده]] و [[انتخاب]] انجام گیرد و در نتیجه کسی مجبور نشود و از این جهت [[پیامبر]] نمیتواند مجبور کند. | ||
#{{متن قرآن|قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكمْ فَمَنِ اهْتَدَي فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكمْ فَمَنِ اهْتَدَي فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>. | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۷۷: | ||
*'''نتیجه:''' در این [[آیات]] این نکتهها مطرح گردیده و نتیجه به دست میآید: | *'''نتیجه:''' در این [[آیات]] این نکتهها مطرح گردیده و نتیجه به دست میآید: | ||
#توجه به [[مشیت]] [[حق]] در [[دعوت به دین]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّك لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كلُّهُمْ جَمِيعًا}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>. | #توجه به [[مشیت]] [[حق]] در [[دعوت به دین]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّك لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كلُّهُمْ جَمِيعًا}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>. | ||
#توجه دادن و [[هدایت]] کردن به اینکه [[دعوت پیامبر]] برای خودشان است و بس: {{متن قرآن|قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكمْ فَمَنِ اهْتَدَي فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ...}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب | #توجه دادن و [[هدایت]] کردن به اینکه [[دعوت پیامبر]] برای خودشان است و بس: {{متن قرآن|قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكمْ فَمَنِ اهْتَدَي فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ...}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود»... سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>. | ||
#[[پیامبر]] [[دعوت]] میکند خواه کسی میخواهد [[مؤمن]] شود و میخواهد [[کافر]]. {{متن قرآن|فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيكفُرْ}}<ref>«هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>. | # [[پیامبر]] [[دعوت]] میکند خواه کسی میخواهد [[مؤمن]] شود و میخواهد [[کافر]]. {{متن قرآن|فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيكفُرْ}}<ref>«هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>. | ||
#[[مشیت]] [[حق]] برایمان همه [[مردم]] نیست {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكوا}}<ref>«و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند» سوره انعام، آیه ۱۰۷.</ref> و لذا عدهای [[مؤمن]] و عدهای [[کافر]] میشوند. | # [[مشیت]] [[حق]] برایمان همه [[مردم]] نیست {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكوا}}<ref>«و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند» سوره انعام، آیه ۱۰۷.</ref> و لذا عدهای [[مؤمن]] و عدهای [[کافر]] میشوند. | ||
#[[پیامبر]] [[مسئول]] و [[وکیل]] [[گمراهی]] دیگران نیست: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَاك عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكيلٍ}}<ref>«و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.</ref> | # [[پیامبر]] [[مسئول]] و [[وکیل]] [[گمراهی]] دیگران نیست: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَاك عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكيلٍ}}<ref>«و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.</ref> | ||
#پذیرش واقعیت [[اختلاف]] و چندگانگی [[عقیده]] مبنا و روش پیامبردر [[دعوت]] دیگران. | # [[پذیرش]] واقعیت [[اختلاف]] و چندگانگی [[عقیده]] مبنا و روش پیامبردر [[دعوت]] دیگران. | ||
#[[مشیت]] [[حق]] در [[راهنمایی]] و [[هدایت]]، بر [[زور]] و [[اجبار]] و بکارگیری روشهای غیر اختیاری ([[تکوینی]]) برای [[ایمان آوردن]] نیست: {{متن قرآن|إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ}}<ref>«اگر بخواهیم از آسمان بر آنان نشانهای فرو میفرستیم تا فروتنانه بدان گردن نهند» سوره شعراء، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶-۳۷.</ref>. | # [[مشیت]] [[حق]] در [[راهنمایی]] و [[هدایت]]، بر [[زور]] و [[اجبار]] و بکارگیری روشهای غیر اختیاری ([[تکوینی]]) برای [[ایمان آوردن]] نیست: {{متن قرآن|إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ}}<ref>«اگر بخواهیم از آسمان بر آنان نشانهای فرو میفرستیم تا فروتنانه بدان گردن نهند» سوره شعراء، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶-۳۷.</ref>. | ||
===قلمرو [[رسالت]] [[پیامبری]]=== | ===قلمرو [[رسالت]] [[پیامبری]]=== | ||
| خط ۱۸۹: | خط ۱۸۹: | ||
#{{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. تا آنجا [[تبلیغ]] و [[بشارت]] و [[انذار]] میدهد که [[حجت]] را بر دیگران تمام کند | #{{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>. تا آنجا [[تبلیغ]] و [[بشارت]] و [[انذار]] میدهد که [[حجت]] را بر دیگران تمام کند | ||
#{{متن قرآن|فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و آیا جز پیامرسانی آشکار بر عهده پیامبران است؟» سوره نحل، آیه ۳۵.</ref>. وظیفهای جز رساندن [[پیام]] به صورت آشکار ندارد | #{{متن قرآن|فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و آیا جز پیامرسانی آشکار بر عهده پیامبران است؟» سوره نحل، آیه ۳۵.</ref>. وظیفهای جز رساندن [[پیام]] به صورت آشکار ندارد | ||
#{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. روش او در [[دعوت]] (به جای [[زور]] و تحکم و [[خشونت]]) با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیک]] و در صورت | #{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. روش او در [[دعوت]] (به جای [[زور]] و تحکم و [[خشونت]]) با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیک]] و در صورت [[جدال]]، [[جدال]] احسن است. | ||
#{{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref>. [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[دعوت]] به [[بصیرت]] روش اصلی [[پیامبر]] | #{{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref>. [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[دعوت]] به [[بصیرت]] روش اصلی [[پیامبر]] | ||
#{{متن قرآن|قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref>. [[پیامبر]] کسی جز انسانی فرستاده شده، نیست که از ترتیبات بشری برای [[هدایت]] استفاده میکند و در این [[آیات]] [[فلسفه]] [[دعوت]] پیامبرو شیوه برخورد او با [[مخالفان]] و قلمرو [[مسئولیت]] ایشان مطرح گردیده که همه جا [[روح]] [[حق]] [[انتخاب]] و آزادی و عدم بهرهگیری از روش [[اجبار]] در آن جلوهگر است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۷-۳۸.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}<ref>«بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۳.</ref>. [[پیامبر]] کسی جز [[انسانی]] فرستاده شده، نیست که از ترتیبات بشری برای [[هدایت]] استفاده میکند و در این [[آیات]] [[فلسفه]] [[دعوت]] پیامبرو شیوه برخورد او با [[مخالفان]] و قلمرو [[مسئولیت]] ایشان مطرح گردیده که همه جا [[روح]] [[حق]] [[انتخاب]] و [[آزادی]] و عدم بهرهگیری از روش [[اجبار]] در آن جلوهگر است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۷-۳۸.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||