ابن اممکتوم: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
[[عمرو بن زائدة بن الأصم ابن ام مکتوم]] یا [[عبد الله بن عمرو]] یا [[عمرو بن قیس]] بن [[شریح بن مالک]] یا [[عبدالله بن شریح]] معروف به ابن اممکتوم. | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
او قبل از گرویدن به [[اسلام]]، حصین نام داشت و [[پیامبر]]{{صل}} او را [[عبدالله]] نام نهاد. گرچه درباره نام او نظرها یکسان نیست و منابع مختلف نامهای متعددی را برای او ذکر کردهاند<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۲۶۵؛ ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲؛ سیرت رسول الله{{صل}}، قاضی ابرقوه، ج۲، ص۵۴۴؛ تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۱، ص۴۰۱؛ الاصابه، ابن حجر، ج۳، ص۲۷۴.</ref>. درباره نام پدرش نیز نظرها یکسان نیست و در منابع موجود، نامهای مختلفی یاد شده است که مشهورتر از همه [[قیس بن زائدة]] است<ref>سیرت رسول الله{{صل}}، قاضی ابرقوه، ج۲، ص۵۴۴.</ref>. کنیهاش را نیز ابا سراج گفتهاند<ref>التبیان، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۲۶۸.</ref>. او دایی [[خدیجه]]، [[همسر پیامبر]]{{صل}} بود و [[کنیه]] مادرش عاتکه، دختر [[عبدالله بن عنکثه]]، اممکتوم بود<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۱۹۸.</ref>. | |||
درباره نام پدرش نیز نظرها یکسان نیست و در منابع موجود، نامهای مختلفی یاد شده است که مشهورتر از همه [[قیس بن زائدة]] است<ref>سیرت رسول الله{{صل}}، قاضی ابرقوه، ج۲، ص۵۴۴.</ref>. کنیهاش را نیز ابا سراج گفتهاند<ref>التبیان، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۲۶۸.</ref>. او دایی [[خدیجه]]، [[همسر پیامبر]]{{صل}} بود و [[کنیه]] مادرش عاتکه، دختر [[عبدالله بن عنکثه]]، اممکتوم بود<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۱۹۸.</ref>. | |||
ابن اممکتوم، ساکن [[مکه]] و از [[قبیله]] بنیعامر، شعبهای از [[قبیله]] [[فهر بن غالب]] بود<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۲۶۵؛ ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref>. | ابن اممکتوم، ساکن [[مکه]] و از [[قبیله]] بنیعامر، شعبهای از [[قبیله]] [[فهر بن غالب]] بود<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۱۰، ص۲۶۵؛ ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref>. | ||
ابوظلال میگوید: “نزد [[انس بن مالک]] ([[خادم]] [[پیامبر]]) بودم، پرسید: چه موقع چشمانت را از دست دادی؟” | |||
گفتم: در [[کودکی]] [[نابینا]] شدم. | ابوظلال میگوید: “نزد [[انس بن مالک]] ([[خادم]] [[پیامبر]]) بودم، پرسید: چه موقع چشمانت را از دست دادی؟” گفتم: در [[کودکی]] [[نابینا]] شدم. [[انس]] گفت: “وقتی که ابن اممکتوم نزد [[پیامبر]]{{صل}} بود [[جبرئیل]] بر وی نازل شد و پرسید: چه موقع چشمانت را از دست دادهای؟ گفت: در [[کودکی]]. [[جبرئیل]] گفت: [[خدای متعال]] فرموده است که هرگاه چشم بندهای را از وی بگیرم پاداشی بهتر از [[بهشت]] برای او سراغ ندارم”. | ||
[[انس]] گفت: “وقتی که ابن اممکتوم نزد [[پیامبر]]{{صل}} بود [[جبرئیل]] بر وی نازل شد و پرسید: چه موقع چشمانت را از دست دادهای؟ گفت: در [[کودکی]]. [[جبرئیل]] گفت: [[خدای متعال]] فرموده است که هرگاه چشم بندهای را از وی بگیرم پاداشی بهتر از [[بهشت]] برای او سراغ ندارم”. | |||
ولی برخی نویسندگان [[نقل]] میکنند که ابن اممکتوم اندکی بعد از [[غزوه بدر]] [[نابینا]] شد و به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref><ref>[[پروین حبیبی|حبیبی، پروین]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴.</ref>. | ولی برخی نویسندگان [[نقل]] میکنند که ابن اممکتوم اندکی بعد از [[غزوه بدر]] [[نابینا]] شد و به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref><ref>[[پروین حبیبی|حبیبی، پروین]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۳۴.</ref>. | ||
==[[هجرت به مدینه]]== | ==[[هجرت به مدینه]]== | ||
ابن اممکتوم از [[اصحاب]] [[مهاجر]] بود<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref> که پس از وقوع [[جنگ بدر]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد و در [[خانه]] [[مخرمة بن نوفل]] که به [[خانه]] [[قاریان]] [[قرآن]] معروف بود، [[منزل]] کرد<ref>سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه، ج۲، ص۵۴۴؛ امتاع الأسماع، مقریزی، ج۱۰، ص۱۳۳.</ref>. بعضی گفتهاند که وی قبل از آنکه [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] [[هجرت]] کند، به [[دستور]] آن [[حضرت]] برای [[ارشاد]] [[مردم]] به همراه مصعب عمیر به [[مدینه]] آمد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۸۱.</ref>. | ابن اممکتوم از [[اصحاب]] [[مهاجر]] بود<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۳۹۲.</ref> که پس از وقوع [[جنگ بدر]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد و در [[خانه]] [[مخرمة بن نوفل]] که به [[خانه]] [[قاریان]] [[قرآن]] معروف بود، [[منزل]] کرد<ref>سیرت رسول الله، قاضی ابرقوه، ج۲، ص۵۴۴؛ امتاع الأسماع، مقریزی، ج۱۰، ص۱۳۳.</ref>. بعضی گفتهاند که وی قبل از آنکه [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] [[هجرت]] کند، به [[دستور]] آن [[حضرت]] برای [[ارشاد]] [[مردم]] به همراه مصعب عمیر به [[مدینه]] آمد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۸۱.</ref>. | ||