پرش به محتوا

سهل بن حنیف اوسی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۶۰: خط ۶۰:
هم‌چنین نقل شده، بعد از سخنان دیگر [[اصحاب]]، [[سهل بن حنیف انصاری]] که از [[محبان]] خاص رسول خدا{{صل}} بود، بلند شد و [[خداوند]] را [[حمد]] و ثنا گفت و بر رسول خدا{{صل}} [[درود]] فرستاد و گفت: "ای [[قریش]]! [[گواه]] باشید! من [[شهادت]] می‌دهم که پیامبر را دیدم که در این مکان، یعنی در [[روضه]] [[شریف]]، [[دست]] [[علی]]{{ع}} را گرفته چون به نزدیک اصحاب رسید، فرمود: ای [[مردم]]! این علی [[وصی]] من و [[امام]] شماست بعد از من او [[قاضی]] و [[حاکم]] [[دین]] من و اداکننده دَین من و وفاکننده به [[وعده]] و به [[عهد]] من است و بی‌گزاف، از آن منبع [[عدل]] و معدن [[انصاف]] اصلا شیوه خلاف ظاهر نخواهد شد و اول کسی که در کنار [[حوض کوثر]] به [[حکم]] [[خدای بزرگ]] با من [[مصافحه]] می‌کند بی‌شبهه [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[حیدر]] است. خوشا به حال کسی که [[مطیع]] او باشد و این امام [[جن]] و [[بشر]] را [[یاری]] کند و [[آتش جهنم]] آماده است برای کسی که با حکم [[امیرالمؤمنین]] [[مخالفت]] کند"<ref>الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[سلمان فارسی - عباسی (مقاله)|مقاله «سلمان فارسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۹۹.</ref>
هم‌چنین نقل شده، بعد از سخنان دیگر [[اصحاب]]، [[سهل بن حنیف انصاری]] که از [[محبان]] خاص رسول خدا{{صل}} بود، بلند شد و [[خداوند]] را [[حمد]] و ثنا گفت و بر رسول خدا{{صل}} [[درود]] فرستاد و گفت: "ای [[قریش]]! [[گواه]] باشید! من [[شهادت]] می‌دهم که پیامبر را دیدم که در این مکان، یعنی در [[روضه]] [[شریف]]، [[دست]] [[علی]]{{ع}} را گرفته چون به نزدیک اصحاب رسید، فرمود: ای [[مردم]]! این علی [[وصی]] من و [[امام]] شماست بعد از من او [[قاضی]] و [[حاکم]] [[دین]] من و اداکننده دَین من و وفاکننده به [[وعده]] و به [[عهد]] من است و بی‌گزاف، از آن منبع [[عدل]] و معدن [[انصاف]] اصلا شیوه خلاف ظاهر نخواهد شد و اول کسی که در کنار [[حوض کوثر]] به [[حکم]] [[خدای بزرگ]] با من [[مصافحه]] می‌کند بی‌شبهه [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[حیدر]] است. خوشا به حال کسی که [[مطیع]] او باشد و این امام [[جن]] و [[بشر]] را [[یاری]] کند و [[آتش جهنم]] آماده است برای کسی که با حکم [[امیرالمؤمنین]] [[مخالفت]] کند"<ref>الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[سلمان فارسی - عباسی (مقاله)|مقاله «سلمان فارسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۹۹.</ref>


==سهل در [[زمان]] [[عمر]]==
===سهل در [[زمان]] [[عمر]]===
واقدی از سهل بن حنیف [[روایت]] می‌کند که عمر مدتی از [[اموال]] [[بیت المال]] هیچ‌گونه استفاده‌ای نمی‌کرد تا اینکه نیازی پیدا کرد و [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را فرا خواند و با آنان [[مشورت]] کرد و گفت: “من به کار [[خلافت]] مشغول شده‌ام، چه مقدار از (بیت المال) آن می‌توانم بهره‌مند شوم؟” [[عثمان بن عفان]] گفت: “بخور و بخوران”. [[سعید]] بن [[زید بن عمرو بن نفیل]] هم همین مطلب را گفت. عمر به علی{{ع}} گفت: “شما در این باره چه می‌گویی؟” علی{{ع}} فرمود: “حق خوردن غذای ظهر و [[شب]] خود را داری” و عمر همان نظر را پسندید و همان‌گونه [[رفتار]] می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۲۳۳.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[سلمان فارسی - عباسی (مقاله)|مقاله «سلمان فارسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۴۳-۲۴۴.</ref>
[[واقدی]] از سهل بن حنیف [[روایت]] می‌کند که عمر مدتی از [[اموال]] [[بیت المال]] هیچ‌گونه استفاده‌ای نمی‌کرد تا اینکه نیازی پیدا کرد و [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را فرا خواند و با آنان [[مشورت]] کرد و گفت: "من به کار [[خلافت]] مشغول شده‌ام، چه مقدار از (بیت المال) آن می‌توانم بهره‌مند شوم؟" [[عثمان بن عفان]] گفت: "بخور و بخوران". [[سعید]] بن [[زید بن عمرو بن نفیل]] هم همین مطلب را گفت. عمر به علی{{ع}} گفت: "شما در این باره چه می‌گویی؟" علی{{ع}} فرمود: "حق خوردن غذای ظهر و [[شب]] خود را داری" و عمر همان نظر را پسندید و همان‌گونه [[رفتار]] می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۲۳۳.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[سهل بن حنیف اوسی (مقاله)|مقاله «سهل بن حنیف اوسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۰۴.</ref>


==سهل و [[عثمان]]==
==سهل و [[عثمان]]==
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش