جز
جایگزینی متن - 'کف' به 'کف'
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف') |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[حضرت قائم]]{{ع}} پس از [[قیام]] و [[ظهور]] در [[مکه]] با [[لشکر]] خود به سوی [[عراق]] میآید، با [[سفیانی]] نبردی سخت خواهند داشت و پس از [[پیروزی]] شروع به [[فتح]] ممالک [[کفر]] مینمایند. ایشان برای [[فتح]] این سرزمینها گاه خود با [[لشکر]] بدانجا رفته و گاه لشکری را به سرگردگی یکی از [[یاران]] خود میفرستند. در [[روایات]] [[آخرالزمان]] ما میبینیم که از روم یاد شده که توسط [[حضرت]] [[فتح]] میشود. روم در این [[روایات]] قطعاً شامل یونان و ایتالیای فعلی میشود؛ زیرا در زمانی که این [[احادیث]] بیان شده است [[پادشاهی]] روم بسیار گسترده بوه است و قسمت وسیعی از اروپا در تحت [[سلطنت]] روم باستان [[اداره]] میشده است. در مجموع میتوان کشورهای [[ترکیه]]، یونان، ایتالیا، پرتقال، اسپانیا، فرانسه بسیاری از مناطق اروپای غربی و مرکزی و قسمتی از اروپای شرقی را جزو محدوده تحت نفوذ روم باستان دانست. در روایتی آمده که [[حضرت مهدی]]{{ع}} لشکری را برای [[جنگ]] با روم مهیا میکند و به سوی آنان میفرستد و در میان آنها به ده نفر [[مأموریت]] میدهد که به غاری در [[شهر]] [[انطاکیه]] در [[ترکیه]] بروند و [[کتابهای آسمانی]] [[تورات]] و [[انجیل]] و [[تابوت حضرت موسی]] را از آن غار خارج کنند...<ref>ملاحم: ص ۶۷. </ref>. | *[[حضرت قائم]]{{ع}} پس از [[قیام]] و [[ظهور]] در [[مکه]] با [[لشکر]] خود به سوی [[عراق]] میآید، با [[سفیانی]] نبردی سخت خواهند داشت و پس از [[پیروزی]] شروع به [[فتح]] ممالک [[کفر]] مینمایند. ایشان برای [[فتح]] این سرزمینها گاه خود با [[لشکر]] بدانجا رفته و گاه لشکری را به سرگردگی یکی از [[یاران]] خود میفرستند. در [[روایات]] [[آخرالزمان]] ما میبینیم که از روم یاد شده که توسط [[حضرت]] [[فتح]] میشود. روم در این [[روایات]] قطعاً شامل یونان و ایتالیای فعلی میشود؛ زیرا در زمانی که این [[احادیث]] بیان شده است [[پادشاهی]] روم بسیار گسترده بوه است و قسمت وسیعی از اروپا در تحت [[سلطنت]] روم باستان [[اداره]] میشده است. در مجموع میتوان کشورهای [[ترکیه]]، یونان، ایتالیا، پرتقال، اسپانیا، فرانسه بسیاری از مناطق اروپای غربی و مرکزی و قسمتی از اروپای شرقی را جزو محدوده تحت نفوذ روم باستان دانست. در روایتی آمده که [[حضرت مهدی]]{{ع}} لشکری را برای [[جنگ]] با روم مهیا میکند و به سوی آنان میفرستد و در میان آنها به ده نفر [[مأموریت]] میدهد که به غاری در [[شهر]] [[انطاکیه]] در [[ترکیه]] بروند و [[کتابهای آسمانی]] [[تورات]] و [[انجیل]] و [[تابوت حضرت موسی]] را از آن غار خارج کنند...<ref>ملاحم: ص ۶۷. </ref>. | ||
*[[امیرالمؤمنین]] در [[حدیثی]] بیان میفرماید که چگونه [[حضرت مهدی]]{{ع}} با [[لشکر]] خود به سوی [[فلسطین]] حرکت میکند و در آن جا با [[لشکر سفیانی]] درگیر میشود و آنان را تار و مار میکنند و در این زمان [[رومیان]] با سپاهی بسیار انبوه به [[سوریه]] حمله میکنند. [[لشکر]] روم صد هزار گروهان هستند که هر گروهان در زیر یک [[صلیب]] (یا یک [[پرچم]]) [[نبرد]] میکنند. آنان به مناطقی از [[سوریه]] [[هجوم]] میآورند و با [[جنگ]] برخی از این [[کشور]] را [[فتح]] میکنند و دست به [[قتل]] و [[غارت]] [[مردم]] میزنند، سپس [[خداوند]] [[جبرئیل]]{{ع}} را به [[نبرد]] آنان میفرستد و سرزمینی که [[لشکر]] روم در آن هستند را زیر و زبر میکند...<ref>ملاحم: ص ۱۵۰. </ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: زمانی که [[حضرت مهدی]]{{ع}} از کشتن [[سفیانی]] و [[سپاه]] او فراغت یافت به همراه مردان مؤمنی که با او هستند به روم میروند. در یکی از شهرهای آنجا اتراق میکنند و با گفتن شهادتین در آن سرزمین، دیوارهای آن [[شهر]] شروع به ویران شدن میکند<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۲. </ref>. در [[روایت]] دیگری فرمود: [[حضرت]] لشکری را به سوی [[قسطنطنیه]] ([[استانبول]] فعلی) میفرستد و آنان چون به دریای مرمره میرسند بر | *[[امیرالمؤمنین]] در [[حدیثی]] بیان میفرماید که چگونه [[حضرت مهدی]]{{ع}} با [[لشکر]] خود به سوی [[فلسطین]] حرکت میکند و در آن جا با [[لشکر سفیانی]] درگیر میشود و آنان را تار و مار میکنند و در این زمان [[رومیان]] با سپاهی بسیار انبوه به [[سوریه]] حمله میکنند. [[لشکر]] روم صد هزار گروهان هستند که هر گروهان در زیر یک [[صلیب]] (یا یک [[پرچم]]) [[نبرد]] میکنند. آنان به مناطقی از [[سوریه]] [[هجوم]] میآورند و با [[جنگ]] برخی از این [[کشور]] را [[فتح]] میکنند و دست به [[قتل]] و [[غارت]] [[مردم]] میزنند، سپس [[خداوند]] [[جبرئیل]]{{ع}} را به [[نبرد]] آنان میفرستد و سرزمینی که [[لشکر]] روم در آن هستند را زیر و زبر میکند...<ref>ملاحم: ص ۱۵۰. </ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: زمانی که [[حضرت مهدی]]{{ع}} از کشتن [[سفیانی]] و [[سپاه]] او فراغت یافت به همراه مردان مؤمنی که با او هستند به روم میروند. در یکی از شهرهای آنجا اتراق میکنند و با گفتن شهادتین در آن سرزمین، دیوارهای آن [[شهر]] شروع به ویران شدن میکند<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۲. </ref>. در [[روایت]] دیگری فرمود: [[حضرت]] لشکری را به سوی [[قسطنطنیه]] ([[استانبول]] فعلی) میفرستد و آنان چون به دریای مرمره میرسند بر کف پای خود چیزی مینویسند و از روی [[آب]] عبور میکنند. رومیها که این کار را از [[یاران]] [[حضرت]] میبینند، با خود میگویند: [[یاران]] او که این گونه [[رفتار]] میکنند، پس خودِ او چگونه خواهد بود. سپس دروازههای [[شهر]] را به روی آنان میگشایند تا [[لشکر]] [[حضرت]] داخل [[شهر]] شده و هر طور که میخواهند [[حکم]] نمایند<ref>غیبت نعمانی: ص ۳۱۹.</ref>. | ||
*"[[قسطنطنیه]]" روزگاری پایتخت روم شرقی بود و اکنون با نام [[استانبول]] در [[ترکیه]] قرار دارد. "[[رومیه]]" نیز نام شهری است که [[حضرت مهدی]]{{ع}} به همراه [[یاران]] خود آن را [[فتح]] مینماید. نام این [[شهر]] به همراه [[شهر]] [[قسطنطنیه]] در [[احادیث]] آمده است. در [[حدیثی]] از [[شهر]] [[قسطنطنیه]] به عنوان مقر [[پادشاه روم]] یاد شده است و [[رومیه]] شهری است که گنجهایی در آن نهفته است و [[حضرت]] همه را استخراج میکند<ref>ر.ک: قسطنطنیه. </ref>. | *"[[قسطنطنیه]]" روزگاری پایتخت روم شرقی بود و اکنون با نام [[استانبول]] در [[ترکیه]] قرار دارد. "[[رومیه]]" نیز نام شهری است که [[حضرت مهدی]]{{ع}} به همراه [[یاران]] خود آن را [[فتح]] مینماید. نام این [[شهر]] به همراه [[شهر]] [[قسطنطنیه]] در [[احادیث]] آمده است. در [[حدیثی]] از [[شهر]] [[قسطنطنیه]] به عنوان مقر [[پادشاه روم]] یاد شده است و [[رومیه]] شهری است که گنجهایی در آن نهفته است و [[حضرت]] همه را استخراج میکند<ref>ر.ک: قسطنطنیه. </ref>. | ||
*[[محمد بن حنفیه]] میفرماید:... [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قسطنطنیه]] را [[فتح]] میکند، سپس به [[رومیه]] میرود و آنجا را نیز به [[تصرف]] در میآورد و گنجهای آن و سفره [[حضرت سلیمان]] را از آنجا درمیآورد<ref>ملاحم: ص ۸۰.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} با لشکرش در [[شهر]] [[رومیه]] چهار بار "[[الله اکبر]]" میگویند. سپس دیوارهای [[شهر]] سقوط میکند و در این [[شهر]] [[مردم]] بسیاری [[زندگی]] میکنند و ششصد هزار نفر آنان در [[جنگ]] با [[لشکر]] [[حضرت]] کشته میشوند. سپس زیورهای [[بیتالمقدس]] و [[تابوت سکینه]] و [[مائده]] [[بنیاسرائیل]] و [[الواح موسی]] و [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] و مقداری از غذای "منّ" که بر [[بنیاسرائیل]] نازل میشد را برداشته و به [[بیتالمقدس]] برمیگرداند...<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۳. </ref>. | *[[محمد بن حنفیه]] میفرماید:... [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[قسطنطنیه]] را [[فتح]] میکند، سپس به [[رومیه]] میرود و آنجا را نیز به [[تصرف]] در میآورد و گنجهای آن و سفره [[حضرت سلیمان]] را از آنجا درمیآورد<ref>ملاحم: ص ۸۰.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[حضرت مهدی]]{{ع}} با لشکرش در [[شهر]] [[رومیه]] چهار بار "[[الله اکبر]]" میگویند. سپس دیوارهای [[شهر]] سقوط میکند و در این [[شهر]] [[مردم]] بسیاری [[زندگی]] میکنند و ششصد هزار نفر آنان در [[جنگ]] با [[لشکر]] [[حضرت]] کشته میشوند. سپس زیورهای [[بیتالمقدس]] و [[تابوت سکینه]] و [[مائده]] [[بنیاسرائیل]] و [[الواح موسی]] و [[عصای موسی]] و [[انگشتر سلیمان]] و مقداری از غذای "منّ" که بر [[بنیاسرائیل]] نازل میشد را برداشته و به [[بیتالمقدس]] برمیگرداند...<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۶۳. </ref>. | ||