تعقل در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع'
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*منظور از تعقل فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله میگویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. وسیله [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز میایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف میکند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمیبرند و این خود نکتهای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] بهکارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] میکند و نمیخواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] میکند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]] [[شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان میدهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و | *منظور از تعقل فعل [[عقلی]] است. [[عقل]] در لغت [[عرب]] به معنای بستن، گرفتن، حفظ کردن و حبس و معنای مشترک آن آمده است.<ref>به معنای حَدَثی، اسم ذات واسم معنا، هرچند در روایات بیشتر به معنای قوه نگهدارنده انسان آمده است. العقل عِقال مِن الجهل. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۱۷.)</ref> و دیه عاقله را به این خاطر عاقله میگویند، که نگهدارنده خطاهای بعدی و حرکات [[انتقام]] جویانه است. [[قوه عاقله]]، [[قوه]] تمییز دهنده از [[زشتی]] است. وسیله [[پیشگیری]] از افتادن در [[خطا]]، [[فهم]] و فهمیدن آن که از انجام هرکاری و هر سخنی باز میایستد. به [[علم]] نیز [[عقل]] گفته شده، چون [[نادانی]] را متوقف میکند. کلمه [[عقل]] به شکل اسم مصدری نیامده، بلکه به صورت فعلی استعمال شده است. به عنوان نمونه کلمه: یعقلون ۲۲ بار در ۱۵ [[سوره]] [[نقل]] شده که اکثر آنها در [[مذمت]] کسانی است که از این نیرو استفاده نمیبرند و این خود نکتهای دارد، مبنی بر این که [[قرآن]] بهکارگیری این [[قوه]] را در [[امور فطری]] و کسبی [[تشویق]] میکند و نمیخواهد [[عقل]] را به عنوان یک فعالیت مجرد و صِرف، مورد توجه قرار دهد. این مشتقات مانند: یعقل، عقلوه، یعقلون، و تعقلون، به فاعلیت [[عقل]] در نظر و [[تدبیر]] و تمییز میان اضداد، مثل تشخیص [[حق و باطل]]، صحیح و غیرصحیح، [[خیر و شر]]، جائز و مستحیل، [[مصلحت]] و [[مفسده]]، [[راهنمایی]] میکند. همگی توجه [[وحی]] و [[پیامبر]] را به مسئله [[عقل]] و جهتگیری عملی و [[معرفتی]] را در نگاه به [[جهان هستی]]، [[استدلال]] [[شاهد]] بر [[غائب]] و [[آگاهی]] از [[نظام]] اسباب - [[سنن]] هستی شناسانه - نشان میدهد و حتی از موانعی که ممکن است برای [[عقل]] ایجاد شود و مانع [[آزادی]] و [[فهم]] درست [[عقل]] گردد، و یا به جای [[تحقیق]] و [[کاوش]]، موجب [[تقلید]] بیجا شود، بر حذر میدارد. اهمیت این مدخل برای تعیین [[جایگاه]] آموزههای [[نبوی]] است. اگر [[پیامبر]] مخاطب خود را به [[خردورزی]] [[دعوت]] میکند، به این معناست که [[عقل]] اهمیت ویژهای در [[دین]] دارد و [[دینی]] که [[عقل]] در آن مرتبتی ندارد، [[دین حق]] نیست. | ||
#{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا میخوانید و خود را از یاد میبرید با آنکه کتاب (خداوند) را میخوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref> | #{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا مردم را به نیکی فرا میخوانید و خود را از یاد میبرید با آنکه کتاب (خداوند) را میخوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.</ref> | ||