زبیر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۹: خط ۱۹:


==[[فرجام بد]] زبیر==
==[[فرجام بد]] زبیر==
به [[نقل]] از [[مروان بن حکم]] زبیر به‌سمت [[مدینه]] فرار کرد تا به وادی السباع رسید. اَحنَف صدایش را بلند کرد و گفت با زبیر چه کنیم؟ او میان دو گروه از [[مسلمانان]] [[فتنه]] ایجاد کرد تا اینکه برخی برخی دیگر را کشتند و اینک می‌خواهد به خانواده‌اش بپیوندد. ابن جرموز این سخن را شنید و به دنبال زبیر رفت. مردی از [[قبیله]] مجاشع نیز به دنبال او رفت تا اینکه این دو تن به او رسیدند. زبیر چون آن دو را دید، آنها را از کشتن خویش برحذر داشت. آنان گفتند: ای [[حواری]] [[پیامبر خدا]]، تو در [[امان]] مایی و کسی به تو دست نمی‌یابد."
اما ابن جرموز ناگاه در فرصتی به او حمله کرد و از پشت چنان نیزه‌ای میان شانه‌های زبیر زد که پیکان آن از سینه او بیرون آمد و از اسب فرو افتاد. وی سر زبیر را برید و نزد احنف آورد و او نیز آن را نزد [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرستاد. [[علی]]{{ع}} چون سر بریده زبیر و [[شمشیر]] او را دید، فرمود آن [[شمشیر]] را به من دهید و آن را از نیام بیرون کشید و فرمود: "این شمشیری است که مدت‌های طولانی در حضور [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[جنگ]] کرده است. ای وای از [[مرگ]] همراه با سراناجم نکوهیده و کشته شدن‌های [[ناپسند]]." سپس به سر زبیر نگریست و فرمود: "تو [[افتخار]] [[هم‌نشینی]] و [[خویشاوندی]] [[پیامبر خدا]] را داشتی، ولی [[شیطان]] در مغز و دلت [[نفوذ]] کرد و تو را به چنین روزی افکند."
بدین شکل طومار [[زندگی]] یکی از مشهورترین [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} با آن سابقه درخشان در [[خدمت]] به [[اسلام]] در هم پیچیده شد. آری اوکه چندی بافضلیت [[زندگی]] کرده بود، در مدت کمی پس از [[خلافت]] [[حضرت علی]]{{ع}} با مشارکت [[طلحه]] به ننگین‌ترین [[اعمال]] [[آلوده]] شد و زمینه [[حاکمیت]] [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] را در [[تاریخ]] فراهم ساخت<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 435- 440.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۱ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۱۰

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

زبیر بن عوام، برادرزادۀ حضرت خدیجه، پسر عمۀ پیامبر و داماد ابوبکر بود. پس از رحلت پیامبر، از معترضان به خلافت ابوبکر به شمار می‌رفت. عضو شورای شش‌نفرۀ خلافت عمر بود. مال‌دوستی و جاه‌طلبی او، وی را از خط صحیح اسلام جدا کرد، در دورۀ عثمان به ثروت‌های بادآورده دست یافت و صاحب زمین‌ها و اموال و زروسیم فراوان گشت.[۱] در زمان خلافت امیر المؤمنین، از بیعت‌شکنان شد و در فتنۀ جمل شرکت داشت و در همین جنگ کشته شد. پسرش عبد اللّه بن زبیر نیز در جنگ جمل و فتنه‌های بعدی نقش فعال داشت و از دشمنان اهل بیت و بنی هاشم بود. به تعبیر حضرت امیر(ع): زبیر همواره مردی از ما خاندان بود، تا آنکه پسرش عبد اللّه بزرگ شد و او را فاسد کرد[۲][۳]

زبیر بن عوام پسرعمه پیامبر(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه(س) و مادرش صفیه دختر عبدالمطلب (عمه پیامبر) بوده است. او از جمله سابقین در اسلام و چهارمین یا پنجمین نفری بود که اسلام آورد. زبیر در برابر عمویش که او را بر حصیر آویزان می‌کرد و با دود او را شکنجه می‌کرد تا ایمانش را ترک کند، مقاومت کرد. وی دوازده یا پانزده یا شانزده ساله بود که مسلمان شد و دو بار هجرت کرد. بار اول در حالی‌که اولین فرد از بنی‌اسد بود، به حبشه هجرت کرد و بار دوم به مدینه. زبیر ده پسر و نه دختر داشت که ارشد آنها عبدالله بن زبیر بود؛ پیامبر(ص) نسبت به زبیر اظهار علاقه می‌کرد. او از یاران شجاع و سرشناس پیامبر اسلام(ص) بود و در بیشتر جنگ‌های او شرکت داشت و چندین بار مجروح شد و چون در بیشتر غزوات سوار بر اسب بود به "فارس اسلام" لقب گرفت. در جنگ‌ها دلاوری‌ها از خود نشان داد و در غزوه خندق از رسول خدا لقب "حواری" گرفت. رجالیان اهل سنت او را از عَشَره مُبَشَّره (ده تن بشارت داده شده به بهشت) می‌شمرند[۴].

زبیر بعد از وفات رسول خدا در زمان سه خلیفه (ابوبکر، عمر و عثمان)

زبیر در زمان خلافت امام علی(ع)

بررسی زمینه‌های انحراف و فرجام بد زبیر

فرجام بد زبیر

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۴۲
  2. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴ ص ۷۹: «"ما زال الزبير منا اهل البيت حتى نشاء ابنه عبد اللّه بن الزبير"»
  3. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۸۹.
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 435- 440.