ریحانه بنت زید: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۱ دسامبر ۲۰۲۰
خط ۱۰: خط ۱۰:
[[ریحانه دختر زید بن عمرو]] از [[قبیله]] [[بنی نضیر]] است. چون [[همسر]] او، «حَکَم»، از [[بنی قریظه]] بود، بعضی او را به قبیله بنی قریظه نسبت داده‌اند<ref>زوجات النبی{{صل}}، سعید ایوب، ص۱۱۶.</ref>. حکم، مردی [[یهودی]] بود که به [[ریحانه]] بسیار علاقه مند و به او [[احترام]] می‌گذاشت. ریحانه هم با آنکه [[زن]] بسیار [[زیبایی]] بود، می‌گفت: پس از او، همسری نخواهم گرفت.
[[ریحانه دختر زید بن عمرو]] از [[قبیله]] [[بنی نضیر]] است. چون [[همسر]] او، «حَکَم»، از [[بنی قریظه]] بود، بعضی او را به قبیله بنی قریظه نسبت داده‌اند<ref>زوجات النبی{{صل}}، سعید ایوب، ص۱۱۶.</ref>. حکم، مردی [[یهودی]] بود که به [[ریحانه]] بسیار علاقه مند و به او [[احترام]] می‌گذاشت. ریحانه هم با آنکه [[زن]] بسیار [[زیبایی]] بود، می‌گفت: پس از او، همسری نخواهم گرفت.


هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} با بنی قریظه جنگید و آنها را [[اسیر]] کرد و به حکم [[سعد بن معاذ]] بنا شد مردان کشته شوند، [[اسیران]] را به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آوردند. [[حضرت]] [[دستور]] داد ریحانه را از میان [[اسرا]] جدا کرده و به [[خانه]] ام [[منذر]]، دختر [[قیس]]، بفرستند. از این عمل معلوم شد که حضرت او را برای خود [[انتخاب]] کرده است؛ زیرا گزیده از [[غنایم]]، مخصوص [[امام]] و پیامبر می‌باشد.
هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} با بنی قریظه جنگید و آنها را [[اسیر]] کرد و به حکم [[سعد بن معاذ]] بنا شد مردان کشته شوند، [[اسیران]] را به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آوردند. [[حضرت]] [[دستور]] داد ریحانه را از میان [[اسرا]] جدا کرده و به [[خانه]] [[ام منذر]]، دختر [[قیس]]، بفرستند. از این عمل معلوم شد که حضرت او را برای خود [[انتخاب]] کرده است؛ زیرا گزیده از [[غنایم]]، مخصوص [[امام]] و پیامبر می‌باشد.


موقعی که رسول خدا{{صل}} از کار بنی قریظه خلاص شد، به خانه ام منذر رفت و ریحانة را ‌طلبید و جلو روی خود نشانید و او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرد. ریحانه ابتدا نپذیرفت و سپس پیامبر{{صل}} به او فرمود: "اگر [[خدا]] و رسولش را [[اختیار]] کنی، رسول خدا{{صل}} هم تو را برای خود اختیار خواهد کرد". ریحانه گفت: "خدا و رسولش را اختیار می‌کنم" و [[مسلمان]] شد.
موقعی که رسول خدا{{صل}} از کار بنی قریظه خلاص شد، به خانه ام منذر رفت و ریحانة را ‌طلبید و جلو روی خود نشانید و او را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرد. ریحانه ابتدا نپذیرفت و سپس پیامبر{{صل}} به او فرمود: "اگر [[خدا]] و رسولش را [[اختیار]] کنی، رسول خدا{{صل}} هم تو را برای خود اختیار خواهد کرد". ریحانه گفت: "خدا و رسولش را اختیار می‌کنم" و [[مسلمان]] شد.
۲۱۸٬۹۱۲

ویرایش