جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
خط ۸: | خط ۸: | ||
==فرازی از [[خطبه]]== | ==فرازی از [[خطبه]]== | ||
*و از نشانههای یکی از آنان این است که در کار [[دین]] نیرومندش بینی و پایدار، نرمخوی و هشیار و در [[ایمان]] [[استوار]]، در طلب [[دانش]] حریص و با داشتن [[علم]] بردبار. در توانگری میانهروش بینی و در [[عبادت]] فروتن، به درویشی نکوحالی کردن و در [[سختی]] [[شکیبا]] بودن و جستوجوی آنچه رواست و شادمان بودن به رفتن راه راست و دوری گزیدن از [[طمع]]، که خوارکننده انسانهاست. [[کارهای نیک]] میکند و در [[هراس]] است، روز را به شب میرساند و در بند [[سپاس]]. بامداد میکند ذکرگویان، شب را به سر میبرد ترسان و روز میکند شادمان. ترسان از غفلتی که ورزیده و شادمان از [[بخشش]] و آمرزشی که بدو رسیده. اگر [[نفس]] او در آنچه بر آن دشوار است [[فرمان]] [[نبرد]]، او نیز در آنچه [[نفس]] او [[دوست]] دارد، اطاعتش نکند. روشنی دیدهاش در چیزی است که ماندگار است و ناخواهان چیز ناپدار. [[بردباری]] را با [[دانش]] درمیآمیزد و گفتار را با [[کردار]] –هم-. او را بینی که آرزویش اندک است و لغزشهایش کم. دلش آرمیده است و جانش [[خرسند]] و ناخواهان، خوراکش اندک است و کارش آسان، دینش [[استوار]] [و مصون از دستبرد [[شیطان]]]. شهوتش مرده، خشمش فروخورده، [[نیکی]] از او بیوسان، [و همگان] از گزندش در [[امان]]. | *و از نشانههای یکی از آنان این است که در کار [[دین]] نیرومندش بینی و پایدار، نرمخوی و هشیار و در [[ایمان]] [[استوار]]، در طلب [[دانش]] حریص و با داشتن [[علم]] بردبار. در توانگری میانهروش بینی و در [[عبادت]] فروتن، به درویشی نکوحالی کردن و در [[سختی]] [[شکیبا]] بودن و جستوجوی آنچه رواست و شادمان بودن به رفتن راه راست و دوری گزیدن از [[طمع]]، که خوارکننده انسانهاست. [[کارهای نیک]] میکند و در [[هراس]] است، روز را به شب میرساند و در بند [[سپاس]]. بامداد میکند ذکرگویان، شب را به سر میبرد ترسان و روز میکند شادمان. ترسان از غفلتی که ورزیده و شادمان از [[بخشش]] و آمرزشی که بدو رسیده. اگر [[نفس]] او در آنچه بر آن دشوار است [[فرمان]] [[نبرد]]، او نیز در آنچه [[نفس]] او [[دوست]] دارد، اطاعتش نکند. روشنی دیدهاش در چیزی است که ماندگار است و ناخواهان چیز ناپدار. [[بردباری]] را با [[دانش]] درمیآمیزد و گفتار را با [[کردار]] –هم-. او را بینی که آرزویش اندک است و لغزشهایش کم. دلش آرمیده است و جانش [[خرسند]] و ناخواهان، خوراکش اندک است و کارش آسان، دینش [[استوار]] [و مصون از دستبرد [[شیطان]]]. شهوتش مرده، خشمش فروخورده، [[نیکی]] از او بیوسان، [و همگان] از گزندش در [[امان]]. | ||
*اگر در جمع بیخبران است [به زبان خاموش و [[دل]] او به یاد خداست]، پس او را در شمار ذکرگویان آرند و اگر در جمع یادآوران باشد، از بیخبرانش به حساب نیارند. بر آن که بر او [[ستم]] کند ببخشاید و بر آنکه وی را [[محروم]] سازد عطا فرماید و با آنکه از او ببرد پیوند دهد. از گفتن سخن زشت دور بود. گفتار او نرم است و هموار. از وی کار زشت نبینند و کار نیکویش | *اگر در جمع بیخبران است [به زبان خاموش و [[دل]] او به یاد خداست]، پس او را در شمار ذکرگویان آرند و اگر در جمع یادآوران باشد، از بیخبرانش به حساب نیارند. بر آن که بر او [[ستم]] کند ببخشاید و بر آنکه وی را [[محروم]] سازد عطا فرماید و با آنکه از او ببرد پیوند دهد. از گفتن سخن زشت دور بود. گفتار او نرم است و هموار. از وی کار زشت نبینند و کار نیکویش آشکار. [[نیکی]] او همه را رسیده و [[بدی]] وی را کس ندیده. به هنگام دشواریها بردار است، در ناخوشایندها پایدار و در خوشیها سپاسگزار. بر آنکه [[دشمن]] دارد [[ستم]] نکند و درباره آنکه [[دوست]] دارد [[گناه]] نورزد. پیش از آنکه بر او گواهی دهند [[حق]] را بپذیرد. آنچه را بدو سپارند تباه نکند و نگهبانی آن را بر عهده گیرد. آنچه را به یاد او آرند از یاد [[نبرد]] و [[مردمان]] را با لقبهای زشت یاد نکند، و [[همسایگان]] را [[آزار]] ندهد و به مصیبتهای دیگران شاد نشود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 357-359.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == |