فرو خوردن خشم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۳۴: خط ۳۴:
*[[امام]]{{ع}} در دعای [[چهل]] و نهم و در عبارت سیزدهم آن می‌فرمایند‌: "همه آن‌ها انعام و [[احسان]] از جانب تو است؛ و در همه آن‌ها کوشش نمودن من در نافرمانی‌هایت بود؛ و بدکرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت بازنداشت؛ و مرا آن همه [[احسان]] و [[نیکی]] از آنچه تو را به [[خشم]] می‌آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه به جا می‌آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمی‌شوی (که چرا بدکرداری [[بنده]] تو را از [[احسان]] باز نداشت، زیرا [[افعال]] تو از روی [[حکمت]] و [[مصلحت]] است)"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِي جَمِيعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّي عَلَى مَعَاصِيكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِي عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِي ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۰.</ref>
*[[امام]]{{ع}} در دعای [[چهل]] و نهم و در عبارت سیزدهم آن می‌فرمایند‌: "همه آن‌ها انعام و [[احسان]] از جانب تو است؛ و در همه آن‌ها کوشش نمودن من در نافرمانی‌هایت بود؛ و بدکرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت بازنداشت؛ و مرا آن همه [[احسان]] و [[نیکی]] از آنچه تو را به [[خشم]] می‌آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه به جا می‌آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمی‌شوی (که چرا بدکرداری [[بنده]] تو را از [[احسان]] باز نداشت، زیرا [[افعال]] تو از روی [[حکمت]] و [[مصلحت]] است)"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ ذَلِكَ إِنْعَاماً وَ تَطَوُّلًا مِنْكَ، وَ فِي جَمِيعِهِ انْهِمَاكاً مِنِّي عَلَى مَعَاصِيكَ، لَمْ تَمْنَعْكَ إِسَاءَتِي عَنْ إِتْمَامِ إِحْسَانِكَ، وَ لَا حَجَرَنِي ذَلِكَ عَنِ ارْتِكَابِ مَسَاخِطِكَ، لَا تُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۰.</ref>
*[[امام]]{{ع}} در دعای شانزدهم و در عبارت بیست و ششم آن می‌فرمایند: "و شگفت‌تر از آن [[بردباری]] تو درباره من و درنگ تو از زود به [[کیفر]] رسانیدن من است؛ و این نه برای گرامی بودن من نزد تو است، بلکه برای [[مدارا]] و [[خوش‌رفتاری]] و [[احسان]] توست بر من تا از [[معصیت]] خشم‌آور تو دست بردارم؛ و از [[گناهان]] [[خوار]] کننده خود را باز دارم؛ و برای آنست که گذشتن از من نزد تو از به [[کیفر]] رساندن من خوشایندتر است"<ref>{{متن حدیث|وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ أَنَاتُكَ عَنِّي، وَ إِبْطَاؤُكَ عَنْ مُعَاجَلَتِي، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كَرَمِي عَلَيْكَ، بَلْ تَأَنِّياً مِنْكَ لِي، وَ تَفَضُّلًا مِنْكَ عَلَيَّ لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَيِّئَاتِيَ الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنِّي أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتِي}}</ref>؛
*[[امام]]{{ع}} در دعای شانزدهم و در عبارت بیست و ششم آن می‌فرمایند: "و شگفت‌تر از آن [[بردباری]] تو درباره من و درنگ تو از زود به [[کیفر]] رسانیدن من است؛ و این نه برای گرامی بودن من نزد تو است، بلکه برای [[مدارا]] و [[خوش‌رفتاری]] و [[احسان]] توست بر من تا از [[معصیت]] خشم‌آور تو دست بردارم؛ و از [[گناهان]] [[خوار]] کننده خود را باز دارم؛ و برای آنست که گذشتن از من نزد تو از به [[کیفر]] رساندن من خوشایندتر است"<ref>{{متن حدیث|وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِكَ أَنَاتُكَ عَنِّي، وَ إِبْطَاؤُكَ عَنْ مُعَاجَلَتِي، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كَرَمِي عَلَيْكَ، بَلْ تَأَنِّياً مِنْكَ لِي، وَ تَفَضُّلًا مِنْكَ عَلَيَّ لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَيِّئَاتِيَ الْمُخْلِقَةِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنِّي أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتِي}}</ref>؛
*[[امام]]{{ع}} در دعای بیستم و در عبارت دهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط و تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرو نشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دل‌های از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]]؛ و فاش کردن خیر و [[نیکی]]؛ و [[پنهان]] نمودن عیب و [[زشتی]] و [[نرم‌خویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی؛ و سنگینی؛ و [[خوش‌خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]]؛ و [[برگزیدن]] [[احسان]] بی‌آنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و [[همراهی]] نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن [[بدی]] در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد برای من به وسیله هموارگی [[طاعت]] و [[فرمانبری]]؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعت‌گزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>
*[[امام]]{{ع}} در دعای بیستم و در عبارت دهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط و تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرو نشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دل‌های از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]]؛ و فاش کردن خیر و [[نیکی]]؛ و پنهان نمودن عیب و [[زشتی]] و [[نرم‌خویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی؛ و سنگینی؛ و [[خوش‌خویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]]؛ و [[برگزیدن]] [[احسان]] بی‌آنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و [[همراهی]] نکردن به غیر مستحق و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن [[بدی]] در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد برای من به وسیله هموارگی [[طاعت]] و [[فرمانبری]]؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعت‌گزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>
*[[حکما]] گفته‌اند کسی که از [[ظلم]] [[انتقام]] نکشد عجزی دروی پدید می‌گردد که جز با [[انتقام]] برطرف نمی‌گردد و پس از آنکه [[انتقام]] کشید آن فرح و نشاطی که در [[طبیعت]] او مذکور است به حالت اولیه خود برمی‌گردد. لکن [[انتقام]] اگر عقلایی و از روی ملکه [[شجاعت]] پدید گشته محمود و مرغوب است وگرنه مذموم و بد است<ref> احمد بن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۰۲ - ۲۰۳.</ref>.
*[[حکما]] گفته‌اند کسی که از [[ظلم]] [[انتقام]] نکشد عجزی دروی پدید می‌گردد که جز با [[انتقام]] برطرف نمی‌گردد و پس از آنکه [[انتقام]] کشید آن فرح و نشاطی که در [[طبیعت]] او مذکور است به حالت اولیه خود برمی‌گردد. لکن [[انتقام]] اگر عقلایی و از روی ملکه [[شجاعت]] پدید گشته محمود و مرغوب است وگرنه مذموم و بد است<ref> احمد بن محمد ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۰۲ - ۲۰۳.</ref>.
*نکته حایز اهمیت این است که: "طبق نظریه روان تحلیل‌گری، [[خشم]] اگر فرو برده شود موجب نفرت و [[خشم]] به خویشتن و [[افسردگی]] می‌گردد و این با [[کظم غیظ]] که از [[صفات ]] [[پرهیزگاران]] است [[تعارض]] دارد"<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
*نکته حایز اهمیت این است که: "طبق نظریه روان تحلیل‌گری، [[خشم]] اگر فرو برده شود موجب نفرت و [[خشم]] به خویشتن و [[افسردگی]] می‌گردد و این با [[کظم غیظ]] که از [[صفات ]] [[پرهیزگاران]] است [[تعارض]] دارد"<ref> محمد حسین قدیری، مدیریت خشم، معرفت، ۹۷ (دی ۸۴)، ص۹۹.</ref>.
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش