جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
*[[خداشناسی]] محور تعالیم [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ اثبات [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات صفات الهی. مبحث سوم، از گستره فراختری برخوردار است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: [[تشبیه]]؛ تعطیل؛ تنزیه. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل میکند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمیتابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] اوصاف [[الهی]] یکسره [[ناتوان]] میشمارد. بنابر این دیدگاه، [[عقل]] را نمیرسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] جولان دهد. دیدگاه [[متکلمان امامیه]]، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، [[خداوند]] [[انسان]] را از [[نعمت]] [[عقل]] بهرهمند ساخته و چنین نیست که دست این [[نعمت]] خدادادی در [[شناخت]] صفات الهی به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقلپذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را [[کتاب و سنت]] [[معصومین]]{{ع}} تأیید کردهاند<ref>محاضرات فی الالهیات، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "[[عقلها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از [[معرفت]] خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهجالبلاغه، خ ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>. | *[[خداشناسی]] محور تعالیم [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ اثبات [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات صفات الهی. مبحث سوم، از گستره فراختری برخوردار است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: [[تشبیه]]؛ تعطیل؛ تنزیه. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل میکند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمیتابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] اوصاف [[الهی]] یکسره [[ناتوان]] میشمارد. بنابر این دیدگاه، [[عقل]] را نمیرسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] جولان دهد. دیدگاه [[متکلمان امامیه]]، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، [[خداوند]] [[انسان]] را از [[نعمت]] [[عقل]] بهرهمند ساخته و چنین نیست که دست این [[نعمت]] خدادادی در [[شناخت]] صفات الهی به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقلپذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را [[کتاب و سنت]] [[معصومین]]{{ع}} تأیید کردهاند<ref>محاضرات فی الالهیات، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "[[عقلها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از [[معرفت]] خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهجالبلاغه، خ ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>. | ||
==توقیفی بودن صفات و اسماء [[الهی]]== | ==توقیفی بودن صفات و اسماء [[الهی]]== | ||
*در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع [[شارع]] بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی [[شارع]] نه منعی | *در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع [[شارع]] بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی [[شارع]] نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء [[حکم]] کردهاند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که [[خداوند]] را تنها به صفات و اسمائی میتوان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] [[معصومین]]{{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع میشمارند<ref>اوائل المقالات، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهادهاند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمردهاند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>. | ||
==[[توحید صفاتی]]== | ==[[توحید صفاتی]]== | ||
*مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. [[خداوند]] را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع میکند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به [[ذات خداوند]] اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن متحد گردد. [[عقل]] انسانی، مفاهیم را تنها به ذات بسیط [[خداوند]] نسبت میدهد. بدینسان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که صفات الهی چیزی جز ذات [[الهی]] نیستند<ref>خداشناسی، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>. | *مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. [[خداوند]] را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع میکند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به [[ذات خداوند]] اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن متحد گردد. [[عقل]] انسانی، مفاهیم را تنها به ذات بسیط [[خداوند]] نسبت میدهد. بدینسان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که صفات الهی چیزی جز ذات [[الهی]] نیستند<ref>خداشناسی، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>. | ||