پرش به محتوا

حجیت سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
عمل به سنت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} [[دستور خداوند]] است و در [[روایات]] فراوانی مورد تأکید قرار گرفته است. باب آخر کتاب [[علم]] [[اصول کافی]] درباره اخذ به سنت است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref>. [[ائمه]] هم [[اولی الامر]] هستند که در قرآن [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} «از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. آنان اوصیای پیامبرند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۷ و ۱۸۹.</ref> و منظور از [[اطاعت از اولی الامر]] در [[آیه]]، [[اطاعت]] از آنان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶: {{متن حدیث| إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً أَمَرَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ بِطَاعَتِنَا}}.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان نموده، از آن جهت [[خداوند]] [[اطاعت اولی الامر]] را [[واجب]] کرده که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] هستند و بر خلاف [[دستور خدا]] [[فرمان]] نمی‌دهند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}.</ref>؛ بنابراین کسی که پاک و معصوم باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است. [[سیره]] و [[سنت]] وی درخور عمل است؛ افزون بر آن، [[امام]] به معنای پیشواست؛ یعنی کسی که باید از او پیروی شود. به تعبیر امیرالمؤمنین هر پیروی امامی دارد که به او [[اقتدا]] می‌کند و از [[نور]] [[دانش]] او بهره می‌برد<ref>نهج البلاغه، ن۳۵: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ}}.</ref>. تنها یک معصوم باقی می‌ماند که ممکن است گفته شود با دیگران متفاوت است و سنت و سیره وی مطرح نشده و آن [[فاطمه زهرا]]{{س}} است. [[لزوم]] پیروی از سنت‌های منسوب به ایشان نیز از آن جهت که معصوم است، لازم می‌نماید. وقتی [[حجیت سنت]] و [[سیره معصوم]] [[اثبات]] شود، ایشان هم جزو [[معصومان]] [[مورد اتفاق]] و مشمول [[آیۀ تطهیر]] هستند. در [[احادیث]]، [[تشویق]] به عمل به سنت [[فاطمه]]{{س}} در کنار سنت دیگر معصومان بیان شده است. در دعای [[تعقیب نماز]] [[مغرب]] و صبح به [[نقل]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ أَمْسَيْتُ وَ أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ عَلِيٍّ{{ع}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ فَاطِمَةَ{{س}} وَ سُنَّتِهَا وَ عَلَى دِينِ الْأَوْصِيَاءِ{{عم}} وَ سُنَّتِهِمْ...}}<ref>ابن طاووس، فلاح السائل، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۳، ص۹۷؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۰۰.</ref>: به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[مهربان]]. [[روز]] را [[شب]] کردم و شب را صبح کردم، درحالی که به [[خداوند]] [[ایمان]] دارم، بر [[دین]] [[محمد]] و [[سنت]] او هستم، بر [[دین علی]] و سنت او هستم، بر دین [[فاطمه]] و سنت او هستم و دین [[اوصیای الهی]] و سنت آنان.
عمل به سنت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} [[دستور خداوند]] است و در [[روایات]] فراوانی مورد تأکید قرار گرفته است. باب آخر کتاب [[علم]] [[اصول کافی]] درباره اخذ به سنت است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref>. [[ائمه]] هم [[اولی الامر]] هستند که در قرآن [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} «از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. آنان اوصیای پیامبرند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۷ و ۱۸۹.</ref> و منظور از [[اطاعت از اولی الامر]] در [[آیه]]، [[اطاعت]] از آنان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶: {{متن حدیث| إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً أَمَرَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ بِطَاعَتِنَا}}.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان نموده، از آن جهت [[خداوند]] [[اطاعت اولی الامر]] را [[واجب]] کرده که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] هستند و بر خلاف [[دستور خدا]] [[فرمان]] نمی‌دهند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}.</ref>؛ بنابراین کسی که پاک و معصوم باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است. [[سیره]] و [[سنت]] وی درخور عمل است؛ افزون بر آن، [[امام]] به معنای پیشواست؛ یعنی کسی که باید از او پیروی شود. به تعبیر امیرالمؤمنین هر پیروی امامی دارد که به او [[اقتدا]] می‌کند و از [[نور]] [[دانش]] او بهره می‌برد<ref>نهج البلاغه، ن۳۵: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ}}.</ref>. تنها یک معصوم باقی می‌ماند که ممکن است گفته شود با دیگران متفاوت است و سنت و سیره وی مطرح نشده و آن [[فاطمه زهرا]]{{س}} است. [[لزوم]] پیروی از سنت‌های منسوب به ایشان نیز از آن جهت که معصوم است، لازم می‌نماید. وقتی [[حجیت سنت]] و [[سیره معصوم]] [[اثبات]] شود، ایشان هم جزو [[معصومان]] [[مورد اتفاق]] و مشمول [[آیۀ تطهیر]] هستند. در [[احادیث]]، [[تشویق]] به عمل به سنت [[فاطمه]]{{س}} در کنار سنت دیگر معصومان بیان شده است. در دعای [[تعقیب نماز]] [[مغرب]] و صبح به [[نقل]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ أَمْسَيْتُ وَ أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ عَلِيٍّ{{ع}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ فَاطِمَةَ{{س}} وَ سُنَّتِهَا وَ عَلَى دِينِ الْأَوْصِيَاءِ{{عم}} وَ سُنَّتِهِمْ...}}<ref>ابن طاووس، فلاح السائل، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۳، ص۹۷؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۰۰.</ref>: به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[مهربان]]. [[روز]] را [[شب]] کردم و شب را صبح کردم، درحالی که به [[خداوند]] [[ایمان]] دارم، بر [[دین]] [[محمد]] و [[سنت]] او هستم، بر [[دین علی]] و سنت او هستم، بر دین [[فاطمه]] و سنت او هستم و دین [[اوصیای الهی]] و سنت آنان.


در اینجا از سنت فاطمه{{س}} یاد شده که مانند [[سنت پیامبر]] و [[امامان]] باید مورد توجه و [[پیروی]] و عمل قرار گیرد و [[سیره]] بخشی از سنت یا مرادف آن است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
در اینجا از سنت فاطمه{{س}} یاد شده که مانند [[سنت پیامبر]] و [[امامان]] باید مورد توجه و [[پیروی]] و عمل قرار گیرد و [[سیره]] بخشی از سنت یا مرادف آن است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۷۸.</ref>


==[[حجت]]==
==[[حجت]]==
خط ۳۱: خط ۳۱:
#پیامبر فرمود: {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَعْدَاؤُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُنَا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ}}<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۲۲۸؛ عمادالدین ابی جعفر طبری، بشارة المصطفی، ص۲۴.</ref>: من، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]]، [[حسین]]{{عم}} و نه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}}، [[حجت‌های خدا]] بر [[خلق]] او هستیم. [[دشمنان]] ما، [[دشمنان خدا]] و [[دوستان]] ما دوستان [[خدا]] هستند.
#پیامبر فرمود: {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَعْدَاؤُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُنَا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ}}<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۲۲۸؛ عمادالدین ابی جعفر طبری، بشارة المصطفی، ص۲۴.</ref>: من، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]]، [[حسین]]{{عم}} و نه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}}، [[حجت‌های خدا]] بر [[خلق]] او هستیم. [[دشمنان]] ما، [[دشمنان خدا]] و [[دوستان]] ما دوستان [[خدا]] هستند.
#[[جابر بن عبدالله]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: “خداوند علی{{ع}} و همسرش و فرزندانش را حجت‌های خدا بر خلقش قرار داده است و آنان درهای [[دانش]] در [[امت]] من می‌باشند. هر کس با [[راهنمایی]] آنان حرکت نماید، به سوی [[راه راست]] می‌رود”<ref>عبیدالله بن عبد الله حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۷۶: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَ [هُ‏] حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ -وَ هُمْ أَبْوَابُ الْعِلْمِ فِي أُمَّتِي- مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}.</ref>.
#[[جابر بن عبدالله]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: “خداوند علی{{ع}} و همسرش و فرزندانش را حجت‌های خدا بر خلقش قرار داده است و آنان درهای [[دانش]] در [[امت]] من می‌باشند. هر کس با [[راهنمایی]] آنان حرکت نماید، به سوی [[راه راست]] می‌رود”<ref>عبیدالله بن عبد الله حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۷۶: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَ [هُ‏] حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ -وَ هُمْ أَبْوَابُ الْعِلْمِ فِي أُمَّتِي- مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}.</ref>.
در این [[روایت]] [[حجت]] به معنای [[امام]] نیست؛ زیرا زهرا{{س}} هم مورد اشاره قرار گرفته است؛ بنابراین می‌توان آنها را [[اسوه]] و نمونه برای دیگران دانست تا [[انسان‌ها]] با [[پیروی]] از ایشان به [[راه]] درست دست یابند. در روایتی دیگر که حسکانی از پیامبر{{صل}} نقل کرده، آن [[حضرت]] خود را به [[خورشید]] و علی{{ع}} را به ماه و فاطمه{{س}} را به [[زهره]] و حسن و حسین{{عم}} را به فرقدان (دو [[ستاره]])<ref>فرقدان: دو ستاره نزدیک قطب که به آن راه شناسند (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ذیل کلمه فرقد).</ref> [[انبیا]] و [[پیامبران]] هم به عنوان حجت‌های خدا در [[زمین]] معرفی شده‌اند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۷۰.</ref>. [[امام زمان]]{{ع}} در توقیعی [[علما]] و آگاهان به حوادث [[سیاسی]] را حجت خود بر [[بندگان]] و خود را [[حجت خدا]] بر آنان معرفی کرده است<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۴: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}.</ref>. مرحوم [[کلینی]] در کافی پس از کتاب [[توحید]]، کتاب حجت را آورده و در آن از مسائل [[نبوت]]، [[امامت]] و ویژگی‌های هر یک از [[رسول]] و امام سخن گفته و به بیان مولد و [[تاریخ]] [[معصومان]] پرداخته است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
در این [[روایت]] [[حجت]] به معنای [[امام]] نیست؛ زیرا زهرا{{س}} هم مورد اشاره قرار گرفته است؛ بنابراین می‌توان آنها را [[اسوه]] و نمونه برای دیگران دانست تا [[انسان‌ها]] با [[پیروی]] از ایشان به [[راه]] درست دست یابند. در روایتی دیگر که حسکانی از پیامبر{{صل}} نقل کرده، آن [[حضرت]] خود را به [[خورشید]] و علی{{ع}} را به ماه و فاطمه{{س}} را به [[زهره]] و حسن و حسین{{عم}} را به فرقدان (دو [[ستاره]])<ref>فرقدان: دو ستاره نزدیک قطب که به آن راه شناسند (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ذیل کلمه فرقد).</ref> [[انبیا]] و [[پیامبران]] هم به عنوان حجت‌های خدا در [[زمین]] معرفی شده‌اند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۷۰.</ref>. [[امام زمان]]{{ع}} در توقیعی [[علما]] و آگاهان به حوادث [[سیاسی]] را حجت خود بر [[بندگان]] و خود را [[حجت خدا]] بر آنان معرفی کرده است<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۴: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}.</ref>. مرحوم [[کلینی]] در کافی پس از کتاب [[توحید]]، کتاب حجت را آورده و در آن از مسائل [[نبوت]]، [[امامت]] و ویژگی‌های هر یک از [[رسول]] و امام سخن گفته و به بیان مولد و [[تاریخ]] [[معصومان]] پرداخته است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۸۰.</ref>


==اسوه==
==اسوه==
خط ۴۶: خط ۴۶:
موارد دیگری که ذکر می‌کند، مواردی است که جهت آن مشخص نیست و [[عمل]] پیامبر{{صل}} برای بیان [[حکم]] مجمل و مانند آن است و آن را وا می‌کاود<ref>محمدمهدی نراقی، أنیس المجتهدین فی علم الأصول، ج۱، ص۳۰۶.</ref>.
موارد دیگری که ذکر می‌کند، مواردی است که جهت آن مشخص نیست و [[عمل]] پیامبر{{صل}} برای بیان [[حکم]] مجمل و مانند آن است و آن را وا می‌کاود<ref>محمدمهدی نراقی، أنیس المجتهدین فی علم الأصول، ج۱، ص۳۰۶.</ref>.
[[شهید]] [[محمد باقر صدر]] نکته جالبی را درباره [[آیه]] [[اسوه]] بیان می‌کند؛ ایشان می‌گوید منظور [[پیروی]] در جنبه بشری [[پیامبر]]{{صل}} است؛ بنابراین [[حضرت]] و [[معصومان]] در تمام موارد اسوه هستند؛ مگر [[ثابت]] شود کاری که انجام داده‌اند، اختصاصی و از جهت [[رسالت]] و [[امامت]] آنان بوده است<ref>محمد باقر صدر، قواعد کلی استنباط، ج۲، ص۳۲۵.</ref>.
[[شهید]] [[محمد باقر صدر]] نکته جالبی را درباره [[آیه]] [[اسوه]] بیان می‌کند؛ ایشان می‌گوید منظور [[پیروی]] در جنبه بشری [[پیامبر]]{{صل}} است؛ بنابراین [[حضرت]] و [[معصومان]] در تمام موارد اسوه هستند؛ مگر [[ثابت]] شود کاری که انجام داده‌اند، اختصاصی و از جهت [[رسالت]] و [[امامت]] آنان بوده است<ref>محمد باقر صدر، قواعد کلی استنباط، ج۲، ص۳۲۵.</ref>.
[[فخر رازی]] از علمای [[اهل سنت]] در معنای اسوه بودن پیامبر{{صل}} می‌نویسد: “می‌توان اسوه را در موردی به کار برد که اسوه در بعضی از [[کارها]] باشد و این مسلم است؛ اما نزد ما پیامبر{{صل}} در سخنانش و بسیاری از اعمالش که ما را [[دستور]] پیروی از آن داده، مانند این سخن که "آن‌گونه [[نماز]] بخوانید که می‌بینید من نماز می‌خوانم" اسوه است”<ref>ابوعبدالله محمد بن عمر فخر رازی، المحصول، ج۳، ص۲۵۱ (مؤسسة الرساله)؛ ج۱، ص۴۲۲ (چ دار الکتب).</ref>. آمُدی با ذکر آیه اسوه در موردی گفته، هر کس به پیامبر{{صل}} [[تأسی]] ننماید، [[ایمان به خدا]] و [[روز قیامت]] ندارد؛ پس عمل به [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است<ref>سیف الدین ابوالحسن علی بن محمد آمدی، الإحکام، ج۱، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
[[فخر رازی]] از علمای [[اهل سنت]] در معنای اسوه بودن پیامبر{{صل}} می‌نویسد: “می‌توان اسوه را در موردی به کار برد که اسوه در بعضی از [[کارها]] باشد و این مسلم است؛ اما نزد ما پیامبر{{صل}} در سخنانش و بسیاری از اعمالش که ما را [[دستور]] پیروی از آن داده، مانند این سخن که "آن‌گونه [[نماز]] بخوانید که می‌بینید من نماز می‌خوانم" اسوه است”<ref>ابوعبدالله محمد بن عمر فخر رازی، المحصول، ج۳، ص۲۵۱ (مؤسسة الرساله)؛ ج۱، ص۴۲۲ (چ دار الکتب).</ref>. آمُدی با ذکر آیه اسوه در موردی گفته، هر کس به پیامبر{{صل}} [[تأسی]] ننماید، [[ایمان به خدا]] و [[روز قیامت]] ندارد؛ پس عمل به [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است<ref>سیف الدین ابوالحسن علی بن محمد آمدی، الإحکام، ج۱، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۸۲.</ref>


==اسوه در [[کلام]] [[امامان]]==
==اسوه در [[کلام]] [[امامان]]==
خط ۵۸: خط ۵۸:
[[فاطمه]]{{س}} گرچه [[امام]] نیست، جزو [[معصومان]] و به فرموده پیامبر{{صل}} [[سرور زنان]] است<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۶۰۸: {{متن حدیث|وَ أَنْتَ سَيِّدَةُ النِّسَاءِ}}.</ref>. چنین شخصیتی باید برای دیگران [[الگو]] باشد؛ افزون بر این در برخی [[احادیث]]، فاطمه{{س}} اسوه معرفی شده است. [[علی بن جعفر]] گوید: نزد برادرم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بودم که فرزندش [[علی]] ([[امام هشتم]]) آمد و این [[دیدار]] سه [[روز]] قبل از آن بود که [[هارون]] امام را برای بار دوم دستگیر کند و از [[مدینه]] ببرد. [[حضرت]] به من فرمود: این صاحب توست، او از من است و به منزله من است. متوجه شدم که حضرت خبر درگذشت خود را می‌دهد و افزود: {{متن حدیث|وَ لِي بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أُسْوَةٌ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ{{عم}}}}<ref>شیخ طوسی، کتاب الغیبه للحجه، ص۴۲؛ علی بن جعفر عریضی، مسائل، ص۳۴۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۹، ص۲۷.</ref>: برای من است که پیامبر را (در [[مشکلات]] و [[گرفتاری‌ها]]) اسوه قرار دهم و همچنین [[امیرالمؤمنین]]، فاطمه، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را.
[[فاطمه]]{{س}} گرچه [[امام]] نیست، جزو [[معصومان]] و به فرموده پیامبر{{صل}} [[سرور زنان]] است<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۶۰۸: {{متن حدیث|وَ أَنْتَ سَيِّدَةُ النِّسَاءِ}}.</ref>. چنین شخصیتی باید برای دیگران [[الگو]] باشد؛ افزون بر این در برخی [[احادیث]]، فاطمه{{س}} اسوه معرفی شده است. [[علی بن جعفر]] گوید: نزد برادرم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بودم که فرزندش [[علی]] ([[امام هشتم]]) آمد و این [[دیدار]] سه [[روز]] قبل از آن بود که [[هارون]] امام را برای بار دوم دستگیر کند و از [[مدینه]] ببرد. [[حضرت]] به من فرمود: این صاحب توست، او از من است و به منزله من است. متوجه شدم که حضرت خبر درگذشت خود را می‌دهد و افزود: {{متن حدیث|وَ لِي بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أُسْوَةٌ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ{{عم}}}}<ref>شیخ طوسی، کتاب الغیبه للحجه، ص۴۲؛ علی بن جعفر عریضی، مسائل، ص۳۴۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۹، ص۲۷.</ref>: برای من است که پیامبر را (در [[مشکلات]] و [[گرفتاری‌ها]]) اسوه قرار دهم و همچنین [[امیرالمؤمنین]]، فاطمه، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را.


در [[توقیع]] [[حضرت قائم]] در پاسخ به ابن ابی [[غانم]] آمده است: {{متن حدیث|وَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱۷۸-۱۸۰.</ref>: در [[دختر رسول خدا]]{{صل}} برای من اسوۀ نیکویی است؛ یعنی مانند زهرا{{س}} [[سختی‌ها]] را [[تحمل]] می‌کنم.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ؟؟؟.</ref>
در [[توقیع]] [[حضرت قائم]] در پاسخ به ابن ابی [[غانم]] آمده است: {{متن حدیث|وَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱۷۸-۱۸۰.</ref>: در [[دختر رسول خدا]]{{صل}} برای من اسوۀ نیکویی است؛ یعنی مانند زهرا{{س}} [[سختی‌ها]] را [[تحمل]] می‌کنم.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۸۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش