←جستارهای وابسته
| خط ۲۱۶: | خط ۲۱۶: | ||
* ارتباط [[برادری]] که با بیتقوایی یا [[ضعف]] [[تقوا]] توأم باشد، موجب [[خسران]] و [[ندامت]] است. مصداق این ارتباط که در رابطه بین دو [[برادر]] به نام [[قابیل]] و [[هابیل]]، [[فرزندان آدم]]{{ع}} ملاحظه میشود، چنان است که تقوای هابیل سبب قبولی [[قربانی]] او شد و ضعف یا عدم این [[فضیلت]] در قابیل هم سبب عدم قبولی قربانی او گردید و به دنبال همین ضعف، قابیل مرتکب اولین و شومترین عمل؛ یعنی [[قتل]] برادر خود، هابیل، گردید: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>. [[ضعف]] [[تقوا]] و عدم [[مبارزه]] با نفس و بال و پر دادن به [[بیماری]] مهلک [[حسادت]]، کمکم [[قابیل]] را برای کشتن [[برادر]] آماده نمود و او را واداشت که دست به چنین [[اقدام]] مهلک و [[شومی]]؛ یعنی [[قتل]] [[هابیل]]، زند: {{متن قرآن|فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ}}<ref>«نفس (امّاره) او کشتن برادرش را بر وی آسان گردانید پس او را کشت» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. او با چنین اقدام شوم و مهلکی از زیانکاران گردید: {{متن قرآن|فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و از زیانکاران شد» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. قابیل در پایان ماجرا، بعد از اظهار [[عجز]] [[اندیشه]] در [[رهایی]] از [[جسد]] برادر مقتولش، در برابر کلاغی که به حفر [[زمین]] میپرداخت، قرار گرفته و اینگونه [[دفن]] جسد برادر را از کلاغ فرا میگیرد. او با این کار به ناتوانیاش نسبت به کلاغ [[اقرار]] نمود و سرانجام بر کرده و فعل خویش نادم و پشیمان گشت: {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۱۱-۱۱۸.</ref> | * ارتباط [[برادری]] که با بیتقوایی یا [[ضعف]] [[تقوا]] توأم باشد، موجب [[خسران]] و [[ندامت]] است. مصداق این ارتباط که در رابطه بین دو [[برادر]] به نام [[قابیل]] و [[هابیل]]، [[فرزندان آدم]]{{ع}} ملاحظه میشود، چنان است که تقوای هابیل سبب قبولی [[قربانی]] او شد و ضعف یا عدم این [[فضیلت]] در قابیل هم سبب عدم قبولی قربانی او گردید و به دنبال همین ضعف، قابیل مرتکب اولین و شومترین عمل؛ یعنی [[قتل]] برادر خود، هابیل، گردید: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>. [[ضعف]] [[تقوا]] و عدم [[مبارزه]] با نفس و بال و پر دادن به [[بیماری]] مهلک [[حسادت]]، کمکم [[قابیل]] را برای کشتن [[برادر]] آماده نمود و او را واداشت که دست به چنین [[اقدام]] مهلک و [[شومی]]؛ یعنی [[قتل]] [[هابیل]]، زند: {{متن قرآن|فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ}}<ref>«نفس (امّاره) او کشتن برادرش را بر وی آسان گردانید پس او را کشت» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. او با چنین اقدام شوم و مهلکی از زیانکاران گردید: {{متن قرآن|فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و از زیانکاران شد» سوره مائده، آیه ۳۰.</ref>. قابیل در پایان ماجرا، بعد از اظهار [[عجز]] [[اندیشه]] در [[رهایی]] از [[جسد]] برادر مقتولش، در برابر کلاغی که به حفر [[زمین]] میپرداخت، قرار گرفته و اینگونه [[دفن]] جسد برادر را از کلاغ فرا میگیرد. او با این کار به ناتوانیاش نسبت به کلاغ [[اقرار]] نمود و سرانجام بر کرده و فعل خویش نادم و پشیمان گشت: {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۱۱-۱۱۸.</ref> | ||
==[[کلمات قصار]] پیرامون [[اخوت]]== | |||
در غررالحکم و دررالکلم، در «باب الأخوة»، سخنانی از مولای [[موحدان]]، [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} ذکر شده است که در اینجا تنها به بعضی از آن کلمات قصار، اشاره میشود: | |||
#{{متن حدیث|الْإِخْوَانُ زِينَةٌ فِي الرَّخَاءِ وَ عُدَّةٌ فِي الْبَلَاءِ}}: [[برادران]] در حال فراخی، [[زینت]]، و در بالا و [[سختی]]، توشه [[یار]] و مددکارند. | |||
#{{متن حدیث| إِخْوَانُ الدِّينِ أَبْقَى مَوَدَّةً}}: برادرانی که برادریشان در رابطه با [[دین]] باشد، از نظر [[دوستی]] پایندهترند. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ وَاسَاكَ بِخَيْرِهِ وَ خَيْرٌ مِنْهُ مَنْ أَغْنَاكَ عَنْ غَيْرِهِ}}: [[بهترین]] [[برادران]] تو، کسی است که تو را با [[مال]] خود کمک نماید، و بهتر از او کسی است که تو را از غیرخویش [[بینیاز]] سازد. | |||
#{{متن حدیث|الْإِخْوَانُ فِي الدُّنْيَا تَنْقَطِعُ مَوَدَّتُهُمْ لِسُرْعَةِ انْقِطَاعِ أَسْبَابِهَا}}: برادران [[دنیا]] که دوستی آنان به جهت اهداف [[دنیوی]] است، دوستیشان با بریدهشدن اسباب آن، به سرعت [[بریده]] خواهد شد، (چونکه دوستی آنان برای [[خدا]] نبوده و عمیق نیست). | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ الْإِخْوَانِ مَنْ لَمْ تَكُنْ عَلَى الدُّنْيَا أُخُوَّتُهُ}}: بهترین برادران، کسی است که برادریش بر سر دنیا نباشد. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ الْإِخْوَانِ مَنْ كَانَتْ فِي اللَّهِ مَوَدَّتُهُ}}: بهترین برادران، کسی است که دوستی او در [[راه خدا]] باشد. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ الْإِخْوَانِ مَنْ إِذَا فَقَدْتَهُ لَمْ تُحِبَ الْبَقَاءَ بَعْدَهُ}}: بهترین برادران، کسی است که هر گاه او را از دست دهی، ماندن بعد از او را [[دوست]] نداشته باشی. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرِ وَ جَذَبَكَ إِلَيْهِ وَ أَمَرَكَ بِالْبِرِّ وَ أَعَانَكَ عَلَيْهِ}}: بهترین برادران تو، کسی است که به سوی خیر [[شتاب]] کرده، و تو را به سوی آن کشاند، و به نیکویی تو را [[فرمان]] دهد، و تو را بر آن، مدد کند. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ دَعَاكَ إِلَى صِدْقِ الْمَقَالِ بِصِدْقِ مَقَالِهِ وَ نَدَبَكَ إِلَى أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ بِحُسْنِ أَعْمَالِهِ}}: بهترین برادران تو، کسی است که تو را به سبب راستگفتاریاش، به راستگفتاری خوانده و به وسیله نیکویی کردارش، به [[برترین]] عملها متوجه سازد. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ دَلَّكَ عَلَى هُدًى وَ أَكْسَبَكَ تُقًى وَ صَدَّكَ عَنِ اتِّبَاعِ هَوًى}}: بهترین برادرهای تو، کسی است که تو را بر [[راه راست]] رهنمون شود و [[خویشتنداری]] را نصیبت گرداند (و یا [[لباس تقوا]] را بر تو بپوشاند)، و تو را از [[پیروی]] [[هوا و هوس]] جلوگیری نماید. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ وَاسَاكَ}} بهترین برادرهایت، کسی است که تو را در مالش [[شریک]] گرداند. | |||
#{{متن حدیث|رب أخ لم يلده أمك}}: ای بسا [[برادری]] که مادرت او را، نزاییده است؛ یعنی از [[راه]] [[دوستی]]، [[اخلاص]] و [[ایمان]] برادرت شده، پس باید او را نگه داشته، و [[احترام]] نمایی. | |||
#{{متن حدیث|عَلَيْكَ بِإِخْوَانِ الصَّفَا فَإِنَّهُمْ زِينَةٌ فِي الرَّخَاءِ وَ عَوْنٌ فِي الْبَلَاءِ}}: بر تو باد به [[برادران]] [[پاک]] درون! زیرا آنان در فراخی [[زینت]]، و در [[بلا]] یاریکنندهاند. | |||
#{{متن حدیث|عَلَيْكَ بِمُؤَاخَاةِ مَنْ حَذَّرَكَ وَ نَهَاكَ فَإِنَّهُ يُنْجِدُكَ وَ يُرْشِدُكَ}}: بر تو باد به برادری کسی که تو را بترساند و باز دارد؛ زیرا اوست که تو را بلند گرداند و به [[راه راست]] آورد. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ كُلِّ شَيْءٍ جَدِيدُهُ، وَ خَيْرُ الْإِخْوَانِ أَقْدَمُهُمْ}}: [[بهترین]] هر چیز، تازه آن است، و بهترین برادرها، قدیمیترین آنان است. | |||
#{{متن حدیث|خَيْرُ الْإِخْوَانِ أَعْوَنُهُمْ عَلَى الْخَيْرِ وَ أَعْمَلُهُمْ بِالْبِرِّ وَ أَرْفَقُهُمْ بِالْمُصَاحِبِ}}: بهترین برادران، یاریکنندهترین آنها بر [[کار خیر]]، و عاملترین به نیکویی، و مداراخوترین آنان با همراه است. | |||
#{{متن حدیث|بِالتَّوَاخِي فِي اللَّهِ تَتِمُّ الْمُرُوَّةُ}}: با برادریکردن در [[راه خدا]]، برادری ثمربخش خواهد بود (یعنی رفاقتی [[ارزشمند]] است که فقط برای [[خدا]] باشد نه برای [[دنیا]]). | |||
#{{متن حدیث|تُبْتَنَى الْأُخُوَّةُ فِي اللَّهِ عَلَى التَّنَاصُحِ فِي اللَّهِ وَ التَّبَاذُلِ فِي اللَّهِ وَ التَّعَاوُنِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ التَّنَاهِي عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ التَّنَاصُرِ فِي اللَّهِ وَ إِخْلَاصِ الْمَحَبَّةِ}}: بنای برادری در راه خدا، بر نصیحتکردن یکدیگر در راه خدا، و [[بخشش]] به هم در راه خدا، و مدد کردن و [[تعاون]] بر [[طاعت خدا]]، و بازداشتن یکدیگر از نافرمانیهای خدا، و یارینمودن همدیگر در راه خدا، و خالصگردانیدن دوستی است. | |||
#{{متن حدیث|تَنَاسَ مَسَاوِئَ الْإِخْوَانِ تَسْتَدِمْ وُدَّهُمْ}}: بدیهای برادران را فراموش نما تا پاینده داری دوستی آنها را(یعنی نتیجه [[فراموشی]] [[لغزش]] و بدسلوکیهای آنان، دوستی دایمی است). | |||
#{{متن حدیث|مَنْ آخَا فِي اللَّهِ غَنِمَ}}: هر که در راه خدا برادری کند، نفع [[عظیم]] ببرد. | |||
#{{متن حدیث|من أخى في الدنيا حرم}}: هر که در راه دنیا، برادری نماید، [[محروم]] خواهد شد. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ لَا إِخْوَانَ لَهُ لَا أَهْلَ لَهُ}}: هر که برایش برادرانی نیست، [[اهل]] (و دوستانی) برای او نخواهد بود. | |||
#{{متن حدیث|مَنْ فَقَدَ أَخاً فِي اللَّهِ فَكَأَنَّمَا فَقَدَ أَشْرَفَ أَعْضَائِهِ}}: هر که [[برادری]] را در [[راه خدا]] نیابد (و یا از دست دهد)، گویا در [[حقیقت]] شریفترین اعضای خود را ندارد، (و یا از دست داده است). | |||
#{{متن حدیث|مَنْ أَحْسَنَ مُصَاحَبَةَ الْإِخْوَانِ اسْتَدَامَ مِنْهُمُ الْوُصْلَةَ}}: هر که [[مصاحبت]] و [[رفاقت]] [[برادران]] را [[نیکو]] نماید، پیوند با آنها را پاینده دارد. | |||
#{{متن حدیث|مَوْتُ الْأَخِ قَصُّ الْجَنَاحِ وَ الْيَدِ}}: [[مرگ]] [[برادر]]، کندن و یا بریدن بال و دست است (زیرا [[قدرت]] [[انسان]] تا اندازهای با برادر است، به ویژه اگر [[واقعی]] باشد).<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۱۸.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||