جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
#وجود نوری [[ائمه]]{{عم}} که نخستین آفریدههای هستی هستند بهگونهای است که [[پایداری]] عالم و [[نزول]] فيض به عالم به وجود آنها وابسته است؛ | #وجود نوری [[ائمه]]{{عم}} که نخستین آفریدههای هستی هستند بهگونهای است که [[پایداری]] عالم و [[نزول]] فيض به عالم به وجود آنها وابسته است؛ | ||
# [[امام]]{{ع}} از [[خداوند متعال]] درخواستی کرده و در پی آن، [[نزول]] فيض جریان مییابد. براساس این تصویر، افزون بر [[وجود امام]]، درخواست او نیز برای رسیدن فيض به [[بندگان]] اثرگذار است؛ | # [[امام]]{{ع}} از [[خداوند متعال]] درخواستی کرده و در پی آن، [[نزول]] فيض جریان مییابد. براساس این تصویر، افزون بر [[وجود امام]]، درخواست او نیز برای رسیدن فيض به [[بندگان]] اثرگذار است؛ | ||
# [[امام]]{{ع}} به [[اذن خداوند]] و بهگونه طولی در حال رتق و فتق امور است. در [[حقیقت]] وقتی گفته میشود بنا يرزق [[الله]]، بیان توحیدگونه آن است که نحن نرزق بإذن [[الله]]. روشن است که اسنادهایی از این دست با [[ادبیات]] [[قرآنی]] و [[روایی]] مخالف نیست؛ اما این همان فرضی است که پیشتر، از آن بهنام تفويض مطلق نام بردیم و [[اثبات]] کردیم که دلیلی بر آن وجود ندارد. بهنظر میرسد فرض دوم و چهارم از محل بحث خارج است؛ زیرا فرض دوم با تعابیری همچون بنا ينزل الغيث و... ناسازگار است؛ چراکه تعبير بنا که خطاب به [[مردم]] بیان شده است، چیزی جز وجود کنونی [[امام]] در عرصه دنیای مادی نیست و نمیتوان مقصود از آن را وجود نوری [[امامان]]{{عم}} دانست. به دیگر بیان، اینکه [[امام]] به [[مردم]] بفرماید: "به واسطه ماست که [[باران]] نازل میشود" و مقصود او غیر از وجود کنونیاش در [[دنیا]] باشد، خلاف ظاهر است. فرض چهارم نیز که همان آموزه تفويض مطلق است پیشتر، از آن سخن به میان آمد. ظاهر روایاتی که با عباراتی همچون {{عربی|لولا الحجة...}} يا {{عربی|بنا ينزل الغيث، بنا يرزق الله...}} آغاز میشود، از [[پذیرش]] این معنا که [[خداوند متعال]] کار عالم را به ایشان واگذار کرده تا آنها بهطور طولی به اداره عالم بپردازند، به دور است و آنچه در نگاه نخست به [[ذهن]] متبادر میشود، همان فرض اول یا سوم است. ازاینرو تنها فرض اول و سوم باقی میماند. مشکلی که فرض سوم دارد، آن است که باید [[امام]] را همواره در حال درخواست برای [[نزول]] [[رزق]]، [[خلق]] و... دانست که امری بعید مینماید. اگر هم بُعدی نداشته باشد، تنها روایتی که نگارنده برای [[تأیید]] آن یافته، توقیعی است که از سوی [[امام عصر]]{{ع}} درباره مسئله [[تفویض]] صادر شده است. آن [[حضرت]] فرمودند: «اما [[امامان]]{{عم}}؛ پس آنها از [[خداوند]] درخواست میکنند. پس [[خداوند]] میآفریند و روزی میدهد؛ برای پاسخ به درخواست آنها و [[بزرگداشت]] [[حق]] آنها».<ref>{{عربی|"وَ أَمَّا الْأَئِمَّةُ{{عم}} فَإِنَّهُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَى فَيَخْلُقُ وَ يَسْأَلُونَهُ فَيَرْزُقُ إِيجَاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَ إِعْظَاماً لِحَقِّهِمْ"}} (محمد بن حسن طوسی، الغيبة، ص۲۹۴؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۷۱).</ref> این [[روایت]] به وسيله على بن [[احمد]] دلّال [[قمی]] برای نخستین بار در کتاب الغيبة [[شیخ طوسی]] آمده و خود [[راوی]] یادشده به لحاظ رجالی مهمل است. افزون بر آن، به لحاظ دلالت نیز میتوان گفت که معنای [[روایت]]، با مسئله وساطت فيض بهگونه اول منافاتی ندارد؛ بدین بیان که ایشان در موارد جزئی برای افرادی خاص نیز [[دعا]] کرده و [[خداوند]] به [[برکت]] دعای ایشان، به کسی روزی ویژهای [[عنایت]] کند. چنانکه در [[روایات]] پرشماری نیز [[آموزش]] داده میشود که [[انسانها]] در دعاهای خود، [[امامان]] را واسطه قرار دهند تا [[خداوند متعال]] دعای آنها را [[مستجاب]] کند؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{عربی|"لاَ يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۹۱. این روایت در برخی منابع از رسول خدا{{صل}} نقل شده است (ر.ک: علی بن محمد خزاز قمی، كفاية الاثر، ص۳۹).</ref> یا آنکه گفته میشود هنگام رفتن به [[زیارت]] [[معصومان]]{{عم}} به ایشان [[متوسل]] شده، [[دعا]] کنید تا [[خداوند]] به [[برکت]] ایشان حاجتتان را برآورده سازد. بنابر آنچه [[گذشت]]، به نظر میرسد تصویر صحیح از [[وساطت فیض]]، همان است که وجود عنصری [[امام]]{{ع}} موجب [[پایداری]] عالم شده است و به واسطه وجود ایشان، [[خداوند]] به [[بندگان]] روزی داده، [[فیض]] خود را به موجودات هستی ارزانی میدارد. اینک پرسشی که پیش روی ماست آن است که آیا [[شأن]] وساطت فيض در انحصار [[امامان شیعه]] است؟ اگر چنین است، پیش از ایشان، این عالم از مجرای چه کسانی باقی مانده است؟ به دیگر سخن، [[امامان شیعه]] (یعنی وجود [[دنیوی]] آنها) در دوره زمانی خاصی در این [[دنیا]] حضور داشتهاند؛ درحالیکه [[دنیا]] و [[نظام هستی]] پیش از آنها نیز وجود داشته است. بنابراین چگونه میتوان پذیرفت که وجود [[امامان]]{{عم}} موجب [[حفظ]] و [[پایداری]] عالم است؟ با مراجعه به [[روایات]]، این [[پرسش]] نیز چنین پاسخ داده میشود که اولاً، در هر دوران در [[نظام هستی]]، [[امام]] و حجتی وجود دارد و عالم هیچگاه از [[امام]] و [[حجت]] خالی نیست؛ و ثانياً، در هر دوره، آن حجتْ [[واسطه فیض]] [[خداوند]] برای [[حفظ]] دنیاست. دراینباره از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} چنین [[نقل]] شده است: "همانا [[خداوند]] تبارک و تعالی از زمانی که [[حضرت آدم]]{{ع}} را آفرید، تا [[روز قیامت]]، [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذاشته است و به | # [[امام]]{{ع}} به [[اذن خداوند]] و بهگونه طولی در حال رتق و فتق امور است. در [[حقیقت]] وقتی گفته میشود بنا يرزق [[الله]]، بیان توحیدگونه آن است که نحن نرزق بإذن [[الله]]. روشن است که اسنادهایی از این دست با [[ادبیات]] [[قرآنی]] و [[روایی]] مخالف نیست؛ اما این همان فرضی است که پیشتر، از آن بهنام تفويض مطلق نام بردیم و [[اثبات]] کردیم که دلیلی بر آن وجود ندارد. بهنظر میرسد فرض دوم و چهارم از محل بحث خارج است؛ زیرا فرض دوم با تعابیری همچون بنا ينزل الغيث و... ناسازگار است؛ چراکه تعبير بنا که خطاب به [[مردم]] بیان شده است، چیزی جز وجود کنونی [[امام]] در عرصه دنیای مادی نیست و نمیتوان مقصود از آن را وجود نوری [[امامان]]{{عم}} دانست. به دیگر بیان، اینکه [[امام]] به [[مردم]] بفرماید: "به واسطه ماست که [[باران]] نازل میشود" و مقصود او غیر از وجود کنونیاش در [[دنیا]] باشد، خلاف ظاهر است. فرض چهارم نیز که همان آموزه تفويض مطلق است پیشتر، از آن سخن به میان آمد. ظاهر روایاتی که با عباراتی همچون {{عربی|لولا الحجة...}} يا {{عربی|بنا ينزل الغيث، بنا يرزق الله...}} آغاز میشود، از [[پذیرش]] این معنا که [[خداوند متعال]] کار عالم را به ایشان واگذار کرده تا آنها بهطور طولی به اداره عالم بپردازند، به دور است و آنچه در نگاه نخست به [[ذهن]] متبادر میشود، همان فرض اول یا سوم است. ازاینرو تنها فرض اول و سوم باقی میماند. مشکلی که فرض سوم دارد، آن است که باید [[امام]] را همواره در حال درخواست برای [[نزول]] [[رزق]]، [[خلق]] و... دانست که امری بعید مینماید. اگر هم بُعدی نداشته باشد، تنها روایتی که نگارنده برای [[تأیید]] آن یافته، توقیعی است که از سوی [[امام عصر]]{{ع}} درباره مسئله [[تفویض]] صادر شده است. آن [[حضرت]] فرمودند: «اما [[امامان]]{{عم}}؛ پس آنها از [[خداوند]] درخواست میکنند. پس [[خداوند]] میآفریند و روزی میدهد؛ برای پاسخ به درخواست آنها و [[بزرگداشت]] [[حق]] آنها».<ref>{{عربی|"وَ أَمَّا الْأَئِمَّةُ{{عم}} فَإِنَّهُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَى فَيَخْلُقُ وَ يَسْأَلُونَهُ فَيَرْزُقُ إِيجَاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَ إِعْظَاماً لِحَقِّهِمْ"}} (محمد بن حسن طوسی، الغيبة، ص۲۹۴؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۷۱).</ref> این [[روایت]] به وسيله على بن [[احمد]] دلّال [[قمی]] برای نخستین بار در کتاب الغيبة [[شیخ طوسی]] آمده و خود [[راوی]] یادشده به لحاظ رجالی مهمل است. افزون بر آن، به لحاظ دلالت نیز میتوان گفت که معنای [[روایت]]، با مسئله وساطت فيض بهگونه اول منافاتی ندارد؛ بدین بیان که ایشان در موارد جزئی برای افرادی خاص نیز [[دعا]] کرده و [[خداوند]] به [[برکت]] دعای ایشان، به کسی روزی ویژهای [[عنایت]] کند. چنانکه در [[روایات]] پرشماری نیز [[آموزش]] داده میشود که [[انسانها]] در دعاهای خود، [[امامان]] را واسطه قرار دهند تا [[خداوند متعال]] دعای آنها را [[مستجاب]] کند؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی صحیح فرمودند: {{عربی|"لاَ يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۹۱. این روایت در برخی منابع از رسول خدا{{صل}} نقل شده است (ر.ک: علی بن محمد خزاز قمی، كفاية الاثر، ص۳۹).</ref> یا آنکه گفته میشود هنگام رفتن به [[زیارت]] [[معصومان]]{{عم}} به ایشان [[متوسل]] شده، [[دعا]] کنید تا [[خداوند]] به [[برکت]] ایشان حاجتتان را برآورده سازد. بنابر آنچه [[گذشت]]، به نظر میرسد تصویر صحیح از [[وساطت فیض]]، همان است که وجود عنصری [[امام]]{{ع}} موجب [[پایداری]] عالم شده است و به واسطه وجود ایشان، [[خداوند]] به [[بندگان]] روزی داده، [[فیض]] خود را به موجودات هستی ارزانی میدارد. اینک پرسشی که پیش روی ماست آن است که آیا [[شأن]] وساطت فيض در انحصار [[امامان شیعه]] است؟ اگر چنین است، پیش از ایشان، این عالم از مجرای چه کسانی باقی مانده است؟ به دیگر سخن، [[امامان شیعه]] (یعنی وجود [[دنیوی]] آنها) در دوره زمانی خاصی در این [[دنیا]] حضور داشتهاند؛ درحالیکه [[دنیا]] و [[نظام هستی]] پیش از آنها نیز وجود داشته است. بنابراین چگونه میتوان پذیرفت که وجود [[امامان]]{{عم}} موجب [[حفظ]] و [[پایداری]] عالم است؟ با مراجعه به [[روایات]]، این [[پرسش]] نیز چنین پاسخ داده میشود که اولاً، در هر دوران در [[نظام هستی]]، [[امام]] و حجتی وجود دارد و عالم هیچگاه از [[امام]] و [[حجت]] خالی نیست؛ و ثانياً، در هر دوره، آن حجتْ [[واسطه فیض]] [[خداوند]] برای [[حفظ]] دنیاست. دراینباره از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} چنین [[نقل]] شده است: "همانا [[خداوند]] تبارک و تعالی از زمانی که [[حضرت آدم]]{{ع}} را آفرید، تا [[روز قیامت]]، [[زمین]] را از [[حجت]] خود بر [[مردم]] خالی نگذاشته است و به وسیله او [[بلا]] را از [[اهل]] [[زمین]] دفع، و [[باران]] را نازل، و [[برکات]] [[زمین]] را خارج میکند".<ref>{{عربی|"إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُخَلِّ الْأَرْضَ مُنْذُ خَلَقَ آدَمَ{{ع}} وَ لاَ يُخَلِّيهَا إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ بِهِ يَدْفَعُ الْبَلاَءَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ بِهِ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِهِ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ"}} (محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۳۸۴). گفتنی است تمام افراد در سلسله سند این حدیث، موثقاند؛ جز علی بن عبدالله وراق که از مشایخ صدوق است؛ اما درباره او توثیقی وارد نشده است.</ref> [[ابوحمزه]] نیز در روایتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید که آیا [[زمین]] بدون [[امام]] باقی میماند؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{عربی|"لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ"}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۹.</ref> بنابراین [[نظام هستی]] هیچگاه از [[امام]] خالی نیست و اگر لحظهای بدون [[امام]] باشد، در هم فرو میریزد؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} نیز فرمودند: "اگر [[امام]] لحظهای از [[زمین]] برداشته شود، [[زمین]] [[اهل]] خود را مضطرب ساخته، مواج میکند؛ همانگونه که دریا [[اهل]] خود را چنین میکند".<ref>همان.</ref> تعبیر موجود در [[حدیث]] (يعنی لماجت بأهلها) کنایه از بینظمی در [[نظام آفرینش]] است. در [[حقیقت]] [[وجود امام]] موجب [[امنیت]] و [[نظم]] در [[نظام هستی]] است. با توجه به آنچه گفته شد، روشن میشود که همواره در عالم، امامانی وجود دارد که [[واسطه فیض]] خداوندند. پس از [[وفات]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز این [[شأن]] در هر دوره در [[اختیار]] یک [[امام]] بوده است.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||