آزادی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۸۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ مارس ۲۰۲۱
خط ۳۱: خط ۳۱:
این تعریف از آزادی، در قالب برخی نظریه‌ها<ref>در این باره نظریه «مک کالوم» قابل بررسی و ارائه است. ر.ک: شریف لک‌زایی، «رابطه آزادی و اخلاق با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله مطهری».</ref> نیز قابل ارائه است. به این معنا که [[انسان]]، یعنی فاعل آزادی - اگر خواستار آزادی باشد- با سعی و تلاش، موانع پیش روی خود را از میان می‌برد و پس از آن در راستای شدن و رسیدن به [[هدف]] خاصی تلاش و استعدادهایش را در آن زمینه هزینه می‌کند. البته در اینجا افزون بر اینکه فقدان موانع، شرط آزادی شمرده می‌شود از سوی دیگر هدف نیز به طور مصداقی مشخص و تصریح می‌شود؛ رسیدن به تکامل و بروز و [[ظهور]] استعدادها که دارای بار ارزشی ویژه‌ای در [[اندیشه]] [[دینی]] است.
این تعریف از آزادی، در قالب برخی نظریه‌ها<ref>در این باره نظریه «مک کالوم» قابل بررسی و ارائه است. ر.ک: شریف لک‌زایی، «رابطه آزادی و اخلاق با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله مطهری».</ref> نیز قابل ارائه است. به این معنا که [[انسان]]، یعنی فاعل آزادی - اگر خواستار آزادی باشد- با سعی و تلاش، موانع پیش روی خود را از میان می‌برد و پس از آن در راستای شدن و رسیدن به [[هدف]] خاصی تلاش و استعدادهایش را در آن زمینه هزینه می‌کند. البته در اینجا افزون بر اینکه فقدان موانع، شرط آزادی شمرده می‌شود از سوی دیگر هدف نیز به طور مصداقی مشخص و تصریح می‌شود؛ رسیدن به تکامل و بروز و [[ظهور]] استعدادها که دارای بار ارزشی ویژه‌ای در [[اندیشه]] [[دینی]] است.
به هر حال آنچه از مباحث مذکور می‌توان [[استنباط]] کرد، [[همراهی]] دو مفهوم مثبت و منفی آزادی است. اهمیت این همراهی از آن رو است که تا آزادی در بُعد منفی تحقق نیابد نمی‌توان از آزادی مثبت سخن گفت. در این صورت، جایی برای [[دین و اخلاق]] هم باقی نخواهد ماند. از این وضعیت می‌توان تقدم [[آزادی]] را بر [[اخلاق]] [[استنباط]] کرد. در واقع تا آزادی، به عنوان عنصری از [[فضائل اخلاقی]]، تحقق نیابد نمی‌توان بحثی از سایر فضائل اخلاقی و [[اخلاقیات]] به میان آورد. آزادی در بعد منفی گرچه در ابتدا نمود می‌یابد، اما از سویی آزادی مثبت معطوف [[تکامل]] و [[سعادت]] است و به منزله مهم‌ترین [[هدف اخلاق]] به شمار می‌آید<ref>[[شریف لک‌زایی|لک‌زایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۱۶.</ref>
به هر حال آنچه از مباحث مذکور می‌توان [[استنباط]] کرد، [[همراهی]] دو مفهوم مثبت و منفی آزادی است. اهمیت این همراهی از آن رو است که تا آزادی در بُعد منفی تحقق نیابد نمی‌توان از آزادی مثبت سخن گفت. در این صورت، جایی برای [[دین و اخلاق]] هم باقی نخواهد ماند. از این وضعیت می‌توان تقدم [[آزادی]] را بر [[اخلاق]] [[استنباط]] کرد. در واقع تا آزادی، به عنوان عنصری از [[فضائل اخلاقی]]، تحقق نیابد نمی‌توان بحثی از سایر فضائل اخلاقی و [[اخلاقیات]] به میان آورد. آزادی در بعد منفی گرچه در ابتدا نمود می‌یابد، اما از سویی آزادی مثبت معطوف [[تکامل]] و [[سعادت]] است و به منزله مهم‌ترین [[هدف اخلاق]] به شمار می‌آید<ref>[[شریف لک‌زایی|لک‌زایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۱۶.</ref>
==ارکان آزادی==
[[آزادی]]، از دو رکن بسیار مهم تشکیل شده است: نخست، [[عصیان]] و [[تمرد]] و دیگری [[تسلیم]] و [[انقیاد]]. آزادی بدون عصیان و تمرد، رکود و [[اسارت]] است و بدون تسلیم و انقیاد و اصولی بودن، [[هرج و مرج]] است<ref>یادداشت‌ها، ج۱، ص۶۷ و ۱۱۷.</ref>. [[انسان]] از یک‌سو در مقابل استبدادورزی و استبدادپذیری عصیان می‌کند و سعی در رها ساختن خود و [[جامعه]] خود از چنین وضعیتی دارد، و از سویی دیگر، این رها شدن را نهادینه می‌کند و آزادی را در قالب نظمی و به تعبیری تسلیم و انقیاد و اصولی بودن، سامان می‌دهد و روشن می‌سازد که آزادی را برای چه می‌خواهد و در چه مواردی قصد دارد از آن بهره‌مند شود. این دو ویژگی همواره به [[آدمی]] این توان را می‌دهد که از [[استبداد]] بگریزد و از دیگر سوی گرفتار هرج‌و‌مرج نیز نشود و مشی [[متعادل]] و متوازنی را طی کند. این به معنای در [[اختیار]] گرفتن و بهره‌مند شدن از آزادی منفی و آزادی مثبت به طور توأمان است. از این منظر، [[اسلام]]، هم [[شعار]] آزادی را مطرح و هم اصول آزادی را تبیین کرده است. نخستین شعار اسلام، یعنی {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} متضمن و مشتمل است بر سلب و ایجاب، [[نفی]] و [[اثبات]]، عصیان و تسلیم، نه و آری، فصل و وصل، [[بندگی]] و آزادی، ولی نه به صورت دو شیء جداگانه، بلکه به صورت دو شیء وابسته به یکدیگر که هیچ کدام بدون دیگری امکان‌پذیر نیست<ref>یادداشت‌ها، ج۱، ص۵۷.</ref>. نخستین نفخه آزادی اسلام به وسیله همین جمله دمیده شد و [[روح]] [[آزادی‌خواهی]]، آزاداندیشی و [[آزادمنشی]] را بر [[جان]] و [[دل]] [[آدمیان]] جاری ساخت. آزادی از [[بت‌ها]]، از طوق بندگی ابوسفیان‌ها و ابوجهل‌ها، از طوق بندگی [[پول]] و [[ثروت]]، از طوق بندگی [[هوا و هوس]] و [[نفس اماره]] به وسیله همین جمله با [[ارزش]] حاصل شد<ref>یادداشت‌ها، ج۱، ص۵۸، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref>»<ref>[[شریف لک‌زایی|لک‌زایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۲۱.</ref>


==منابع==
==منابع==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش