حسبه در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۵۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ مارس ۲۰۲۱
خط ۱۶: خط ۱۶:


[[تئوری]] "امور حسبه" به معنای وسیع آن یکی از [[دلایل]] [[وجوب]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] و اصل [[ولایت فقیه]] می‌باشد؛ زیرا [[حفظ]] مبانی [[مذهب]]، [[پاسداری]] از [[حریم]] [[قوانین الهی]]، جلوگیری از [[انحراف‌ها]] و ردّ [[شبهات]]، [[دفاع]] از تهاجم [[فرهنگی]]، خنثی‌سازی توطئه‌ها و [[مراقبت]] از مرزهای [[کشور]]، که از مصادیق بارز امور حسبی می‌باشد، بدون استقرار یک [[نظام سیاسی]] مبتنی بر اصول و مبانی [[اسلامی]]، امکان‌پذیر نیست<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۸۱.</ref>.
[[تئوری]] "امور حسبه" به معنای وسیع آن یکی از [[دلایل]] [[وجوب]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] و اصل [[ولایت فقیه]] می‌باشد؛ زیرا [[حفظ]] مبانی [[مذهب]]، [[پاسداری]] از [[حریم]] [[قوانین الهی]]، جلوگیری از [[انحراف‌ها]] و ردّ [[شبهات]]، [[دفاع]] از تهاجم [[فرهنگی]]، خنثی‌سازی توطئه‌ها و [[مراقبت]] از مرزهای [[کشور]]، که از مصادیق بارز امور حسبی می‌باشد، بدون استقرار یک [[نظام سیاسی]] مبتنی بر اصول و مبانی [[اسلامی]]، امکان‌پذیر نیست<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۸۱.</ref>.
==حسبه در فقه سیاسی امام خمینی==
از مفاهیم اساسی و محوری که در [[فقه سیاسی شیعه]]، بلکه [[اسلام]] وجود دارد مفهوم [[حسبه]] است. بر اساس این مفهوم، برخی از مسائل مهم [[سیاسی]] و [[امور اجتماعی]] وجود دارد که از [[شئون]] [[حکومت]] و از [[وظایف]] [[رهبری جامعه]] به شمار می‌آید. و این امور به گونه‌ای هستند که [[شارع مقدس]] در هیچ حال [[راضی]] به ترک و فروگذاری آنها نیست، اموری مانند [[ارشاد]] و [[تبلیغ]] [[مردم]]، [[بیان احکام]] [[الهی]] و [[تعلیم و تربیت]] [[جامعه]]، [[برقراری امنیت]] و [[آرامش]] همه جانبه، [[حفظ مرزها]] از [[تجاوز]] [[بیگانگان]]، فراهم‌سازی امکانات مدرن و لازم [[جنگی]] و تقویت و توسعه صنایع نظامی و [[دفاعی]]، حراست از [[فرهنگ]] و [[میراث]] [[دینی]] و ملی، نگه‌داری و استفاده بهینه از [[ثروت‌های عمومی]] و سرمایه‌های ملی و جلو‌گیری از به هدر رفتن و [[غارت]] شدن این منابع، [[نظارت]] و کنترل دقیق نسبت به واردات، صادرات کالاها، آمد و شد گردشگران، بازرگانان و افراد سیاسی، اجرای دقیق مجازات‌ها و کیفرهای [[اسلامی]] و برخورد [[قاطع]] و سنجیده با [[مجرمان]] و [[اخلالگران]] [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]]، سیاسی و [[فرهنگی]]، سرویس‌دهی و ارائه خدمات بهداشتی، درمانی، غذایی و رفع کمبودها و ترمیم نواقص و... بخشی از این امور ضروری محسوب می‌شوند. نتیجه آن‌که بر اساس این مفهوم، هر چه در یک جامعه ضروری و لازم است و هر کس و یا همه نمی‌توانند متصدی آن باشند، تنها بر عهده تشکیلات و [[سیستم]] [[حکومتی]] است. و با توجه به این که [[شریعت اسلام]] مردم را در [[زمان غیبت]] به خودشان واگذار نکرده و [[احکام اسلام]] جامع و [[جاودانه]] است، از این روی امور [[شریعت]] می‌بایست در جامعه به [[اجرا]] در آید و با توجه به این که این امور متصدی جهت اجرا ندارند، لذا این امور بر عهده [[ولی فقیه]] نهاده می‌شود و وی تنها کسی است که با فرض عدم [[حضور معصوم]] در جامعه، [[شارع]] به [[ولایت]] و [[سرپرستی]] وی راضی است.
بلکه برخی، در صورت عدم [[دلالت روایات]]، بر [[ولایت فقیه]]، [[ادله]] [[حسبه]] را علاوه بر اموری از قبیل [[سرپرستی]] افراد بی‌سرپرست و [[مجهول المالک]]، نسبت به مقوله [[حکومت]] تعمیم داده، اصل [[تشکیل حکومت]]، اداره [[امور اجتماعی]] و مسائل [[سیاسی]] و تضمین و تأمین هدف‌های عالی [[شریعت]] را از مهم‌ترین [[امور حسبیه]] به شمار آورده، بلکه تأمین مسائل [[رفاه عمومی]] را افزون بر [[حفظ]] [[مصالح]] و برآوردن همه نیازهای [[اجتماعی]]، جزء [[وظایف حکومت]] و در ذیل مسأله حکومت قرار داده و اداره این امور در [[زمان غیبت]] را یا بر عهده [[فقیه عادل]] نهاده، و یا [[انسان]] [[شایسته]] دیگری را با [[اذن]] و اجازه [[فقیه]]، متصدی این امور دانسته‌اند<ref>صراط النجاة، ج۱، ص۱۰.</ref>.
معنای لغوی: حسبه در لغت به معنای [[کوشش]] و تلاش در کارهای [[پسندیده]]، بدون [[چشم‌داشت]] و مزد از کسی جز [[خداوند]]، آمده است<ref>ر.ک: مفردات الفاظ قرآن، ص۱۱۶ - ۱۱۷؛ مجمع البحرین، ج۱، ذیل ماده حسب.</ref>. [[ابن اثیر]] در تعریف این واژه، این گونه آورده است: این واژه، از [[خانواده]] “احتساب” است، به معنای آغاز کردن کاری با تمام دشواری‌های آن، به [[انگیزه]] [[معنوی]] و گسترش دادن [[نیکی‌ها]] در [[جامعه]] به شیوه خوش‌آیند، برای [[خشنودی]] خداوند<ref>النهایة فی غریب الحدیث، ج۱، ص۳۸۲.</ref>.
و لکن با وجود تعدد معانی‌ای که در مورد این واژه آمده است، سازگارترین معنای حسبه در محدوده بحث ما [[حسن تدبیر]]، [[سازماندهی]] و [[مدیریت]] عالی است: فلان فرد دارای [[حُسن]] حسبه است، یعنی دارای حسن تدبیر است. حِسبه در این کاربرد به معنای اندوختن [[ثواب]] نیست<ref>معجم مقاییس اللغة، ماده حسب.</ref>. همین معنا از راغب اصفهانی در مفردات از قول اصمعی حکایت شده و در لسان العرب نیز مورد تأکید قرار گرفته است<ref>ر.ک: مفردات الفاظ قرآن، ماده حسب، لسان العرب، ماده حسب.</ref>.
بنابراین اصل معنای حسبه، همان حساب‌گری است و معنایی که از حسبه با بحث [[ولایت]] بر امور [[عامه]] سازگار است، همان حساب‌گری، [[سازمان‌دهی]]، [[نظارت]]، کنترل و در نتیجه مدیریت و سرپرستی است. موارد کاربرد این واژه در کلمات [[فقها]] و نیز در دو کتاب الاحکام السلطانیه ماوردی و معالم القربه ابن [[اخوه]]، [[شاهد]] صادقی بر این مدعا است.
[[حسبه]] در اصطلاح: با توجه به این که [[فقیهان]] در عمده ادوار [[غیبت]] [[قادر]] نبودند به [[اداره جامعه]] در سطح کلان بپردازند و از سوی دیگر تعطیل شدن و بی‌سرپرستی بسیاری از [[امور شرعی]] را بر نمی‌تابیدند، از این روی [[تولی]] بسیاری از امور را در قالب حسبه بر عهده گرفته، و بر همین اساس از تعطیلی اموری که [[شارع]] به عدم انجام آنها ناراضی است جلوگیری می‌نمودند. با توجه به این مسأله باید حسبه را اصطلاحی [[فقهی]] دانست، که از سوی فقیهان و در [[کتب فقهی]] مورد توجه و تعریف قرار گرفته است. تعریف و تبیین برخی از فقیهان در مورد مقوله حسبه، می‌تواند در راستای فهمی صحیح‌تر مطلوب واقع شود:
#هر کاری که مربوط به حوزه [[زندگی]] [[دینی]] یا [[دنیوی]] [[مردم]] بوده و انجام آن لازم و غیر قابل اجتناب باشد، خواه بایستگی و اجتناب ناپذیری آن به [[دلیل عقلی]] و یا به اقتضای عرف و [[عادت]] و یا به [[حکم]] [[شریعت]] باشد. انجام چنین اموری تنها در صلاحیت [[فقیه جامع الشرایط]] است<ref>عوائد الایام، ص۳۵۶.</ref>.
#هر عمل پسندیده‌ای که [[یقین]] به [[رضایت]] شارع در تحقق خارجی آن احراز شود<ref>کتاب المکاسب، ص۱۵۴.</ref>.
#از جمله [[قطعیات]] [[مذهب]] ما [[طایفه]] [[امامیه]] این است که در [[عصر غیبت]]، آنچه از [[وظایف]] نوعیه را که عدم رضای [[شارع مقدس]] به [[اهمال]] آن معلوم باشد، وظایف حسبیه نامیده و [[نیابت]] فقهای عصر را در آن [[قدر]] متیقن و [[ثابت]] دانستیم حتی با عدم ثبوت [[نیابت عامه]] در جمیع [[مناصب]]<ref>تنبیه الامة و تنزیه المله، ص۴۶.</ref>.
حسبه از دیدگاه [[امام خمینی]]: امام خمینی نیز که مسائل [[فقه سیاسی]] را مورد [[عنایت]] خود قرار داده و در [[فقه]] استدلالی خود، برای [[ولایت فقیه]] [[استدلال]] می‌نماید، به مسأله حسبه اهتمام ورزیده و آن را مورد تعریف قرار می‌دهد. گرچه تعریف ایشان نیز در راستای تعریف [[فقیهان]] دیگر قرار دارد و مطابق تلقی مشهور از مقوله [[حسبه]] است: [[امور حسبیه]] چیزهایی است که احراز شده است [[شارع]] [[اقدس]] در هیچ حالی [[راضی]] به [[اهمال]] و فروگذاری آنها نیست<ref>کتاب البیع، ج۲، ص۶۶۵.</ref>.
ایشان که مقوله حسبه را در بحث استدلالی خویش در خصوص [[ولایت فقیه]] مورد [[عنایت]] قرار داده‌اند، بر این [[باور]] قرار گرفته‌اند که [[دلیل حسبه]] می‌تواند در عرض سایر [[ادله ولایت فقیه]]، مورد [[استدلال]] قرار گرفته و به [[اثبات]] اختیارات وسیع [[فقیه]] در [[عصر غیبت]] بپردازد. بر این اساس، ایشان پس از استدلال به روش [[عقلی]] و بعد از استدلال به [[روایات]]، استدلال به حسبه را در مرتبه سوم قرار داده و با تبیین حوزه وسیع آن، [[حفظ نظام]]، حراست از مرزها و سرحدات [[کشور]]، [[حفظ]] [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[فرهنگ]] [[جوانان]] از [[تبلیغات]] [[منحرف]] کننده و مقابله با تبلیغات ضد [[اسلامی]] را از آشکار‌ترین مصادیق حسبه نام برده و دست‌یابی به این اهداف بلند را در سایه [[تشکیل حکومت اسلامی]] میسر دانسته و این گونه نگاشته است: بر فرض [[چشم‌پوشی]] از ادله ولایت فقیه، بی‌شک تنها فقهای [[عادل]] کسانی‌اند که به طور [[یقین]] از نظر شارع صلاحیت [[تصدی]] [[حکومت اسلامی]] را دارند. بنابراین دخالت نظر فقیه و [[لزوم]] [[اذن]] و اجازه او در [[تشکیل حکومت]]، گریزناپذیر است. و با فرض نبود [[فقها]] و یا [[ناتوانی]] آنان، بر [[مسلمانان]] عادل [[واجب]] است که با اجازه فقیه در صورت امکان به تشکیل حکومت اسلامی [[قیام]] و [[اقدام]] نمایند<ref>ر.ک: کتاب البیع، ج۲، ص۶۶۵.</ref>»<ref>[[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص ۲۴-۲۸.</ref>


==منابع==
==منابع==
۸۱٬۲۷۳

ویرایش